اطلاعات همايش
اخبار
مقالات
مهمانان همايش
عکس

  مهدویت و جهانی‌شدن

پیروز باقری‌زمانی، عصمت سید سجادی

مرجع : کمیته علمی همایش بین المللی دکترین مهدویت

چكيده
اندیشه جهانی شدن لیبرالیسم، اندیشه و فرهنگ دینی را به هم‌آوردی می‌خواند. حکومت جهانی اسلام از بعد نظری، ظرفیت لازم را دارد، ولی با موانع خارجی و داخلی روبه‌روست. اوضاع کنونی جهان پایدار نیست و بشر بر سر دو راهی مرگ و حیات قرار دارد.

توجه خاص دانش‌مندان به بازگشت به معنویت و تشکیل حکومت واحد جهانی، نشان دهنده این واقعیت است که آنها از مشعل‌داران دانش و علوم مادی و پیش‌قراولان تمدن کنونی و حکومت‌های فعلی جهان ناامید شده‌اند و دیگر امیدی ندارند که منادیان آزادی و مدعیان دروغین بشردوستی، محرومان و مستضعفان جهان را از زیر چکمه ابر‌جنایت‌کاران تاریخ رهایی بخشند.

این موج خروشان که با آگاهی از خطرهای تمدن صنعتی پدید آمده، دانش‌مندان و متفکران خیرخواه جهان را با اقامه دلیل و برهان، با محرومان و مستضعفان و دردمندان جهان هم‌نوا ساخته است و می‌کوشد تا قافله بشری را به سوی معنویات رهنمون شود تا برای سعادت و خوش‌بختی خود از راه‌نمایی‌ها و ره‌نمودهای پیشوایان آسمانی بهره جویند.

با گذشت بیش از یک دهه از زایش و رویش پدیده جهانی شدن یا در واقع، جهانی‌سازی، هنوز زوایای مختلف آن در ‌هاله‌اي از ابهام و تردید قرار دارد و سؤال‌هایی را برمی‌انگیزد؛ از جمله این‌که جهانی شدن به چه معناست؟ تاریخ پیدایش اصطلاح جهانی شدن یا جهانی‌سازی و پیشینه روی‌کرد و گرایش به آن از چه زمانی آغاز شد؟ آیا در اسلام، میل به جهانی شدن وجود دارد؟ در صورت اثبات آن، مبانی، ویژگی‌ها، ساختار و ابزارهای جهان شدن اسلامی چیست؟

این مقاله برای پاسخ‌گویی به پرسش‌های یاد شده، با تعریف جهانی شدن و تبیین تاریخ و پیشینه آن، دیدگاه اسلام را درباره جهانی شدن و تشریح قابلیت‌ها، ساختارها و ویژگی‌های جهانی شدن اسلامی بیان می‌کند.

مقدمه
شب‌زدگان محجوب در جست‌وجوی چشمه خورشید به خاور انوار رو کرده و غریو بر می‌آورند که: ای مهر جان‌ها برآی و ای فروغ عرفان بتاب.

ای مهر، طلوع کن که خوابیم همه
در هجر رخت در تب و تابیم همه

هر برزن و بام از رخت روشن و ما
خفاش وشیم و در حجابیم همه

ای قبله‌گاه کعبه! سر طوف کوی تو داریم؛ راهمان بنما؛ أینَ استقرّت بک النّوی؟
ای زلال زمزم معنا! از سراب‌هایمان وارهان.

ای طاووس کروبیان، ای ققنوس خوش‌نوای عالم معنا، بال فرج بگشای و از قاف غربتستان غیبت به درآی و با قبسی از طور سینای سینه‌ات، ظلمت‌کده دنیای ما را به شعشه پرتو لاهوت، آذین کن.

در آبگون قفس بین طاووس آتشین پر
کز پرگشادن او، آفاق ببست زیور

ای راز بزرگ، چهره بنمای و ای گل نرگس، کوچه‌باغ دل‌های چشم‌به‌راهمان را در آن ماناترین آدینه تاریخ، از عطر عبورت بیاکن و ای سراینده مثنوی بلند رهایی، نک سروده ظهور خویش بر ما بخوان:

ای ظهور آخرین، آغاز شو
ای گل موعود نرگس، بازشو

از شفق برگرد ای راز سترگ
باز گرد ای مثنوی‌ساز بزرگ

ای فرزند ساقی کوثر، آیا شود که از آن طهور ناب ربانی که در سبو داری، قدحی نیز ما را دهی؟ ای ساقی میکده توحید، آیا شود که باده‌ای از ساغر عین‌الیقین در کام ما ریزی؟ آیا شود که جلوه‌ای از پرتو رخ دوست در آینه جام ساقی ببینیم و از پس آن، غبار تن فرو نشانیم و از حباب انانیت خود، دست بیفشانیم؟

اکنون در آغاز عصر اطلاعات و جهانی‌شدن هستیم، زمان طولانی را از این دو پشت سر نگذاشته‌ایم. اگر بخواهیم می‌توانیم آن را به دست آوریم، اما اگر تعلل کنیم دوباره بسیار عقب خواهیم افتاد.

