جغرافیای سیاسی جهان پس از ظهور ( وضعیت مرزها، ملیتها و...)
سید اسماعیل حسینی اجداد
مرجع : کمیته علمی همایش بین المللی دکترین مهدویت
چکیده :
از آیات، روایات و کتب مقدس آسمانی استفاده میشود که جهان، روزی را در پیش دارد که در آن روز، همهی کشورهای کوچک و بزرگ به یک کشور تبدیل میشود. مرزهای جغرافیایی کشورها برداشته میشود و حکومت واحد جهانی بر پایهی عدالت و آزادی تشکیل میگردد و یک رهبر با یک دین و یک قانون اساسی در همهی جهان حکومت میکند.
قرآن با صراحت دربارهی جهانی شدن اسلام و غلبهی این دین بر سایر ادیان خبر میدهد. «هو الذی أرسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کلّه و لو کره المشرکون”.
از گفتار معصومین (ع) در ذیل این آیه بر میآید که هنوز تأویل این آیه محقق نشده است و روزی خواهد رسید که دین حق ـ اسلام ـ علی رغم خواستهی مشرکان بر همهی دنیا سیطره یابد و بندگان صالح خدا، وارثان زمین باشند چرا که بر اساس وعده الهی، عاقبت از آن پرهیزگاران است.
علاوه بر قرآن، روایات فراوانی بر غلبهی کامل دین اسلام بر تمام ادیان جهان دلالت دارد. رسول اکرم (ص) فرمودند که در آن روز آیین مقدس اسلام روی زمین را فرا میگیرد، حکومت از دست کفار گرفته میشود و حکومتی جز حکومت اسلامی باقی نخواهد ماند و تا هر کجا که تاریکی شب نفوذ کند، این آیین مقدس نفوذ خواهد کرد. امام سجاد (ع) نیز فرمودند که خداوند به هنگام قیام قائم، اسلام را بر همهی ادیان پیروز میگرداند.
حضرت قائم در آخرالزمان ریشهی همهی تضادها، برخوردها و اختلافات را که از کفر، شرک و نفاق بر میخیزد، از بیخ و بن بر میکند تمامی اختلافات دینی، قومی، نژادی، ملی و جغرافیایی را از میان میبرد تا جایی که همه در برابر خدای تعالی خاضع میشوند و تنها خدای یگانه را میپرستند و در سایهی یک حکومت، یک رهبر و یک قانون اساسی عادلانه زندگی میکنند.
چون حکومت واحد جهانی بر اساس عدالت و آزادی استوار میگردد دیگر مرزهای جغرافیایی و قراردادی در جهان باقی نمیماند و هر کس از شرق تا غرب جهان در آن روزگار مسافرت کند به گذرنامه و روادید نیازی نمییابد. بلکه بدون مجوز رسمی با عالیترین وسایل نقلیهی آن روز حرکت مینماید و بی هیچ نگرانی به مقصد میرسد؛ زیرا همهی جهان در آن روزگار به یک امت واحد مبدّل میشود و تنها یک حکومت بر آن حاکمیت دارد و آن حکومت عدل “بقیه الله» است و فقط پرچم اسلام بر فراز گیتی به اهتزاز در میآید و قرآن کریم به عنوان قانون اساسی بر دنیا حکمرانی میکند.
درحکومت عدل جهانی علاوه بر زوال مرزی کشورها و جوامع، مرزهای مالکیت نیز کمفروغ میشود. زیرا مردم بی نیاز و نسبت به مال دنیا بیرغبت میگردند. دیگر نیازی به حساب و کتاب دقیق نیست و حتی لازم نیست که دقیقاً مرزهای مالکیت خود را تعیین کنند بنابراین اگر کسی به چیزی نیاز داشته باشد، آن را از جیب دیگری بر میدارد بدون این که اعتراضی از جانب او رخ دهد.
مقدمه
با توجه به گرایشها و اعتقادات مختلف مردم در دنیا از گذشته تاکنون شهرها و کشورهای بزرگ و کوچک با انگیزههای متنوع سیاسی و مذهبی شکل میگیرد و هر کدام با مشخصات و ویژگی خاصی در دنیا شناخته میشود. در این میان وقتی از جغرافیای سیاسی جهان پس از ظهور حضرت مهدی (عج) سخن به میان میآید، بیگمان این فرضیه به ذهن میرسد که یگانگی و اتحاد مردم از جهت دینی و اعتقادی، رفع اختلافات در میان آنان و گسترش فرهنگ عبودیت و زوال شرک در بینشان باعث خواهد شد که مرزبندیهای سیاسی کنونی جهان از بین برود و تنها، قدرت اسلام با ولایت حضرت مهدی (عج) بر جهان سیطره یابد.
از سوی دیگر با فراگیر شدن اسلام ناب محمدی (ص) و به قدرت رسیدن صالحان و پرهیزگاران، بشر به سوی تکامل خود سوق داده میشود و شرک از زوایای جامعهی آن روزگار زوال مییابد.
این مقاله موضوعات متنوعی از قبیل وضعیت مرزبندیها در دورهی آخرالزمان، جهانی شدن دین اسلام، اقلیتهای مذهبی و نحوهی رفتار حضرت مهدی (عج) با سایر ادیان را در بر میگیرد. در پایان هم از برترین قدرت سیاسی آن روزگار بر طبق روایات سخن به میان میآید.
وضعیت مرزها:
با مطالعه روایات و احادیث معصومین (ع) میتوان دریافت که جهان روزی را در پیش دارد که آن هنگام همهی کشورهای کوچک و بزرگ به یک کشور تبدیل میشود و دارای یک پایتخت واحد میگردد. مرزهای جغرافیایی شهرها و کشورها برداشته میشود و حکومت واحد جهانی بر پایهی آزادی و عدالت تشکیل میگردد و یک قانون و یک رهبر در پرتو دین اسلام بر تمام جهان حکمرانی میکند.
عدالت در همهی مناطق زمین فراگیر میشود و ظلم و ستم از میان مردم رخت بر میبندد و راهها امن میگردد. (شیخ مفید، الارشاد، ج2، ص384 / و هم چنین إربلی، کشفالغمّه، ج2، ص465) و زمین برکات خود را بر اهلش فزونی میدارد و در آن روز ایمان مردم به ولایت محقق میشود. آن هنگام وعدهی نزول برکات الهی فرا میرسد. “لو أنَّ أهلَ القری آمَنُوا و اتَّقَوا لَفَتَحنا عَلَیهم برکاتٍ مِن السَّماءِ و الارض»1 (اعراف ـ 99)
اصولاً سیاستمداران برای کنترل کشورها و مناطق تحت سلطهی خود و برای دستیابی به مقاصد مادی خود به مرزبندی کشورها دست میزنند و قوانینی را برای کنترل بر این مناطق وضع میکنند که ویژگی اصلی و بارز این قوانین زورگویی و چپاولگری مردم ضعیف است.
اما در پایان شکوهمند تاریخ که دین اسلام فراگیر و عالمگیر میگردد نیازی به این مرزهای جغرافیایی کنونی نیست چرا که تنها یک حکومت عدل جهانی به رهبری حضرت مهدی (عج) تشکیل میگردد و دین اسلام علی رغم خواستهی مشرکین همهی کرهی زمین را فرا خواهد گرفت؛ “هُو الَّذِی أرسَلَ رَسولَه باِلهدی و دین الحقِ لِیُظهِرَه علی الدّین کُلّه و لوکَرِه المُشرکونَ»2 (صف ـ 9 / و هم چنین توبه ـ 33). به همین سبب در احادیث معصومین در ذیل این آیه به صراحت ذکر میشود که هنوز تأویل آن محقق نشده است و تحقق واقعی آن در زمان یک پارچگی دنیا در دوره حضرت حجت (عج) رخ میدهد. (شیخ صدوق، کمال الدین، ج2، ص670/ و هم چنین علامه حلی، العدد القویّه، ص 69)
فلسفهی وجودی اسلام این است که همهی ملّتها و امّتها را متحد سازد و آنها را به یک امت واحد تبدیل کند و اساس همهی تضادها، برخوردها و اختلافات را که از کفر، شرک و ستم مایه میگیرد از ریشه بسوزاند و همهی اختلافات قومی، نژادی، ملی، جغرافیایی و حتی اختلافات دینی را از بین ببرد تا جایی که همه در برابر خدای تعالی سر فرود آورند و تنها خدای یگانه را پرستش نمایند و در سایهی آن امت واحد، عادلانه زندگی کنند.
آیینهای آسمانی که در اعصار مختلف بر پیامبران برای هدایت بشر نازل میشود همانند باران پاک، زلال و شفاف است و بر زمین و زمینیان فرود میآید و از هر گونه رجس و آلودگی به دور است و در هر جا که فرود آید، پیام یگانگی معبود و آزادی را برای انسان به ارمغان میآورد.
