مهدویت و حقوق فرزند
غلامرضا صالحی
مرجع : کمیته علمی همایش بین المللی دکترین مهدویت
چکیده
یکی از حقوقی اساسی که خداوند متعال بر خانوادهها به ویژه والدین قرار داده است و در سایه رعایت چنین حقوقی است که میتوان شاهد رشد و تکامل صحیح فررزندان و نسل جوان باشیم و در حکومت جهانی حضرت مهدی(عج)، چنین حقوقی به نحو شایستهای در میان خانوادهها گسترش خواهد یافت و ما در این نوشتار بر آنیم تا به بررسی چنین حقوقی از دیدگاه آموزههای مهدوی بپردازیم.
حقوق فرزند در قرآن، روایات و حقوق فرزند، اعلامیه جهانی در مورد حقوق فرزند و کودک، حقوق مادی فرزند، حقوق معنوی فرزند، حقوق اخلاقی فرزند، حقوق عاطفی فرزند، حقوق عقلانی فرزند و حقوق اجتماعی فرزند از ابعاد اصلی این مقاله است که به تبیین و بررسی آنها با توجه به آموزههای مهدوی پرداختهایم.
مقدمه
با ظهور اسلام و جلوهگری احکام و دستورات نبوی(ص)، یکی از چیزهائی که مورد تأکید جدی قرار گرفت و از مردم خواسته شد که نسبت به آن نهایت دقت را نمایند، حقوق فرزندان میباشد. حقوقی که طی سالیان سال به فراموشی سپرده شده بود و این فراموشی دلیلی جز کمرنگ شدن آموزههای دینی و الهی و گسترش روحیه خودخواهی و هواپرستی نداشت.
در شرایطی، حقوق فرزند به واسطه دین مقدس اسلام مطرح گردید که بیعدالتی نسبت به فرزندان، غفلت از تربیت صحیح و شایسته او، تحمیل کارهای سخت و طاقتفرسا به کودکان و فرزندان و... به اوج خود رسیده بود و آنجائی که حساب منافع و اهداف شخصی به میان میآمد، به فرزندان توجه میکردند و هر جائی که وجود فرزند را به نفع خود نمیدیدند، زندگی او را با آزار، اذیت، قتل و مانند آن به چالش میکشیدند.
قرآن کریم یکی از ابعاد چنین بیعدالتیها را، مسأله زنده به گور کردن فرزندان دختر معرفی میکند و در تقبییح چنین اعمال شومی چنین میفرماید:
«وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالأُنثَى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ كَظِيمٌ يتَوَارَى مِنَ الْقَوْمِ مِن سُوءِ مَا بُشِّرَ بِهِ أَيمْسِكُهُ عَلَى هُونٍ أَمْ يدُسُّهُ فِي التُّرَابِ أَلاَ سَاء مَا يحْكُمُونَ»؛
و هر گاه يكى از آنان را به دختر مژده آورند، چهرهاش سياه مىگردد، در حالى كه خشم [و اندوه] خود را فرو مىخورد از بدىِ آنچه بدو بشارت داده شده، از قبيلة [خود] روى مىپوشاند. آيا او را با خوارى نگاه دارد، يا در خاك پنهانش كند؟ وه چه بد داورى مىكنند.
ویل دورانت در مورد این اعمال عرب عصر جاهلیت مینویسد:
پدر دختر اگر میخواست میتوانست به هنگام تولد او را زنده به گور کند و اگر نمیکرد دست کم از تولد وی غمین میشد و از شرم زدگی روی از کسان نهان میکرد زیرا احساس میکرد که کوشش او هدر رفته است، جاذبه طفولیت او سالی چند بر پدر نفوذ داشت و همین که به سن هفت یا هشت میرسید به هر یک از جوانان قبیله که مورد رضایت پدر بود و بهای عروس را میتوانست بدهد، شوهر میکرد...
اگر اسلام ناب از مسیر اصلی خودش جدا نمیشد و افراد فرصتطلب اجازه میدادند که احکام و دستورات الهی بدون تحریف در میان مردم اجرا شود، هم اکنون در سراسر جهان حقوق اساسی فرزندان و کودکان به خوبی اجرا میشد و جهان با چالش عظیم بیتوجهی به حقوق فرزند روبرو نمیشد.
هم اکنون در عصری زندگی میکنیم که بر اساس مکاتب تربیتی و حکومتهای لیبرالیستی و اومانیستی و مانند آن که هدیهای برای بشریت به جز جدایی آنان از آموزههای الهی و دینی (اسلام ناب) و جلوگیری از تکامل واقعی و سعادت دنیوی و اخروی ندارند، حقوق واقعی فرزندان به ویژه کودکان، تحت شعاع اندیشههای انحرافی قرار گرفته است و فقط به بعضی از حقوق فرعی او توجه میشود و از ابعاد اساسی حقوق فرزندان که تربیت صحیح و الهی ثمره آن میباشد، غفلت شده است.
در چنین شرایطی، جهان بشری به یک نظام و حکومتی نیازمند است که در آن به تمامی حقوق فرزند اعم از فردی و اجتماعی و... توجه و عنایت شود و به جای نگاه یکطرفانه به فرزند و پرداختن به حقوق غیراصیل او و ایجاد خدشه در سعادت دنیوی و اخروی او، به همه حقوق او به ویژه حقوق معنوی و دینی او که موجب معنادار شدن زندگی او میشود، پرداخته شود.
این همان نظام جهانی و انسانساز حضرت مهدی(عج) میباشد که این چنین ظرفیتی را دارد که حقوق اصیل فرزندان را مورد تأیید و توجه قرار دهد و جهان را به سوی ادای آن حقوق الهی و انسانی سوق دهد و حقوق فراتر از مسائل مادی و معیشتی که اندیشه اصلی مکاتب پوزیتویسمی است، برای فرزند ترسیم نماید.
اهميت و ضرورت بحث
پرداختن به حقوق فرزند از دیدگاه فرهنگ مهدوی، این امکان را برای ما فراهم میآورد که بتوانیم به تمامی حقوق اساسی و اصیل فرزندان به ویژه کودکان که از متن اسلام ناب و آموزههای قرآنی سرچشمه میگیرد، توجه نماییم و به مکاتب و نظامهای سرمایهداری و لیبرالیستی و مانند آن ثابت نماییم که حقوق فرزند فقط در نیازهای فیزیولوژیکی و این جهانی که همراه با تبعیضات فراوان میباشد خلاصه نمیشود و جهان متوجه شود که در تعامل با فرزند و کودک و نسل جوان، طبق ضوابط و راهکارهای الهی میبایست به حقوق مادی و معنوی آنان به طور همزمان عنایت داشت.
در حقیقت چنین میتوان گفت که زمانی ما میتوانیم فرزندان را در مسیر سعادت واقعی قرار دهیم و آنها را با اهداف اصیل زندگی انسان همراه سازیم که به خوبی، همه حقوق فرزندان را که در واقع نیازهای اساسی آنان میباشد، ترسیم نماییم.
به طور خلاصه نتایجی را که تبیین حقوق فرزند و کودک میتواند داشته باشد عبارتند از:
آشنائی با نیازهای واقعی فرزند؛
کمک در تربیت خوب و صحیح فرزند؛
هماهنگ ساختن فرزند با اهداف خلقت انسان؛
پی بردن به حقوق اصلی و فرعی فرزند و اهمیت ویژه و اولویت دادن به حقوق اساسی؛
تأمین سعادت و پیشرفت فرزند در تمامی ابعاد زندگی؛
تعیین تکالیف والدین و خانواده و همچنین نظام حکومتی در برابر حقوق فرزند.
تعاريف کاربردی
حق
مفهوم اصلی و جامع واژه حق، در کاربرد مصدری به معنای ثبوت و در کاربرد وصفی به معنای ثابت میباشد و در همین معنای اخیر است که در برابر باطل به کار میرود.
از نظر لغت، حق به معناهای: (اعتقاد مطابق با واقع، کار مطابق با واقع، واجب، عدل، بهره و سهم و سخن واقعی) استعمال شده است.
درباره معنای اصطلاحی حق تعاریف زیادی وارد شده است که رساترین آن تعاریف عبارت است از:
حقوق، مجموعه مقرراتی است که بر اشخاص از این جهت که در اجتماع هستند و تعیینکننده روابط اجتماعی آنان میباشد، حکومت میکند.
فرزند
فرزند در لغت به معنای ولد یا نسل میباشد و اگر بخواهیم یک معنای جامعی از فرزند ارائه نماییم، باید چنین بگوییم که:
فرزند به اولاد بدون واسطه و نسبی انسان اطلاق میشود که گاه به پسر و گاه به دختر نسبت داده میشود.
حقوق فرزند
با شناخت دو واژه حق و فرزند، باید دانست که در رابطه با فرزند، قوانین و مقرراتی از طرف شارع مقدس قرار داده شده است که خانواده و والدین میبایست در پی تحقق آن حقوق باشند.
پس حقوق فرزند را میتوان این چنین تعریف کرد که:
حقوق فرزند به مجموعهای از قوانین و ضوابطی اطلاق میشود که خداوند برای فرزندان در جهت رفع نیازهای مادی و روانی و روحی آنان وضع کرده است تا ضمن استفاده عادلانه از نعمتهای الهی، در مسیر یک تربیت صحیح و زندگی ایدهآل، حرکت نماید.
حقوق فرزند در قرآن
خداوند متعال با توجه به جایگاه فرزند مخصوصاً کودکان در زندگی اجتماعی و خانوادگی، اهمیت و توجّه خاصی را به حقوق فرزند دارد. قرآن کریم حقوق فرزند را از همان زمان نطفه مورد عنایت قرار داده است و رحم مادر را به مثابه کشتزاری میداند که فرزند و کودک از آنجا رشد و نما پیدا میکند و والدین میبایست در سالمسازی چنین محیطی نهایت دقت را نمایند، چنان که در قرآن کریم چنین آمده است:
«نِسَآؤُكُمْ حَرْثٌ لَّكُمْ فَأْتُواْ حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ وَقَدِّمُواْ لأَنفُسِكُمْ»؛
زنانِ شما كشتزار شما هستند. پس، از هر جا [و هر گونه] كه خواهيد به كشتزار خود [در] آييد، و براى شخص خودتان [در بهرهمندى از آنها] پيشدستى كنيد.