ما مسلمانان باید یک‌پارچه و متحد شوند و از خطر بزرگی بترسند که در دنیای بدون مرز با آن مواجهند و شکاف‌های بین خود و میان کشورهای اسلامی را کم نمایند و گروهی به تحصیل علوم و مهارت‌های ضروری عصر اطلاعات بپردازند، به گونه‌ای که به سطح پیشرفت‌های دشمنان و مخالفان در این زمینه دست یابند.

از دید بعضی افراد «روند جهانی‌شدن یک انتخاب نیست بلکه یک واقعیت است». به این معنا که امروزه چه بخواهیم و چه نخواهیم، مجبوریم جهانی شویم. در وضعیت فعلی جهان، کشورهایی که بخواهند مطلقاً در برابر جهانی‌شدن مقاومت کنند، به دلایل فشار کشورهای قدرت‌مند شمال، منزوی خواهند شد.

در این وضعیت یا جهان باید دوباره به سمت دوقطبی شدن حرکت کند و کشورهای جنوب با قبول انزوا و در نتیجه عقب ماندن از قافله سیاست و تجارت جهانی، جهانی‌شدن را نپذیرند و یا با قبول فرآیند جهانی‌شدن، به این بازی بر طبق قوانینی گردن بنهند که از طرف کشورهای شمال دیکته می‌شود، در این وضعیت شکی نیست که کشورهای جنوب در فرهنگ و اقتصاد کشورهای شمال استحاله شده، به کشورهایی فقیر و مصرف‌کننده تبدیل خواهند شد.

البته شاید راه‌حل سومی هم وجود داشته باشد که در آن کشورهای جنوب، با ترک خصومت‌های قومی که به طرز مشکوکی در میان آنها بالاست و هر روزه بدانها دامن زده می‌شود، با یک‌دیگر متحد شوند و با استفاده از انحصار منابع طبیعی که بیشتر مواد خام از این کشورها استخراج می‌شود، فشارهایی را در جهت تعدیل قوانین بازی به کشورهای شمال اعمال کنند.

از آن جا که سیاست کشورهای شمال مشخص است (جهانی کردن جهانی‌شدن)، جهان در آینده به سمت کدام‌یک از این انتخاب‌ها پیش خواهد رفت؟

تاریخچه جهانی‌شدن
در مورد این‌که روند جهانی‌شدن از چه تاریخی آغاز شده، اختلاف نظر بسیاری وجود دارد. شروع آن را به سه هزار سال قبل و دورانی نسبت می‌دهند که فراعنه مصر و اسکندر مقدونی ادعای جهانی کردن حکومت خود را داشتند، اما شروع جهانی‌شدن به این معنای مدرن را به سال 1970 نسبت می‌دهیم که آقای دکتر کلاوس شواب، عده‌ای از مدیران اجرایی رده بالای اروپایی را در دهکده‌ای در سوئیس به ضیافتی غیررسمی دعوت کرد. در این جلسه دکتر شواب که رشته تحصیلی‌اش مدیریت بازرگانی بود، برای مدیران طراز اول اروپا، از گسترش صنعت و تجارت در سطح جهان صحبت کرد و افق‌های جدیدی در بازاریابی را به آنان نشان داد.

مزایای جهانی‌شدن

جهانی‌شدن فقط شامل جنبه‌های اقتصادی نیست. جهانی‌شدن ممکن است از دید سیاسی یا فرهنگی نیز بررسی شود. سازمان‌های عامل غیردولتی مانند سازمان ملل‌متحد، امروزه بدون توجه به محدودیت‌های مرزی، در امور مختلف سیاسی دخالت می‌نمایند و یا شبکه‌های پستی، مخابراتی و شبکه‌های تلفن، بدون توجه به این‌که در کدام کشور کار می‌کنند، خود را با شبکه‌های پستی و مخابراتی بخش‌های دیگر جهان هم‌آهنگ می‌سازند.

در عین حال شبکه‌های جهانی دیگری نیز وجود دارند که به ایده جهانی‌شدن کامل، نزدیک‌تر شده‌اند، مانند اتحادیه اروپا و یا اتحادیه نفتی اوپک. این اتحادیه‌های فراملی با شعار این‌که هدف، مهم‌تر از مرزهای سیاسی و سنتی است، در عرصه کاری خود تغییرات عمده و مؤثری ایجاد کرده‌اند.

تعریف جهانی‌شدن

آنتونی گیدنز جامعه‌شناس، جهانی‌شدن را این‌گونه تعریف می‌کند:
جهانی‌شدن به معنای گسترش روابط اجتماعی و اقتصادی در سراسر جهان است. در یک نظام جهانی، جنبه‌های متعددی از زندگی مردم از سازمان‌ها و شبکه‌های اجتماعی تأثیر می‌پذیرند که هزاران کیلومتر از آنها دورتر هستند. در این وضعیت جهان را باید به عنوان یک نظام واحد قلمداد کرد.