این آیینهای الهی که در آغاز به صفا و پاکی باران، روشنایی آفتاب و زیبایی بهار است، با تماس به افکار منحط جاهلان و دستهای آلوده مغرضان کینه توز و آمیخته شدن با عادات، رسوم، شهوتها و هواهای نفسانی گاهی چنان تحریف و تفسیر به رأی میشود که جاذبهی خود را به کلی از دست میدهد. از این رو اسلام با وجود پویایی و تحرک که زمانی عقب افتادهترین ملّتها را به پیشروترین ملل تبدیل کرده نیز از این انحطاط به دور نمیماند. بنابراین از اخبار و روایات نباید تعجب کرد که در روزگار مهدی (عج) توجیهات، تأویلات و تحریفات، بسیاری از باورهای ناب اسلامی را تهدید میکند و ساختههای ذهنی مدعیان دین، به عنوان باورهای دینی ترویج میشود. به همین سبب در بسیاری از روایات اسلامی از تجدید دین و آمدن آیین جدید توسط امام مهدی (عج) سخن به میان آمده است.
حضرت علی (ع) در همین زمینه میفرمایند که ایشان (عج) هواپرستی را به خداپرستی باز میگردانند پس از آن که مردم خداپرستی را به هواپرستی بازگرداندهاند و رأیها را به قرآن برمیگردانند پس از آن که مردم در قرآن تفسیر به رأی کردهاند. (فیض الاسلام، ترجمه و شرح نهجالبلاغه، خطبه 138).
توحید در حکومت، سیاست، دین، قانون و در همهی زمینهها که شالودهی اساسی یک حکومت درخشان است، پدیدار میشود و نفوس مردم تکامل مییابد که در این حالت پایهی آغازین حکومت عدل جهانی برقرار میشود. «و بر زبان همهی مردم آن روزگار ذکر لا اِله اِلا الله جاری میگردد». (العیاشی، ج2، ص60 / و هم چنین مجلسی، ج 52، ص340).
چون حکومت واحد جهانی بر اساس عدالت و آزادی استوار گردید، دیگر مرزی در جهان باقی نمیماند. اگر کسی از شرق جهان تا غرب آن روزگار مسافرت کند، به گذرنامه، روادید و ارز نیاز پیدا نمیکند. بلکه بدون مراجعه به مقامهای سیاسی با عالیترین وسایل نقلیهی آن روز حرکت میکند و بدون هیچ نگرانی به مقصد خود میرسد. چرا که تنها یک حکومت بر جهان حکمرانی میکند و یک پرچم برفراز گیتی آراسته میگردد و اساس قانون آن جامعه، قرآن خواهد بود. در حکومت عدل جهانی نه تنها مرز کشورها و جوامع بلکه مرزهای مالکیت نیز کمفروغ میگردد. زیرا همه بینیاز میشوند و نسبت به مال دنیا بیرغبت میگردند. دیگر نیازی به حساب و کتاب دقیق ندارند چرا که در صورت نیاز میتوانند خواستهی خود را از جیب دیگری تأمین کنند بدون این که از برادر ایمانی خود اعتراضی بشنوند.
در این هنگام دوران برابری و برادری فرا میرسد و مرزهای کشورها و مالکیتها رنگ واقعی خود را از دست میدهد و این موانع از مسیر اجرای عدالت برداشته میشود.
با از بین بردن مرزها و حدود جغرافیایی، حکومت جهانی حضرت مهدی (عج) تکامل مییابد و موانعی که به دست خود بشر، ساخته شده به زوال میگراید و او به منتهای آرزو و خواستهاش که آزادی در عمل، تحرک زندگی و عبادت حق میباشد، میرسد. زمین است که مهد و وطن هر انسانی در عصر حضرت مهدی (عج) میشود و آدمیان خدای را عبادت میکنند و از شرک تهی میگردند (نور ـ 55).
جهانی شدن اسلام از روی اجبار
از آیات و روایات برمیآید که اسلام سرانجام بر همهی ادیان دیگر غلبه مینماید و دینی جز آن بر روی زمین باقی نمیماند.
از آغاز صدراسلام و با شروع نزول تدریجی قرآن، این معنا از مفاهیم قرآنی به طور آشکار و پنهان برداشت میشد «أفغیر دینَ اللهِ یبغون وَلَه أسلَمَ مَن فی السمواتِ والارضِ طوعاً و کرها»3 (آل عمران ـ 83) بنابراین در آسمان و زمین یا از روی اطاعت و میل قلبی و یا از روی اجبار همه دین اسلام را میپذیرند. به طوری که تحقق واقعی منظور و مفهوم این آیه را در زمان امام دوازدهم تأویل مینمایند و میفرمایند که حضرت قائم (عج) در آن زمان اسلام را بر یهودیان، مسیحیان، صائبیها، زندیقها و کفّار در شرق و غرب زمین عرضه میدارند و هر کس که اسلام را نپذیرد، کشته میشود. بدین سان در شرق و غرب جهان کسی باقی نمیماند جز این که دین اسلام را میپذیرد و خدای را به یگانگی پرستش مینماید. (مجلسی، ج52، ص340).
در آن روزگار راهی برای کافران و مشرکان باقی نمیماند که به فساد خود ادامه دهند و پناهگاه و مأمنی ندارند که پنهان بمانند. حتی زیر صخرهها نیز برای آنان امن نخواهد بود چرا که صخرهها نیز وجود آنان را به مؤمنان فریاد میزنند و خواهان نابودی آنان هستند. (شیخ صدوق، کمال الدین، ج2، ص60 / و هم چنین علامه حلی، العدد القویه، ص 69).
هر چند فتنهگران در طول تاریخ مانع گسترش اسلام و سدّ راه این دین الهی گردیدند. اما به استناد قرآن سرانجام این فتنهگری زوال مییابد و شرک از بین میرود و بانگ توحید بر فراز گیتی به صدا در میآید. و دین الهی به تمام و کمال در زمین استوار میگردد «و قاتلوهم حتی لاتکون فتنه و یکون الدینُ کلّه لِلّه»4 (بقره ـ 193 / و هم چنین انفال ـ 39)
از این رو امام باقر (ع) در ذیل این آیه میفرمایند که تأویل این آیه هنوز فرا نرسیده است. هر چند که پیامبر اسلام (ص) بنا به مصالح خود و یارانش به سایر ادیان رخصت بقا دادند اما هنگامی که تأویل این آیه فرا رسد، از آنان دینی جز اسلام پذیرفته نخواهد شد و گرنه کشته میشوند (کلینی، ج8،ص 201)
امام صادق (ع) نیز در همین زمینه میفرمایند که در هنگام تأویل این آیه، دین اسلام، هر منطقهای را که تاریکی شب در آن نفوذ کند، فرا میگیرد. به گونهای که بر پشت زمین هیچ مشرکی باقی نمیماند (العیاشی، ج2، ص56)
امام باقر (ع) در زمینه پیروزی نهایی اسلام بر سایر ادیان در ذیل آیه “الّذینََ اِن مَکَّنَّاهم فی الارضِ اَقاموا الصلاه و آتوا الزکاهَ و أَمَرُوا بِالمَعروفِ و نَهَوا عن المنکرِ و لِلّهِ عاقبهُ الأُمورِ»5 (حج ـ 41) نیز میفرمایند که تحقق این آیه در زمان حضرت مهدی (عج) و یاران او رخ خواهد داد که خداوند او را مالک شرق و غرب جهان مینماید و آیین اسلام را پیروز میگرداند و بدعتها و باطلها را به دست او و یارانش نابود میسازد همچنان که سفیهان حق را لگد مال کرده باشند. (مجلسی، ج 51، ص47).
نابودی کفار:
برای پیروزی اسلام و رواج کامل دین بر همهی کره خاکی قدرت کافی مورد نیاز است و حضرت مهدی (عج) با تکیه بر قدرت لایزال الهی، این توان را داراست؛ چرا که او یگانه امامی است که از قدرت امامت خود استفاده مینماید به طوری که کشتارهای خونینی در پی جنگ ایشان (عج) با کفار رخ میدهد. از این رو امام باقر (ع) در همین زمینه میفرمایند که اگر مردم میدانستند حضرت قائم (عج) هنگام قیامش چه کشتارهایی به راه میاندازند، مطمئناً دوست نداشتند او را ببینند. مردم آخرالزمان با مشاهدهی کشتارهای زیاد آن دوره، ترحّم و عطوفت فراوان پیامبر (ص)را ـ به زعم خود ـ به آن حضرت متذکر میشوند (مجلسی، ج52، ص354).