از طرف دیگر قرآن کریم، برآورده کردن نیازهای مادی و معنوی فرزند و کودک را از حقوق اساسی فرزند به شمار میآورد و در مرحله اول از والدین میخواهد که درباره هیچ یک از نیازهای فیزیولوژیکی و روحی و روانی او تا موقعی که زندگی مشترک تشکیل داده و خودکفا شوند، کوتاهی نکنند، چنان که قرآن کریم درباره توجه به نیازهای مادی فرزند چنین فرموده است:
«وَالْوَالِدَاتُ يرْضِعْنَ أَوْلاَدَهُنَّ حَوْلَينِ كَامِلَينِ لِمَنْ أَرَادَ أَن يتِمَّ الرَّضَاعَةَ وَعلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَكِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ لاَ تُكَلَّفُ نَفْسٌ إِلاَّ وُسْعَهَا لاَ تُضَآرَّ وَالِدَةٌ بِوَلَدِهَا وَلاَ مَوْلُودٌ لَّهُ بِوَلَدِهِ وَعَلَى الْوَارِثِ مِثْلُ ذَلِكَ فَإِنْ أَرَادَا فِصَالاً عَن تَرَاضٍ مِّنْهُمَا وَتَشَاوُرٍ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيهِمَا وَإِنْ أَرَدتُّمْ أَن تَسْتَرْضِعُواْ أَوْلاَدَكُمْ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيكُمْ إِذَا سَلَّمْتُم مَّآ آتَيتُم بِالْمَعْرُوفِ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ»؛
و مادران [بايد] فرزندان خود را دو سال تمام شير دهند. [اين حكم] براى كسى است كه بخواهد دوران شيرخوارگى را تكميل كند. و خوراك و پوشاك آنان [مادران] به طور شايسته، بر عهدة پدر است. هيچ كس جز به قدر وسعش مكلف نمىشود. هيچ مادرى نبايد به سبب فرزندش زيان ببيند، و هيچ پدرى [نيز] نبايد به خاطر فرزندش [ضرر ببيند] و مانند همين [احكام] بر عهدة وارث [نيز] هست. پس اگر [پدر و مادر] بخواهند با رضايت و صوابديد يكديگر، كودك را [زودتر] از شير بازگيرند، گناهى بر آن دو نيست. و اگر خواستيد براى فرزندان خود دايه بگيريد، بر شما گناهى نيست، به شرط آنكه چيزى را كه پرداخت آن را به عهده گرفتهايد، به طور شايسته بپردازيد. و از خدا پروا كنيد و بدانيد كه خداوند به آنچه انجام مىدهيد بيناست
و در جای دیگر در مورد فراهم آوردن زمینههای ازدواج فرزند به عنوان یکی از حقوق اساسی او چنین میفرماید:
«وَأَنكِحُوا الأيامَى مِنكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِن يكُونُوا فُقَرَاء يغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ»؛
بىهمسران خود، و غلامان و كنيزان درستكارتان را همسر دهيد. اگر تنگدستند، خداوند آنان را از فضل خويش بىنياز خواهد كرد، و خدا گشايشگر داناست.
اهلبيت(ع) و حقوق فرزند
بررسی سیره قولی و عملی معصومین(ع) نشان میدهد که آنان نسبت به حقوق فرزندان بسیار حساس بودهاند و میکوشیدند تا جامعه اسلامی را با چنین حقوق الهی ـ انسانی آشنا سازند.
اهلبیت(ع) که در حفیقت پیشوایان و رهبران اصلی بشریت میباشند، به خوبی بر حقوق فرزندان واقف بودند و علاوه بر حقوق مادی و فیزیولوژیکی، بر حقوق و نیازهای معنوی و روحی فرزند تأکید میکردند و از والدین و خانوادهها میخواستند که در کنار مسائل مادی، از امور معنوی و مافوق طبیعی فرزند که اهمیت مضاعفی دارد، غفلت نکنند، چنان که حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) در این باره میفرمایند:
و حق الولد علی الوالد ان یحسن اسمه و یحسن أدبه و یعلمه القرآن؛
و حق فرزند بر پدر این است که نام و ادبش را نیکو کند و قرآن به او یاد دهد.
و یا امام سجاد(ع) در مورد حقوق واقعی فرزند چنین فرموده است:
حق فرزند تو این است که بدانی او قسمتی از وجود توست و در نیکی و بدی خود در این دنیا به تو وابستگی دارد و تو در تربیت و ادب آموزی و خداشناسی او مسؤل هستی و باید او را در اطاعت خدا، در آنچه مربوط به تو و او میشود، یاری کنی، در احسان به او پاداش میگیری و در بدی به او کیفر شوی، عمل تو درباره او مانند کسی است که یقین دارد به کارهای او در این دنیا آرایش مییابد و به واسطه حسن قیام به وظایف و مسؤلیتها، در پیشگاه خداوند معذور است.
حقوق فرزند و اعلاميه جهانی
در بیستم نوامبر 1959م، اعضای سازمان ملل متحد با تصویب اعلامیهای درمورد حقوق فرزند و کودک، حمایت خود را از رسیدگی شایسته و در خور منزلت فرزندان و نسل جوان و کودکان دنیا، اعلام نمود و درصدد بر آمد تا از آزادیهای طبیعی و قانونی آنان دفاع کند.
بر طبق چنین مصوبهای که البته بیشتر روی نیازها و حقوق مادی و بدنی کودک و فرزند تأکید دارد و از تربیت او بر اساس حقوق و موازین دینی و الهی غفلت ورزیده است و در در شأن خود، مصوبه مطلوبی میباشد و به بعضی از حقوق فرزندان و کودکان اشاره دارد، از پدران و مادران و زنان و مردان و سازمانها و دولتها خواسته شده ست که حقوق فرزندان را به رسمیت بشناسند و در تأمین رفاه مادی و حق آزادی فرزندان و کودکان کوشا باشند.
بعضی از اصول چنین مصوبه جهانی از این قرار است:
کودک و فرزند باید از کلیه حقوق مندرج در این اعلامیه، بدون استثنا و تبعیض و بدون در نظر گرفتن نژاد، زبان، دین و... برخوردار باشند؛
فرزند و کودک باید از حمایت ویژه برخوردار باشد و امکانات و وسایل ضروری جهت پرورش بدنی، فکری، اخلاقی و اجتماعی، در اختیار او قرار گیرد؛
کودک و فرزند باید از بدو تولّد، صاحب اسم و ملّیت گردد؛
کودک و فرزند باید از امنیت اجتماعی بهرهمند شود؛
فرزند و کودک باید از آموزش رایگان و اجباری ـ حداقل در مدارج ابتدائی ـ برخوردار گردد.
مهدويت و انواع حقوق فرزند
اگر بخواهیم یک دید جامع و کلی به حقوق فرزند بیندازیم و آن را به انواع مختلف تقسیم کنیم، میبایست به تمامی ابعاد وجودی فرزند به عنوان یک انسان توجه نماییم
. پرواضح است که انسان دارای ابعاد و جنبههای مختلفی میباشد که در هر بعدی دارای نیازهائی میباشد که خداوند متعال نیز بر اساس همین ابعاد وجودی فرزند، حقوقی را بر والدین و خانوادهها و دیگر عناصر ارتباطی با فرزند مقرر کرده است که در مکتب تربیتی و نظام جهانی حضرت مهدی(عج) به تمامی این ابعاد بطور کامل توجه و عنایت خواهد شد.
کارشناسان در تقسیمبندی ابعاد و جنبههای انسان، معمولاً شش بُعد اساسی را ذکر مینمایند که عبارتند از:
بُعد جسمانی؛
بُعد روحی و معنوی؛
بُعد اخلاقی؛
بُعد عقلانی؛
بُعد عاطفی؛
بُعد اجتماعی.
با توجه به این شش بُعد اساسی انسان، خداوند متعال حقوقی را متناسب با چنین جنبههای وجودی آدمی، برای فرزندان وضع کرده است که اطرافیان فرزند مخصوصاً والدین و خانواده، میبایست در تعامل و ارتباط با فرزندان، چنین حقوقی را که در حقیقت نیازهای اساسی فرزندان است، رعایت کنند.
در نظام جهانی مهدوی(عج)، تمامی حقوق فرزندان با توجه به چنین ابعادی به نحو شایسته به منصه ظهور میرسد و زمینههای تکامل و رشد فرزندان در تمامی زمینهها محقق خواهد شد.
با این توصیفات، انواع حقوقی را که خداوند متعال با توجه به ابعاد وجودی فرزند برای وی در نظر گرفته است و خانوادهها مخصوصاً والدین بایستی آن حقوق الهی را در نظر داشته باشند و در حکومت عدالتگستر مهدوی(عج) بدانها توجه و عنایت خاص و چشمگیر میشود، عبارتند از:
1. مهدويت و حقوق جسمانی فرزند
در نظام جهانی مهدوی(عج) یکی از حقوقی که میبایست در مورد فرزند رعایت گردد، حقوق مادی و جسمانی و فیزیولوژیکی فرزند میباشد که در کنار سایر ابعاد فرزند بدان توجه میشود. فرزند مانند سایر انسانها به صوری خلق شده است که نیاز به آب، غذا، پوشاک، استراحت و مانند آن دارد و اگر به این نیازها و حقوق اساسی رسیدگی نشود، تکامل انسان در سایر ابعاد نیز به چالش کشیده خواهد شد.
براساس آموزههای دینی و اسلامی، نمیتوان تمامی حقوق فرزند را در نیازهای جسمی و مادی او ـ مانند مکاتب پوزیتویسمی و اومانیستی ـ خلاصه نمود و اگر اسلام به مسأله خوراک، پوشاک، مسکن، بهداشت و... به چشم حقوق فرزند نگاه میکند، همگی به خاطر نقش واسطهای و علت ناقصهای است که این حقوق برای رسیدن فرزند به اهداف اصلی زندگی که همان قرب الهی است، دارند، چنان که خداوند متعال از انسانها میخواهد که در ضمن استفاده از منابع مادی و طبیعی، از مسیر الهی خارج نشوند و از شیطان پیروی نکنند:
«يا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُواْ مِمَّا فِي الأَرْضِ حَلاَلاً طَيباً وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّيطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ»؛
اى مردم، از آنچه در زمين است حلال و پاكيزه را بخوريد، و از گامهاى شيطان پيروى مكنيد كه او دشمن آشكار شماست.
با این وجود یکی از حقهایی که شارع مقدس برای فرزندان وضع کرده است و والدین و خانوادهها را ملزم به اجرای آنها نموده است، حقوق جسمانی و طبیعی او میباشد، به طوری که چه در دوران پیشزادی(جنینی) و چه در دوران بعد تولد تا بزرگسالگی و ایام تشکیل زندگی مشترک، با توجه به اقتضائات هر دوره از مسائل مادی و جسمانی او غفلت نورزند و رفاه مادی در حد متعادل و ضرورت را کمیتاً و کفیتاً با موازین شرعی و الهی، برای آنان فراهم کنند، چنان که وقتی شخصی از رسول اکرم(ص) درباره حقوق فرزند سؤال کرد، حضرت علاوه بر حقوق معنوی و عاطفی و...، رسیدگی به حقوق مادی و جسمانی فرزند را متذکر شدند و چنین فرمودند:
تحسن اسمه و أدبه و ضعه موضعاً حسناً؛
در اسمگذاری و ادب نیکوی او اقدام کن و او را در جایگاه (مادی و اقتصادی) خوبی قرار ده.
در نظام جهانی حضرت مهدی(عج) شرایطی فراهم میشود تا مردم با استفاده از نعمتهای سرشار الهی، از عهده حقوق مادی و جسمانی فرزندان خود بر آیند و با ظرفیت اقتصادی بالا و کاملاً حلال و مشروع، این حقوق الهی را که زمینهای برای اهداف متعالی است، ادا نمایند.