معایب جهانی‌شدن
معترضان به روند جهانی‌شدن، به جنبه‌های مختلفی از آن اعتراض دارند. آنها در جنبه اقتصادی معتقدند که جهانی‌سازی، صنایع کوچک را قدرت‌مندانه پایمال می‌کنند. از جنبه سیاسی، معترضان جهانی‌سازی استدلال می‌نمایند که سرمایه‌داران بزرگ جهان به خصوص امریکا، از طریق گسترش دموکراسی نوع امریکایی، می‌کوشند تا آزادی را در دیگر کشورها تبلیغ کنند، اما این آزادی، با عدالت تفاوت دارد و به معنای آزادی واردات و صادرات، آزادی سرمایه‌گذاری و آزادی تبلیغات است.

در این نوع از آزادی، حق دارید به حزبی که بهتر می‌شناسید، رأی بدهید. اما سرمایه‌داران هم حق دارند ایستگاه‌های خبری تأسیس کنند و تبلیغات پرهزینه‌ای برای جهت‌ دادن به افکار عمومی و جذب آرا راه بیندازند. افراد آزادند در هر کجای دنیا، هر نوع کالایی را که می‌خواهند تولید کنند و به قیمت دل‌خواه بفروشند، فقط به شرط این‌که سرمایه کافی داشته باشند. در نهایت در این نوع از آزادی، مشتری آزاد است تا نوع کالا را برای خرید، انتخاب کند، به شرطی که پول کافی برای قیمتی که فروشنده طلب می‌کند، داشته باشد.

انتقاد دیگر به جنبه‌های فرهنگی و رسانه‌ای جهانی‌سازی این است که منتقدان مدعی هستند که انحصار بنگاه‌های خبرپراکنی در اختیار غربی‌هاست و این بنگاه‌ها به هر نوعی که بخواهند افکار عمومی را جهت می‌دهند؛ چون اگر معنای جهانی‌شدن این باشد که توزیع ثروت، قدرت، آگاهی و حرکت و احترام در تمام جهان، یک‌سان باشد، جهانی‌شدنی که کشورهای سلطه‌گر می‌طلبند، به معنای امریکایی شدن است؛ جهانی‌شدن از نوعی که سرمایه‌داران امریکایی در رأس آن حکومت می‌کنند و بقیه بشر قاعده آن هرم هستند.

اما تفکر جهانی‌شدن از آن نوع که لیبرال ـ سرمایه‌داری می‌گوید و می‌خواهد، در واقع عین محافظه‌کاری است. لذا این در مقیاس جهانی، با اصول‌گرایی، با مدینه فاضله‌سازی، با ایدئولوژی و با حاکمیت ارزش‌ها مخالفند و می‌گویند که ارزش‌ها اصولاً مفاهیم غیرعلمی و مقولات غیرعقلانی‌اند.

جهانی‌شدن غربی توجیه ستم غربی در جهان است. غرب با جهانی‌شدن مهدوی مخالفت دارد و به جهانی‌شدن سرمایه‌داری امریکا فرا می‌خواند. اگر جهانی‌شدن، عبارت باشد از جهانی کردن ایالات متحده و منافع سرمایه‌داری حاکم بر امریکا، صهیونیزم و انگلیس، این جهانی‌شدن فقط به نفع خود آنهاست و همان را ترویج می‌کنند. این جهانی‌شدن همه فرهنگ‌ها و ایدئولوژی‌های مقاومت را می‌بلعد و هضم می‌کند. ما جهانی‌شدن را قبول داریم اما نه با معیارهای سرمایه‌داری یهود، بلکه با معیارهای امام مهدی(عج)؛ چون آن حضرت امنیت را برای همه می‌خواهد نه فقط برای سرمایه‌دارهای غرب.

بر اساس روایات، در زمان حکومت جهانی امام مهدی(عج) امنیت بدان حد بر جهان، حاکم می‌شود که یک زن جوان بدون کمترین توهین و تهدید، به تنهایی از این سوی عالم به آن سوی خواهد رفت. طبق روایات ما، جهانی‌شدن مهدوی یعنی امنیت برای همه.

حکومت جهانی اسلام
حکومت جهانی اسلام بر مبنای نگرش جهان‌شمولی تعالیم اسلامی استوار است، یعنی اسلام دینی عالم‌گیر به شمار می‌آید که در جهت رفاه دنیوی و سعادت عموم ابنای بشر، برنامه‌های خود را مطرح می‌نماید. هدف اسلام در واقع، همان هدف بعثت نبی خاتم و فلسفه نبوت است که در بلندمدت، غایت آن را کمال و سعادت بشری تشکیل می‌دهد، اما برای رسیدن به این هدف نهایی، اسلام از بسط ارزش‌های دینی و به ویژه عدالت اجتماعی از حوزه خاص، آغاز می‌کند و تا مرز عدالت‌گستری در سطح جهان امتداد می‌یابد.

بنابراین تقسیم مکارم اخلاق و بسط عدالت اجتماعی و قیام جامعه به قسط و عدالت، از مهم‌ترین اهداف رسالت نبی خاتم است. در این زمینه، اسلام سازوکار اجرایی نیل به این اهداف را تحت عنوان تشکیل حکومت دینی مطرح می‌نماید که گستره حاکمیت خود را در ورای مرزهای ملی و در سطح جهان جست‌وجو می‌کند.