جنگهای سخت و درگیریهای خونین به گونهای است که گویی دینی جدید بر عرصهی عالم رواج مییابد. چرا که حضرت بسیار بر مردم سخت میگیرند و از شمشیر امامت و قدرت آن استفاده میکنند و در راه خدا از سرزنش هیچ ملامت کنندهای باکی ندارند (همان).
آری پیامبر اسلام (ص) درمیان عرب جاهلیّت به نرمی رفتار مینمودند و مردم نیز با این رفتار حضرت خوکرده بودند اما حضرت مهدی (عج) با قتل و کشتار میان آنان رفتار مینمایند و توبهی کسی را نمیپذیرند و این رفتار حضرت یک فرمان الهی است. (نعمانی، الغیبه النعمانیّه، ص 231 و هم چنین مجلسی، ج 52، ص 353).
اقلیّت های مذهبی:
بعضی از راويان معتقدند که حضرت مهدی (عج) در آخرالزمان حقوق همهی ادیان آسمانی قبل از اسلام را به طور کامل مراعات خواهند کرد. بنا بر این روایات، اهل کتاب و کسانی که در دین اسلام شبهه دارند، خواهند توانست با انعقاد پیمان ذمّه وکسب تابعیت در قلمرو حکومت اسلامی آزادانه زندگی کنند و از حقوق انسانی خود بهرهمند گردند.
امام صادق (ع) در جواب «ابوبصیر» که پرسیده بود حضرت مهدی (عج) با اهل ذمّه چه کار خواهند کرد، فرمودند که مانند پیامبر (ص) با آنان پیمان میبندند و آنان هم با کمال خضوع با دست خودشان «جزیه» میپردازند. البته امام در پایان حدیث تأکید میکنند که آنان در آن زمان قادر به فتنه انگیزی نیستند چرا که خونشان در این حالت مباح خواهد بود همان طوری که هم اکنون خونشان برای ما مباح نیست. (مجلسی، ج52، ص 381).
در بعضی از روایات در وجه تسمیهی امام دوازدهم میآورند که ایشان را مهدی (عج) مینامند؛ زیرا مردم را به امور مخفی هدایت میکنند. و ايشان (عج) تورات و سایر کتاب های آسمانی را از غاری که در انطاکیه واقع شده، استخراج مینمایند. و میان اهل تورات با تورات، ميان اهل انجیل با انجیل، ميان اهل زبور با زبور و ميان اهل قرآن با قرآن قضاوت خواهند کرد. (شیخ صدوق، علل الشرایع، ج اول، ص 161 / و همچنین نعمانی، الغیبه النعمانیه، ص 237 / و هم چنین مجلسی، بحار الانوار، ج 51، ص 29).
«شاید بتوان گفت که قضاوت آن حضرت در میان یهود و نصاری، با تکیه بر تورات و انجیل برای اتمام حجت و به عنوان ایجاد زمینه برای هدایت آنهاست. و گرنه با تمسّک جستن به قرآن کریم هیچ نیازی به کتاب های نسخ شدهی ادیان گذشته نیست و یا شاید استناد حضرت به کتب آنان به این دلیل باشد که تنها نسخهی تحریف نشدهی آنها را بیرون خواهند آورد. در این صورت همان کتاب مقدس آسمانی و کلام خدا است که قابل استناد میباشد». (کامل سلیمان، یوم الخلاص، ترجمه علی اکبر مهدی پور، جلد اول، ص 522 )
به نظر میآید که این همان شیوه ای است امیرالمؤمنین (ع) در نهج البلاغه به آن اشاره می فرمایند و تأکید میدارند که اگر برای من مسند قضاوت فراهم گردد، در میان اهل قرآن با قرآن داوری میکنم تا با نور قرآن به سوی خدا برگردند. و در میان اهل تورات با تورات داوری میکنم تا با نور تورات به سوی خدا هدایت شوند. و در میان اهل انجیل با انجیل داوری میکنم تا با نور انجیل به سوی حق راه یابند و درمیان اهل زبور با زبور داوری میکنم تا بدان طریق به سوی راه خدا هدایت گردند. ( ابن شهر آشوب، المناقب، ج 2، ص 38 / و هم چنین الطبرسی، الإحتجاج، ج اول، ص 258 / و هم چنین دیلمی، ارشاد القلوب، ج 2، ص 374 / و هم چنین الطوسی، الأمالی، ص 523/ و هم چنین فرات ابن ابراهیم، تفسیر فرات، ص 188/ و هم چنین عماد الدین طبری، بشاره المصطفی، ص 216)
در این جا ذکر این نکته لازم است که داوری ائمهی معصومین (ع) در میان سایر ادیان، مطابق دین آنان هرگز به معنای رسّمیت بخشیدن به یهود و مسیّحیت پس از آمدن اسلام نمیباشد بلکه دین ـ کامل ـ در نزد خداوند همان اسلام است. ( آل عمران ـ 19 ) و هر کس آیینی جز اسلام را بپذیرد قطعاً از او پذیرفته نخواهد شد و در آخرت در زمرهی زیانکاران خواهد بود. (آل عمران ـ 85) امّا حضرت مهدی (ع) برای اتمام حجّت و رفع عذر با بیرون آوردن کتاب های آسمانی با آنان مباحثه و مجادله مینمایند. و بدین سان نویدها و بشارت های موجود در کتاب های هر آیینی را که از آمدن آن مصلح جهانی خبر دادهاند به آنها گوشزد میکنند. و حّجت را بر آنان تمام میگردانند و هر کس که ایمان بیاورد، از او میگذرند و هر کس پس از شناخت حق و اثبات حقیقت بر کفر و الحاد خود اصرار ورزد، کشته میشود و این معنی به اهل کتاب منحصر نیست بلکه از فرقه های به ظاهر مسلمان نیز که خود را اهل قرآن میدانند، در صورتی که در برابر حق تسلیم نشوند، طعمهی شمشیر میگردند.
نکتهی دیگر در همین زمینه این است که با توجه به مدت مبارزات نظامی امام و ابعاد وسیع آن در خاورمیانه و صلح ابتدایی با بعضی مناطق به نظر میرسد که تا مدّتها افراد به آیین خویش عمل میکنند ولی به دلیل سیطرهی امام بر جهان، به کمال رسیدن درک و باور دینی انسان و هم چنین آشنایی با عدل امام (عج) زمینه برای پذیرش دین اسلام برای همه ایجاد میشود و دین اسلام برای آنان با ارزش جلوه میکند و به تدریج به اسلام گرایش مییابند.
ردّ نظریهی پرداخت جزیه توسط ادیان در آخرالزمان
دربرابر روایات مختلفی که معتقد به پرداخت جزیه ادیان دیگر در دورهی حضرت قائم (عج) است، روایات دیگری وجود دارد که این مسأله را انکار میکنند و برای آن وجهی قایل نیستند و بر این باورند که به هنگام قیام حضرت مهدی (عج) هیچ سرزمینی باقی نمیماند مگر آن که دو عبارت مقدّس «شهادتین» برفراز آن به صدا در میآید. اقرار به توحید و شهادت به رسالت حضرت محمّد (ص) همان معنای اسلامی است که از آیهی «وله أسلَمَ من فی السماوات و الارض طوعاً و کرها»3 (آل عمران ـ 83) فهمیده میشود. از این رو حضرت (عج) از آنان «جزیه» قبول نمیکنند و آنان را میان اسلام و شمشیر مخیّر میگردانند. «قاتلوهم حتی لاتکون فتنه و یکون الدین کلّه لله»4 (بقره ـ193) و این قدر با آنان مبارزه میکنند تا کشته شوند و هر نوع شرک از روی زمین رخت بربندد. (العیاشی، ج اوّل،ص 183) خداوند به وسیلهی او اسلام را پس از ذلّت به عزّت میرساند و پس از افسرده شدن این دین، آن را زنده میسازد.