بدون شک یکی از چیزهایی که موجب شده است که مردم، حقوق مادی فرزندان خود را به طور شایسته ادا نکنند، فقر اقتصادی آنان به سبب دستهای پلید و استکباری است که بر اقتصاد جهان حکمفرما میباشد و همواره منافع همگانی را برای حزب و گروه خود میخواهند.
در مکتب جهانی مهدوی(عج) این مشکل اساسی از جلوی خانوادهها کنار رفته و مردم این قدرت را پیدا میکنند که با تمکن مالی و مادی مناسب و کافی و حلال، به تمام حقوق مادی و جسمانی فرزندان خود، رسیدگی نمایند و مقدمات تکامل معنوی و الهی آنان را فراهم کنند، چنان که امام باقر(ع) در باره تمکن مادی مردم و خانوادهها و شرایط خوب رفاهی آنان چنین میفرمایند:
و یعطی الناس عطایا مرتین و یرزقهم فی الشهر رزقین حتی لا تری محتاجاً الی الزکاه...؛
و (حضرت مهدی) در هر سال دوبا ر به مردم مال میبخشد و در ماه دو بار به آنان امور معیشت میدهد تا اینکه هیچ کسی یافت نمیشود که محتاج به زکات باشد.
و یا رسول اکرم(ص)، رفاه مادی و اقتصادی را از مهمترین ویژگیهای دولت مهدوی(عج) میدانند و چنین میفرمایند:
یتنعم امتی فی زمن المهدی(عج) نعمتاً لم یتنعموا قبلها قط؛
امت من در زمان حضرت مهدی(عج) چنان دارای نعمت و امکانات (حلال) میشوند که تاکنون سابقه نداشته است.
2. مهدويت و حقوق معنوی فرزند
از دیگر حقوق فرزند که در زمان حکومت مهدوی(عج)، از سوی مردم و خانوادهها، به طور کامل به منصه ظهور خواهد رسید، حقوق روحی و معنوی فرزندان میباشد. اسلام بر خلاف مکاتب انحرافی و اگزیستانسیالیستی غربی که فقط به بعد مادی و این جهانی انسان توجه دارند و تمامی هم و غم خود را به بر آوردن نیازهای مادی معطوف میدارند، به اصلیترین بعد فرزند، یعنی ساحت روحانی و معنوی او نیز توجه خاصی دارد و برای چنین بعدی نیز، حقوقی را برای خانوادهها و والدین قرار داده است.
اگر در تربیت فرزند صحبت از تربیت صحیح به میان میآید، منظور اصلی رعایت حقوق معنوی و روحی فرزند میباشد که چنین حقی بر گردن خانوادهها و والدین میباشد که فرزندان خود را با آموزههای دینی آشنا سازند و روح ایمان و تقوا و عبادت و شکرگزاری را در وجود فرزند استوار سازند و این همان حق معنوی فرزندان و کودکان میباشد.
بدون شک اگر پدر و مادر، این حق اساسی فرزند را به شایستگی به جا آورند و آنان را هر چه بیشتر با خداوند و شریعت نبوی(ص) آشنا سازند، ریشه بسیاری از مشکلات و فسادهای جامعه کنده میشود و بوی عطر ایمان از فضای خانواده به جامعه سرایت خواهد کرد. حضرت امیرالمؤمنین علی(ع)، تربیت معنوی و دینی فرزند را از جمله حقوق اصلی فرزندان میدانند و در این باره به والدین چنین میفرمایند:
علموا صبیانکم الصلاه و خذوهم بها اذا بلغوا الحلم؛
به کودکان خود نماز بیاموزید و در هنگام بلوغ اگر کوتاهی کردند، پیگیری نمایید.
و یا امام صادق(ع) درباره حق معنوی و دینی فرزند چنین میفرمایند:
زمانی که فرزند سه ساله شد، به او یاد بده که هفت بار «لا اله الا الله» بگوید، بعد از هفت ماه و بیست روز دیگر به یاد دهید که هفت بار «محمّد رسول الله» بگوید و بعد از چهار سالگی به او یاد دهید که هفت بار«صلی الله علی محمّد و آل محمّد» بگوید و در سن پنج سالگی که دست راست و چپ خود را تشخیص داد، او را رو به قبله نشانید و بگویید سجده کند و بعد از شش سالگی نماز و رکوع و سجود را به او تعلیم دهید و در هفت سالگی به او بگویید دست و صورتش را بشوید و نماز بخواند و در نه سالگی به فرزند وضو و نماز را یاد دهید و در این امر جدی باشید و فرزند را بر ترک آنها مورد باز خواست قرار دهید، پس هرگاه کودک وضو و نماز را یاد گیرد، خداوند والدین او را «انشاء الله» میآمرزد.
در نظام جهانی مهدوی(عج) با گسترش فرهنگ ناب اسلامی و قرآنی، خانوادهها و والدین به صورت جدی و همگانی به حقوق معنوی و دینی فرزندان خود توجه خواهند کرد و در سایه چنین تربیت دینی و الهی، نسل پاک و با ایمانی تحویل جامعه میدهند.
اگر در شرایط کنونی، بعضی از خانوادهها در فقر دینی و معنوی به سر میبرند، در دوران ظهور خانوادهها به طور وسیع با آموزههای دینی آشنا میشوند و به شایستهترین شکل ممکن، حقوق معنوی فرزندان را ادا خواهند کرد و مسیر رشد و تکامل روحی و عقیدتی آنان هموار میگردد، چنان که امام باقر(ع)، داشتن ظرفیت بالای ایمانی و دینی مردم و آشنایی خانوادهها به ویژه مادران با آموزههای ا سلامی و قرآنی را، از ویژگیهای اصلی دوران ظهور میدانند و چنین میفرمایند:
و تؤتون الحکمه فی زمانه حتی ان المرأه لتقضی فی بیتها بکتاب الله تعالی و سنة رسول الله(ص)؛
و در زمان حضرت مهدی(عج) به همه مردم حکمت و علم بیاموزند تا جائی که زنان در خانه خودشان با کتاب خداوند تعالی و سنّت رسولش قضاوت و داوری کنند.
3. مهدويت و حقوق اخلاقی فرزند
از جمله حقوق فرزند که بر گردن پدر و مادر و خانوادهها میباشد و در زمان حکومت حضرت مهدی(عج) به طور کامل محقق میشود، حق اخلاقی و رفتاری فرزند میباشد. یکی از چیزهایی که در شرایط کنونی، آرامش خانوادهها را به چالش کشیده است و عامل بسیاری از درگیریها و بدی روابط میان افراد میشود، نبود تربیت اخلاقی صحیح و عمل نکردن والدین به حق اخلاقی فرزندان میباشد.
درحقیقت این خانوادهها هستند که میبایست آداب و رفتار اسلامی را به فرزندان خود بیاموزند و صفات خوب انسانی مانند احسان، وفای به عهد، گذشت، صبر، ایثار، دلسوزی و نصح، خوش برخوردی و... را در زندگی آنان پیاده کنند و آنها را آماده یک زندگی متعادل و همراه با اخلاق خانوادگی و اجتماعی نمایند.
اگر ما در جامعه شاهد افراد درستکار و صبور و فداکار و... میباشیم، همه به دلیل این است که والدین، حقوق اخلاقی فرزندان را ادا نموده اند و آنها را با اخلاق و رفتار ناب اسلامی تربیت نموده اند، چنانکه حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) بهترین هدیهای را که والدین میتوانند به اولاد خود عطا نمایند، رعایت حقوق اخلاقی فرزند و تعلیم آداب و رفتار اسلامی به او میدانند و چنین میفرمایند:
ما نحل والد ولداً نحلاً افضل من ادب حسن؛
هیچ سرمایه و ثروتی که پدر برای فرزندش میگذارد برتر و بهتر از تربیت نیکو (واسلامی ) او نیست.
در دوران حکومت جهانی حضرت مهدی(عج)، اخلاق و رفتار نیکو توسط خانوادهها به فرزندان آموخته خواهد شد و فرزندان همواره با آداب اسلامی رشد مییابند و دوستی و صفا و برادری در سایه ادای چنین حقوقی، در میان افراد خانواده و بالتبع آن در جامعه برقرار میشود، چنان که امام باقر(ع) یکی از ویژگیهای حکومت حضرت مهدی(عج) را گسترش اخلاق و دوستی میان مردم و خانوادهها ذکر مینمایند و چنین میفرمایند:
اذا قام القائم جائت المزامله...؛
وقتی قائم قیام کند رفاقت و دوستی در میان مردم برقرار شود.
و یا در روایت دیگری چنین میفرمایند:
... وکملت به احلامهم؛
اخلاق و رفتار بندگان (به واسطه حضرت مهدی(عج)) کامل و شایسته میگردد.
4. مهدويت و حقوق عقلانی فرزند
از دیگر حقوقی که فرزند بر خانواده و والدین خود دارد و در زمان حکومت مهدوی(عج) بطور محسوس و گسترده به منصه ظهور میرسد، حقوق عقلانی وعلمی و فکری فرزند میباشد. یکی از ویژگیهای اختصاصی انسان نسبت به سایر موجودات، برخورداری از نیروی تعقل و فکر میباشد و او به گونه ای خلق شده است که میتواند درباره امورات عالم تعقل و اندیشه نماید و بهترین آنها را انتخاب کند و صواب را از نا صواب تشخیص دهد.
اگر آدمی از این نعمت الهی به نحو شایسته استفاده کند، میتواند راه سعادت را به خوبی طی کند و اگر این نعمت را با انتخابهای نادرست پایمال کند و عقل سلیم خود را به کار نبندد، در زمره بدترین موجودات و حتی پایینتر از بهائم قرار میگیرد، چنان که قرآن کریم درباره کسانی که از این هدیه الهی استفاده صحیح نمیکنند، چنین میفرماید:
«إِنَّ شَرَّ الدَّوَابَّ عِندَ اللّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لاَ يعْقِلُونَ»؛
قطعاً بدترين جنبندگان نزد خدا كران و لالانىاند كه نمىانديشند.
پدر و مادر وظیفه دارند که با تر بیت صحیح فرزند، عقل و فکر فرزند خود را تعالی بخشند و با ایجاد زمینههای مساعد برای علم و دانشجوئی فرزند خود، روز به روز بر رشد عقلی و علمی فرزند خود بیفزایند و او را آماده تأثیرگذاری بر جامعه خود نمایند و از انحراف و کجروی و گرفتار شدن آنان در دام جاهلان زمان جلوگیری نمایند، چنان که امام صادق(ع) درباره این حق فرزندان چنین میفر مایند:
بادروا اولادکم بالحدیث قبل ان یسبقکم الیهم المرجئه؛
به فرزندان خود احادیث و روایات (علوم حقیقی) را یاد دهید، قبل از اینکه آنان گرفتار مرجئه (دشمنان اسلام و حقیقت) گردند.