حاکمیت جهانی از دیگر ویژگی‌های حکومت جهانی اسلام است؛ حاکمیت به مفهوم اعمال نظریه حکومت جهانی و تحقق عینی آن در مدیریت و سامان‌دهی جوامع بشری. حکومت جهانی اسلام صرفاً پدیده‌ای نظری نیست، بلکه در فرآیند تاریخی خود، از طریق حاکمیت تعالیم و آموزه‌های دینی بر جوامع بشری، تحقق عینی می‌یابد. بنابراین همه حاکمیت‌های ملی در پرتو حاکمیت جهانی اسلام، رنگ می‌بازند و مرزهای تصنعی از میان برداشته می‌شوند.

پیامبر اکرم(ص) در این زمینه می‌فرمایند:ان خلفائی و اوصیائی و حجج الله علی الخلق بعدی الاثنی‌عشر اولهم علی و آخرهم ولدی المهدی ... و تشرق الارض بنور ربها و یبلغ سلطانه المشرق و المغرب؛
جانشینان پس از من دوازده نفرند که اولشان علی و آخرشان مهدی است... وی (مهدی) زمین را با نور الهی روشن خواهد کرد و حکومت او در تمام شرق و غرب زمین گسترش خواهد یافت.

در واقع حاکمیت جهانی اسلام که در قرآن کریم و روایات رهبران دینی با عنوان برتری اسلام نسبت به دیگر ادیان و عالم‌گیرشدن این دین آسمانی، با مفاهیم و عبارات گوناگون بیان شده است، در پرتو حکومت جهانی امام عصر(عج) تحقق می‌یابد. جمعی از مفسران در تفسیر آیاتی که به عالم‌گیرشدن اسلام ناظر است مانند آیه «لِيظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ» گفته‌اند: تحقق این امر با استقرار حکومت جهانی اسلام در عصر ظهور صورت می‌گیرد. بنابراین حکومت جهانی اسلام با حاکمیت تعالیم اسلام در سراسر جهان همراه است.

امام باقر(ع) فرمودند:قائم به سبب ترس و رعب به وجود آمده در دل دشمنان، پیروز می‌گردد و با یاری خداوند تأیید می‌گردد و گنج‌های زمینی برایش آشکار می‌گردد و حکومت وی شرق و غرب جهان را فرا می‌گیرد و خداوند دین خود را به وسیله او بر تمام مکاتب جهان پیروز می‌گرداند، هرچند مشرکان ناخشنود و مخالف باشند؛ ویرانی‌های زمین آباد می‌گردد و عیسی روح الله(ع) به زمین فرود می‌آید و پشت سر آن حضرت نماز می‌گزارد.

این ویژگی‌های حکومت جهانی اسلام، به نحوی در فرآیند جهانی‌شدن نیز به چشم می‌خورند. اما در این میان، چند نقطه تمایز جدی وجود دارد این نقاط از جهاتی نیز بیان‌گر ناتوانی جهانی‌شدن در عالم‌گیر نمودن فرهنگ لیبرالسیم غرب هستند. مقایسه اجمالی این محورها، از دیدگاه دو روی‌‌کرد اسلام و جهانی‌شدن، ممکن است بازگوکننده توان‌مندی و پویایی اندیشه حکومت جهانی اسلام و کاستی‌های جهانی‌شدن نیز باشد:

الف) توسعه علم و فن‌آوری
رشد چشم‌گیر علم تجربی و فن‌آوری بشری در فرآیند جهانی‌شدن در حال شکل‌گیری است، اما آیا در پرتو این ترقی و توسعه عقلانیت، اخلاق نیز توسعه یافته است؟ این پرسش احتمالاً مهم‌ترین تمایز عصر جهانی‌شدن با عصر ظهور به شمار می‌آید؛ زیرا ویژگی عصر ظهور، توسعه علم و فن‌آوری، اعم از علوم طبیعی و عقلی است و در واقع بشر نیز در این عصر عقول و اخلاق، به توسعه و کمال می‌رسد و همین نکته زمینه‌ساز پذیرش حاکمیت جهانی اسلام است.

روایاتی که در این زمینه آمده‌اند، به وضوح این نکته را یادآور می‌شوند که در عصر ظهور، عقول بشری به کمال می‌رسند و روابط سالم، عادلانه و انسانی در پرتو چنین عقلانیتی شکل می‌گیرند؛ از جمله وَضعَ الله یده علی رؤوس العباد فجمع بها عقولهم و کَمَلت به اَخلاقَهم؛ در جامعه عصر ظهور، عقول آدمیان تمرکز می‌یابد و اخلاق به کمال می‌رسد. نتیجه این امر در روابط اجتماعی دوستانه و به دور از کینه‌ورزی و حسادت که از ریشه‌های اساسی تعارض محسوب می‌شوند، بازتاب می‌یابد.

ب) جهانی‌شدن و عدالت
تشدید شکاف فقیر و غنی از مهم‌ترین چالش‌های جهانی‌شدن به شمار می‌آید، به گونه‌ای که برخی از صاحب‌نظران معتقدند، جهانی‌شدن روندی است که به نفع نظام سرمایه‌داری و در جهت خواست‌ها و منافع ثروت‌مندان حرکت می‌کند. در فرآیند جهانی‌شدن، بشر دوره درخشان توسعه و رفاه اقتصادی و اوج پیشرفت اقتصادی را نظاره‌گر خواهد بود، اما همه این دست‌آوردها در اختیار معدودی از جوامع خواهند بود.