ایشان «جزیه» را کنار گذاشته و با شمشیر به سوی خدا دعوت میکنند و هرکس نپذیرد، کشته خواهد شد و هر کس با ایشان درافتد زبون میگردد و مذاهب دیگر را از روی زمین برمیچینند و در روی زمین جز دین خالص باقی نمیماند و «میان مردم به عدالت رفتار میکنند. در این میان زمین گنجها و برکات خود را بر مردمان ارزانی میدارد و از بس که ثروت بین مؤمنین گسترش مییابد، هیچ نیازمندی وجود ندارد که صدقات و زکات به آنان تعلق گیرد». (فتال نیشابوری، روضه الواعظین، ج 2، ص 265/و هم چنین شیخ مفید، الارشاد، ج 2، ص 384/ و هم چنین طبرسی، اعلام الوری، ص 462/ و هم چنین اربلی، کشف الغمه، ج 2، ص 465)
از نظر نگارندهی مقاله روایات نوع دوّم که گرفتن جزیه را از مردم سایر ادیان توسط حضرت مهدی (عج) رد میکند، از قوّت و اعتبار بیشتری برخوردار میباشد. اساساً آرزوی هر مؤمنی این است که کاملترین دینها با تمام نعمتها برروی زمین رواج یابد و این همان اسلام با محور ولایت است که درکلام وحی بدان اشاره شده است. «الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا»6 (مائده ـ 3) و چون بشر روزگار صدر اسلام، زیر بار این دین ولایتمدار نرفت، خداوند امامی را از پس نسلهای ائمه (ع) برای دوران شکوهمند تاریخ ذخیره کرده است تا زمین را پر از عدل و داد گرداند همچنان که از ظلم و ستم پر شده است.از سوی دیگر گرفتن جزیه از مردم سایر ادیان در آغاز صدراسلام برای مصارف عمومی و رفع نیاز فقرا استفاده میشد. و گرفتن این جزیه از مردم سایر ادیان در دورهی حضرت مهدی(عج) کاری عبث و بیهوده خواهد بود؛ چرا که طبق روایات مشهور، آسمان و زمین برکات خود را بر مردم آن زمان ارزانی میدارد و همهی گنجهای زمین میان مردم تقسیم میشود «و همه بینیاز میشوند به طوری که نیکوکاران کسی را برای بخشش، صدقه و دادن زکات نمییابند» (مجلسی، ج52، ص383).
از سوی دیگر با تدبّر در قرآن، به آیاتی برخورد میکنیم که آشکار و پنهان از غلبهی کامل دین اسلام برفراز گیتی خبر میدهد و وجود هر آیینی غیر از دین اسلام را جایز نمیشمارد و حتی تأویل معصومین (ع) در ذیل این آیات نیز مؤیّد این مطلب میباشد که در زمان حضرت مهدی (عج) هیچ دینی جز اسلام اجازهی بقا نخواهد داشت؛ برای اثبات این موضوع به آیات ذیل با تأویل ائمه (ع) اشاره میگردد:
1ـ «أفغیرَ دینِ الله یبغون و له أسلَمَ مَن فی السَّمواتِ و الأرضِ طوعاً و کرهاً»3 (آل عمران ـ 83).
در ذیل این آیه تأویل شده است که آن درباره ی حضرت قائم (عج) نازل شده و آن حضرت یهودیان، مسیحیان، صائبی ها و کفار را بین اسلام و شمشیر مخیّر میگردانند. (مجلسی، ج 52، ص 340).
2ـ هو الذی أرسَلَ رسولَه بِالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کُلِّه ولو کره المشرکون2 (صف 9).
تأویل این آیه نیز در گفتار ائمه (ع) هنوز محقق نشده است و تحقق واقعی آن در زمان یک پارچگی دنیا به وسیلهی دین اسلام در دورهی حضرت مهدی (عج) بیان شده است. (شیخ صدوق، کمال الدین، ج 2، ص 670 / و هم چنین علامه حلی، العدد القویه، ص 69).
3ـ «قاتِلوهم حتی لا تکون فتنهٌ و یکون الدینُ کُله لله»4
تأویل این آیه نیز محقق نشده است زیرا هنگامی که تأویل آن فرا رسد، هیچ دینی جز اسلام از آنان پذیرفته نمیشود و اسلام در همهی نقاط دنیا چیره میگردد.(کلینی، ج8، ص 201 / و هم چنین العیّاشی، ج2، ص 56).
4ـ لَیمکِّننَّ لهم دینَهم الذی ارتضی لهم و لیبدِّ لَنَّهم مِن بعد خوفهِم أمنا یعبدوننی لا یُشرکون بیشیئاً”7 (نور ـ 55).
در کلام ائمه (ع) و استدلال فقها، عدم شرک به خداوند و قدرت واقعی دین اسلام فقط در زمان حضرت مهدی (عج) رخ خواهد داد زیرا هیچ دینی جز اسلام از آنان پذیرفته نمیگردد و هرکس دینی غیر از اسلام اختیار کند، هرگز از او پذیرفته نخواهد شد. (آل عمران، 85).
نتیجه گیری
در این مقاله با تکیه بر روایات ائمه (ع) دریافتیم که جهان روزی را در پیش خواهد داشت که در آن زمان، همهی کشورهای کوچک و بزرگ به یک کشور واحد تبدیل میشود و یکپارچگی و امنیت، رفاه و برکت و تکامل انسان در مسیر عبودیت حق و زوال شرک سرتاسر دنیا را فرا میگیرد.
از سوی دیگر با استناد برخی از آیات قرآن و تأویل ائمه(ع) در ذیل آن، به این نتیجه رسیدیم که در زمان حضرت قائم (عج)، اسلام برهمهی ادیان غلبه خواهد کرد و هیچ دینی جز اسلام اجازهی بقا نخواهد داشت.
منابع و مأخذ:
1ـ ابن شهر آشوب، المناقب، مؤسسه ی انتشارات علامه، قم، 1379 هجری قمری.
2ـ إربلی، علی بن عیسی، کشف الغمّه، مکتبه بنی هاشم، تبریز، 1381 هجری قمری.
3ـ حلی،رضیالدین، العددالقویه، چاپکتاب خانه آیت الله مرعشی، قم، 1408، هجری قمری.
4ـ دیلمی، إرشاد القلوب، انتشارات شریف رضی، 1412 هجری قمری.
5ـ سلیمان، کامل، یوم الخلاص، ترجمه علی اکبر مهدی پور، نشر آفاق، چاپ سوم، تهران 1376 هجری شمسی.
6ـ شیخ صدوق، علل الشرایع، انتشارات مکتبه الداوری، قم.
7ـ شیخ صدوق، کمال الدین، دارالکتب الإسلامیه، قم، 1395 هجری قمری.
8ـ طبرسی، الإحتجاج، نشر مرتضی، مشهد، 1403 هجری قمری.
9ـ طبرسی، إعلام الوری، دارالکتب الإسلامیه، تهران.
10ـ طبری، عماد الدین، بشاره المصطفی، کتابخانه حیدریه، نجف، 1383 هجری قمری.
11ـ الطوسی، الأمالی، انتشارات دارالثقافه، قم، 1414 هجری قمری.
12ـ العیاشی، محمدبن،مسعود، تفسیرالعیاشی، چاپخانهعلمیه،تهران، 1380 هجری قمری.
13ـ فتال نیشابوری، محمد بن حسن، روضه الواعظین.
14ـ فرات بن ابراهیم الکوفی، تفسیر فرات، مؤسسه چاپ و نشر، 1410 هجری قمری.
15ـ فیض الأسلام، علینقی، ترجمه و شرح نهج البلاغه، انتشارات فقیه.
16ـ القرآن الکریم.
17ـ کلینی، ثقه الاسلام، الکافی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1365 هجری شمسی.
18ـ مجلسی، بحار الأنوار، مؤسسه الوفاء، بیروت، 1404 هجری قمری.
19ـ شیخ مفید، الإرشاد، چاپ کنگره ی شیخ مفید، قم، 1413 هجری قمری.
20ـ نعمانی، محمد بن ابراهیم، الغیبه النعمانیه، مکتبه الصدوق، 1397 هجری قمری.
پی نوشت
1ـ اگر مردمان این شهرها و کشورها ایمان میآوردند و پرهیزگاری میکردند، برکات آسمان و زمین را بر روی آنان میگشودیم.
2ـ او خدایی است که پیغمبر خود را همراه با هدایت، رهنمود و آیین راستین ـ اسلام ـ فرستاده است تا این آیین را بر همهی ادیان دیگر چیره گرداند؛ هر چند مشرکان دوست نداشته باشند.
3ـ آیا آیینی جز دین خدا ـ اسلام ـ را میجویند. آنان که در آسمان و زمین به سر میبرند، از روی اختیار یا از روی اجبار در برابر خدا تسلیم هستند.
4ـ با آنان پیکار کنید تا فتنهای باقی نماند و دین ـ خالصانه ـ از آن خدا گردد.
5ـ آنان ـ مؤمنین ـ کسانی هستند که هر گاه در زمین آنان را قدرت بخشیم، نماز را بر پای میدارند و زکات میپردازند و امر به معروف و نهی از منکر میکنند.
6ـ امروز دین شما را برایتان کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام گردانیدم و اسلام راـ به عنوان آیین خداپسند ـ برای شما برگزیدم.
7ـ خداوند وعده فرمود که دین پسندیدهی آنان را بر همهی ادیان چیره گرداند و ترس و بیم مؤمنان را به امنیت تبدیل کند به طوری که فقط او را عبادت کنند و شرک نورزند.