از جمله چیزهائی که در زمان حضرت مهدی(عج) به اوج شکوفائی خود میرسد، تکامل علمی و عقلی مردم میباشد و والدین در پرتو چنین فضای مطلوبی، به راحتی میتوانند حقوق عقلانی و علمی فرزندان خود را ادا نمایند. در حقیقت پدر و مادر و خانوادهها، در ایام ظهور با علوم مختلف آشنا شده و چنین دانشهائی را به فرزندان خود ارائه کرده و در نتیجه فضای علمی و منطقی و استدلالی بر فضای خانواده و جامعه حاکم خواهدشد، چنان که امام صادق(ع)، گسترش علم و عقلانیت را یکی از مؤلفههای اصلی حکومت حضرت مهدی(عج) دانسته و چنین میفرمایند:
اصول علم و دانش دارای بیست و هفت حرف است، تمام پیامبران تاکنون دو حرف آن را افشا کردهاند، وقتی قائم ما قیام کند، بیست و پنج حرف دیگر را آشکار میسازد تا همه علوم تکمیل گردد.
و یا امام باقر(ع) درباره رشد عقلانی مردم در آن زمان چنین میفرمایند:
اذا قام قائمنا وضع یده علی رؤوس العباد فجمع بها عقولهم؛
هرگاه قائم ما قیام کند، با قرار دادن دست خود بر سر بندگان و عنایت به آنان، عقول آنان را کامل خواهد کرد.
5. مهدويت و حقوق عاطفی فرزند
از دیگر حقوقی که فرزندان دارند و در زمان حکومت حضرت مهدی(عج)، به نحو شایسته توسط خانوادهها تأمین خواهد گشت، حق عاطفی آنان میباشد. يکي از نيازهاي اساسي فرزندان که در عصر اخير مخصوصاً به واسطه توجه بشريت به تجربه و علوم طبيعي و گريز از آموزههاي ديني مورد بيمهري قرار گرفته است، نيازهاي عاطفي آنان ميباشد که ميتوان نام آن را بحران محبت در خانواده گذاشت.
يکي از ارکان تربيت فرزند که به عنوان حقي بزرگ بر گردن والدين ميباشد، برقراري روابط مناسب با او بر اساس محبّت ميباشد، زيرا محبت به عنوان مهمترين واسطه در برقراري رابطه، بايد مورد توجه باشد. حد متعارف اين حق اين است که خانوادهها شرايطي را ايجاد کنند که در آن محبت واقعي و معقول نثار فرزند گردد و بدين ترتيب، معضل بيتفاوتي به او و سهلانگاري در تربيت، که يکي از معضلات جوامع بشري ميباشد، مرتفع گردد.
امام صادق(ع) در مورد حق عاطفي فرزند چنين ميفرمايند:
ان الله يرحم العبد لشده حبه لولده؛
همانا خداوند بنده را به خاطر شدت محبت به فرزندش مورد رحمت قرار ميدهد.
و يا وجود مقدس پيامبر اکرم(ص) در مورد اثرات عظيم محبت به فرزند ميفرمايند:
من قبل ولده کتب الله له حسنه و من فرحه فرحه الله يوم القيامة؛
هرکسي فرزند خود را ببوسد، خداوند براي او حسنهاي بنويسد و هرکس او را خوشحال کند، خداوند او را، در روز قيامت شاد ميگرداند.
با گسترش فرهنگ مهدوي(عج) در جهان، جو دوستي و صميميت بر خانوادهها حکومت خواهد کرد و والدين در تربيت فرزند خود همواره به حق عاطفي فرزند توجه خواهند نمود. در چنين حکومت عدالتگستري، ديگر به فرزندان به ديده کالا نگاه نميشود و محبت و احترام جايگزين، رفتار ماشيني و به دور از عاطفه خواهد شد و فرزندان در اين فضاي صميمي خانواده و برخورداري از حقوق عاطفي، از عقدههاي روحي و رواني مانند افسردگي، حسادت، خشونت و... رهائي مييابند و در نتيجه امنيت و آسايش و دوستي واقعي بر جامعه حکمفرما ميشود، چنان که حضرت اميرالمؤمنين علي(ع) در مورد برطرف شدن چنين چالشهاي رواني از ميان خانوادهها و اجتماع ميفرمايند:
ولو قد قام قائمنا لذهبت الشحناء من قلوب العباد؛
هرگاه قائم ما قيام کند، کينهها و دشمنيها از دل بندگان خارج ميشود.
و يا امام صادق(ع) در باره ايجاد جو همراه محبت و عاطفه در دوران ظهور ميفرمايند:ويحسن حال عامه العباد و يجمع الله الکلمه و يؤلف بين قلوب مختلفه...؛
و احوال (روحي و جسمي) عموم مردم سامان يابد و وحدت کلمه و يکدستگي بوجود آيد و تأليف قلوب در ميان مردم به وجود آيد.
6. مهدويت و حقوق اجتماعي فرزند
يکي ديگر از حقوق اساسي فرزند که در دوران حکومت مهدوي(عج) مورد عنايت گسترده واقع ميشود، حقوق اجتماعي و برون خانوادگي او ميباشد. بدون شک یکی از گرایشهای انسان، میل به زندگی گروهی و دستهجمعی میباشد و این یک میل و خواسته فطری و درونی میباشد.
یکی از وظایف والدین نسبت به فرزندان این است که آنان را به گونهای تربیت نمایند که زمینه فردگرایی منفی از آنان جدا شود و علاوه بر ایجاد یک موقعیت اجتماعی برای فرزندان، مشارکت در فعالیتهای اجتماعی در کنار دیگران را به او بیاموزند.
فرزندی که، حقوق اجتماعی او توسط خانواده محقق شود، به راحتی میتواند با دیگران ارتباط برقرار کند و استعدادها فردی و تواناییهای خود را شکوفا سازد و از خودمحوری و خودبینی رهائی یابد و روحیه تعاون و برادری را در خود پرورش دهد و به عنوان یک عضو مؤثر در جامعه، دارای نقش و موقعیت اجتماعی باشد. پیامبر اکرم(ص) یکی از وظایف خطیر والدین و خانوادهها را تربیت اجتماعی و برآورده کردن حقوق اجتماعی و شغلی آنان میدانند و در این باره چنین میفرمایند:
حسن اسمه و أدبه و تضعه موضعاً حسناً؛
اسم نیکو بر (فرزند) گذار و او را نیکو تربیت کن و موقعیت اجتماعی و کاری مناسب برایش فراهم نما.
در زمان حکومت حضرت مهدی(عج)، خانوادهها و والدین با آن ظرفیت بالای علمی و معنوی خود، تربیت شایسته اجتماعی فرزندان را به نحو شایسته انجام خواهند داد و با ادای چنین حقوقی، آنها را از سرگردانی اجتماعی و درگیر شدن با کارها و فعالیتهای منفی و بیثمر نجات میدهند. یکی از علل عمده بیثباتی اجتماعی نسل جوان بخاطر این است که آنان در محیط خانواده، از تربیت اجتماعی صحیحی برخوردار نشدهاند و والدین آنها را برای نقشآفرینی مثبت و مشروع در جامعه توجیه نکردهاند، به طوری که چنین جوانی بعد از ورود به اجتماع، برنامه مشخص و معقولی و ارزشمداری برای فعالیت اجتماعی خود ندارد و به هر کاری ولو به ضرر اجتماع باشد، تن خواهد داد.
این چالش اساسی در زمان حکومت جهانی مهدی(عج) به طور کلی مرتفع خواهد شد، به گونهای که خانوادهها به روشنی با حقوق اجتماعی فرزندان آشنا هستند و با تربیت اجتماعی خوب آنان و فراهم آوردن یک موقعیت اجتماعی برای فرزندان، جامعه را از فعالیتهای کاذب و نامشروع دور میسازند و فرزندان و نسل جوان، توان اجتماعی خود را در فعالیتهای پربازده و مشروع و معقول همانند کشاورزی، دامداری، صنعت، تجارت و... مصرف مینمایند و در نتیجه سرمایهها و اموال حلال و طیب در اختیار مردم قرار میگیرد و ریشه نابسامانیهای اجتماعی کنده خواهد شد و برکت از آسمان و زمین بر سر مردم نازل میشود و مصداق اصلی این آیه شریفه محقق میشود که:
«وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَيهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ وَلَكِن كَذَّبُواْ فَأَخَذْنَاهُم بِمَا كَانُواْ يكْسِبُونَ»؛
و اگر مردم شهرها ايمان آورده و به تقوا گراييده بودند، قطعاً بركاتى از آسمان و زمين برايشان مىگشوديم، ولى تكذيب كردند؛ پس به [كيفر] دستآوردشان [گريبان] آنان را گرفتيم.
امام صادق(ع) یکی از ویژگیهای ایام ظهور را، روابط خوب اجتماعی و فراوانی نعمت و برکت به واسطه فعالیتها مثبت اجتماعی مردم و مشروع و ادای حقوق الهی مانند زکات میدانند و میفرمایند:
ان قائمنا اذا قام اشرقت الارض بنور ربها و یطلب الرجل منکم من یصله بماله و یأخذ منه زکاته فلا یجد احداً یقبل منه ذلک و استغنی الناس بما رزقهم الله من فضله؛
وقتی قائم ما قیام کند، زمین با نور پروردگار روشن میشود و در آن زمان شخص به دنبال کسی میگردد که از مالش به او ببخشد و زکات مالش را به او دهد ولی کسی را نمییابد و مردم به واسطه فضل الهی مستغنی شدهاند.
و یا امام باقر(ع) درباره گسترش تعاملات اجتماعی مطلوب و صمیمانه و ایجاد روحیه تعاون و همکاری در زمان حکومت جهانی مهدوی(عج) چنین میفرمایند:
اذا قام القائم جائت المزامله وأتی الرجل الی کیس أخیه فیأخذ حاجته لایمنعه؛
هرگاه قائم قیام کند، برادری و دوستی در میان مردم برقرار میشود، چنان که هر کسی میتواند نیاز خود را از جیب برادرش، بدون هیچ منعی بردارد.
نتيجه
با توجه به حقوق فرزند و مطالبی که در این نوشتار ارائه گردید میتوان چنین گفت که این حقوق الهی از نیازهای اساسی فرزند میباشد که خداوند متعال با حکمت و مصلحت خود بر دوش والدین و خانوادهها قرار داده است و اگر در امر تربیت فرزند به چنین حقوقی توجه نشود، امر تکامل و رشد واقعی فرزند به چالش کشیده میشود.
در دنیای کنونی، این حقوق فرزند مخصوصاً در بعد معنوی و عاطفی، مورد بیتوجهی و بیمهری واقع شده است و به همین دلیل، افرادی که از این حق خود محروم شدهاند، نمیتوانند به عنوان یک عضو مؤثر در جامعه، ایفای نقش نمایند.
از ویژگیهای شاخص حکومت جهانی حضرت مهدی(عج) این است که تمامیاین حقوق الهی فرزند اعم از مادی، معنوی، اخلاقی، عاطفی، عقلانی و اجتماعی توسط خانوادهها به منصه ظهور خواهد رسید و در نتیجه فرزندانی شایسته و مفید و پربازده، برای آباد ساختن جامعه انسانی و رساندن مردم به سوی کمال نهائی که همان قرب الهی میباشد، پا به عرصه اجتماع میگذارند.