بنابراین، عصر جهانی‌شدن، دوره شکوفایی اقتصادی و تجارت همراه با تشدید فقر و محرومیت در جوامع حاشیه‌ای خواهد بود. نابرابری شگفت‌انگیز اقتصادی در عصر جهانی‌شدن، همه مواهب اقتصادی و رفاهی را در اختیار تنها 20% از جوامع بشری می‌گذارد و برخورداری چشم‌گیر اینان را به بهای محرومیت بی‌شماری از انسان‌ها جست‌وجو می‌کند.

اما در عصر حکومت جهانی اسلام، آن‌گونه که روایات دینی توصیف می‌کنند، جوامع همراه با برخورداری‌های مادی، از عدالت و برابری بی‌سابقه‌ای نیز برخوردار خواهند بود. در این جامعه، نه‌تنها حقی از کسی ضایع نمی‌گردد، بلکه امکانات و موهبت‌های معنوی و مادی، به صورت برابر در اختیار همگان قرار می‌گیرند. منطق استدلالی این گزاره نیز با عقلانیت و کمال بشری و وفور امتیازات مادی به انجام می‌رسد. اگر همه ابنای بشر در جامعه‌ای برخوردار از مواهب مادی و همراه با وفور اقتصادی زندگی کنند و براساس عقلانیت کامل به تعامل بپردازند، دیگر انگیزه‌ای برای تعدی به حقوق دیگران وجود نخواهد داشت.

ج) حاکمیت جهانی و مهدویت
حاکمیت جهانی اسلام با توجه به ماهیت انسانی و فطری خود، از زمینه‌های ذهنی و عینی قوی برای پذیرش برخوردار است. پذیرش حاکمیت جهانی اسلام از یک‌سو، از سازگاری تعالیم اسلامی با خواست‌های درونی و فطری بشر و از سوی دیگر، از یأس و سرخوردگی جوامع بشری، از مکاتب و نظام‌های موجود سرچشمه می‌گیرد. یأس و سرخوردگی ناشی از تعارض فرهنگی، سیاسی و اقتصادی در جامعه لیبرالیسم، زمینه‌های پذیرش آموزه‌های اسلامی را بیش از پیش مهیا می‌سازد.

احتمالاً به همین دلیل است که روایات دینی ما بر این نکته اذعان می‌کنند که در عصر ظهور، تمام جوامع بشری، اسلامی می‌گردند و صدای اسلام در اکناف عالم می‌پیچد. در برخی از روایات اسلامی این مضمون چنین آمده است که هیچ چیزی در روی کره زمین نمی‌ماند، جز این که مطیع حکومت حضرت می‌شود. این بیان نه‌تنها گستره جغرافیای حاکمیت جهانی اسلام، بلکه استیلای قوانین اسلامی بر سراسر نظام هستی را مطرح می‌کند.

بنابراین در حالی که جهانی‌شدن، به مفهوم یک‌سان‌سازی فرهنگی و تحمیل ایده لیبرالیسم، با مقاومت‌ها و نارضایتی بیشتر جوامع دیگر به ویژه جوامع شرقی و مسلمان، روبه‌روست، حاکمیت جهانی اسلام با اقبال و رضایت عمومی بشر روبه‌رو خواهد بود.

در واقع از این منظر، حاکمیت فراگیر و جهانی یکی از ویژگی‌های حکومت جهانی اسلام است که یرضی بها السموات و الارض (تمام ساکنان زمین به آن اعلام رضایت و پذیرش می‌نمایند). حکومتی است که جوامع بشری آن را دوست دارند و از سر رضایت آن را می‌پذیرند.

در جمع‌بندی مقدماتی، می‌توان به این نتیجه رسید که اگر در روایات و منابع دینی، دولت امام عصر(عج) را دولت کریمه یاد کرده‌اند، به حاکمیت قوانین اسلام و شریعت وحیانی اشاره دارند که از مصادیق بارز دولت کریمه به شمار می‌آید. عدالت‌گستری این دولت و رفع تعدی‌ها و نابرابری‌های تبعیض‌آلود، از دیگر جنبه‌های ماهیت کریمانه این دولت است و در نهایت، وفور اقتصادی و بهره‌مندی‌های چشم‌گیر بشر از موهیت‌های الهی و ذخایر طبیعی و الهی، بیان‌گر بعد دیگری از کریمانه بودن دولت امام عصر هستند که با حاکمیت جهانی اسلام تحقق می‌یابند.