از آیات، روایات و کتب مقدس آسمانی استفاده میشود که جهان، روزی را در پیش دارد که در آن روز، همهی کشورهای کوچک و بزرگ به یک کشور تبدیل میشود. مرزهای جغرافیایی کشورها برداشته میشود و حکومت واحد جهانی بر پایهی عدالت و آزادی تشکیل میگردد و یک رهبر با یک دین و یک قانون اساسی در همهی جهان حکومت میکند.
قرآن با صراحت دربارهی جهانی شدن اسلام و غلبهی این دین بر سایر ادیان خبر میدهد. «هو الذی أرسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کلّه و لو کره المشرکون”.
از گفتار معصومین (ع) در ذیل این آیه بر میآید که هنوز تأویل این آیه محقق نشده است و روزی خواهد رسید که دین حق ـ اسلام ـ علی رغم خواستهی مشرکان بر همهی دنیا سیطره یابد و بندگان صالح خدا، وارثان زمین باشند چرا که بر اساس وعده الهی، عاقبت از آن پرهیزگاران است.
علاوه بر قرآن، روایات فراوانی بر غلبهی کامل دین اسلام بر تمام ادیان جهان دلالت دارد. رسول اکرم (ص) فرمودند که در آن روز آیین مقدس اسلام روی زمین را فرا میگیرد، حکومت از دست کفار گرفته میشود و حکومتی جز حکومت اسلامی باقی نخواهد ماند و تا هر کجا که تاریکی شب نفوذ کند، این آیین مقدس نفوذ خواهد کرد. امام سجاد (ع) نیز فرمودند که خداوند به هنگام قیام قائم، اسلام را بر همهی ادیان پیروز میگرداند.
حضرت قائم در آخرالزمان ریشهی همهی تضادها، برخوردها و اختلافات را که از کفر، شرک و نفاق بر میخیزد، از بیخ و بن بر میکند تمامی اختلافات دینی، قومی، نژادی، ملی و جغرافیایی را از میان میبرد تا جایی که همه در برابر خدای تعالی خاضع میشوند و تنها خدای یگانه را میپرستند و در سایهی یک حکومت، یک رهبر و یک قانون اساسی عادلانه زندگی میکنند.
چون حکومت واحد جهانی بر اساس عدالت و آزادی استوار میگردد دیگر مرزهای جغرافیایی و قراردادی در جهان باقی نمیماند و هر کس از شرق تا غرب جهان در آن روزگار مسافرت کند به گذرنامه و روادید نیازی نمییابد. بلکه بدون مجوز رسمی با عالیترین وسایل نقلیهی آن روز حرکت مینماید و بی هیچ نگرانی به مقصد میرسد؛ زیرا همهی جهان در آن روزگار به یک امت واحد مبدّل میشود و تنها یک حکومت بر آن حاکمیت دارد و آن حکومت عدل “بقیه الله» است و فقط پرچم اسلام بر فراز گیتی به اهتزاز در میآید و قرآن کریم به عنوان قانون اساسی بر دنیا حکمرانی میکند.
درحکومت عدل جهانی علاوه بر زوال مرزی کشورها و جوامع، مرزهای مالکیت نیز کمفروغ میشود. زیرا مردم بی نیاز و نسبت به مال دنیا بیرغبت میگردند. دیگر نیازی به حساب و کتاب دقیق نیست و حتی لازم نیست که دقیقاً مرزهای مالکیت خود را تعیین کنند بنابراین اگر کسی به چیزی نیاز داشته باشد، آن را از جیب دیگری بر میدارد بدون این که اعتراضی از جانب او رخ دهد.
مقدمه
با توجه به گرایشها و اعتقادات مختلف مردم در دنیا از گذشته تاکنون شهرها و کشورهای بزرگ و کوچک با انگیزههای متنوع سیاسی و مذهبی شکل میگیرد و هر کدام با مشخصات و ویژگی خاصی در دنیا شناخته میشود. در این میان وقتی از جغرافیای سیاسی جهان پس از ظهور حضرت مهدی (عج) سخن به میان میآید، بیگمان این فرضیه به ذهن میرسد که یگانگی و اتحاد مردم از جهت دینی و اعتقادی، رفع اختلافات در میان آنان و گسترش فرهنگ عبودیت و زوال شرک در بینشان باعث خواهد شد که مرزبندیهای سیاسی کنونی جهان از بین برود و تنها، قدرت اسلام با ولایت حضرت مهدی (عج) بر جهان سیطره یابد.
از سوی دیگر با فراگیر شدن اسلام ناب محمدی (ص) و به قدرت رسیدن صالحان و پرهیزگاران، بشر به سوی تکامل خود سوق داده میشود و شرک از زوایای جامعهی آن روزگار زوال مییابد.
این مقاله موضوعات متنوعی از قبیل وضعیت مرزبندیها در دورهی آخرالزمان، جهانی شدن دین اسلام، اقلیتهای مذهبی و نحوهی رفتار حضرت مهدی (عج) با سایر ادیان را در بر میگیرد. در پایان هم از برترین قدرت سیاسی آن روزگار بر طبق روایات سخن به میان میآید.
وضعیت مرزها:
با مطالعه روایات و احادیث معصومین (ع) میتوان دریافت که جهان روزی را در پیش دارد که آن هنگام همهی کشورهای کوچک و بزرگ به یک کشور تبدیل میشود و دارای یک پایتخت واحد میگردد. مرزهای جغرافیایی شهرها و کشورها برداشته میشود و حکومت واحد جهانی بر پایهی آزادی و عدالت تشکیل میگردد و یک قانون و یک رهبر در پرتو دین اسلام بر تمام جهان حکمرانی میکند.
عدالت در همهی مناطق زمین فراگیر میشود و ظلم و ستم از میان مردم رخت بر میبندد و راهها امن میگردد. (شیخ مفید، الارشاد، ج2، ص384 / و هم چنین إربلی، کشفالغمّه، ج2، ص465) و زمین برکات خود را بر اهلش فزونی میدارد و در آن روز ایمان مردم به ولایت محقق میشود. آن هنگام وعدهی نزول برکات الهی فرا میرسد. “لو أنَّ أهلَ القری آمَنُوا و اتَّقَوا لَفَتَحنا عَلَیهم برکاتٍ مِن السَّماءِ و الارض»1 (اعراف ـ 99)
اصولاً سیاستمداران برای کنترل کشورها و مناطق تحت سلطهی خود و برای دستیابی به مقاصد مادی خود به مرزبندی کشورها دست میزنند و قوانینی را برای کنترل بر این مناطق وضع میکنند که ویژگی اصلی و بارز این قوانین زورگویی و چپاولگری مردم ضعیف است.
اما در پایان شکوهمند تاریخ که دین اسلام فراگیر و عالمگیر میگردد نیازی به این مرزهای جغرافیایی کنونی نیست چرا که تنها یک حکومت عدل جهانی به رهبری حضرت مهدی (عج) تشکیل میگردد و دین اسلام علی رغم خواستهی مشرکین همهی کرهی زمین را فرا خواهد گرفت؛ “هُو الَّذِی أرسَلَ رَسولَه باِلهدی و دین الحقِ لِیُظهِرَه علی الدّین کُلّه و لوکَرِه المُشرکونَ»2 (صف ـ 9 / و هم چنین توبه ـ 33). به همین سبب در احادیث معصومین در ذیل این آیه به صراحت ذکر میشود که هنوز تأویل آن محقق نشده است و تحقق واقعی آن در زمان یک پارچگی دنیا در دوره حضرت حجت (عج) رخ میدهد. (شیخ صدوق، کمال الدین، ج2، ص670/ و هم چنین علامه حلی، العدد القویّه، ص 69)
فلسفهی وجودی اسلام این است که همهی ملّتها و امّتها را متحد سازد و آنها را به یک امت واحد تبدیل کند و اساس همهی تضادها، برخوردها و اختلافات را که از کفر، شرک و ستم مایه میگیرد از ریشه بسوزاند و همهی اختلافات قومی، نژادی، ملی، جغرافیایی و حتی اختلافات دینی را از بین ببرد تا جایی که همه در برابر خدای تعالی سر فرود آورند و تنها خدای یگانه را پرستش نمایند و در سایهی آن امت واحد، عادلانه زندگی کنند.
آیینهای آسمانی که در اعصار مختلف بر پیامبران برای هدایت بشر نازل میشود همانند باران پاک، زلال و شفاف است و بر زمین و زمینیان فرود میآید و از هر گونه رجس و آلودگی به دور است و در هر جا که فرود آید، پیام یگانگی معبود و آزادی را برای انسان به ارمغان میآورد.