یکی از حقوقی اساسی که خداوند متعال بر خانوادهها به ویژه والدین قرار داده است و در سایه رعایت چنین حقوقی است که میتوان شاهد رشد و تکامل صحیح فررزندان و نسل جوان باشیم و در حکومت جهانی حضرت مهدی(عج)، چنین حقوقی به نحو شایستهای در میان خانوادهها گسترش خواهد یافت و ما در این نوشتار بر آنیم تا به بررسی چنین حقوقی از دیدگاه آموزههای مهدوی بپردازیم.
حقوق فرزند در قرآن، روایات و حقوق فرزند، اعلامیه جهانی در مورد حقوق فرزند و کودک، حقوق مادی فرزند، حقوق معنوی فرزند، حقوق اخلاقی فرزند، حقوق عاطفی فرزند، حقوق عقلانی فرزند و حقوق اجتماعی فرزند از ابعاد اصلی این مقاله است که به تبیین و بررسی آنها با توجه به آموزههای مهدوی پرداختهایم.
مقدمه
با ظهور اسلام و جلوهگری احکام و دستورات نبوی(ص)، یکی از چیزهائی که مورد تأکید جدی قرار گرفت و از مردم خواسته شد که نسبت به آن نهایت دقت را نمایند، حقوق فرزندان میباشد. حقوقی که طی سالیان سال به فراموشی سپرده شده بود و این فراموشی دلیلی جز کمرنگ شدن آموزههای دینی و الهی و گسترش روحیه خودخواهی و هواپرستی نداشت.
در شرایطی، حقوق فرزند به واسطه دین مقدس اسلام مطرح گردید که بیعدالتی نسبت به فرزندان، غفلت از تربیت صحیح و شایسته او، تحمیل کارهای سخت و طاقتفرسا به کودکان و فرزندان و... به اوج خود رسیده بود و آنجائی که حساب منافع و اهداف شخصی به میان میآمد، به فرزندان توجه میکردند و هر جائی که وجود فرزند را به نفع خود نمیدیدند، زندگی او را با آزار، اذیت، قتل و مانند آن به چالش میکشیدند.
قرآن کریم یکی از ابعاد چنین بیعدالتیها را، مسأله زنده به گور کردن فرزندان دختر معرفی میکند و در تقبییح چنین اعمال شومی چنین میفرماید:
«وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالأُنثَى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ كَظِيمٌ يتَوَارَى مِنَ الْقَوْمِ مِن سُوءِ مَا بُشِّرَ بِهِ أَيمْسِكُهُ عَلَى هُونٍ أَمْ يدُسُّهُ فِي التُّرَابِ أَلاَ سَاء مَا يحْكُمُونَ»؛
و هر گاه يكى از آنان را به دختر مژده آورند، چهرهاش سياه مىگردد، در حالى كه خشم [و اندوه] خود را فرو مىخورد از بدىِ آنچه بدو بشارت داده شده، از قبيلة [خود] روى مىپوشاند. آيا او را با خوارى نگاه دارد، يا در خاك پنهانش كند؟ وه چه بد داورى مىكنند.
ویل دورانت در مورد این اعمال عرب عصر جاهلیت مینویسد:
پدر دختر اگر میخواست میتوانست به هنگام تولد او را زنده به گور کند و اگر نمیکرد دست کم از تولد وی غمین میشد و از شرم زدگی روی از کسان نهان میکرد زیرا احساس میکرد که کوشش او هدر رفته است، جاذبه طفولیت او سالی چند بر پدر نفوذ داشت و همین که به سن هفت یا هشت میرسید به هر یک از جوانان قبیله که مورد رضایت پدر بود و بهای عروس را میتوانست بدهد، شوهر میکرد...
اگر اسلام ناب از مسیر اصلی خودش جدا نمیشد و افراد فرصتطلب اجازه میدادند که احکام و دستورات الهی بدون تحریف در میان مردم اجرا شود، هم اکنون در سراسر جهان حقوق اساسی فرزندان و کودکان به خوبی اجرا میشد و جهان با چالش عظیم بیتوجهی به حقوق فرزند روبرو نمیشد.
هم اکنون در عصری زندگی میکنیم که بر اساس مکاتب تربیتی و حکومتهای لیبرالیستی و اومانیستی و مانند آن که هدیهای برای بشریت به جز جدایی آنان از آموزههای الهی و دینی (اسلام ناب) و جلوگیری از تکامل واقعی و سعادت دنیوی و اخروی ندارند، حقوق واقعی فرزندان به ویژه کودکان، تحت شعاع اندیشههای انحرافی قرار گرفته است و فقط به بعضی از حقوق فرعی او توجه میشود و از ابعاد اساسی حقوق فرزندان که تربیت صحیح و الهی ثمره آن میباشد، غفلت شده است.
در چنین شرایطی، جهان بشری به یک نظام و حکومتی نیازمند است که در آن به تمامی حقوق فرزند اعم از فردی و اجتماعی و... توجه و عنایت شود و به جای نگاه یکطرفانه به فرزند و پرداختن به حقوق غیراصیل او و ایجاد خدشه در سعادت دنیوی و اخروی او، به همه حقوق او به ویژه حقوق معنوی و دینی او که موجب معنادار شدن زندگی او میشود، پرداخته شود.
این همان نظام جهانی و انسانساز حضرت مهدی(عج) میباشد که این چنین ظرفیتی را دارد که حقوق اصیل فرزندان را مورد تأیید و توجه قرار دهد و جهان را به سوی ادای آن حقوق الهی و انسانی سوق دهد و حقوق فراتر از مسائل مادی و معیشتی که اندیشه اصلی مکاتب پوزیتویسمی است، برای فرزند ترسیم نماید.
اهميت و ضرورت بحث
پرداختن به حقوق فرزند از دیدگاه فرهنگ مهدوی، این امکان را برای ما فراهم میآورد که بتوانیم به تمامی حقوق اساسی و اصیل فرزندان به ویژه کودکان که از متن اسلام ناب و آموزههای قرآنی سرچشمه میگیرد، توجه نماییم و به مکاتب و نظامهای سرمایهداری و لیبرالیستی و مانند آن ثابت نماییم که حقوق فرزند فقط در نیازهای فیزیولوژیکی و این جهانی که همراه با تبعیضات فراوان میباشد خلاصه نمیشود و جهان متوجه شود که در تعامل با فرزند و کودک و نسل جوان، طبق ضوابط و راهکارهای الهی میبایست به حقوق مادی و معنوی آنان به طور همزمان عنایت داشت.
در حقیقت چنین میتوان گفت که زمانی ما میتوانیم فرزندان را در مسیر سعادت واقعی قرار دهیم و آنها را با اهداف اصیل زندگی انسان همراه سازیم که به خوبی، همه حقوق فرزندان را که در واقع نیازهای اساسی آنان میباشد، ترسیم نماییم.
به طور خلاصه نتایجی را که تبیین حقوق فرزند و کودک میتواند داشته باشد عبارتند از:
آشنائی با نیازهای واقعی فرزند؛
کمک در تربیت خوب و صحیح فرزند؛
هماهنگ ساختن فرزند با اهداف خلقت انسان؛
پی بردن به حقوق اصلی و فرعی فرزند و اهمیت ویژه و اولویت دادن به حقوق اساسی؛
تأمین سعادت و پیشرفت فرزند در تمامی ابعاد زندگی؛
تعیین تکالیف والدین و خانواده و همچنین نظام حکومتی در برابر حقوق فرزند.
تعاريف کاربردی
حق
مفهوم اصلی و جامع واژه حق، در کاربرد مصدری به معنای ثبوت و در کاربرد وصفی به معنای ثابت میباشد و در همین معنای اخیر است که در برابر باطل به کار میرود.
از نظر لغت، حق به معناهای: (اعتقاد مطابق با واقع، کار مطابق با واقع، واجب، عدل، بهره و سهم و سخن واقعی) استعمال شده است.
درباره معنای اصطلاحی حق تعاریف زیادی وارد شده است که رساترین آن تعاریف عبارت است از:
حقوق، مجموعه مقرراتی است که بر اشخاص از این جهت که در اجتماع هستند و تعیینکننده روابط اجتماعی آنان میباشد، حکومت میکند.
فرزند
فرزند در لغت به معنای ولد یا نسل میباشد و اگر بخواهیم یک معنای جامعی از فرزند ارائه نماییم، باید چنین بگوییم که:
فرزند به اولاد بدون واسطه و نسبی انسان اطلاق میشود که گاه به پسر و گاه به دختر نسبت داده میشود.
حقوق فرزند
با شناخت دو واژه حق و فرزند، باید دانست که در رابطه با فرزند، قوانین و مقرراتی از طرف شارع مقدس قرار داده شده است که خانواده و والدین میبایست در پی تحقق آن حقوق باشند.
پس حقوق فرزند را میتوان این چنین تعریف کرد که:
حقوق فرزند به مجموعهای از قوانین و ضوابطی اطلاق میشود که خداوند برای فرزندان در جهت رفع نیازهای مادی و روانی و روحی آنان وضع کرده است تا ضمن استفاده عادلانه از نعمتهای الهی، در مسیر یک تربیت صحیح و زندگی ایدهآل، حرکت نماید.
حقوق فرزند در قرآن
خداوند متعال با توجه به جایگاه فرزند مخصوصاً کودکان در زندگی اجتماعی و خانوادگی، اهمیت و توجّه خاصی را به حقوق فرزند دارد. قرآن کریم حقوق فرزند را از همان زمان نطفه مورد عنایت قرار داده است و رحم مادر را به مثابه کشتزاری میداند که فرزند و کودک از آنجا رشد و نما پیدا میکند و والدین میبایست در سالمسازی چنین محیطی نهایت دقت را نمایند، چنان که در قرآن کریم چنین آمده است:
«نِسَآؤُكُمْ حَرْثٌ لَّكُمْ فَأْتُواْ حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ وَقَدِّمُواْ لأَنفُسِكُمْ»؛
زنانِ شما كشتزار شما هستند. پس، از هر جا [و هر گونه] كه خواهيد به كشتزار خود [در] آييد، و براى شخص خودتان [در بهرهمندى از آنها] پيشدستى كنيد.