اکنون به پاره‌ای از داده‌های آماری در کتب مهدی‌شناسی توجه می‌کنیم. آمار کتب مهدی‌شناسی بر حسب طبقه‌بندی موضوعی عبارتند از:
1. اثبات وجود حضرت، یازده عنوان؛

2. انتظار، ده عنوان؛

3. بشارات ادیان، ده عنوان؛

4. تسمیه(جواز و عدم جواز ذکر نام شریف حضرت)، هشت عنوان؛

5. توقیت(تعیین وقت ظهور حضرت وحکم فقهی آن)، چهار عنوان؛

6. تشرفات(موارد شرف‌یابی موالیان به محضر مقدس قطب عالم امکان)، 32 عنوان؛

7. جواب منکران مهدویت، سی عنوان؛

8. دولت کریمه و حکومت جهانی حضرت، یازده عنوان؛

9. دعا و امام مهدی، هشت عنوان؛

10. رجعت، 45 عنوان؛

11. انکار مهدویت، هفت عنوان؛

12. زیارت‌نامه‌های حضرت، سه عنوان؛

13. سیره حضرت، پنج عنوان؛

14. سیمای حضرت، ده عنوان؛

15. توقیعات حضرت، 23 عنوان؛

16. طول عمر حضرت، نه عنوان؛

17. عدالت‌گستری حضرت، چهار عنوان؛

18. عصر ظهور، دوازده عنوان؛

19. علایم ظهور، 36 عنوان؛

20. عنایات حضرت، دوازده عنوان؛

21. غیبت (به شکل عام)، هشت عنوان؛

22. غیبت صغرا، دو عنوان؛

23. غیبت کبرا، سه عنوان؛

24. فلسفه مهدویت، هشت عنوان؛

25. کتاب‌نامه امام مهدی و مهدویت، هفت عنوان؛

26. مادر گرامی حضرت، نه عنوان؛

27. ملاحم و فتن(آشوب‌ها و کشتارهای آخرالزمان)، هفت عنوان؛

28. مناقب حضرت، پنج عنوان؛

29. متمهدیان(مدعیان مهدویت)، هفت عنوان؛

30. مهدی در قرآن، بیست عنوان؛

31. مهدی در آینه حدیث، چهل عنوان؛

32. میلاد امام (اثبات تولد حضرت)، دوازده عنوان؛

33. نزول عیسی(ع) و کمک به حضرت، چهارده عنوان؛

34. نقش امام در جهان هستی (نقش تکوینی وجود حضرت)، هفت عنوان؛

35. نواب اربعه و وکلای حضرت، هفت عنوان؛

36. وظایف منتظران، سیزده عنوان.

اهمیت این مطلب هنگامی بهتر دریافت می‌شود که بدانیم بر اساس آمار اعلام شده از طرف برخی محققان در جهان اسلام، تقریباً در برابر هر 250 نفر، تنها یک کتاب در مورد امام مهدی در دست است. بگذریم از این که شماری از همین تعداد کتاب موجود هم پایه و مایه علمی لازم و اتقان مطلوب را ندارند.

ایجاد منظومه معرفتی جامع و غنی منجی‌شناسی برای موعودباوران اساسی‌ترین وظیفه کارشناسان دینی است. در این زمینه، آشنایی با کتاب‌ها، مقالات و منابع از نیازهای مهم جامعه دینی ما به شمار می‌آید که بتواند پاسخ‌گوی سؤالات و ابهامات امت اسلامی باشد. بر این اساس، تأمین راه‌های اطلاع‌رسانی جهت تسهیل امر منبع‌شناسی امری لازم و ضروری است. در میراث فرهنگی اسلامی، گنجینه کتب مبحث مهدویت، غنی‌ترین بخش‌های مکاتب دینی ما را تشکیل می‌دهد که متأسفانه حجم وسیعی از قشرهای جامعه اسلامی، از این سرمایه عظیم معنوی خویش بی‌اطلاعند. از این رو، بجاست که برخی از اطلاعات کتاب‌شناختی را در اختیار خوانندگان مشتاق و متتبع قرار دهیم.

اعتراف دانش‌مندان به لزوم حکومت جهانی و منجی بشریت
عقیده به آینده روشن و تشکیل حکومت واحد جهانی، راه خدا و راه معنویت و مطابق با فطرت و طبیعت است. به همین جهت، فلاسفه و اندیشه‌ورزان بزرگ جهان مادی و الهی، در این عقیده با هم شریکند و در انتظار روزی به سر می‌برند که حکومت واحد جهانی بر اساس معیارهای الهی و انسانی تأسیس گردد و جهان جدیدی پدید آید و بشر در زیر یک پرچم و تحت فرمان یک فرمانده قرار گیرد و از همه دردها و رنج‌ها رهایی ‌یابد.

اندیشه‌ورزان بزرگ برای از بین بردن جنگ‌ها و خصومت‌ها و برطرف ساختن بحران‌های منطقه‌ای و بالاخره برای جلوگیری از کشمکش‌هایی که سرانجام به جنگ جهانی سوم خواهد انجامید، تنها راهی که یافته‌اند، این است که باید فکر پوسیده نژاد برتر را از مغزها بیرون ریخت و جهان وطنی را جای‌گزین تبلیغات ناسیونالیستی قرار داد و مرزهای جغرافیایی را در هم‌ ریخت و شالوده حکومت واحد جهانی را بر اساس عدالت و آزادی استوار ساخت.