این آیینهای الهی که در آغاز به صفا و پاکی باران، روشنایی آفتاب و زیبایی بهار است، با تماس به افکار منحط جاهلان و دستهای آلوده مغرضان کینه توز و آمیخته شدن با عادات، رسوم، شهوتها و هواهای نفسانی گاهی چنان تحریف و تفسیر به رأی میشود که جاذبهی خود را به کلی از دست میدهد. از این رو اسلام با وجود پویایی و تحرک که زمانی عقب افتادهترین ملّتها را به پیشروترین ملل تبدیل کرده نیز از این انحطاط به دور نمیماند. بنابراین از اخبار و روایات نباید تعجب کرد که در روزگار مهدی (عج) توجیهات، تأویلات و تحریفات، بسیاری از باورهای ناب اسلامی را تهدید میکند و ساختههای ذهنی مدعیان دین، به عنوان باورهای دینی ترویج میشود. به همین سبب در بسیاری از روایات اسلامی از تجدید دین و آمدن آیین جدید توسط امام مهدی (عج) سخن به میان آمده است.
حضرت علی (ع) در همین زمینه میفرمایند که ایشان (عج) هواپرستی را به خداپرستی باز میگردانند پس از آن که مردم خداپرستی را به هواپرستی بازگرداندهاند و رأیها را به قرآن برمیگردانند پس از آن که مردم در قرآن تفسیر به رأی کردهاند. (فیض الاسلام، ترجمه و شرح نهجالبلاغه، خطبه 138).
توحید در حکومت، سیاست، دین، قانون و در همهی زمینهها که شالودهی اساسی یک حکومت درخشان است، پدیدار میشود و نفوس مردم تکامل مییابد که در این حالت پایهی آغازین حکومت عدل جهانی برقرار میشود. «و بر زبان همهی مردم آن روزگار ذکر لا اِله اِلا الله جاری میگردد». (العیاشی، ج2، ص60 / و هم چنین مجلسی، ج 52، ص340).
چون حکومت واحد جهانی بر اساس عدالت و آزادی استوار گردید، دیگر مرزی در جهان باقی نمیماند. اگر کسی از شرق جهان تا غرب آن روزگار مسافرت کند، به گذرنامه، روادید و ارز نیاز پیدا نمیکند. بلکه بدون مراجعه به مقامهای سیاسی با عالیترین وسایل نقلیهی آن روز حرکت میکند و بدون هیچ نگرانی به مقصد خود میرسد. چرا که تنها یک حکومت بر جهان حکمرانی میکند و یک پرچم برفراز گیتی آراسته میگردد و اساس قانون آن جامعه، قرآن خواهد بود. در حکومت عدل جهانی نه تنها مرز کشورها و جوامع بلکه مرزهای مالکیت نیز کمفروغ میگردد. زیرا همه بینیاز میشوند و نسبت به مال دنیا بیرغبت میگردند. دیگر نیازی به حساب و کتاب دقیق ندارند چرا که در صورت نیاز میتوانند خواستهی خود را از جیب دیگری تأمین کنند بدون این که از برادر ایمانی خود اعتراضی بشنوند.
در این هنگام دوران برابری و برادری فرا میرسد و مرزهای کشورها و مالکیتها رنگ واقعی خود را از دست میدهد و این موانع از مسیر اجرای عدالت برداشته میشود.
با از بین بردن مرزها و حدود جغرافیایی، حکومت جهانی حضرت مهدی (عج) تکامل مییابد و موانعی که به دست خود بشر، ساخته شده به زوال میگراید و او به منتهای آرزو و خواستهاش که آزادی در عمل، تحرک زندگی و عبادت حق میباشد، میرسد. زمین است که مهد و وطن هر انسانی در عصر حضرت مهدی (عج) میشود و آدمیان خدای را عبادت میکنند و از شرک تهی میگردند (نور ـ 55).
جهانی شدن اسلام از روی اجبار
از آیات و روایات برمیآید که اسلام سرانجام بر همهی ادیان دیگر غلبه مینماید و دینی جز آن بر روی زمین باقی نمیماند.
از آغاز صدراسلام و با شروع نزول تدریجی قرآن، این معنا از مفاهیم قرآنی به طور آشکار و پنهان برداشت میشد «أفغیر دینَ اللهِ یبغون وَلَه أسلَمَ مَن فی السمواتِ والارضِ طوعاً و کرها»3 (آل عمران ـ 83) بنابراین در آسمان و زمین یا از روی اطاعت و میل قلبی و یا از روی اجبار همه دین اسلام را میپذیرند. به طوری که تحقق واقعی منظور و مفهوم این آیه را در زمان امام دوازدهم تأویل مینمایند و میفرمایند که حضرت قائم (عج) در آن زمان اسلام را بر یهودیان، مسیحیان، صائبیها، زندیقها و کفّار در شرق و غرب زمین عرضه میدارند و هر کس که اسلام را نپذیرد، کشته میشود. بدین سان در شرق و غرب جهان کسی باقی نمیماند جز این که دین اسلام را میپذیرد و خدای را به یگانگی پرستش مینماید. (مجلسی، ج52، ص340).
در آن روزگار راهی برای کافران و مشرکان باقی نمیماند که به فساد خود ادامه دهند و پناهگاه و مأمنی ندارند که پنهان بمانند. حتی زیر صخرهها نیز برای آنان امن نخواهد بود چرا که صخرهها نیز وجود آنان را به مؤمنان فریاد میزنند و خواهان نابودی آنان هستند. (شیخ صدوق، کمال الدین، ج2، ص60 / و هم چنین علامه حلی، العدد القویه، ص 69).
هر چند فتنهگران در طول تاریخ مانع گسترش اسلام و سدّ راه این دین الهی گردیدند. اما به استناد قرآن سرانجام این فتنهگری زوال مییابد و شرک از بین میرود و بانگ توحید بر فراز گیتی به صدا در میآید. و دین الهی به تمام و کمال در زمین استوار میگردد «و قاتلوهم حتی لاتکون فتنه و یکون الدینُ کلّه لِلّه»4 (بقره ـ 193 / و هم چنین انفال ـ 39)
از این رو امام باقر (ع) در ذیل این آیه میفرمایند که تأویل این آیه هنوز فرا نرسیده است. هر چند که پیامبر اسلام (ص) بنا به مصالح خود و یارانش به سایر ادیان رخصت بقا دادند اما هنگامی که تأویل این آیه فرا رسد، از آنان دینی جز اسلام پذیرفته نخواهد شد و گرنه کشته میشوند (کلینی، ج8،ص 201)
امام صادق (ع) نیز در همین زمینه میفرمایند که در هنگام تأویل این آیه، دین اسلام، هر منطقهای را که تاریکی شب در آن نفوذ کند، فرا میگیرد. به گونهای که بر پشت زمین هیچ مشرکی باقی نمیماند (العیاشی، ج2، ص56)
امام باقر (ع) در زمینه پیروزی نهایی اسلام بر سایر ادیان در ذیل آیه “الّذینََ اِن مَکَّنَّاهم فی الارضِ اَقاموا الصلاه و آتوا الزکاهَ و أَمَرُوا بِالمَعروفِ و نَهَوا عن المنکرِ و لِلّهِ عاقبهُ الأُمورِ»5 (حج ـ 41) نیز میفرمایند که تحقق این آیه در زمان حضرت مهدی (عج) و یاران او رخ خواهد داد که خداوند او را مالک شرق و غرب جهان مینماید و آیین اسلام را پیروز میگرداند و بدعتها و باطلها را به دست او و یارانش نابود میسازد همچنان که سفیهان حق را لگد مال کرده باشند. (مجلسی، ج 51، ص47).
نابودی کفار:
برای پیروزی اسلام و رواج کامل دین بر همهی کره خاکی قدرت کافی مورد نیاز است و حضرت مهدی (عج) با تکیه بر قدرت لایزال الهی، این توان را داراست؛ چرا که او یگانه امامی است که از قدرت امامت خود استفاده مینماید به طوری که کشتارهای خونینی در پی جنگ ایشان (عج) با کفار رخ میدهد. از این رو امام باقر (ع) در همین زمینه میفرمایند که اگر مردم میدانستند حضرت قائم (عج) هنگام قیامش چه کشتارهایی به راه میاندازند، مطمئناً دوست نداشتند او را ببینند. مردم آخرالزمان با مشاهدهی کشتارهای زیاد آن دوره، ترحّم و عطوفت فراوان پیامبر (ص)را ـ به زعم خود ـ به آن حضرت متذکر میشوند (مجلسی، ج52، ص354).
جنگهای سخت و درگیریهای خونین به گونهای است که گویی دینی جدید بر عرصهی عالم رواج مییابد. چرا که حضرت بسیار بر مردم سخت میگیرند و از شمشیر امامت و قدرت آن استفاده میکنند و در راه خدا از سرزنش هیچ ملامت کنندهای باکی ندارند (همان).
آری پیامبر اسلام (ص) درمیان عرب جاهلیّت به نرمی رفتار مینمودند و مردم نیز با این رفتار حضرت خوکرده بودند اما حضرت مهدی (عج) با قتل و کشتار میان آنان رفتار مینمایند و توبهی کسی را نمیپذیرند و این رفتار حضرت یک فرمان الهی است. (نعمانی، الغیبه النعمانیّه، ص 231 و هم چنین مجلسی، ج 52، ص 353).
اقلیّت های مذهبی:
بعضی از راويان معتقدند که حضرت مهدی (عج) در آخرالزمان حقوق همهی ادیان آسمانی قبل از اسلام را به طور کامل مراعات خواهند کرد. بنا بر این روایات، اهل کتاب و کسانی که در دین اسلام شبهه دارند، خواهند توانست با انعقاد پیمان ذمّه وکسب تابعیت در قلمرو حکومت اسلامی آزادانه زندگی کنند و از حقوق انسانی خود بهرهمند گردند.
امام صادق (ع) در جواب «ابوبصیر» که پرسیده بود حضرت مهدی (عج) با اهل ذمّه چه کار خواهند کرد، فرمودند که مانند پیامبر (ص) با آنان پیمان میبندند و آنان هم با کمال خضوع با دست خودشان «جزیه» میپردازند. البته امام در پایان حدیث تأکید میکنند که آنان در آن زمان قادر به فتنه انگیزی نیستند چرا که خونشان در این حالت مباح خواهد بود همان طوری که هم اکنون خونشان برای ما مباح نیست. (مجلسی، ج52، ص 381).
در بعضی از روایات در وجه تسمیهی امام دوازدهم میآورند که ایشان را مهدی (عج) مینامند؛ زیرا مردم را به امور مخفی هدایت میکنند. و ايشان (عج) تورات و سایر کتاب های آسمانی را از غاری که در انطاکیه واقع شده، استخراج مینمایند. و میان اهل تورات با تورات، ميان اهل انجیل با انجیل، ميان اهل زبور با زبور و ميان اهل قرآن با قرآن قضاوت خواهند کرد. (شیخ صدوق، علل الشرایع، ج اول، ص 161 / و همچنین نعمانی، الغیبه النعمانیه، ص 237 / و هم چنین مجلسی، بحار الانوار، ج 51، ص 29).
«شاید بتوان گفت که قضاوت آن حضرت در میان یهود و نصاری، با تکیه بر تورات و انجیل برای اتمام حجت و به عنوان ایجاد زمینه برای هدایت آنهاست. و گرنه با تمسّک جستن به قرآن کریم هیچ نیازی به کتاب های نسخ شدهی ادیان گذشته نیست و یا شاید استناد حضرت به کتب آنان به این دلیل باشد که تنها نسخهی تحریف نشدهی آنها را بیرون خواهند آورد. در این صورت همان کتاب مقدس آسمانی و کلام خدا است که قابل استناد میباشد». (کامل سلیمان، یوم الخلاص، ترجمه علی اکبر مهدی پور، جلد اول، ص 522 )
به نظر میآید که این همان شیوه ای است امیرالمؤمنین (ع) در نهج البلاغه به آن اشاره می فرمایند و تأکید میدارند که اگر برای من مسند قضاوت فراهم گردد، در میان اهل قرآن با قرآن داوری میکنم تا با نور قرآن به سوی خدا برگردند. و در میان اهل تورات با تورات داوری میکنم تا با نور تورات به سوی خدا هدایت شوند. و در میان اهل انجیل با انجیل داوری میکنم تا با نور انجیل به سوی حق راه یابند و درمیان اهل زبور با زبور داوری میکنم تا بدان طریق به سوی راه خدا هدایت گردند. ( ابن شهر آشوب، المناقب، ج 2، ص 38 / و هم چنین الطبرسی، الإحتجاج، ج اول، ص 258 / و هم چنین دیلمی، ارشاد القلوب، ج 2، ص 374 / و هم چنین الطوسی، الأمالی، ص 523/ و هم چنین فرات ابن ابراهیم، تفسیر فرات، ص 188/ و هم چنین عماد الدین طبری، بشاره المصطفی، ص 216)
در این جا ذکر این نکته لازم است که داوری ائمهی معصومین (ع) در میان سایر ادیان، مطابق دین آنان هرگز به معنای رسّمیت بخشیدن به یهود و مسیّحیت پس از آمدن اسلام نمیباشد بلکه دین ـ کامل ـ در نزد خداوند همان اسلام است. ( آل عمران ـ 19 ) و هر کس آیینی جز اسلام را بپذیرد قطعاً از او پذیرفته نخواهد شد و در آخرت در زمرهی زیانکاران خواهد بود. (آل عمران ـ 85) امّا حضرت مهدی (ع) برای اتمام حجّت و رفع عذر با بیرون آوردن کتاب های آسمانی با آنان مباحثه و مجادله مینمایند. و بدین سان نویدها و بشارت های موجود در کتاب های هر آیینی را که از آمدن آن مصلح جهانی خبر دادهاند به آنها گوشزد میکنند. و حّجت را بر آنان تمام میگردانند و هر کس که ایمان بیاورد، از او میگذرند و هر کس پس از شناخت حق و اثبات حقیقت بر کفر و الحاد خود اصرار ورزد، کشته میشود و این معنی به اهل کتاب منحصر نیست بلکه از فرقه های به ظاهر مسلمان نیز که خود را اهل قرآن میدانند، در صورتی که در برابر حق تسلیم نشوند، طعمهی شمشیر میگردند.
نکتهی دیگر در همین زمینه این است که با توجه به مدت مبارزات نظامی امام و ابعاد وسیع آن در خاورمیانه و صلح ابتدایی با بعضی مناطق به نظر میرسد که تا مدّتها افراد به آیین خویش عمل میکنند ولی به دلیل سیطرهی امام بر جهان، به کمال رسیدن درک و باور دینی انسان و هم چنین آشنایی با عدل امام (عج) زمینه برای پذیرش دین اسلام برای همه ایجاد میشود و دین اسلام برای آنان با ارزش جلوه میکند و به تدریج به اسلام گرایش مییابند.
ردّ نظریهی پرداخت جزیه توسط ادیان در آخرالزمان
دربرابر روایات مختلفی که معتقد به پرداخت جزیه ادیان دیگر در دورهی حضرت قائم (عج) است، روایات دیگری وجود دارد که این مسأله را انکار میکنند و برای آن وجهی قایل نیستند و بر این باورند که به هنگام قیام حضرت مهدی (عج) هیچ سرزمینی باقی نمیماند مگر آن که دو عبارت مقدّس «شهادتین» برفراز آن به صدا در میآید. اقرار به توحید و شهادت به رسالت حضرت محمّد (ص) همان معنای اسلامی است که از آیهی «وله أسلَمَ من فی السماوات و الارض طوعاً و کرها»3 (آل عمران ـ 83) فهمیده میشود. از این رو حضرت (عج) از آنان «جزیه» قبول نمیکنند و آنان را میان اسلام و شمشیر مخیّر میگردانند. «قاتلوهم حتی لاتکون فتنه و یکون الدین کلّه لله»4 (بقره ـ193) و این قدر با آنان مبارزه میکنند تا کشته شوند و هر نوع شرک از روی زمین رخت بربندد. (العیاشی، ج اوّل،ص 183) خداوند به وسیلهی او اسلام را پس از ذلّت به عزّت میرساند و پس از افسرده شدن این دین، آن را زنده میسازد.
ایشان «جزیه» را کنار گذاشته و با شمشیر به سوی خدا دعوت میکنند و هرکس نپذیرد، کشته خواهد شد و هر کس با ایشان درافتد زبون میگردد و مذاهب دیگر را از روی زمین برمیچینند و در روی زمین جز دین خالص باقی نمیماند و «میان مردم به عدالت رفتار میکنند. در این میان زمین گنجها و برکات خود را بر مردمان ارزانی میدارد و از بس که ثروت بین مؤمنین گسترش مییابد، هیچ نیازمندی وجود ندارد که صدقات و زکات به آنان تعلق گیرد». (فتال نیشابوری، روضه الواعظین، ج 2، ص 265/و هم چنین شیخ مفید، الارشاد، ج 2، ص 384/ و هم چنین طبرسی، اعلام الوری، ص 462/ و هم چنین اربلی، کشف الغمه، ج 2، ص 465)
از نظر نگارندهی مقاله روایات نوع دوّم که گرفتن جزیه را از مردم سایر ادیان توسط حضرت مهدی (عج) رد میکند، از قوّت و اعتبار بیشتری برخوردار میباشد. اساساً آرزوی هر مؤمنی این است که کاملترین دینها با تمام نعمتها برروی زمین رواج یابد و این همان اسلام با محور ولایت است که درکلام وحی بدان اشاره شده است. «الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا»6 (مائده ـ 3) و چون بشر روزگار صدر اسلام، زیر بار این دین ولایتمدار نرفت، خداوند امامی را از پس نسلهای ائمه (ع) برای دوران شکوهمند تاریخ ذخیره کرده است تا زمین را پر از عدل و داد گرداند همچنان که از ظلم و ستم پر شده است.از سوی دیگر گرفتن جزیه از مردم سایر ادیان در آغاز صدراسلام برای مصارف عمومی و رفع نیاز فقرا استفاده میشد. و گرفتن این جزیه از مردم سایر ادیان در دورهی حضرت مهدی(عج) کاری عبث و بیهوده خواهد بود؛ چرا که طبق روایات مشهور، آسمان و زمین برکات خود را بر مردم آن زمان ارزانی میدارد و همهی گنجهای زمین میان مردم تقسیم میشود «و همه بینیاز میشوند به طوری که نیکوکاران کسی را برای بخشش، صدقه و دادن زکات نمییابند» (مجلسی، ج52، ص383).
از سوی دیگر با تدبّر در قرآن، به آیاتی برخورد میکنیم که آشکار و پنهان از غلبهی کامل دین اسلام برفراز گیتی خبر میدهد و وجود هر آیینی غیر از دین اسلام را جایز نمیشمارد و حتی تأویل معصومین (ع) در ذیل این آیات نیز مؤیّد این مطلب میباشد که در زمان حضرت مهدی (عج) هیچ دینی جز اسلام اجازهی بقا نخواهد داشت؛ برای اثبات این موضوع به آیات ذیل با تأویل ائمه (ع) اشاره میگردد:
1ـ «أفغیرَ دینِ الله یبغون و له أسلَمَ مَن فی السَّمواتِ و الأرضِ طوعاً و کرهاً»3 (آل عمران ـ 83).
در ذیل این آیه تأویل شده است که آن درباره ی حضرت قائم (عج) نازل شده و آن حضرت یهودیان، مسیحیان، صائبی ها و کفار را بین اسلام و شمشیر مخیّر میگردانند. (مجلسی، ج 52، ص 340).
2ـ هو الذی أرسَلَ رسولَه بِالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کُلِّه ولو کره المشرکون2 (صف 9).
تأویل این آیه نیز در گفتار ائمه (ع) هنوز محقق نشده است و تحقق واقعی آن در زمان یک پارچگی دنیا به وسیلهی دین اسلام در دورهی حضرت مهدی (عج) بیان شده است. (شیخ صدوق، کمال الدین، ج 2، ص 670 / و هم چنین علامه حلی، العدد القویه، ص 69).
3ـ «قاتِلوهم حتی لا تکون فتنهٌ و یکون الدینُ کُله لله»4
تأویل این آیه نیز محقق نشده است زیرا هنگامی که تأویل آن فرا رسد، هیچ دینی جز اسلام از آنان پذیرفته نمیشود و اسلام در همهی نقاط دنیا چیره میگردد.(کلینی، ج8، ص 201 / و هم چنین العیّاشی، ج2، ص 56).
4ـ لَیمکِّننَّ لهم دینَهم الذی ارتضی لهم و لیبدِّ لَنَّهم مِن بعد خوفهِم أمنا یعبدوننی لا یُشرکون بیشیئاً”7 (نور ـ 55).
در کلام ائمه (ع) و استدلال فقها، عدم شرک به خداوند و قدرت واقعی دین اسلام فقط در زمان حضرت مهدی (عج) رخ خواهد داد زیرا هیچ دینی جز اسلام از آنان پذیرفته نمیگردد و هرکس دینی غیر از اسلام اختیار کند، هرگز از او پذیرفته نخواهد شد. (آل عمران، 85).
نتیجه گیری
در این مقاله با تکیه بر روایات ائمه (ع) دریافتیم که جهان روزی را در پیش خواهد داشت که در آن زمان، همهی کشورهای کوچک و بزرگ به یک کشور واحد تبدیل میشود و یکپارچگی و امنیت، رفاه و برکت و تکامل انسان در مسیر عبودیت حق و زوال شرک سرتاسر دنیا را فرا میگیرد.
از سوی دیگر با استناد برخی از آیات قرآن و تأویل ائمه(ع) در ذیل آن، به این نتیجه رسیدیم که در زمان حضرت قائم (عج)، اسلام برهمهی ادیان غلبه خواهد کرد و هیچ دینی جز اسلام اجازهی بقا نخواهد داشت.
منابع و مأخذ:
1ـ ابن شهر آشوب، المناقب، مؤسسه ی انتشارات علامه، قم، 1379 هجری قمری.
2ـ إربلی، علی بن عیسی، کشف الغمّه، مکتبه بنی هاشم، تبریز، 1381 هجری قمری.
3ـ حلی،رضیالدین، العددالقویه، چاپکتاب خانه آیت الله مرعشی، قم، 1408، هجری قمری.
4ـ دیلمی، إرشاد القلوب، انتشارات شریف رضی، 1412 هجری قمری.
5ـ سلیمان، کامل، یوم الخلاص، ترجمه علی اکبر مهدی پور، نشر آفاق، چاپ سوم، تهران 1376 هجری شمسی.
6ـ شیخ صدوق، علل الشرایع، انتشارات مکتبه الداوری، قم.
7ـ شیخ صدوق، کمال الدین، دارالکتب الإسلامیه، قم، 1395 هجری قمری.
8ـ طبرسی، الإحتجاج، نشر مرتضی، مشهد، 1403 هجری قمری.
9ـ طبرسی، إعلام الوری، دارالکتب الإسلامیه، تهران.
10ـ طبری، عماد الدین، بشاره المصطفی، کتابخانه حیدریه، نجف، 1383 هجری قمری.
11ـ الطوسی، الأمالی، انتشارات دارالثقافه، قم، 1414 هجری قمری.
12ـ العیاشی، محمدبن،مسعود، تفسیرالعیاشی، چاپخانهعلمیه،تهران، 1380 هجری قمری.
13ـ فتال نیشابوری، محمد بن حسن، روضه الواعظین.
14ـ فرات بن ابراهیم الکوفی، تفسیر فرات، مؤسسه چاپ و نشر، 1410 هجری قمری.
15ـ فیض الأسلام، علینقی، ترجمه و شرح نهج البلاغه، انتشارات فقیه.
16ـ القرآن الکریم.
17ـ کلینی، ثقه الاسلام، الکافی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1365 هجری شمسی.
18ـ مجلسی، بحار الأنوار، مؤسسه الوفاء، بیروت، 1404 هجری قمری.
19ـ شیخ مفید، الإرشاد، چاپ کنگره ی شیخ مفید، قم، 1413 هجری قمری.
20ـ نعمانی، محمد بن ابراهیم، الغیبه النعمانیه، مکتبه الصدوق، 1397 هجری قمری.
پی نوشت
1ـ اگر مردمان این شهرها و کشورها ایمان میآوردند و پرهیزگاری میکردند، برکات آسمان و زمین را بر روی آنان میگشودیم.
2ـ او خدایی است که پیغمبر خود را همراه با هدایت، رهنمود و آیین راستین ـ اسلام ـ فرستاده است تا این آیین را بر همهی ادیان دیگر چیره گرداند؛ هر چند مشرکان دوست نداشته باشند.
3ـ آیا آیینی جز دین خدا ـ اسلام ـ را میجویند. آنان که در آسمان و زمین به سر میبرند، از روی اختیار یا از روی اجبار در برابر خدا تسلیم هستند.
4ـ با آنان پیکار کنید تا فتنهای باقی نماند و دین ـ خالصانه ـ از آن خدا گردد.
5ـ آنان ـ مؤمنین ـ کسانی هستند که هر گاه در زمین آنان را قدرت بخشیم، نماز را بر پای میدارند و زکات میپردازند و امر به معروف و نهی از منکر میکنند.
6ـ امروز دین شما را برایتان کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام گردانیدم و اسلام راـ به عنوان آیین خداپسند ـ برای شما برگزیدم.
7ـ خداوند وعده فرمود که دین پسندیدهی آنان را بر همهی ادیان چیره گرداند و ترس و بیم مؤمنان را به امنیت تبدیل کند به طوری که فقط او را عبادت کنند و شرک نورزند.