از طرف دیگر قرآن کریم، برآورده کردن نیازهای مادی و معنوی فرزند و کودک را از حقوق اساسی فرزند به شمار میآورد و در مرحله اول از والدین میخواهد که درباره هیچ یک از نیازهای فیزیولوژیکی و روحی و روانی او تا موقعی که زندگی مشترک تشکیل داده و خودکفا شوند، کوتاهی نکنند، چنان که قرآن کریم درباره توجه به نیازهای مادی فرزند چنین فرموده است:
«وَالْوَالِدَاتُ يرْضِعْنَ أَوْلاَدَهُنَّ حَوْلَينِ كَامِلَينِ لِمَنْ أَرَادَ أَن يتِمَّ الرَّضَاعَةَ وَعلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَكِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ لاَ تُكَلَّفُ نَفْسٌ إِلاَّ وُسْعَهَا لاَ تُضَآرَّ وَالِدَةٌ بِوَلَدِهَا وَلاَ مَوْلُودٌ لَّهُ بِوَلَدِهِ وَعَلَى الْوَارِثِ مِثْلُ ذَلِكَ فَإِنْ أَرَادَا فِصَالاً عَن تَرَاضٍ مِّنْهُمَا وَتَشَاوُرٍ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيهِمَا وَإِنْ أَرَدتُّمْ أَن تَسْتَرْضِعُواْ أَوْلاَدَكُمْ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيكُمْ إِذَا سَلَّمْتُم مَّآ آتَيتُم بِالْمَعْرُوفِ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ»؛
و مادران [بايد] فرزندان خود را دو سال تمام شير دهند. [اين حكم] براى كسى است كه بخواهد دوران شيرخوارگى را تكميل كند. و خوراك و پوشاك آنان [مادران] به طور شايسته، بر عهدة پدر است. هيچ كس جز به قدر وسعش مكلف نمىشود. هيچ مادرى نبايد به سبب فرزندش زيان ببيند، و هيچ پدرى [نيز] نبايد به خاطر فرزندش [ضرر ببيند] و مانند همين [احكام] بر عهدة وارث [نيز] هست. پس اگر [پدر و مادر] بخواهند با رضايت و صوابديد يكديگر، كودك را [زودتر] از شير بازگيرند، گناهى بر آن دو نيست. و اگر خواستيد براى فرزندان خود دايه بگيريد، بر شما گناهى نيست، به شرط آنكه چيزى را كه پرداخت آن را به عهده گرفتهايد، به طور شايسته بپردازيد. و از خدا پروا كنيد و بدانيد كه خداوند به آنچه انجام مىدهيد بيناست
و در جای دیگر در مورد فراهم آوردن زمینههای ازدواج فرزند به عنوان یکی از حقوق اساسی او چنین میفرماید:
«وَأَنكِحُوا الأيامَى مِنكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِن يكُونُوا فُقَرَاء يغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ»؛
بىهمسران خود، و غلامان و كنيزان درستكارتان را همسر دهيد. اگر تنگدستند، خداوند آنان را از فضل خويش بىنياز خواهد كرد، و خدا گشايشگر داناست.
اهلبيت(ع) و حقوق فرزند
بررسی سیره قولی و عملی معصومین(ع) نشان میدهد که آنان نسبت به حقوق فرزندان بسیار حساس بودهاند و میکوشیدند تا جامعه اسلامی را با چنین حقوق الهی ـ انسانی آشنا سازند.
اهلبیت(ع) که در حفیقت پیشوایان و رهبران اصلی بشریت میباشند، به خوبی بر حقوق فرزندان واقف بودند و علاوه بر حقوق مادی و فیزیولوژیکی، بر حقوق و نیازهای معنوی و روحی فرزند تأکید میکردند و از والدین و خانوادهها میخواستند که در کنار مسائل مادی، از امور معنوی و مافوق طبیعی فرزند که اهمیت مضاعفی دارد، غفلت نکنند، چنان که حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) در این باره میفرمایند:
و حق الولد علی الوالد ان یحسن اسمه و یحسن أدبه و یعلمه القرآن؛
و حق فرزند بر پدر این است که نام و ادبش را نیکو کند و قرآن به او یاد دهد.
و یا امام سجاد(ع) در مورد حقوق واقعی فرزند چنین فرموده است:
حق فرزند تو این است که بدانی او قسمتی از وجود توست و در نیکی و بدی خود در این دنیا به تو وابستگی دارد و تو در تربیت و ادب آموزی و خداشناسی او مسؤل هستی و باید او را در اطاعت خدا، در آنچه مربوط به تو و او میشود، یاری کنی، در احسان به او پاداش میگیری و در بدی به او کیفر شوی، عمل تو درباره او مانند کسی است که یقین دارد به کارهای او در این دنیا آرایش مییابد و به واسطه حسن قیام به وظایف و مسؤلیتها، در پیشگاه خداوند معذور است.
حقوق فرزند و اعلاميه جهانی
در بیستم نوامبر 1959م، اعضای سازمان ملل متحد با تصویب اعلامیهای درمورد حقوق فرزند و کودک، حمایت خود را از رسیدگی شایسته و در خور منزلت فرزندان و نسل جوان و کودکان دنیا، اعلام نمود و درصدد بر آمد تا از آزادیهای طبیعی و قانونی آنان دفاع کند.
بر طبق چنین مصوبهای که البته بیشتر روی نیازها و حقوق مادی و بدنی کودک و فرزند تأکید دارد و از تربیت او بر اساس حقوق و موازین دینی و الهی غفلت ورزیده است و در در شأن خود، مصوبه مطلوبی میباشد و به بعضی از حقوق فرزندان و کودکان اشاره دارد، از پدران و مادران و زنان و مردان و سازمانها و دولتها خواسته شده ست که حقوق فرزندان را به رسمیت بشناسند و در تأمین رفاه مادی و حق آزادی فرزندان و کودکان کوشا باشند.
بعضی از اصول چنین مصوبه جهانی از این قرار است:
کودک و فرزند باید از کلیه حقوق مندرج در این اعلامیه، بدون استثنا و تبعیض و بدون در نظر گرفتن نژاد، زبان، دین و... برخوردار باشند؛
فرزند و کودک باید از حمایت ویژه برخوردار باشد و امکانات و وسایل ضروری جهت پرورش بدنی، فکری، اخلاقی و اجتماعی، در اختیار او قرار گیرد؛
کودک و فرزند باید از بدو تولّد، صاحب اسم و ملّیت گردد؛
کودک و فرزند باید از امنیت اجتماعی بهرهمند شود؛
فرزند و کودک باید از آموزش رایگان و اجباری ـ حداقل در مدارج ابتدائی ـ برخوردار گردد.
مهدويت و انواع حقوق فرزند
اگر بخواهیم یک دید جامع و کلی به حقوق فرزند بیندازیم و آن را به انواع مختلف تقسیم کنیم، میبایست به تمامی ابعاد وجودی فرزند به عنوان یک انسان توجه نماییم
. پرواضح است که انسان دارای ابعاد و جنبههای مختلفی میباشد که در هر بعدی دارای نیازهائی میباشد که خداوند متعال نیز بر اساس همین ابعاد وجودی فرزند، حقوقی را بر والدین و خانوادهها و دیگر عناصر ارتباطی با فرزند مقرر کرده است که در مکتب تربیتی و نظام جهانی حضرت مهدی(عج) به تمامی این ابعاد بطور کامل توجه و عنایت خواهد شد.
کارشناسان در تقسیمبندی ابعاد و جنبههای انسان، معمولاً شش بُعد اساسی را ذکر مینمایند که عبارتند از:
بُعد جسمانی؛
بُعد روحی و معنوی؛
بُعد اخلاقی؛
بُعد عقلانی؛
بُعد عاطفی؛
بُعد اجتماعی.
با توجه به این شش بُعد اساسی انسان، خداوند متعال حقوقی را متناسب با چنین جنبههای وجودی آدمی، برای فرزندان وضع کرده است که اطرافیان فرزند مخصوصاً والدین و خانواده، میبایست در تعامل و ارتباط با فرزندان، چنین حقوقی را که در حقیقت نیازهای اساسی فرزندان است، رعایت کنند.
در نظام جهانی مهدوی(عج)، تمامی حقوق فرزندان با توجه به چنین ابعادی به نحو شایسته به منصه ظهور میرسد و زمینههای تکامل و رشد فرزندان در تمامی زمینهها محقق خواهد شد.
با این توصیفات، انواع حقوقی را که خداوند متعال با توجه به ابعاد وجودی فرزند برای وی در نظر گرفته است و خانوادهها مخصوصاً والدین بایستی آن حقوق الهی را در نظر داشته باشند و در حکومت عدالتگستر مهدوی(عج) بدانها توجه و عنایت خاص و چشمگیر میشود، عبارتند از:
1. مهدويت و حقوق جسمانی فرزند
در نظام جهانی مهدوی(عج) یکی از حقوقی که میبایست در مورد فرزند رعایت گردد، حقوق مادی و جسمانی و فیزیولوژیکی فرزند میباشد که در کنار سایر ابعاد فرزند بدان توجه میشود. فرزند مانند سایر انسانها به صوری خلق شده است که نیاز به آب، غذا، پوشاک، استراحت و مانند آن دارد و اگر به این نیازها و حقوق اساسی رسیدگی نشود، تکامل انسان در سایر ابعاد نیز به چالش کشیده خواهد شد.
براساس آموزههای دینی و اسلامی، نمیتوان تمامی حقوق فرزند را در نیازهای جسمی و مادی او ـ مانند مکاتب پوزیتویسمی و اومانیستی ـ خلاصه نمود و اگر اسلام به مسأله خوراک، پوشاک، مسکن، بهداشت و... به چشم حقوق فرزند نگاه میکند، همگی به خاطر نقش واسطهای و علت ناقصهای است که این حقوق برای رسیدن فرزند به اهداف اصلی زندگی که همان قرب الهی است، دارند، چنان که خداوند متعال از انسانها میخواهد که در ضمن استفاده از منابع مادی و طبیعی، از مسیر الهی خارج نشوند و از شیطان پیروی نکنند:
«يا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُواْ مِمَّا فِي الأَرْضِ حَلاَلاً طَيباً وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّيطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ»؛
اى مردم، از آنچه در زمين است حلال و پاكيزه را بخوريد، و از گامهاى شيطان پيروى مكنيد كه او دشمن آشكار شماست.
با این وجود یکی از حقهایی که شارع مقدس برای فرزندان وضع کرده است و والدین و خانوادهها را ملزم به اجرای آنها نموده است، حقوق جسمانی و طبیعی او میباشد، به طوری که چه در دوران پیشزادی(جنینی) و چه در دوران بعد تولد تا بزرگسالگی و ایام تشکیل زندگی مشترک، با توجه به اقتضائات هر دوره از مسائل مادی و جسمانی او غفلت نورزند و رفاه مادی در حد متعادل و ضرورت را کمیتاً و کفیتاً با موازین شرعی و الهی، برای آنان فراهم کنند، چنان که وقتی شخصی از رسول اکرم(ص) درباره حقوق فرزند سؤال کرد، حضرت علاوه بر حقوق معنوی و عاطفی و...، رسیدگی به حقوق مادی و جسمانی فرزند را متذکر شدند و چنین فرمودند:
تحسن اسمه و أدبه و ضعه موضعاً حسناً؛
در اسمگذاری و ادب نیکوی او اقدام کن و او را در جایگاه (مادی و اقتصادی) خوبی قرار ده.
در نظام جهانی حضرت مهدی(عج) شرایطی فراهم میشود تا مردم با استفاده از نعمتهای سرشار الهی، از عهده حقوق مادی و جسمانی فرزندان خود بر آیند و با ظرفیت اقتصادی بالا و کاملاً حلال و مشروع، این حقوق الهی را که زمینهای برای اهداف متعالی است، ادا نمایند.
بدون شک یکی از چیزهایی که موجب شده است که مردم، حقوق مادی فرزندان خود را به طور شایسته ادا نکنند، فقر اقتصادی آنان به سبب دستهای پلید و استکباری است که بر اقتصاد جهان حکمفرما میباشد و همواره منافع همگانی را برای حزب و گروه خود میخواهند.
در مکتب جهانی مهدوی(عج) این مشکل اساسی از جلوی خانوادهها کنار رفته و مردم این قدرت را پیدا میکنند که با تمکن مالی و مادی مناسب و کافی و حلال، به تمام حقوق مادی و جسمانی فرزندان خود، رسیدگی نمایند و مقدمات تکامل معنوی و الهی آنان را فراهم کنند، چنان که امام باقر(ع) در باره تمکن مادی مردم و خانوادهها و شرایط خوب رفاهی آنان چنین میفرمایند:
و یعطی الناس عطایا مرتین و یرزقهم فی الشهر رزقین حتی لا تری محتاجاً الی الزکاه...؛
و (حضرت مهدی) در هر سال دوبا ر به مردم مال میبخشد و در ماه دو بار به آنان امور معیشت میدهد تا اینکه هیچ کسی یافت نمیشود که محتاج به زکات باشد.
و یا رسول اکرم(ص)، رفاه مادی و اقتصادی را از مهمترین ویژگیهای دولت مهدوی(عج) میدانند و چنین میفرمایند:
یتنعم امتی فی زمن المهدی(عج) نعمتاً لم یتنعموا قبلها قط؛
امت من در زمان حضرت مهدی(عج) چنان دارای نعمت و امکانات (حلال) میشوند که تاکنون سابقه نداشته است.
2. مهدويت و حقوق معنوی فرزند
از دیگر حقوق فرزند که در زمان حکومت مهدوی(عج)، از سوی مردم و خانوادهها، به طور کامل به منصه ظهور خواهد رسید، حقوق روحی و معنوی فرزندان میباشد. اسلام بر خلاف مکاتب انحرافی و اگزیستانسیالیستی غربی که فقط به بعد مادی و این جهانی انسان توجه دارند و تمامی هم و غم خود را به بر آوردن نیازهای مادی معطوف میدارند، به اصلیترین بعد فرزند، یعنی ساحت روحانی و معنوی او نیز توجه خاصی دارد و برای چنین بعدی نیز، حقوقی را برای خانوادهها و والدین قرار داده است.
اگر در تربیت فرزند صحبت از تربیت صحیح به میان میآید، منظور اصلی رعایت حقوق معنوی و روحی فرزند میباشد که چنین حقی بر گردن خانوادهها و والدین میباشد که فرزندان خود را با آموزههای دینی آشنا سازند و روح ایمان و تقوا و عبادت و شکرگزاری را در وجود فرزند استوار سازند و این همان حق معنوی فرزندان و کودکان میباشد.
بدون شک اگر پدر و مادر، این حق اساسی فرزند را به شایستگی به جا آورند و آنان را هر چه بیشتر با خداوند و شریعت نبوی(ص) آشنا سازند، ریشه بسیاری از مشکلات و فسادهای جامعه کنده میشود و بوی عطر ایمان از فضای خانواده به جامعه سرایت خواهد کرد. حضرت امیرالمؤمنین علی(ع)، تربیت معنوی و دینی فرزند را از جمله حقوق اصلی فرزندان میدانند و در این باره به والدین چنین میفرمایند:
علموا صبیانکم الصلاه و خذوهم بها اذا بلغوا الحلم؛
به کودکان خود نماز بیاموزید و در هنگام بلوغ اگر کوتاهی کردند، پیگیری نمایید.
و یا امام صادق(ع) درباره حق معنوی و دینی فرزند چنین میفرمایند:
زمانی که فرزند سه ساله شد، به او یاد بده که هفت بار «لا اله الا الله» بگوید، بعد از هفت ماه و بیست روز دیگر به یاد دهید که هفت بار «محمّد رسول الله» بگوید و بعد از چهار سالگی به او یاد دهید که هفت بار«صلی الله علی محمّد و آل محمّد» بگوید و در سن پنج سالگی که دست راست و چپ خود را تشخیص داد، او را رو به قبله نشانید و بگویید سجده کند و بعد از شش سالگی نماز و رکوع و سجود را به او تعلیم دهید و در هفت سالگی به او بگویید دست و صورتش را بشوید و نماز بخواند و در نه سالگی به فرزند وضو و نماز را یاد دهید و در این امر جدی باشید و فرزند را بر ترک آنها مورد باز خواست قرار دهید، پس هرگاه کودک وضو و نماز را یاد گیرد، خداوند والدین او را «انشاء الله» میآمرزد.
در نظام جهانی مهدوی(عج) با گسترش فرهنگ ناب اسلامی و قرآنی، خانوادهها و والدین به صورت جدی و همگانی به حقوق معنوی و دینی فرزندان خود توجه خواهند کرد و در سایه چنین تربیت دینی و الهی، نسل پاک و با ایمانی تحویل جامعه میدهند.
اگر در شرایط کنونی، بعضی از خانوادهها در فقر دینی و معنوی به سر میبرند، در دوران ظهور خانوادهها به طور وسیع با آموزههای دینی آشنا میشوند و به شایستهترین شکل ممکن، حقوق معنوی فرزندان را ادا خواهند کرد و مسیر رشد و تکامل روحی و عقیدتی آنان هموار میگردد، چنان که امام باقر(ع)، داشتن ظرفیت بالای ایمانی و دینی مردم و آشنایی خانوادهها به ویژه مادران با آموزههای ا سلامی و قرآنی را، از ویژگیهای اصلی دوران ظهور میدانند و چنین میفرمایند:
و تؤتون الحکمه فی زمانه حتی ان المرأه لتقضی فی بیتها بکتاب الله تعالی و سنة رسول الله(ص)؛
و در زمان حضرت مهدی(عج) به همه مردم حکمت و علم بیاموزند تا جائی که زنان در خانه خودشان با کتاب خداوند تعالی و سنّت رسولش قضاوت و داوری کنند.
3. مهدويت و حقوق اخلاقی فرزند
از جمله حقوق فرزند که بر گردن پدر و مادر و خانوادهها میباشد و در زمان حکومت حضرت مهدی(عج) به طور کامل محقق میشود، حق اخلاقی و رفتاری فرزند میباشد. یکی از چیزهایی که در شرایط کنونی، آرامش خانوادهها را به چالش کشیده است و عامل بسیاری از درگیریها و بدی روابط میان افراد میشود، نبود تربیت اخلاقی صحیح و عمل نکردن والدین به حق اخلاقی فرزندان میباشد.
درحقیقت این خانوادهها هستند که میبایست آداب و رفتار اسلامی را به فرزندان خود بیاموزند و صفات خوب انسانی مانند احسان، وفای به عهد، گذشت، صبر، ایثار، دلسوزی و نصح، خوش برخوردی و... را در زندگی آنان پیاده کنند و آنها را آماده یک زندگی متعادل و همراه با اخلاق خانوادگی و اجتماعی نمایند.
اگر ما در جامعه شاهد افراد درستکار و صبور و فداکار و... میباشیم، همه به دلیل این است که والدین، حقوق اخلاقی فرزندان را ادا نموده اند و آنها را با اخلاق و رفتار ناب اسلامی تربیت نموده اند، چنانکه حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) بهترین هدیهای را که والدین میتوانند به اولاد خود عطا نمایند، رعایت حقوق اخلاقی فرزند و تعلیم آداب و رفتار اسلامی به او میدانند و چنین میفرمایند:
ما نحل والد ولداً نحلاً افضل من ادب حسن؛
هیچ سرمایه و ثروتی که پدر برای فرزندش میگذارد برتر و بهتر از تربیت نیکو (واسلامی ) او نیست.
در دوران حکومت جهانی حضرت مهدی(عج)، اخلاق و رفتار نیکو توسط خانوادهها به فرزندان آموخته خواهد شد و فرزندان همواره با آداب اسلامی رشد مییابند و دوستی و صفا و برادری در سایه ادای چنین حقوقی، در میان افراد خانواده و بالتبع آن در جامعه برقرار میشود، چنان که امام باقر(ع) یکی از ویژگیهای حکومت حضرت مهدی(عج) را گسترش اخلاق و دوستی میان مردم و خانوادهها ذکر مینمایند و چنین میفرمایند:
اذا قام القائم جائت المزامله...؛
وقتی قائم قیام کند رفاقت و دوستی در میان مردم برقرار شود.
و یا در روایت دیگری چنین میفرمایند:
... وکملت به احلامهم؛
اخلاق و رفتار بندگان (به واسطه حضرت مهدی(عج)) کامل و شایسته میگردد.
4. مهدويت و حقوق عقلانی فرزند
از دیگر حقوقی که فرزند بر خانواده و والدین خود دارد و در زمان حکومت مهدوی(عج) بطور محسوس و گسترده به منصه ظهور میرسد، حقوق عقلانی وعلمی و فکری فرزند میباشد. یکی از ویژگیهای اختصاصی انسان نسبت به سایر موجودات، برخورداری از نیروی تعقل و فکر میباشد و او به گونه ای خلق شده است که میتواند درباره امورات عالم تعقل و اندیشه نماید و بهترین آنها را انتخاب کند و صواب را از نا صواب تشخیص دهد.
اگر آدمی از این نعمت الهی به نحو شایسته استفاده کند، میتواند راه سعادت را به خوبی طی کند و اگر این نعمت را با انتخابهای نادرست پایمال کند و عقل سلیم خود را به کار نبندد، در زمره بدترین موجودات و حتی پایینتر از بهائم قرار میگیرد، چنان که قرآن کریم درباره کسانی که از این هدیه الهی استفاده صحیح نمیکنند، چنین میفرماید:
«إِنَّ شَرَّ الدَّوَابَّ عِندَ اللّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لاَ يعْقِلُونَ»؛
قطعاً بدترين جنبندگان نزد خدا كران و لالانىاند كه نمىانديشند.
پدر و مادر وظیفه دارند که با تر بیت صحیح فرزند، عقل و فکر فرزند خود را تعالی بخشند و با ایجاد زمینههای مساعد برای علم و دانشجوئی فرزند خود، روز به روز بر رشد عقلی و علمی فرزند خود بیفزایند و او را آماده تأثیرگذاری بر جامعه خود نمایند و از انحراف و کجروی و گرفتار شدن آنان در دام جاهلان زمان جلوگیری نمایند، چنان که امام صادق(ع) درباره این حق فرزندان چنین میفر مایند:
بادروا اولادکم بالحدیث قبل ان یسبقکم الیهم المرجئه؛
به فرزندان خود احادیث و روایات (علوم حقیقی) را یاد دهید، قبل از اینکه آنان گرفتار مرجئه (دشمنان اسلام و حقیقت) گردند.
از جمله چیزهائی که در زمان حضرت مهدی(عج) به اوج شکوفائی خود میرسد، تکامل علمی و عقلی مردم میباشد و والدین در پرتو چنین فضای مطلوبی، به راحتی میتوانند حقوق عقلانی و علمی فرزندان خود را ادا نمایند. در حقیقت پدر و مادر و خانوادهها، در ایام ظهور با علوم مختلف آشنا شده و چنین دانشهائی را به فرزندان خود ارائه کرده و در نتیجه فضای علمی و منطقی و استدلالی بر فضای خانواده و جامعه حاکم خواهدشد، چنان که امام صادق(ع)، گسترش علم و عقلانیت را یکی از مؤلفههای اصلی حکومت حضرت مهدی(عج) دانسته و چنین میفرمایند:
اصول علم و دانش دارای بیست و هفت حرف است، تمام پیامبران تاکنون دو حرف آن را افشا کردهاند، وقتی قائم ما قیام کند، بیست و پنج حرف دیگر را آشکار میسازد تا همه علوم تکمیل گردد.
و یا امام باقر(ع) درباره رشد عقلانی مردم در آن زمان چنین میفرمایند:
اذا قام قائمنا وضع یده علی رؤوس العباد فجمع بها عقولهم؛
هرگاه قائم ما قیام کند، با قرار دادن دست خود بر سر بندگان و عنایت به آنان، عقول آنان را کامل خواهد کرد.
5. مهدويت و حقوق عاطفی فرزند
از دیگر حقوقی که فرزندان دارند و در زمان حکومت حضرت مهدی(عج)، به نحو شایسته توسط خانوادهها تأمین خواهد گشت، حق عاطفی آنان میباشد. يکي از نيازهاي اساسي فرزندان که در عصر اخير مخصوصاً به واسطه توجه بشريت به تجربه و علوم طبيعي و گريز از آموزههاي ديني مورد بيمهري قرار گرفته است، نيازهاي عاطفي آنان ميباشد که ميتوان نام آن را بحران محبت در خانواده گذاشت.
يکي از ارکان تربيت فرزند که به عنوان حقي بزرگ بر گردن والدين ميباشد، برقراري روابط مناسب با او بر اساس محبّت ميباشد، زيرا محبت به عنوان مهمترين واسطه در برقراري رابطه، بايد مورد توجه باشد. حد متعارف اين حق اين است که خانوادهها شرايطي را ايجاد کنند که در آن محبت واقعي و معقول نثار فرزند گردد و بدين ترتيب، معضل بيتفاوتي به او و سهلانگاري در تربيت، که يکي از معضلات جوامع بشري ميباشد، مرتفع گردد.
امام صادق(ع) در مورد حق عاطفي فرزند چنين ميفرمايند:
ان الله يرحم العبد لشده حبه لولده؛
همانا خداوند بنده را به خاطر شدت محبت به فرزندش مورد رحمت قرار ميدهد.
و يا وجود مقدس پيامبر اکرم(ص) در مورد اثرات عظيم محبت به فرزند ميفرمايند:
من قبل ولده کتب الله له حسنه و من فرحه فرحه الله يوم القيامة؛
هرکسي فرزند خود را ببوسد، خداوند براي او حسنهاي بنويسد و هرکس او را خوشحال کند، خداوند او را، در روز قيامت شاد ميگرداند.
با گسترش فرهنگ مهدوي(عج) در جهان، جو دوستي و صميميت بر خانوادهها حکومت خواهد کرد و والدين در تربيت فرزند خود همواره به حق عاطفي فرزند توجه خواهند نمود. در چنين حکومت عدالتگستري، ديگر به فرزندان به ديده کالا نگاه نميشود و محبت و احترام جايگزين، رفتار ماشيني و به دور از عاطفه خواهد شد و فرزندان در اين فضاي صميمي خانواده و برخورداري از حقوق عاطفي، از عقدههاي روحي و رواني مانند افسردگي، حسادت، خشونت و... رهائي مييابند و در نتيجه امنيت و آسايش و دوستي واقعي بر جامعه حکمفرما ميشود، چنان که حضرت اميرالمؤمنين علي(ع) در مورد برطرف شدن چنين چالشهاي رواني از ميان خانوادهها و اجتماع ميفرمايند:
ولو قد قام قائمنا لذهبت الشحناء من قلوب العباد؛
هرگاه قائم ما قيام کند، کينهها و دشمنيها از دل بندگان خارج ميشود.
و يا امام صادق(ع) در باره ايجاد جو همراه محبت و عاطفه در دوران ظهور ميفرمايند:ويحسن حال عامه العباد و يجمع الله الکلمه و يؤلف بين قلوب مختلفه...؛
و احوال (روحي و جسمي) عموم مردم سامان يابد و وحدت کلمه و يکدستگي بوجود آيد و تأليف قلوب در ميان مردم به وجود آيد.
6. مهدويت و حقوق اجتماعي فرزند
يکي ديگر از حقوق اساسي فرزند که در دوران حکومت مهدوي(عج) مورد عنايت گسترده واقع ميشود، حقوق اجتماعي و برون خانوادگي او ميباشد. بدون شک یکی از گرایشهای انسان، میل به زندگی گروهی و دستهجمعی میباشد و این یک میل و خواسته فطری و درونی میباشد.
یکی از وظایف والدین نسبت به فرزندان این است که آنان را به گونهای تربیت نمایند که زمینه فردگرایی منفی از آنان جدا شود و علاوه بر ایجاد یک موقعیت اجتماعی برای فرزندان، مشارکت در فعالیتهای اجتماعی در کنار دیگران را به او بیاموزند.
فرزندی که، حقوق اجتماعی او توسط خانواده محقق شود، به راحتی میتواند با دیگران ارتباط برقرار کند و استعدادها فردی و تواناییهای خود را شکوفا سازد و از خودمحوری و خودبینی رهائی یابد و روحیه تعاون و برادری را در خود پرورش دهد و به عنوان یک عضو مؤثر در جامعه، دارای نقش و موقعیت اجتماعی باشد. پیامبر اکرم(ص) یکی از وظایف خطیر والدین و خانوادهها را تربیت اجتماعی و برآورده کردن حقوق اجتماعی و شغلی آنان میدانند و در این باره چنین میفرمایند:
حسن اسمه و أدبه و تضعه موضعاً حسناً؛
اسم نیکو بر (فرزند) گذار و او را نیکو تربیت کن و موقعیت اجتماعی و کاری مناسب برایش فراهم نما.
در زمان حکومت حضرت مهدی(عج)، خانوادهها و والدین با آن ظرفیت بالای علمی و معنوی خود، تربیت شایسته اجتماعی فرزندان را به نحو شایسته انجام خواهند داد و با ادای چنین حقوقی، آنها را از سرگردانی اجتماعی و درگیر شدن با کارها و فعالیتهای منفی و بیثمر نجات میدهند. یکی از علل عمده بیثباتی اجتماعی نسل جوان بخاطر این است که آنان در محیط خانواده، از تربیت اجتماعی صحیحی برخوردار نشدهاند و والدین آنها را برای نقشآفرینی مثبت و مشروع در جامعه توجیه نکردهاند، به طوری که چنین جوانی بعد از ورود به اجتماع، برنامه مشخص و معقولی و ارزشمداری برای فعالیت اجتماعی خود ندارد و به هر کاری ولو به ضرر اجتماع باشد، تن خواهد داد.
این چالش اساسی در زمان حکومت جهانی مهدی(عج) به طور کلی مرتفع خواهد شد، به گونهای که خانوادهها به روشنی با حقوق اجتماعی فرزندان آشنا هستند و با تربیت اجتماعی خوب آنان و فراهم آوردن یک موقعیت اجتماعی برای فرزندان، جامعه را از فعالیتهای کاذب و نامشروع دور میسازند و فرزندان و نسل جوان، توان اجتماعی خود را در فعالیتهای پربازده و مشروع و معقول همانند کشاورزی، دامداری، صنعت، تجارت و... مصرف مینمایند و در نتیجه سرمایهها و اموال حلال و طیب در اختیار مردم قرار میگیرد و ریشه نابسامانیهای اجتماعی کنده خواهد شد و برکت از آسمان و زمین بر سر مردم نازل میشود و مصداق اصلی این آیه شریفه محقق میشود که:
«وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَيهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ وَلَكِن كَذَّبُواْ فَأَخَذْنَاهُم بِمَا كَانُواْ يكْسِبُونَ»؛
و اگر مردم شهرها ايمان آورده و به تقوا گراييده بودند، قطعاً بركاتى از آسمان و زمين برايشان مىگشوديم، ولى تكذيب كردند؛ پس به [كيفر] دستآوردشان [گريبان] آنان را گرفتيم.
امام صادق(ع) یکی از ویژگیهای ایام ظهور را، روابط خوب اجتماعی و فراوانی نعمت و برکت به واسطه فعالیتها مثبت اجتماعی مردم و مشروع و ادای حقوق الهی مانند زکات میدانند و میفرمایند:
ان قائمنا اذا قام اشرقت الارض بنور ربها و یطلب الرجل منکم من یصله بماله و یأخذ منه زکاته فلا یجد احداً یقبل منه ذلک و استغنی الناس بما رزقهم الله من فضله؛
وقتی قائم ما قیام کند، زمین با نور پروردگار روشن میشود و در آن زمان شخص به دنبال کسی میگردد که از مالش به او ببخشد و زکات مالش را به او دهد ولی کسی را نمییابد و مردم به واسطه فضل الهی مستغنی شدهاند.
و یا امام باقر(ع) درباره گسترش تعاملات اجتماعی مطلوب و صمیمانه و ایجاد روحیه تعاون و همکاری در زمان حکومت جهانی مهدوی(عج) چنین میفرمایند:
اذا قام القائم جائت المزامله وأتی الرجل الی کیس أخیه فیأخذ حاجته لایمنعه؛
هرگاه قائم قیام کند، برادری و دوستی در میان مردم برقرار میشود، چنان که هر کسی میتواند نیاز خود را از جیب برادرش، بدون هیچ منعی بردارد.
نتيجه
با توجه به حقوق فرزند و مطالبی که در این نوشتار ارائه گردید میتوان چنین گفت که این حقوق الهی از نیازهای اساسی فرزند میباشد که خداوند متعال با حکمت و مصلحت خود بر دوش والدین و خانوادهها قرار داده است و اگر در امر تربیت فرزند به چنین حقوقی توجه نشود، امر تکامل و رشد واقعی فرزند به چالش کشیده میشود.
در دنیای کنونی، این حقوق فرزند مخصوصاً در بعد معنوی و عاطفی، مورد بیتوجهی و بیمهری واقع شده است و به همین دلیل، افرادی که از این حق خود محروم شدهاند، نمیتوانند به عنوان یک عضو مؤثر در جامعه، ایفای نقش نمایند.
از ویژگیهای شاخص حکومت جهانی حضرت مهدی(عج) این است که تمامیاین حقوق الهی فرزند اعم از مادی، معنوی، اخلاقی، عاطفی، عقلانی و اجتماعی توسط خانوادهها به منصه ظهور خواهد رسید و در نتیجه فرزندانی شایسته و مفید و پربازده، برای آباد ساختن جامعه انسانی و رساندن مردم به سوی کمال نهائی که همان قرب الهی میباشد، پا به عرصه اجتماع میگذارند.