اینک عین گفتار و نظریه چند تن از دانش‌مندان مشهور جهان را یادآور می‌شویم:

اینشتین
این دانش‌مند و فیزیک‌دان بزرگ، معتقد است که ملل مختلف جهان از هر رنگ و نژادی که باشند، می‌توانند و باید زیر پرچمی واحد در صلح و برابری و برادری زندگی کنند. وی در اهمیت و ارزش حکومت واحد جهانی برای زندگی انسان‌ها، تا آن‌جا پیش رفته است که صریحاً می‌گوید:حکومت‌های متعدد خواه و ناخواه، به نابودی بشر منجر خواهد شد و مردم جهان یکی از دو راه را باید انتخاب کنند: یا باید حکومت جهانی با کنترل بین‌المللی انرژی تشکیل شود و یا حکومت‌های ملی جداگانه فعلی، هم‌چنان باقی بماند و منجر به انهدام بشری گردد.

برتراند راسل
برتراند راسل، دانش‌مند و فیلسوف مشهور انگلیسی، از لزوم تشکیل حکومت واحد جهانی به شدت دفاع کرده و معتقد است که اجرا نشدن این طرح، در نهایت به نابودی بشر می‌انجامد. وی ضمن بحث مهمی در این باره می‌نویسد:اکنون از لحاظ فنی، مشکل بزرگی در راه یک امپراتوری وسیع جهانی وجود ندارد و چون هم‌اکنون خرابی جنگ بیش از قرون گذشته است، یا باید حکومت واحد جهانی را بپذیریم و یا این که به عهد بربریت برگردیم و به نابودی نژاد انسانی راضی شویم.

همین دانش‌مند در جای دیگر، ابتدا به عامل اصلی جنگ‌ها و تضاد منافع حکومت‌های متعدد اشاره می‌کند و سپس لزوم تشکیل حکومت واحد جهانی را بار دیگر یادآور شده، می‌نویسد:
مادام که یک حکومت جهانی در دنیا وجود ندارد، رقابت برای کسب قدرت مابین کشورهای مختلف وجود دارد و چون ازدیاد جمعیت، خطر گرسنگی را به بار می‌آورد، قدرت ملی، تنها راه جلوگیری از گرسنگی است. این حقایق ثابت می‌کند که دنیای علمی بدون یک حکومت جهانی، ثبات و دوامی نخواهد داشت.

فولیتر فرانسوی
وی می‌گوید:هیچ‌کس برای شهرهای خودش عظمت آرزو نکرد مگر آن‌که آرزومند بدبختی و نیستی دیگران شد.

پروفسور آرنولد توین بی

وی که از شخصیت‌های متفکر انگلیسی است، در نطقی که در کنفرانس صلح نیویورک ایراد نموده، به ضرورت تشکیل حکومت واحد جهانی اشاره کرده، چنین می‌گوید:تنها راه صلح و نجات نسل بشر، تشکیل یک حکومت واحد جهانی و جلوگیری از گسترش سلاح‌های اتمی ‌است.

ویلیام لوکا اریسون، فیلسوف امریکایی
وی می‌گوید:ما به مملکت واحد و قانون واحد و قاضی واحد و حاکم واحد برای بشر، اعتراف می‌کنیم. تمام شهرهای دنیا، شهر ما، و هریک از جامعه بشر، ابنای شهر ما و ابنای وطن ما هستند. ما زمین شهرهای خود را دوست می‌داریم، به مقداری که شهرهای دیگر را دوست می‌داریم.

دانته، ادیب مشهور ایتالیایی
وی می‌نویسد:واجب است که تمام زمین و جماعاتی که در آن زیست دارند، به فرمان یک امیر باشندکه آن‌چه را مورد حاجب است، مالک باشد تا جنگ واقع نشود و صلح و آشتی برقرار شود.

کانت، فیلسوف مشهور آلمانی

وی معتقد است:ایجاد نظم جهانی، منوط به وضع یک قانون جهانی است و این همان است که مذاهب، آن را خواسته‌اند و این همان است که پیامبران از دورانی بس کهن، برای تحقق بخشیدن به آن بپاخاستند و خروش‌ها برآوردند و بدین‌گونه خواستند روشن‌گر تاریکی‌ها باشند.

نتیجه
حضرت حجت‌بن‌الحسن‌المهدی(عج)، ذریه رسول خدا(ص)، چهاردهمین معصوم، دوازدهمین امام و حجت خدا، ولی حی امت، واسطه فیض الهی و امان زمین و زمان است. این جایگاه رفیع و موقعیت ممتاز و برکات وجودی بی‌شمار، حقوقی را برای آن حضرت اثبات می‌کند که پیروان مخلص و صدیق برای تنظیم دقیق رابطه خود با مولا و رهبرشان، بر اساس ادب دینی، باید آن حقوق را بشناسند و در پی آن وظایفی را که متوجه آنان می‌شود، به شایستگی انجام دهند.

این حقوق به اختصار عبارتند از: حق برخورداری از وجود، حق بقا در دنیا، حق قرابت رسول خدا، حق منعم بر متنعم، حق پدری بر امت، حق معلم بر متعلم، حق ولی بر مولی علیه، حق رهبری و زعامت، حق شناخته شدن و حق شناسانده شدن.

از امام دهم حضرت علی بن محمد الهادی(ع) چنین روایت شده است:
اگر پس از غیبت قائم، از دانش‌مندان کسانی نباشندکه مردم را به سوی امام زمان خوانند و به جانب او راه‌نمایی کنند و با برهان‌های خدایی، از دین پاس‌داری نمایند و بندگان ضعیف خدا را از شبکه‌های ابلیس و یاران او و از دام‌های دشمنان اهل‌البیت که زمام دل ضعیفان شیعه را چون سکان کشتی به دست گرفته‌اند، رهایی بخشند، کسی به جای نمی‌ماند، مگر این‌که از دین خدا برگردد. چنین دانش‌مندانی نزد خداوند از گروه برتران به شمار می‌آیند.

بر پایه این حدیث شریف و احادیث مشابه آن یکی از وظایف ویژه عالمان دینی در مقطع غیبت حضرت ولی عصر(عج)، تلاش در جهت معرفی ابعاد شخصیت الهی و چهره ملکوتی آن حضرت و رسالت عظیم و حقوق واجب‌الاداء ایشان به موالیان است. یعنی گذشته از وظایف متعدد و همگانی امت، مانند دعا برای تعجیل در فرج حضرت، تجدید بیعت با امام زمان، انجام دادن حج از طرف ایشان، صدقه دادن به نیابت از حضرتش و... که خدای متعال همه موالیان حضرت را بر ادای آنها موفق بدارد، کارشناسان دینی باید به وسیله بیان و بنان، امت را هرچه بیشتر به گونه‌ای ژرف‌تر و متقن‌تر، با ابعاد گوناگون شخصیتی مهدی موعود(عج) و نیز شرایط ظهور و معنای صحیح انتظار و لوازم آن و چگونگی فرج و مقدمات آن و سیره اخلاقی، اجتماعی و حکومتی آن مصلح کبیر الهی، آشنا سازند و در مرحله بعد، عالمان دینی باید بکوشند تا پیوندهای عاطفی و انس روحانی میان امت و امام ایجاد و تعمیق گردد تا بدین ترتیب بستر فکری ـ روانی مساعدی برای درخشش آن نجم ثاقب ایجاد شود.

جهانی‌شدن، پدیده‌ای چندبعدی است، از این رو، اقتصاد، سیاست، فرهنگ و... را دربرمی‌گیرد و با تحقق آن، مرزهای ملی از بین رفته، یا کم‌رنگ می‌شود؛ کشورها نقش گذشته خود را از دست می‌دهند و به جای قوانین داخلی، قوانین بین‌المللی بر کشورها حاکم می‌گردد. امید آن داریم که با وجود جهانی‌شدن، عدالت در نظام جهانی اسلام، فراگیر، گسترده و عمیق شود و جهانی‌شدن اسلامی بر پایه عدل الهی به تاریخ سراسر ظلم و جور جهان پایان داده، به ریشه‌کنی ستم‌ها و تبعیض‌ها از جامعه بشری پرداخته و در نظام اجتماعی مساوات و برابری برقرار شود!

با توجه به ویژگی‌های حکومت جهانی اسلام و عناصر شکل‌دهنده جهانی‌شدن، چند نکته را می‌توان به منزله نتیجه نهایی استنباط نمود:
1. حکومت جهانی اسلام شیعی، با ویژگی‌هایی هم‌چون رشد و ترقی علوم و فنون بشری و شکوفایی عقلانیت، بسط و گسترش عدالت اجتماعی همراه با رفاه و توسعه اقتصادی، و در نهایت، حاکمیت فراگیر و جهان‌شمول تعالیم و قوانین اسلامی بر سراسر جهان، توصیف می‌گردد.

2. جهانی‌شدن با هدف برقراری عدالت.

منابع
1- احمدی، بابک. معمای مدرنیته، چاپ اول، دفتر نشر فرهنگی اسلامی، تهران2، 1377.
2- آرنسون، جان بی. «ملی گرایی، جهانی‌شدن و مدرنیته»، ترجمه م. کاشی، رسانه‌ها و فرهنگ(مجموعه مقالات)، چاپ اول، انتشارات سروش، تهران، 1376.
3- سیف زاده، حسین. مکاتب ناسیونالیزم، ترجمه امیر مسعود اجتهادی، تهران، 1378.
4- علی بابایی، غلام رضا. فرهنگ روابط بین المللی، چاپ دوم، تهران، 1375.
5- اندر، هی وود. درآمدی بر ایدیولوژی‌های سیاسی،ترجمه محمد رفیعی مهرآبادی، تهران1382.
6- هانتینگون، ساموئل بی. برخورد تمدن‌ها و بازسازی نظام جهانی، ترجمه محمد علی حمید رفیعی.
7- ماهاتیر، محمد. دنیای اسلام و جهانی سازی و سده بیست و یکم، همشهری، 2 آبان 1381.
8- کرت، جیمز. مذهب و جهانی‌شدن، حمید بشیریه، دانشگاه در آئینه مطبوعات، 12 اسفند، شماره 3.
9- مجلسی، محمدباقر. بحارالانوار، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1363.
10- فوکویاما، فرانسیس. اسلام و جهانی مدرن، سعید کوشا، آفتاب، 1381.
نسخه قابل چاپ
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب

آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل