مبانی و اهداف حکومت جهانی حضرت مهدی(عج)
سوسن محتشمیپور مقدم
مرجع : کمیته علمی همایش بین المللی دکترین مهدویت
مقدمه
از آنجا که هدف از آفرینش مجموعۀ بزرگ هستی، کمال و نزدیکی هر چه بیشتر انسان به منبع کمالات یعنی حضرت حق تعالی میباشد. برای نیل به این هدف بزرگ و والا ابزار و وسایلی لازم است،که این وظیفه خطیر و بزرگ در هر زمانی به عهده ولی و صاحب آن عصر و زمان میباشد.
مأموریت الهی حضرت مهدی(عج) بسیار بزرگ و دارای ابعاد مختلف و اهداف بسیار والاست. این امر اقدامی است گسترده که زندگی بشریت را در زمین دگرگون میسازد و فصل و زندگی جدید و نوینی را به تمام معنا به روی انسانیت میگشاید. مأموریت آن حضرت زنده کردن اسلام از نو و برپایی تمدنها عادلانه و الهی پرتوافشانی آن بر جهان میباشد، علاوه بر این، ترّقی و تکامل زندگی بشر را از لحاظ مادی در عصر خود و بعد از آن به گونهای تأمین خواهد کرد که با مراحل گذشته، هرچند که مترقی و پیشرفته بوده قابل مقایسه نخواهد بود.
و نیز، رسالت تحقق بخشیدن سطحی مهم در گشایش و راهیابی به ژرفای هستی و جهان بالا و اهل آن است، که خود مقدمهای است برای راهیابی و یکپارچگی کاملی که با برپایی قیامت و رستاخیز آخرت، بین عالم غیب و شهود حکم فرما میشود.
حکومت واحد جهانی امام مهدی(عج) در حقیقت پاسخی است به نگرانی بشر از آینده خود، شیعیان آینده روشنی را برای زندگی انسان پیشبینی میکنند و امید به زندگی در قالب انتظار فرج به زندگی شیعیان معنا و گرمی میبخشد.
با دقت در دعوتِ آموزههای اسلام معلوم میگردد که هدفش متّحدکردن ملتها و برداشتن دیوار امتیازات و اعتبارات لغو و بیارزش و برقرار کردن کلمه واحد و همکاری و ارتباطی است که ریشه و پایۀ آن، کلمۀ توحید و ایمان و عقیده به آن است.
بخش اوّل: احیای دین اسلام
فصل اوّل: تصحیح انحرافهای فکری
1. مقابله با بدعتها و احیای سنّتها:
عبدالله بن عطا عن ابی عبدالله(ع) قال: سعلته عن سیرة المهدی کیف سیرته؟ قال: یصنع ما صنع رسول الله، یهدم ماکان قبله کما هدم رسول الله(ص) امر جاهلیت و یستأنف الاسلام جدیداُ.
عبدالله خدمت امام صادق(ع) عرض کردم: سیره و رفتار مهدی چیست؟ امام فرمود: همان کاری که رسول خدا(ص) انجام داد مهدی هم انجام میدهد. بدعتهای موجود را خراب میکند چنانکه پیامبر اساس جاهلیت منهدم نمود، آنگاه اسلام را از نو بنا نهاد. بدعت در مقابل سنّت، نوآوری در دین و داخل کردن اندیشهها و آراء مشخصی در دین و دینداری است.
امام علی(ع): بدعتگزاران کسانی هستند که با فرمان خدا و کتاب او و پیامبرش مخالفت میورزند و بر اساس رأی و هواهای نفسانی خود عمل میکنند هر چند شمار آنها بسیار باشد.
پس بدعت: مخالفت با خدا و کتاب خدا و پیامبر خدا و حاکم کردن هواهای نفسانی و عمل کردن بر اساس تمایلات شخصی و این جز آن است که با الهام از کتاب و سنّت و بر اساس معیارهای الهی تحقیق و تحلیلی نو ارائه شود و بیشک در رأس برنامههای اصلاحی حضرت مقابله با بدعتها و گمراهیهاست تا زمینههای هدایت و رشد و تعالی بشر فراهم گردد. لذا حضرت قبل از هر چیز بدعتها را از دامن فرهنگ و تفکر اسلامی میزداید و سنّتهایی که متروک و مهجور ماندهاند احیا و اجرا میکند.
امام باقر(ع):اذا قام القائم لا یترک بدعة الا ازالها و لا سنة الا أقامها.
هنگامی که قائم قیام کند بدعتها را زایل میسازد و سنّتها را بر پا میدارد.
امام صادق(ع)، ضمن حدیث مفصلی میفرماید:بر شما مسلمانان است تسلیم امر ما باشید و امور را به ما باز گردانید و به انتظار حکومت ما باشید و منتظر فرج و گشایش ما و شما بمانید. هنگامی که قائم ما ظهور کند و سخنگوی ما به سخن آید و تعلیم قرآن و دستورات دین و احکام را از نو به شما بیاموزد. به همان شکلی که بر محمّد نازل شده است و دانشمندان شما این رفتار حضرت را، انکار کرده، مورد اعتراض قرار میدهند و بر دین خدا و راه او استوار و پابرجا نمیشوید، مگر در سایه شمشیر، شمشیری که بالای سر شما باشد. خداوند، سنّت امتهای پیشین را بر این مردم قرار داده، ولی آنان، سنّتها را تغییر داده و دین را تحریف کردند. هیچ حکم رایجی در بین مردم نیست، مگر اینکه از شکل وحی شدهاش تحریف گشته است خدا تو را رحمت کند. بهر چه فرا خوانده میشوی، بپذیر تا آن کس که دین را تجدید میکند فرا رسد.
2. رفع تحریف معنوی و موضعی احکام و احیاء معنوی:
این محیی معالم الدّین و اهله؛
کجاست آنکه نشانهها و آثار دین و اهل دین را زنده کند.
مردمی که ارکان و اصول مسلمه اسلام را رها کرده، به بعض ظواهر آن اکتفا کردهاند، از اسلام جز نماز و روزه و اجتناب از نجاسات چیزی نمیدانند و عمل نمیکنند. در بازار و کوچه و خیابان و خانه اثری از اسلام پیدا نیست. صفات زشت در نظرشان هیچ اهمیت ندارد و به بهانه اینکه واجبات و محرمات اختلافی هستند از زیر بار آنها شانه خالی میکنند و به دلخواه خود احکام دین را تأویل میکنند.
امام صادق(ع):گویا امام را مشاهده میکنم که قبایی در بر دارد و عهدنامه پیغمبر را که با مهر طلایی مهر شده از جیبش بیرون میآورد، مهرش را گشوده برای مردم قرائت مینماید، پس مردم مانند گوسفند از اطرافش پراکنده میشوند و به جز وزیر و یازده نفر نقیب کسی نزدش باقی نمیماند. پس مردم در جستجوی مصلح همه جا را گردش میکنند و چون چارهسازی جز وی نمییابند به سویش میشتابند. به خدا سوگند من میدانم به ایشان چه میگوید که انکار میکنند.
در دعایی که به وسیله عمری از خود حضرت مهدی روایت شده چنین است:
و اقم به الحدود المعطلة و الاحکام المهملة؛
به وسیله او حدود تعطیل شده و احکام کنار مانده را بر پا کن.
از اقدامات مهم امام، تصحیح انحرافهایی است که در تفسیر احکام و توجیه مبانی دین به مرور روی داده است، و حذف برداشتهای غیراسلامی و نادرستی که به نام اسلام به اذهان القا شده و در مبانی دین تحریف معنوی یا موضعی پدید آورده است.
امام مهدی در آغاز انقلاب خود با انحرافها و تحریفها و برداشتهای نادرست از دین و مذهب مقابله میکند و آیات و احادیث را به همان گونه که هست تفسیر میکند.
حضرت در نقش سازنده و احیاگر خویش نسبت به اسلام و قرآن، همه پیرایهها را میزداید و اسلام ناب محمَدی و علوی را از زیر لایههای غلط افکار و اندیشههای عالم نمایان دنیاپرست و زورمندان بیباک بیرون میکشد و به جامعه و مردم عرضه میکند، و برای تصحیح انحرافهای فکری با توجیهگران قرآن و حدیث در گیر و آنان را که سالها به بدآموزی و تحریف احکام دین پرداخته بودند و نسلها را دچار بدبینی و تردید در مبانی دین خدا ساخته بودند، از دم تیغ میگذراند، و جامعه را از لوث وجودشان پاکسازی میکند، و فساد فکری و فرهنگی را که مانع بزرگ رشد اجتماعات بشری است از میان برمیدارد.
فصل دوم: برقراری آئین جهانی اسلام
1. آیا امام برقرارکننده اسلام است؟
طبق برخی از روایات، مانند روایت امام صادق که فرمود:
اذا خرج القائم یأتی بامر جدید و کتاب جدید و سنة جدیدة و قضاء جدید.
هنگامی که حضرت مهدی نهضت یاد میکند فرمان و کتاب و روش و دادگاه نو میآورد.
تاریخ اسلام توسط زمامداران نالایق و دیگران به اسلام بستهاند، اسلام را طوری مطرح کرده که اگر امام آنها را از اسلام دور کند و حقیقت اسلام را آشکار سازد، مردم عوام خواهند گفت که این یک چیز جدیدی است نه اسلام، در صورتی که اسلام واقعی همین است.
ابو بصیر یکی از یاران امام صادق گوید از آن حضرت پرسیدم مرا از سخن امیرالمؤمنین خبر بده که فرمود:ان الاسلام برء غریباُ و سیعود کما بدء، فطوبی للغربآء؛
اسلام در آغاز غریب بود و به زودی همچون آغاز غریب خواهد شد، خوشا به سعادت غریبان.
امام صادق(ع) پاسخ فرمود:وقتی که امام قیام کند، دعوت به اسلام را از نو شروع میکند چنانکه پیامبر دعوت را شروع کرده.
با توجه به امامت راستین، که بر قله بلند آن حکومت عدل مهدوی و امامت هدایتگر علوی ارزشهای الهی را در متن برنامههای خود، تجسم میدهد، دین پیامبر خاتم، دینی کامل و تمام عیار گشته، هیچ گونه نقص و کاستی نداشته و از هر گونه عیب و آفتی مبرّا میباشد.
«الْيوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينًا»؛
با نصب امامان راستین و تحقق اهداف کلان امامت راستین، دین شما کامل میگردد و نعمت خدا بر شما نعمتی تمام و کمال گشته و اسلام دین مرضی و موردپسند حق برای خلق شده است.
بنابراین تمام اهداف امامت راستین تجلی مییابد تا کمال دین در عرصه هستی رخ نماید و تمام اهداف آفرینش را در سراسر گیتی به عرصه ظهور برساند.
2. تجدید بنای اسلام
وجدد به ما امتحی من دینک؛
پروردگار آنچه از دین تو محو شده به وسیله او تجدید فرمای.
امام رضا(ع):آنچه از کاخ دین تو ویران گشته و یا از احکام شرع تغییر و تبدیل یافته، به وسیله او تجدید فرمای و از نو بنیاد کن تا اینکه به دست او شرع تازه و آئین جدید و شادابی به سوی مردم بازگردانی.
قال ابوعبدالله(ع): اذا قام القاوم دعی الناس الی الاسلام جدیداُ و هدا هم الی امر مددثر فضل عنه المحجور و انما سمی القائم مهدیاُ لانه یهدی الی امر مضلول عنه و سممی بالقائم لقیامه بالحق؛
امام صادق(ع) فرمودند: وقتی قائم ما قیام کرد مردم را از نو به سوی اسلام دعوت میکند و به سوی چیزی که کهنه شده و عموم مردم از آن به دور افتادهاند هدایت میکند. آن جناب مهدی نامیده شده، چون به چیزی که مردم از آن دور شدهاند هدایت میشود و قائم نامیده شده چون برای به پا داشتن حق قیام میکند.
امام باقر(ع):به تحقیق که وقتی امام مهدی به پا خیزد مردم را به امر جدیدی دعوت خواهد کرد همانطور که پیامبر اکرم دعوت فرمود و اسلام غریبانه آغاز شد و به حال غربت باز خواهد گشت همانطور که آغاز شد. پس خوشا به حال غریبان.
قال رسولالله: القائم من ولدی اسمه و کنیته کنیتی و شمائله شمائلی و سنته سنتی یقیم الناس علی طاعتی و شریعتی و یدعوهم الی کتاب ربی؛
پیامبر: امام مهدی از فرزندان من، هم نام من و هم کنیه من است. خویش خوی من و رفتارش رفتار من میباشد. مردم را بر طاعت و دین من وادار مینماید و به سوی قرآن دعوتشان میکند.
قال النبی: فی حدیث قاوم و ان الثانی عشر من ولدی یغیب حتی لا یری. و یأتی علی امتی من لا یبقی من الاسلام الا اسمه و لا یبقی من القدآن الا اسمه فحینئذ باذن الله تبارک و تعالی بالخروج فیظهر الله الاسلام به و یجدده؛
پیامبر(ص): دوازدهمین از فرزندانم به طوری غائب میشود که اصلاً دیده نمیشود. زمانی خواهد آمد که از اسلام جز اسمی و از قرآن جز اثری باقی نمیماند، در آن هنگام خدا به وی اجازه نهضت میدهد و به وسیله او اسلام را تقویت نموده و تجدیدش میکند.
فضل بن یسار، از امام باقر(ع) شنیدم که فرمود:وقتی قائم ما قیام کرد از ناحیه مردم با مشکلات و سختیهایی مواجه میشود که پیامبر از جانب مردم عصر جاهلیت به آن مقدار مواجه نشده بود. من عرض کردم: چطور؟ حضرت فرمود: هنگامی که پیامبر مبعوث شد مردم سنگ و چوب را پرستش مینمودند اما قائم وقتی قیام کند مردم احکام خدا را بر ضد وی تأویل و تفسیر میکنند و به وسیله قرآن با وی احتجاج و مخاصمه میکنند.
3. احیاء کتاب و سنّت خدا
امام مهدی(عج)، در نقش سازنده و احیاگر خویش نسبت به قرآن، همۀ پیرایهها را میزداید و اسلام ناب محمَدی و علوی را از زیر لایههای غلط افکار و اندیشههای عالم نمایان دنیاپرست و زورمندان بیباک بیرون میکشد و به جامعه و مردم عرضه میکند، و برای تصحیح انحرافهای فکری با توجیهگران قرآن و حدیث درگیر میشود و جامعه را از لوث وجودشان پاکسازی میکند، و فساد فکری و فرهنگی را که مانع بزرگ رشد اجتماعات بشری است از میان برمیدارد.
امام صادق(ع) فرمود:انَ قائمنا اذا قام أتی الناس وکلَهم یتأول علیه کتاب الله...
قائم ما که قیام کند مردمان همه از کتاب خدا برای او دلیل میآورند و آیههای قرآن را تأویل و توجیه میکنند...
امام علی(ع) فرمود:یعطف الهوی علی الهدی اذا عطفوا الهدی علی الهوی، ویعطف الرِِأی علی القرآن اذا عطفوا القرآن علی الرأی...
(چون مهدی درآید)، هواپرستی را به خداپرستی باز گرداند، پس از آنکه خداپرستی باز گردانده باشند. رأیها و نظرها و افکار را به قرآن بازگردانده باشند. رأیها و نظرها و افکار را به قرآن باز گرداند، پس از آنکه قرآن را به رأیها و نظرها و افکار خود بازگردانده باشند.
این کلام امام علی(ع)، به همین توجیه و تأویلهای نادرست از قرآن، اشاره دارد که در طول دوران غیبت، در اثر نبودن مفسر واقعی قرآن، جامعههای اسلامی دچار چنین بدآموزیها و تحریفهایی میشوند.
امام علی(ع) فرمود:او (قائم) رأی و نظر را از فرآن میگیرد، آن گاه که دیگران قرآن را بر رأی و اندیشه خود باز میگردانند، به شیوۀ عدالت را نشان میدهد وکتاب و سنّت را که متروک و منزوی شده، زنده میکند.
امام صادق(ع) فرمود:... للقرآن را تأویل یجری کما یجری اللیل والنهار، وکما تجری الشمس والقمر، فاذا جاءتأویل شیء منه وفع، فمنه ما قد جاء، ومنه ما لم یجیء؛
... قرآن را تأویلی است که همچون گردش شب و روز و سیر خورشید و ماه، جریان دارد. و چون تأویل چیزی از آن بیاید واقع میشود. بعضی از آن تأویلها آمده است و بعضی هنوز نیامده است.
بخش دوم: اهل کتاب و گرایش آنها به دین اسلام
فصل اوّل: اهل کتاب و برخورد با آنها
مخاطبان را بر سر دو راهی انتخاب قرار میدهد اجابت دعوت او، یا همراهی با شیطان و پذیرش دعوتش این گونه است که ایمان و کفر شکل میگیرد و دستهبندی آغاز میشود.
کفر پس از هدایت تحقق مییابد ناآگاه و جاهل کافر نیست. کفر به معنای انکار و عدم پذیرش، پس از علم به حقانیت دعوت است.
در روایت است که با انکار و عدم پذیرش پس از آگاهی است که کفر محقق میگردد و نمیتوان مردم را بدون وصول دعوت و اتمام حجت به مؤمن و کافر تقسیم کرد.
اهل کتاب نیز در شمار مخاطبان دعوت رسول خدا هستند و مشمول هدایت او.
رفتار رهبری و مسلمانان با اهل کتاب در شروع دعوت و پس از اتمام حجت متفاوت خواهد بود.
خداوند فرموده و قولوا للناس حسنا این آیه در مورد اهل کتاب نازل شده است. رفتار با اهل کتاب همانند رفتار با دیگر مردم جز به نیکی و خیر نیست اما این رفتار آرام، دائمی نخواهد بود پس از آنکه بنیات عرضه شد راهها مشخص گردید و چیزی جز لجاجت و عناد باقی نماند شکل رفتار تغییر مییابد.
فصل دوم: کفار (سرنوشت، سرانجام کفار)
از آیات و روایات استفاده میشود که در عصر حضرت حکومت و قدرت زمین از کفار غیرکتابی و مادیین گرفته میشود و در دست مسلمین و رجال شایسته جهان واقع میشود.
«وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ»؛
و در حقيقت، در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته ما به ارث خواهند برد.
«هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ»؛
اوست كسى كه فرستادة خود را با هدايت و آيين درست روانه كرد، تا آن را بر هر چه دين است فائق گرداند، هر چند مشركان را ناخوش آيد.
«قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِن تَوَلَّوا فَإِنَّمَا عَلَيهِ مَا حُمِّلَ وَعَلَيكُم مَّا حُمِّلْتُمْ وَإِن تُطِيعُوهُ تَهْتَدُوا وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلاّ الْبَلاَغُ الْمُبِينُ»؛
بگو: خدا و پيامبر را اطاعت كنيد. پس اگر پشت نموديد، [بدانيد كه] بر عهدة اوست آنچه تكليف شده و بر عهدة شماست آنچه موظّف هستيد. و اگر اطاعتش كنيد راه خواهيد يافت، و بر فرستادة [خدا] جز ابلاغ آشكار [مأموريتى] نيست.
«وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الأرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ»؛
ما اراده نمودیم به کسانی که در زمین زبون شمرده میشوند منت نهاده، پیشوا و وارث زمینشان گردانیم و قدرتی به آنان عطا کنیم.
آیات بشارت میدهند روزی حضرت خواهد آمد که قدرت و فرماندهی جهان به دست مؤمنین و مسلمین شایسته و با لیاقت واقع خواهد شد و نور اسلام تمام ادیان را تحتالشعاع قرار میدهد و بر آنها غالب میگردد.
از روایت زیر برمیآید که در عصر دولت حضرت دستگاه کفر بر چیده و جز یکتاپرست و گوینده کلمه توحید احدی در زمین باقی نمیماند.
پیامبر(ص) فرمودند:اگر از عمر دنیا بیش از یک روز هم باقی نمانده باشد خدا مردی را که نامش نام من و اخلاق من و کنیهاش ابوعبدالله است مبعوث میکند و به وسیله او دین را به عظمت اولی خود برمیگرداند و فتوحاتی را نصیبش میکند و به جز گوینده کلمه توحید کسی روی زمین باقی خواهد ماند به آن حضرت عرض شد مرد مذکور از نسل کدام فرزندانت بوجود میآید؟ پیغمبر دستش را به حسین(ع) زده و فرمود: از این.
1. برخورد با کفّار:
درباره برخورد با کفار و علّت برخورد متفاوت با ایشان باید به آیه نفی سبیل توجه نمود. در این آیه ایجاد هر گونه راه تسلط بر مؤمنان برای کافران از سوی خدا نفی گردیده است لازمه این نکته است که در احکام شرع هیچ حکمی وجود ندارد که اجرای آن به تسلط کفار بر مؤمنان بیانجامد.
2. یهود و نصاری:
رسول خدا(ص):قیامت برپا نمیشود مگر آنکه با یهود بجنگید آنگاه یهودیان (شکستخورده) میگریزند و پشت سنگها پنهان میشوند ولی سنگ فریاد میزند ای مسلمانان ای بنده خدا این یهودی پشت من پنهان شده است.
و در روایتی در دنباله میفرماید:حضرت نیز آنان را میکشد و کسی را بر جای نمیگذارد.
3. منافقان:
... لو تزیّّلوا لعذّبنا الذین کفروا منهم عذاباُ الیماُ.
در تفسیر آیه (فتح 25) اگر شما عناصر کفر و ایمان از یک دیگر جدا میگشتید همانا آنان که کافرند را به عذاب دردناک معذب میساختیم.
امام صادق(ع):خداوند در صلب کافران و منافقان، امانتهایی از مؤمنان دارد. حضرت حجت ما ظهور نمیکند مگر آنکه آن امانتها را خداوند از قلب آنان بیرون آورد. پس از آن حضرت کافران و منافقان را به قتل میرساند.
امام صادق(ع):هنگامی که حضرت قیام کند نیازی ندارد که از شما درخواست یاری کند و نسبت به بسیاری از شما منافقان حد خدا را جاری میکند.
امام حسین(ع) به فرزندش امام سجاد(ع) میفرماید:سوگند به خدا که خون من از جوشش باز نمیایستد تا اینکه خداوند مهدی را برانگیزد. آن حضرت به انتقام خون من از منافقان فاسق و کافر هفتاد هزار نفر را میکشد.
امام باقر(ع):چون حضرت قیام کند به کوفه میآید و در آنجا همه منافقان را که به امامت حضرت عقیده ندارند به قتل میرساند و کاخهای آنان را ویران میکند و با جنگجویان آن میجنگد و آن قدر از آنان میکشد تا خداوند خشنود گردد.
4. مقدّسنماها:
امام باقر(ع):حضرت مهدی(عج) به سوی کوفه رهسپار میشود در آنجا شانزده هزار نفر از بتریه مجهز به سلاح در برابر حضرت میایستد. آنان قاریان قرآن و دانشمندان دینی هستند که پیشانیهای آنان از عبادت زیاد پینه بسته، چهرههای شان در اثر شب زندهداری زنده شده است و نفاق سراپای شان را پوشانده است. آنان یک صدا فریاد میآورند: ای فرزند فاطمه از همان راه که آمدهای باز گرد زیرا به تو نیازی نداریم.
حضرت در پشت شهر نجف از ظهر روز دوشنبه تا شامگاه بر آنان شمشیر میکشد و همه را از دم تیغ میگذراند. در این نبرد از یاران حضرت حتی یک نفر زخمی نمیشود.
فضیل میگوید امام صادق(ع) فرمود:هنگامی که قائم ما قیام کند بیش از آنچه پیامبر از جاهلان دور آن جاهلیت ناراحتی دید از جاهلان رنج و ناراحتی خواهد دید. پرسیدم: چگونه و چرا؟ فرمود: پیامبر در روزگاری مبعوث شد که مردم سنگ و چوب و بتهای تراشیده شده را میپرستیدند، ولی قائم ما در روزگاری قیام میکند که با قرآن علیه حضرت احتجاج میکند و آیات را علیه آن حضرت تأویل مینمایند.
امام صادق(ع):هنگامی که حضرت مهدی قیام کند گروهی از دین و ولایت خارج میشوند در صورتی که پنداشته میشد که آنان از پیروان حضرت میباشند نیز افرادی ولایت حضرت را میپذیرند در صورتی که مانند آفتابپرستان بودند.
فصل دوم: زمینههای گرایش اهل کتاب به اسلام
برای اسلام آوردن اهل کتاب و گرایش آنها به امام زمینههای فراوانی وجود دارد. من الجمله:
1. برخورداری انسانها از فطرت پاک:
بر اساس آموزههای دینی انسانها دارای فطرتی پاک و حق جو میباشند. گرایش آنها به باطل بدلیل اشتباه در شناخت مصادیق حقیقت ان اشتباه میباشد. وجود چنین فطرتهای پاکی زمینه مناسبی است برای گرایش اهل کتاب به امام مهدی(عج) که دعوت کنند به حق است.
2. طرح مباحث فکری:
امام مهدی بر اساس این رسالت الهی با طرح مباحث فکری و عقیدتی اقدام به اثبات حقانیت دین اسلام و آشکار نمودن، عکابت و نحلههای باطل خواهد نمود و چه بسا که بسیاری به حقانیت آئین اسلام یقین پیدا میکنند. امام صادق(ع):
لا یأتون علی اهل دین الادعوهم الی الله و الی الاسلام و ای الاقرار بمحمّد(ص)؛
بر پیروان هیچ دینی وارد نمیشوند مگر اینکه آنها را به خدا اسلام و اقرار به محمّد دعوت میکند.
امام کاظم(ع):اذا خرج بالیهود و النصاری و الصائبین و الزنادقة و اهل الرّدة و الکفار فی شرق الارض و عزبها فعرض(ع)؛
چون بر یهود و نصاری، صائبین، ملحدان، مرتدان و کفار شرق و غرب عالم خروج کند اسلام را بر آنها عرضه میکند.
3. دولت نمونه:
امام پس از ظهور در مکه رهسپار کوفه میشود و آنجا را مرکز حکومت خویش قرار میدهند.
امام صادق(ع):دار ملکه الکوفه و مجلس حکمه جامعها و بیت ماله و مقسم غنائم المسلمین مسجد سهلة....
کوفه دار الحکومة او، مسجد جامع آن محل قضاوت او و مسجد سهله جمل بیتالمال و تقسیم غنائم است.
در دولت جهانی حضرت انسانها از رشد معنویت و عدالت و امنیت برخوردارند. ایجاد چنین دولتی که آرمانهای بشریت برآورده میشود چشمهای دنیا را بسوی خود خیره میکند و جهانیان را به شدت مشتاق آن خواهد کرد.
4. بیرون آوردن کتب آسمانی و کشف میراثهای انبیاء:
بر اساس روایات در کتب تحریف نشده مژده ظهور امام مهدی آمده است:
الذین یتّبعون الرّسول النّبّی الامّیّ الّذی یجدونه مکتوباُ عنده فی التّورات والانجیل یأمرهم بامعروف و ینهاهم عن المنکر...
امام باقر(ع) در تفسیر آیه اعراف 157 میفرماید:یجدونه مکتوبا عندهم فی التوراة و الانجیل یعنی النبی و الوصی و القائم.
آن را در تورات و انجیل نوشته مییابند: یعنی پیامبر(ص) و وصی او و قائم اوست.
امام مهدی با کشف آن استخراج کتب آسمانی از آنها به عنوان وسیله مناسبی برای گسترش آیین اسلام و اثبات حقانیت خود بهرهبرداری میکند.
استخراج نشانههایی که در میان صاحبان ادیان و مذاهب گوناگون از تقدس و احترام ویژهای برخوردارند از دیگر اقدامات امام خواهد بود. امام با نشان دادن این نشانهها و سمبلهای مقدس دلهای مردمان را با خود همراه خواهد کرد.
5. ناتوانی مدعیان اصلاح:
از گذشته دور تاکنون چه بسیار دولتها و مکاتبی بودهاند که برای رفع مشکلات جوامع بشری ادعاهای بسیار کردند امّا به مرور این ادعاها به پوچی گرائید و چیزی جز آشفتگی و یأس و ناامیدی برای بشر جا نگذاشتهاند.
اما باز امید کم فروغی نسبت به مبدأ ناشناخته عادلی که ممکن است سعادت بشری را تضمین و مشکلاتش را حل کند جان میگیرد، آن چنان که شخص مؤمن انتظار روشنی نسبت به آمدن امام مهدی(عج) دارد.
امام باقر(ع):ان دولتنا اخر الدول و ام یبق اهل بیت لهم دولة الا ملکوا قبلها لئلا یقولوا اذا رأ و اسیرتنا اذا ملکنا سرنا بمثل هولاء و هو قول الا تعالی و العاقبة للمتقین.
دولت ما آخرین دولتهاست و هیچ خاندانی که صاحب دولتند نمیماند، مگر اینکه پیش از حکومت ما به قدرت میرسند تا و وقتی شیوه ما را دیدند نگویند ما نیز اگر به قدرت میرسیدیم مانند اینان رفتار میکردیم و این همان سخن خدای تعالی است که میفرماید: و عاقبت برای پرهیزگاران است.
6. نزول عیسی:
به شهادت تعدادی از روایات با نزول مسیح از آسمان بیشتر مسیحیان و یهودیان به او ایمان میآوردند.
مسلمانان در فرود آمدن حضرت عیسی(ع) از آسمان به زمین، در آخرالزمان اتفاق نظر دارند. بیشتر مفسران این آیه را که:
و ان من اهل الکتاب الَا لیوءمننَ به قبل موته و یوم القیامة یکون علیهم شهیدا؛
هیچ کس از اهل کتاب نیست مگر آنکه پیش از مرگ، به وی (عیسی) ایمان خواهد آورد و روز قیامت او بر نیک و بد آنان گواه خواهد بود.
پیامبر اکرم(ص) فرمود:چگونه خواهید بود آن گاه که عیسیبن مریم در میان شما فرود آید و پیشوای شما از خود شما باشد.
محمّدبن مسلم از امام باقر(ع):ان عیسی ینزل قبل یوم القیامة الی الدنیا فلا یبقی اهل ملة یهودی و لا غیره الا امنوا به قبل موته و یصلی خلف المهدی؛
عیسی پیش از روز قیامت از آسمان به دنیا فرود میآید سپس هیچ یهودی و غیریهودی باقی نمیماند مگر اینکه پیش از مرگش به او ایمان میآورند و عیسی پشت سر مهدی نماز میگذارد.
با ایمان آوردن اهل کتاب به مسیح و اسلام آوردن مسیح و پیروی او از امام مهدی به یقین بخش عمدهای از اهل کتاب نیز اسلام آورده و به امام خواهند گروید.
7. ویژگی شاخص امام مهدی(عج):یکی دیگر از عواملی که باعث گرایش اهل کتاب و بلکه همه غیرمسلمانان به اسلام و پیروی آنان از امام مهدی میشود شخصیت فوقالعاده و استثنایی امام مهدی است او تجسم نوح، ابراهیم، موسی، عیسی و محمَد(ص) است با همان خوبی و کمالات هم چنان که در قرآن آمده:
ضجا رحمة من الله لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لا نفضوا من حولک؛
به برکت رحمت الهی در برابر آنان نرم و مهربان شدی و اگر خشن و سنگدل بودی از اطراف تو پراکنده میشدند.
عدالتگستری، دانش، زهد، جود و کرم، رأفت و رحمت و عبادت برخی از این ویژگیها جز شخصیت فوقالعاده امام عصر(عج) است.
8. رضایتمندی و خوشنودی همگان:
پیامبر(ص):یفرح به اهل السماء و اهل الارض و الطیر و الوحوش و الحیتان فی البحر؛
اهل آسمان و زمین و پرندگان، حیوانات و ماهیان دریا از او خرسند میشوند.
امام علی(ع):هنگامی که حضرت مهدی(عج) ظهور کند نام مبارکش برسر زبانها خواهد افتاد و و جود مردم سرشار از عشق به اوست، به گونهای که جز نام او هیچ نامی در یاد و زبان آنان نیست و با دوستی او روح خود را سیراب میکنند.
از آنجا که دولت حضرت دولت عدالتگستر، فقیرستیز، دانشگستر، رفاهآور، ظلمستیز و مردم دوست است، همگان از آن راضی خواهند بود و در آرامش و شادی زندگی خواهند کرد.
از مطالبی که در این بخش بیان شد نکاتی چند پیرامون برخورد با اهل کتاب همراه با روایات مختصراً آورده میشود:
الف) گرفتن جزیه:
... ولا یدینون دین الحقَ من الذین اوتوا الکتاب حتَی یعطوا الجزیة عن یدٍ و هم صاغرون؛
آنان از اهل کتاب که نه به خدا ونه به روز آخرت ایمان میآورند ونه به محدودیتها و منبعهای خدا و رسول تن میدهند و نه اطاعت از دین حق میکنند، قتال کن تا هنگامی که با احساس تسلط و قدرت بر شما تن به پرداخت جزیه دهند و به منزلت خواری و ذلت و پست اجتماعی راضی شوند.
امام صادق(ع) فرمود:هنگامی که قائم قیام کند، همه ناصبیان و دشمنان اهلبیت را بر آن حضرت عرضه میکنند، اگر به اسلام اقرار کردند، آنان را رها میکند وگرنه به قتل میرسند یا آنان را به پرداخت جزیه هم چنان که اهل ذمه میپردازند، ملزم میکند یا او را به روستاها و آبادیهای دور تبعید میکند.
ب) بحث و مناظرۀ حضرت با اهل کتاب:
امام باقر(ع) فرمود:حضرت حجت(عج) به یارانش میفرماید: مردم مکه به سوی من نمیآیند، ولی من میفرستم سراغ آنها و آنچه که شایستۀ من است، با آنها استدلال میکنم.
ابن شوذب میگوید:به حضرت قائم، مهدی میگویند، زیرا که به سوی یکی از کوههای شام هدایت میشود و در آنجا اسفار تورات را خارج میکند و با آن یهودیان به بحث و مناظره میپردازد و گروهی از آنان به دست حضرت اسلام میآورند.
ج) کشتن کسانی از اهل کتاب که حق را پنهان میکنند:
امام صادق(ع) فرمود:فاذا خرج القائم(عج) لم یبق کافر بالله العظیم ولا مشرک بالامام الاکره خروجه حتی ان لو کان کافر او مشرک فی بطن صخره لقالت: یا مؤمن فی بطنی کافر فاکسرنی واقتله؛
چون قائم قیام کرد، منکر خداوند و مشرک به امامی نمیماند، مگر اینکه از خروج او ناخشنود است. تا آنجا که اگر کافر یا مشرکی در دل صخرهای پنهان شده باشد، به صدا در آمده میگوید: ای موءمن در دل من کافری است؛ مرا بشکن و او را بکش.
امام علی(ع) فرمود:... ثم یموت عیسی و یبقی المنتظر المهدی من آلمحمَد(ص) فیسیر فیالدنیا و سیفه علی عاتقه و یقتل الیهود و النصاری و اهل البدع؛
...سپس عیسی رحلت میکند و مهدی منتظر آلمحمَد(ص) باقی میماند. او در حالی که شمشیر بر دوش دارد، زمین را در مینوردد و یهود، و نصارا و بدعتگزاران را میکشد.
امام کا ظم(ع) در تفسیر آیۀ «وَلَهُ أَسْلَمَ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ طَوْعًا وَكَرْهًا» «و تمام کسانی که در
آسمانها و زمین هستند، از روی اختیار یا از روی اجبار در برابر فرمان او تسلیماند».فرمود:این آیه دربارۀ قا ئم نازل شده است. او چون بر یهود، نصاری، صابئان، ملحدان، مرتدان و کفار شرق و غرب زمین خروج کرد، اسلام را بر آنها عرضه میکند. پس کسی که از سر اختیار اسلام آورد او را به نماز و زکات و واجبات الهی و آنچه که بر عهده مسلمانان است دستور میدهد و کسی که اسلام نیاورد را گردن میزند. تا اینکه در شرق و غرب کسی باقی نمیماند، مگر اینکه به یگانگی خداوند معتقد باشد. راوی گوید: عرض کردم: فدایت شوم مردمان بیش از این هستند که بتوان آنها را کشت. حضرت فرمود: چون خداوند اراده فرماید زیاد را کم و کم را زیاد میکند.
بخش سوم: حکومت جهانی و مبانی آن
مقدمه: آرمانها و آرزوهای بشر در طول تاریخ، به خصوص در عصر جهانیشدن، تنها و تنها در حکومت جهانی حضرت مهدی تحقق خواهد یافت.
نظام دین و حکومتی که داعیهدار جهانی بودن و رهبری جهانیان است باید ویژگیها و برنامههایی داشته باشد تا بتواند جوابگوی خواستهای اساسی جهانیان باشد. لذا اسلام آئین تمام مردم جهان و دین جامعه بشری است. روشن و بدیهی است که علت اصلی قیام حضرت مهدی جنگ و ستیز با ستمگران و مفسدان، تشکیل حکومت جهانی و دست یافتن به حاکمیتی مقتدر و الهی است.
فصل اوّل: جهانیشدن حکومت حضرت
حکومت جهانی حضرت مهدی خط بطلانی بر انواع گوناگون حکومتها، نظریات، برنامهها و طرحهای ارائه شده در عرصه جهانی است، بطوری که تمامی این نظریات و حکومتها امتحان خود را پس خواهند داد و مردم به پوچی و ضعف و بطلان آن پی خواهند برد و با آغوش باز پذیرای دولت مهدوی خواهند بود، تجارب گذشته انسانها در نقص و ضعف دولتها و حکومتهای خود، جنگها و ستیزهجوییها باعث خواست و طلب آگاهانه و عاشقانه ظهور منجی و مصلح الهی از سوی بیشتر انسانها خواهد شد.
چنان که امام صادق فرمود:هر جمعیتی در انتظار دولتی هست اما دولت ما در آخرالزمان نمایان میگردد.
الف: واژها و اصطلاحات حکومت جهانی
1. جهانیشدن: آزادی مطلق کسب و کار، برداشه شدن تمامی موانع از سر راه، جریان یافتن سهل و سادۀ سرمایه و نفوذ آن در تمامی عرصهها، حرکت روان اطلاعات و امور مالیه خدمات، تداخل فرهنگها آن هم به سوی یکسانشدگی است.
2.
جهانیشدن: نشانگر یک تحول اجتماعی گسترده و فرآیندی است که بنیاد جامعه را تغییر داده یک تحول تاریخی به وجود میآورد. هدف: دست یابی؟ بازار واحد جهانی، فارغ از موانع امور تولید و سرمایهگذاری و ضدفات و اشتفال خواهد بود.
2. جهانیکردن: این پروژه عمدتاً اقتصادی و فرهنگی است در زمینه اقتصادی، مبناء در سرمایهداری، سود و منفعت است که اوج سرمایهداری جهانی و رقابت بیقید و شرط را دارا میباشد.
3. جهانیسازی: جنبه نظامی، سیاسی و حتی اقتصادی است. که مربوط به سیاستها و استراژههای کلان امریکا میباشد. (یعنی تحمیل الگوهای سیاسی اقتصادی، فرهنگی امریکا بر کل کشورها) که به اصطلاحات نظم نوین جهانی و نظام تک قطبی و امپراتوری جهانی امریکا تعبیر میشود.
4. الهیشدن: الهیشدن خواستههای بشر در هنگام حکومت جهانی حضرت مهدی(عج).
امام علی(ع):یعطف الهوی علی الهدی اذا عطفو الهدی علی الهوی؛
او خواستههای نفسانی را تحتالشعاع هدایت الهی قرار میدهد، هنگامی که مردم هدایت را تحتالشعاع هوی و هوس خویش قرار دادهاند.
ب: حکومت واحد جهانی
وضعیت و نمای کلی جهان، نشانگر این است که خطر جنگ، فقر، نابرابری، پرخاشگری، سودجویی، ظلم و فساد و انحراف فراگیر، به شدت آن را تهدید میکند.
این اضطراب و التهاب و نیاز انسانها به صلح و امنیت (به خصوص در جوامع اسلامی) زیربنای تشکیل حکومت جهانی اسلام، رهبری حضرت مهدی(عج) است. که در سایه چنین حکومتی است که جهان بشریت به سعادت و عزت میرسد و مردم جهان از نعمتهای الهی و موهبتهای طبیعی به طور مساوی استفاده میکنند.
حکومت واحد جهانی حضرت مهدی در حقیقت پاسخی است به نگرانی بشر از آینده خود، آینده روشنی را برای زندگی انسان پیشبینی میکنند و امید به زندگی در قالب انتظار خرج به زندگی شیعیان معنی و گرمی میبخشد و با توجه و دقت معلوم میگردد هدف حضرت، متّحدکردن ملتها و برداشتن دیوار امتیازات و اعبتارات لغو و بیاثر و بر فرار کردن کلمه واحد و همکاری و ارتباطی است که ریشه و پایه آن، کلمه توحید و ایمان و عقیده به آن است.
ج: قرآن و حکومت جهانی
در قرآن مجید پیرامون فراگیر شدن حکومت جهانی حضرت مهدی و به اهتزاز در آمدن پرچم اسلام و توحید در همه نقاط زمین، آیات فراوان وارد شده است از جمله به چند آیه اشاره میشود:
«وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ»؛
و در حقيقت، در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته ما به ارث خواهند برد.
اشاره به اینکه حکومت واحد صالحان را بر همه نقاط زمین برقرار میسازند. «حکومت حضرت مهدی(عج)»
«وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الأرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ»؛
و خواستيم بر كسانى كه در آن سرزمين فرودست شده بودند منّت نهيم و آنان را پيشوايان [مردم] گردانيم، و ايشان را وارث [زمين] كنيم.
اگرچه این آیه در ماجرای حضرت موسی و فرعون نازل شده، اما مربوط به زمان خاص موسی نیست، بلکه یک بشارت عمومی است در مورد پیروزی حق بر باطل، که سرانجام این پیروزی به طور جامع و کامل به دست حضرت مهدی(عج) صورت میگیرد.
امام سجاد(ع):سوگند به آن کس که محمّد را به حق، بشارتدهنده و بیمدهنده قرار داد، نیکان ما همانند موسی و پیروانش هستند و بدان ما همانند فرعون و پیروانش میباشند.
امام علی(ع):این گروه آلمحمّد هستند، خداوند مهدی آنها را بعد از زحمت و فشار که بر آنان وارد میکرد برمیانگیزد و به آنان عزت میدهد و دشمنان آنان را ذلیل و خوار میکند.
«وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِيِ ارْتَضَى لَهُمْ»؛
خدا به كسانى از شما كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كردهاند، وعده داده است كه حتماً آنان را در اين سرزمين جانشين [خود] قرار دهد؛
آن گونه که به پشتیبان خلافت روی زمین بخشید و دین و آیینی را که برای آنها پسندیده پابرجا و ریشهدار خواهد ساخت و ترس آنان را به امنیت و آرامش تبدیل خواهد کرد به گونهای که تنها مرا بپرستید و چیزی را برای من شریک نگیرید.
این آیه بیانگر سه وعده است:
1. استخلاف در زمین: یعنی حکمومت حضرت مهدی(عج) در کل کرۀ زمین، به عنوان نمایندگی خدا که حکومت حق و عدالت است.
2. تمکین دین: که نفوذ معنوی وحکومت قوانین الهی بر تمام پهنۀ زمین است.
3. تبدیل خوف به امنیت: یعنی برطرف شدن تمام اعمال ترس و ناامنی و جایگزین شدن امنیت کامل و آرامش در همه پهنۀ زمین. در پایان آیه: اشاره به اینکه، حکومت حضرت مهدی(عج) در سراسر زمین بر اساس توحید و پرستش خدای یکتا و نفی هر گونه شرک است.
چنانچه پیامبر اکرم(ص) فرمودند:فلا یبقا علی وجه الارض احداُ الاّ قال لا اله الاّ انت؛
هیچ فردی روی زمین باقی نمیماند مگر اینکه معتقد است خدایی جز خدای یکتا وجود ندارد.
«هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ»؛
اوست كسى كه فرستادة خود را با هدايت و آيين درست روانه كرد، تا آن را بر هر چه دين است فائق گرداند، هر چند مشركان را ناخوش آيد.
این آیه صریحاً نوید میدهد که روزی خواهد آمد که آئین اسلام همه ادیان را تحتالشعاع خود قرار میدهد و سراسر جهان زیر لوای اسلام قرار میگیرد که منظور حکومت واحد جهانی حضرت مهدی(عج) میباشد.
ابو بصیر از امام صادق(ع) در مورد تأویل آیۀ فوق پرسید: امام فرمود:
سوگند به خدا، هنوز تأویل این آیه، نیامده است، عرض کردم: فدایت شوم، پس چه کسی فرود میآید؟ فرمود: هنگامی که قائم(عج) به خواست خداوند قیام کند وقتی که او خروج کرد، هیچ کافر و مشرکی نخواهد بود مگر اینکه خروج قائم(عج) را نمیتابد.
«الَّذِينَ إِن مَّكَّنَّاهُمْ فِي الأرْضِ أَقَامُوا الصَّلَوةَ وَآتَوُا الزَّكَوةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنكَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الإمُورِ»؛
همان كسانى كه چون در زمين به آنان توانايى دهيم، نماز برپا مىدارند و زكات مىدهند و به كارهاى پسنديده وامىدارند، و از كارهاى ناپسند باز مىدارند، و فرجام همة كارها از آنِ خداست.
امام باقر(ع) در تفسیر آیه فرمودند:این آیه در حقّ آلمحّمد(ص)، حضرت مهدی(عج) و یاران اوست که خداوند آنها را مالک شرق و غرب جهان نمود آیین اسلام را پیروز میکند و بدعتها و باطلها را بدست او و یارانش نابود میسازد چنان که سفیهان حقّ را لگدمال کرده باشد تا اینکه از ستم نشانهای نمیماند.
فصل دوم: مبانی حکومت مهدی(عج)
1. خداپرستی: چندین هزار سال است که بشر به خاطر چشمپوشی و زیر پانهادن ندای فطرت، سرشت خداپرستی خویش را به زنگارهای جهل و غقلت پوشانیده است، و به جای تواضع در برابر خداوند منان سر تسلیم در برابر نابکاران فرود آورده است و به جای رو نهادن به باب عطوفت ایزدی دست طمع در برابر هر آزمندی دراز کرده است. خداوند خود در قرآن وعده فرموده که:
در آینده جهان، این انسان سرگشته حیران دوباره به سوی حق باز میگردد و ندای عقل و وجدان خود را به گوش جان میشنود و با سفیر الهی همسو میشود.
امام باقر(ع) فرمود:خداوند به وسیلۀ حضرت مهدی(عج) دین خود را بر تمام راه و روشها چیره میگرداند گرچه مشرکان ناخوش دارند، پس در زمین معبودی جز خداوند نخواهد ماند و بتها و شکلهای صورتگری شده و... جملگی به آتش خواهد سوخت.
لذا از آنجا که حکومت جهانی مهدوی حکومتی است الهی، نخستین مبنا و شالودۀ فکری و عقیدتی آن خداپرستی است، یعنی حکومت جهانی مهدوی در گرو اعتقاد به وجود خداوند و پرستش اوست.
در جهانبینی توحیدی عقل جایگاهی بسیار والا دارد و عاقلان نیز از حرمت و کرامت به خصوصی برخوردارند. پس آنچه در ستایش عقل آمده عقل قدسی است که در حوزۀ نظر انسان را به معرفت درست خداوند رهنمون بوده و در حوزۀ عمل او را به تسلیم در برابر اوامر و نواهی الهی برمیانگیزد.
2. حکومت اسلامی: حکومت جهانی مهدوی(عج) حکومتی اسلامی است. براین اساس دومین مبنای فکری و تصدیقی آن پذیرش اسلام به عنوان آخرین شریعت آسمانی است.
شریعت اسلام، علاوه بر اینکه آخرین دین الهی میباشد، آیینی است همگانی و جهان شمول.
حکومت هم یکی از ارکان شریعت اسلام است، البته این گونه هم نیست که اسلام صرفاَ و فقط به مسائل اعتقادی، اخلاقی و اخروی پرداخته باشد، بلکه به حیات مادی و دنیوی بشر نیز اهتمام ورزیده و تحقق امنیت و عدالت را در جامعه بشری از اهداف بزرگ خود قرار داده است.
از جمله به بحث اختلاف میان مردم پرداخته:
کان الناس امة واحدة فبعث الله النبیین مبشرین و منذرین و انزل معهم الکتاب بالحق لیحکم بین الناس فیما اختلفوا فیه.
در مورد برپایی قسط درجامعه:لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَينَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ.
3. عدالت جهانی: اندیشۀ حکومت جهانی مهدوی، که پرچمدارعدالت و تعالی انسانی در سطح جهانی است و بر این اصل استوار است که انسان فطرتاَ عدالتخواه و تعالیجوست. عدالت یکی از آرمانها، خواستها و آرزوهای بشر در طول تاریخ بوده که به آن توجه داشته و در تمام عرصههای زندگی بدان نیازمند بوده است. که این نیاز تنها در حکومت جهانی حضرت مهدی(عج) برآورده خواهد شد.
پیامبر اکرم(ص) فرمودند:فیملأ الارض قسطاَ کما ملئت ظلماَ وجوراَ؛
پس زمین را از عدل و داد لبریز میکند، پس از آن که از ستم و بیداد پر شده است.
اگرچه تاکنون انسانها همواره از بیعدالتی و ستمگری قدرتطلبان و سلطهجویان در رنج و سختی به سر بردهاند، اما تمایل به عدالت و علاقه به فضیلت آن هیچ گاه از زندگی بشر به کلی رخت بر نبسته است. پس این مبنا بایستگی حکومت عدل جهانی را به خوبی اثبات و روشن میکند.
4. حکومت جهانی مهدوی: حکومت جهانی مهدوی حکومتی ولایی است. حکومت ولایی ریشه در ولایت و مشیت خداوند دارد و مشروعیت حکومت از ولایت و مشیت خداوند سرچشمه میگیرد، برخلاف حکومتهای امروزی که مشیت حکومت آنها خدایی نیست یا نژاد است یا وارث.
«إِنَّمَا وَلِيكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يقِيمُونَ الصَّلَوةَ وَيؤْتُونَ الزَّكَوةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ».
بر این اساس، هیچ یک از حکومتهای بشری از مشروعیت دینی برخودار نشد اما حکومت ولایی که از ولایت و مشیت خداوند سرچشمه میگیرد، از چنین مشروعیتی برخوردار است، زیرا خداوند، آفریدگار و مالک انسان و جهان است و با ذات حق تصرف در امور بندگان خود را دارد، لذا اگر کسی را به عنوان پیشوای دینی و دنیوی مردم برگزیند، از مشروعیت دینی برخوردار خواهد بود.
حکومت جهانی مهدوی بر اساس دیدگاه شیعه، توسط آخرین امام معصوم تحقق خواهد یافت، لذا امامت معصوم نیز یکی از مبانی این حکومت به شمار میرود. مبنای اصلی اندیشه مهدویت و تشکیل حکومت جهانی عدل ضرورت وجود امام در جامعه و لزوم تشکیل حکومت از سوی او برای هدایت، راهنمایی، برنامهریزی و نظامدهی جامعه دینی است.
از موارد پیش فرض حکومت جهانی مهدوی این است که حداقل، عموم مستضعفان جهان رهبری آن پیشوای دادگستر را خواهند پذیرفت و از او حمایت خواهند کرد. از دیدگاه این افراد مقبولیت عمومی حکومت مهدوی تأمینکننده مشروعیت دینی آن هم خواهد بوده ولی مطابق نظریه ولایی بودن حکومت، مشروعیت دینی و مقبولیت مردمی دو مقوله جدا از یکدیگر میباشند.
5. فطرت پاک و روح تعالیجویی انسانها: از آنجایی که انسانها همه دارای فطرت و سرشت واحد بوده و دارای یک مبدأ و منشأ یگانه هستند، بنابراین نمیتوانند همواره جدا از هم و دشمن یکدیگر باشند و به جنگ و ستیزهجویی علیه هم بپزدازند، این سرشت واحد، خود میتواند مبنا و ریشه اساسی برای تشکیل یک حکومت واحد جهانی باشد.
و همچنین انسانها همواره در جهت رشد و تعالی خویش تلاش میکنند و در صدد کمال یافتن و بالندگی افکار و اندیشههای خویش هستند، منتها کمال و رشد واقعی تحقق نخواهد یافت جز با تشکیل حکومت جهانی و آسمانی.
پس جهانیشدن حکومت حضرت مهدی(عج) با سرشت و فطرت مردم متناسب و منطقی است و زمینههای رشد، بالندگی، تکامل و تعالی آنان را فراهم میسازد.
بخش چهارم: اهداف حکومت جهانی حضرت مهدی(عج)
آرزوها و آرمانهای بشر در طول تاریخ تنها در حکومت جهانی حضرت مهدی(عج) تحقق خواهد یافت.
صلح و امنیت، آرامش، گسترش علم و خردورزی و عقلگرایی، ریشهکنی ظلم و ستم، رفع فساد و تباهی از جهان، گسترش مکارم و فضایل اخلاقی، قبول واحد جهانی، فرهنگ سالم برابری و مساوات، بینیازی و غنا، اوج تکنولوژی و فنآوری و ارتباطات و... تنها در یک حکومت امکان تحقق دارد. و آن حکومت جهانی حضرت مهدی(عج) است. حکومتی که برای هدایت و نجات مردم قیام کرده و با آگاهی دادن به آنان، زمینههای دینداری و رضایت و قناعت را در آنان ایجاد خواهد کرد.
فصل اوّل: عبودیت
الف) توحید: نتیجه جهانبینی الهی پذیرش توحید است. نگاه توحیدی سبب میشود تا انسان از غیرخدا پیروی ننماید. حکومت و قوانین غیرالهی را نپذیرد و طرفدار آزادی باشد.
تنها خداوند متعال است که اطاعت از قوانین او سبب سعادت و کمال میشود و تنها اوست که آزادی ما را محدود میکند.
آفریدگاری و سیطره تکوینی خدا، مستلزم آن است که قانونگذاری و تشریع نیز در اختیار او باشد و همگان ملزم به تبعیت از قانون خدا باشند، دانش بیپایان خدا مستلزم آن است که صلاحیت تنظیم مقررات بشری در انحصار او باشد عبودیت موجودات در برابر خدا مستلزم نفی طاغوت است.
توحید علاوه بر آنکه یک بینش فلسفی و عرفانیست، مؤمنان به آن عنوان یک اصل زندگی بساز نگاه میکنند. توحید برای مؤمنان عقیدهای که بنای زندگی اجتماعی و فردی آنها بر آن نهاده میشود. یکی از مواریث انبیا که به حضرت مهدی(عج) میرسد. ماموریت اساسی آنان که اشاعه توحید و تربیت موحدان حقیقی است. برای نیل این هدف مقدس انبیاء الهی باید نبرد سختی علیه همه موانع یکتاپرستی آغاز میکردند که عبارتند از:
1. موانع داخلی: یکتاپرستی دعای آوردن وظایف بندگی در سه عنصر مهل، تحات، هواشناسی، میباشد.
2. موانع خارجی: یکتاپرستی در سه عامل، ابلیس، طوا، غیت (حکومتهای خودکامه و دین بستن) و مشترکان و مستکبران.
انبیاء الهی درگاه الزاله این موانع بستکار گسترش اندیشان توحیدی و تربیت موحدان حقیقی زحمات طا قتفرسا را تحمل شدند.
امام جعفر صادق(ع) فرمود:تما قتل الحسین سمع اسلنا قال بالمدینه یقول: الیوم نزل البله علی هذه الامة: فلایرون فرجا حتی یقوم قائمکم نیشفی صدورکم و یقتل عدوکم؛
هنگامی که حسین بن علی(ع) به شهادت رسید اهلبیت ما صدای یک منادی را در مدینه شنیدند که چنین میگفت: امروز بلا برای امت نازل شد و آنان فرح و گشایشی نخواهند دید تا روزی که قائم شما پا خیزد و قلب شما را التیام بخشد و دشمنان را نابود سازد.
شاید دلپذیرترین مژدهای که پیامبر در شب معراج از خداوند سبحان دریافت کرد. بشارت تحقیق، تمدن توحیدی مهدی و گسترش آنان در سراسر جهان بوده است.
خداوند در آنان شب حبیب خویش چنین فرمود:زمین را به وسیله آخرین معصوم از لوث دشمنانم پاک خواهم کرد و مشارق مهارب زمین را تحت حکومت وی در خواهم آورد. و بادها را مسخرهاش میکنم و ابرهای سخت را راهش میسازد با جنود خود وی را نصرت خواهم کرد و با ملائکه خود به او مدد میرسانم تا پیام و فرمان مرا آشکار سازد و همه مردمان را برگرد پرچم یکتاپرستی جمع آورد. آنگاه حکومت وی را استمرار خواهم بخشید و چرخه روزگار میان اولیای خود به حرکت در خواهم آورد تا قیامت فرا رسد.
«قُلْ مَن يرْزُقُكُم مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ أَمَّن يمْلِكُ السَّمْعَ والأَبْصَارَ وَمَن يخْرِجُ الْحَي مِنَ الْمَيتِ وَيخْرِجُ الْمَيتَ مِنَ الْحَي وَمَن يدَبِّرُ الأَمْرَ فَسَيقُولُونَ اللّهُ فَقُلْ أَفَلاَ تَتَّقُونَ»؛
بگو: «كيست كه از آسمان و زمين به شما روزى مىبخشد؟ يا كيست كه حاكم بر گوشها و ديدگان است؟ و كيست كه زنده را از مرده بيرون مىآورد و مرده را از زنده خارج مىسازد؟ و كيست كه كارها را تدبير مىكند؟» خواهند گفت: «خدا» پس بگو: «آيا پروا نمىكنيد؟»
از امام صادق(ع) نقل شده است که:امام حسین(ع) وارد بر اصحاب خود شدند و فرمودند: ای مردم خدایی که یادش بزرگ است بندگان خویش را نیافریده است مگر آنکه او را بشناسند پس وقتی او را شناختند بندگی او را کنند و زمانی که بندگی او را کردند احتیاجی به بندگی غیر او را نداشته باشند.
ب) عبودیت: در حکومت حضرت مهدی(عج) عنصر مهمی که وجود دارد جامعه آن دوران را از جوامع قبل از ظهور جدا میسازد، این است که تمامی عناصر هم زییستی در زمان حکومت مهدوی بر محور عبودیت و بندگی خواهد بود و خدامحوری، رکن نخست جامعه عدالت پیشه مهدوی خواهد شد که در جوامع امروز مفقود و ناپیداست.
روح عبودیت همان معرفت خداوند در حد یقین است.
عنوان بصری نقل میکند که در مورد اینکه: حقیقت عبودیت چیست؟ امام فرمود سه 3 چیز است:
اوّل آنکه عبد نسبت به آنچه که خداوند به او عطا نموده، خود را مالک نداند زیرا بندگان مالک چیزی نیستند، پس آنگونه که خداوند فرموده باید هزینه نمایند، سپس انفاق کردن در اره خدا برایش آسان میگردد.
دوم آنکه عبد برنامهریزی مستقلی به جز آنچه خداوند برای او تدبیر و برنامهریزی کرده است ندارد، پس مشکلات و مصائب دینی برای او آسان میشود.
سوم آنکه تمام وفت خود را صرف اوامر و نواهی خداوند نموده است. پس دیگر زمانی برای او نمیماند که بخواهد با مردم جدل و مباهات کند. سپس امام فرمودند: این اوّل درجه تقوی است، که خداوند در قرآن کریم از آن یاد فرموده.
در حکومت حضرت مهدی پرچم عبودیت پیوسته انسانها را بر حق که تجلی ربوبیت همهجانبه اوست برافراشته خواهد نمود به بهترین شکل و در رساترین قامت خود نمایان خواهد گشت.
در سوره ذاریات هم هدف نهایی آفرینش، یعنی عبادت حق مورد تـأکید قرار میگیرد تا همآهنگی هدف آفرینش با هدف ارسال پیامبران و وراثت زمین توسط صالحان با تقوی اعلام گردد و مهدویت مزید بخش تحقق تمام اهداف آفرینش باشد.
پیامبر(ص) میفرمایند:یملاء قلوب العباد عبادة و سیعهم عدله؛
دلهای بندگان را پر از عبادت میکند و عدلش فراگیر میشود.
فصل دوم: عدالت سیاسی
سیاست: تدبیر و ادارۀ جامعه و مدینه انسان. البته به مقتضای فرهنگ و بینش جامعه و مدینه، روح آن مختلف و مکدره میشود.
در فرهنگ لیبرال، سیاست و اداره مدینه بر اساس «نفع» و در فرهنگ دینی و جامعه علوی بر اساس «حق» است. از نگاه دین نیز اصلاح حاکمیت و عدالت مدیران از نقاط برجستۀ سیاست علوی است. امام علی(ع) اصلاح جامعه را و رعیت را در گرو اصلاح مدیران میداند. ایشان سیاستی را قرین خیر و سعادت میداند که از عدالت پر باشد و سیاست بیعدالت را شر میشمارد.
الگوهای توسعۀ سیاسی:
1. فضیلتمداری جامعه اسلامی
اساس سیاست اسلامی، اصلاح جامعه و زمینهسازی سعادت اخلاقی است. طبیعی است که در جامعه عدل مهدوی فضیلتگرایی در اوج خود خواهد بود، همانطور که سیره نبوی و علوی نشان میدهد که نخستین هدف آنان تغییر جامعه جاهلی به جامعه اسلامی بوده است.
2. نقش و جایگاه رهبری دینی
دیدگاه اسلامی مبتنی بر نقش هدایتگر الهی برای رسیدن به سعادت در این جهان است. در تفکر شیعی نیز امام، ادامه دهنده راه پیامبر است. انسان بدون امام در رسیدن به سعادت با دشواری مواجه است. در مهمترین روایتی که فریقین بر آن اتفاق نمودهاند، پیامبر گرامی اسلام فرموده:... سوگند به آنکه مرا به حق به پیامبری برانگیخت، اگر از عمر این جهان حتی یک روز بیشتر نمانده باشد، خداوند آن روز را آنقدر طولانی خواهد کرد که فرزندم مهدی ظهور نموده، پهنه زمین به نور او روشن میگردد و حکومت او شرق و غرب گیتی را فرا گیرد.
3. مشارکت سیاسی فعال بر اساس بیعت با حضرت
مشارکت سیاسی و حضور گسترده مردمی در حکومت جهانی مهدوی، یکی از ویژگیهای آشکار حکومت حضرت میباشد. با آنکه دنیای مدرن در پی گسترش مشارکت سیاسی فعال بوده، در عمل به خاطر محدودیتها و تأثیرگذاری صاحبان زر و زور و تزویر بر افکار عمومی، ولی مشارکت سیاسی چندان آگاهانه نیست.
در حکومت عدل مهدوی افراد با آگاهی و مسئولیت اجتماعی در فرآیند سیاسی مشارکت خواهند کرد. بیعت با امام معصوم نه از سر روابط ناآگاهانه و تبعیت کور، بلکه به عنوان یک وظیفه و مسئولیت الهی و کاملاً آگاهانه و انتخاب شده خواهد بود. حدیث شریف نبوی که میفرماید:
من مات و لم یعرف امام مات میتة جاهلیة؛
نشاندهنده مسئولیت فرد در قبال عرصه سیاسی و شناخت امام خویش است.
4. گسترش زندگی سیاسی جهانی
دعوت ادیان، همواره فراگیر وجهان شمول بوده است. نظام اسلامی ذاتاً، نظامی جهانگیر است. لذا با پذیرش اسلام از سوی همه مردم جهان، دیگر هیچ مرزی میان مردم نخواهد بود. از این رو، گستره توسعه سیاسی نیز محدود به مرزهای ملی نبوده، بلکه انسانها دغدغه مشترکی خواهند داشت و زندگی سیاسی، دیگر نه معطوف به کسب منافع جمعی یا گروهی میباشد، بلکه در راستای سعادت بشریت و صلاح همه انسانها خواهد بود.
5. بر اساس قانون الهی
هنگامی، توسعه سیاسی مطلوب در جامعه حاصل میشود که قوانین مناسبی پشتوانه آن باشد. سازگاری قوانین با نیازهای واقعی انسانها، رعایت مصالح و مفاسد، زمینهسازی رشد افراد و... همگی از طریق قوانین مناسب امکانپذیر است. در حکومت مهدوی مبنای قوانین، احکام الهی هستند.
حکومت عدل مهدوی همه قوانین تعطیل شده را دوباره اجرا میکند و حتی برخی از قوانین اجرا نشده را که جدید جلوه میکند را زنده خواهد کرد.
6. توسعۀ سیاسی عدالتمحور
توسعۀ سیاسی در عصر مهدوی توسعهای عدالتمحور خواهد بود، بر خلاف فرآیند توسعۀ سیاسی در جهان امروز که با وجود شعارهای مختلفی چون حقوق بشر، آزادی و توسعۀ سیاسی، عدالت مسئلۀ اصلی جهان امروز نیست.
هدف قیام حضرت برقراری عدل و داد در جهان است، که بیانگر مهمترین ویژگی حکومت حضرت است.
7. رشد علوم و تکامل عقول
توسعۀ سیاسی در عصر مهدوی با زمینهسازی گسترش علوم همراه است. با تکامل عقول مردم، طبعاَ کنشهای سیاسی، اجتماعی نیز که بر اساس جهل و رقابتهای ناسالم به تعارض تبدیل شد، جای خود را به همکاری و تعاون و عقلانیت در عرصۀ سیاسی، اجتماعی میدهد.
بدیهی است چنین توسعهای مبتنی بر توسعه و تکامل نیروی انسانی خواهد بود و تأثیر آن در همۀ زمینهها از جمله عرصۀ سیاسی ظهور خواهد کرد.
امام محمد باقر(ع) فرمود:قائم ما هنگام خویش نیروهای عقلانی مردم را تمرکز دهد وخردها و دریافتهای خلق را به کمال رساند.
8. تربیت اسلامی (تحول درونی)
الگوی توسعۀ سیاسی در اسلام مبتنی بر باطن افراد و تغییر و دگرگونی روحی، اخلاقی است.
الگوی توسعۀ اسلامی درسیرۀ معصومان(ع)، به ویژه معصومانی که فرصت تشکیل حکومت یافتهاند، تلاش برای نیروسازی و تربیت و آمادهسازی آنها بوده است. امام علی(ع) فرمود:
ائمه ما با یارانش پیمان میبندد واز آنان بیعت میگیرد که... مسلمین را دشنام ندهند... حریمی را هتک حرمت نکنند، به خانهای هجوم نبرند، کسی را به ناحق نزنند، طلا و نقره ذخیره نکنند، مال یتیمان را نخورند، و در راه خدا به جهادی شایسته دست یابند.
بر این اساس اگر مردم و ساختار جامعه با عدالت خو گرفتند، جامعه به عدالت میرسد وپر واضح است که جامعه عادله خواهان حکومت عدل خواهد شد: مردم خود هم به تأسیس حکومت عدل اقدام میکنند و هم در بقا و حفظ حکومت کوشا خواهند شد.
فصل سوم: دانش
1. علم و دانش:
در میان دستآوردهای علمی که نصیب انسان شده، تعالیم انبیا و آموزگاران اصول وحی، مقامی بلند و ارزشمند دارد. یکی از اهداف اصلی و اصول رسالت پیامبران نشر دانایی و گسترش آگاهی در میان جامعه انسانی است، دانایی و آگاهی در همه زمینهها از خودشناسی تا خداشناسی و از ذرهشناسی تا جهانشناسی.
امام علی(ع) در ترسیم این بخش از اصول رسالتهای الهی چنین میفرماید:فبعث فهم رسله و واتر الیهم انبیاء، لیسأ دوهم میثاق فطرته و یذکروهم منسی نعمة و یثیروا لهم دفائن العقول و یروهم الایات المقدره: من سقف فوقهم مرفوع، و مهار تحتهم موضوع و معاش تحییهم و اجمال تغنهیم و اوصاب تهرمهم و احداث تتابع علیهم؛
خداوند فرستادگان خود را میان مردمان برانگیخت و پیامبران خویش را پیاپی روانه کرد، تا از آنان رعایت میثاق فطری را باز طلبند و نعمتهای فراموش شده خدایی را به یاد آنان آورند و نیروهای پنهان خود آدمی را آشکار میزند و آیات بهنجار آفرینش را به مردمان بنمایاند، یعنی سقف افراشته آسمان و مهد گسترده زمین و نعمتها و وسایل زندگی که حیات مردمان را تأمین میکند و هر کسی که دوران زندگی آنان را به پایان میبرد و بیماریهایی که آنان را میفرماید و حوادثی که پیاپی در زندگیشان روی میدهد.
نقش اصلی دعوت پیامبران گسترش دانایی و آموزش و تجربه و تعلیم است و ایمان خود از شاخههای دانایی و شناخت به شمار میرود. پیامبران به انسانها راه و رسم زندگی، هدف و نتیجه آن را میآموختند. ارزش انسان و والایی مقام و پایگاه بلند او در کائنات و مقدار توان و قدرت او را در رسیدن به تکامل به او تعلیم میدادند.
در پرتو چنین آموزشهایی نیروی تفّکر و تعقل را در او بیدار میساختند و به اندیشه درباره مبدأ و معاد و کشف روز و اسرار آیات الهی وامیداشتند. از این رو در دوران ظهور که روزگار تحقق همة آرمانهای انسانی و الهی است، شناخت انسان به تکامل نهایی میرسد این موضوع از مهمترین برنامهها و اقدامات امام مهدی(عج) است. او از حقائق گسترده و جهانی برای بشریت پرده برمیدارد و مردمان را به دانشهای یقینی و درست هدایت میکند.
از این رهگذر دو محور اساسی تحقق میپذیرد:
1. با گسترش شناخت و کشف اسرار کائنات، پایههای خداشناسی استوار میگردد.
2. گسترش شناخت و دانایی، تشکیل جامعه انسانی و به سامان و مرّفه را ممکن میسازد.
با شناخت مسائل معنوی و صلاح و سلامت روح انسانی، راه تکامل معنوی گشوده میشود، و جامعه آرمانی در بعد مادی و معنوی پدیدار میگردد. علم و دانش یکی از مکارم و مفاخر انسانی است.
«وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلاَئِكَةِ فَقَالَ أَنبِئُونِي بِأَسْمَاء هَؤُلاء إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ»؛
و [خدا] همة [معانى] نامها را به آدم آموخت؛ سپس آنها را بر فرشتگان عرضه نمود و فرمود: «اگر راست مىگوييد، از اسامى اينها به من خبر دهيد.»
طبق احادیث اسلامی، مرکب دانشمندان بر خون شهیدان برتری دارد.
«يرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ»؛
تا خدا [رتبة] كسانى از شما را كه گرويده و كسانى را كه دانشمندند [بر حسب] درجات بلند گرداند، و خدا به آنچه مىكنيد آگاه است.
پیامبر اکرم(ص) فرمود:تاسعهم الّذی یملأ الله عزوجل به الارض نوراَ بعد ظلمتها وعدة بعد جورها، و علما.
نهمین امام از فرزندان امام حسین(ع) قائم است که خداوند به دست او سرزمین تاریک (زندگی) را نورانی و روشن میکند، و از عدل پر میکند پس از دوران ظلم، علم و دانایی را فراگیر میسازد پس از دوران جهل و نادانی.
امام صادق(ع):العلم سبعة و عشرون حرفا فجمیق ماجاءت به الرسل حرفان فلم یعرف الناس حتی الیوم غیر الحرفین، فاذا قام قائمنا اخرج الخمسة و العشرین حرفاُ فبثّها فی الناس و ضم الیها الحرفین، حتی یثبها سبعة و عشرین حرفاُ؛
علم و دانایی از 27 حرف تشکیل میشود، تمام آنچه پیامبران تاکنون آوردهاند 2 حرف است و مردمان بیش از 2 حرف تا کنون نشناختهاند. آنگاه که قائم ما قیام کند 25 حرف دیگر را آشکار سازد و میان مردمان پیدا کند و آن 2 حرف را بدانها ضمیمه سازد، تا 27 حرف را گسترش داده باشد.
امام باقر(ع):اذ اقام قائمنا وضع یده علی رؤوس العباد، فجمع به عقولهم و اکمل به احلامهم؛
قائم ما، به هنگام رستاخیز خویش، (به تأیید الهی) نیروهای عقلانی تودهها را تمرکز دهد و خردها و دریافتهای خلق را به کمال رساند و در همگان فرزانگی پدید آورد.
زنان نیز در آن دوران سعادت بار، در شناخت مبانی دین به پایگاه بلندی میرسند و عالمان و فقیهان و دینشناسان در طبقه زنان پدید میآیند، در آن دوره دانایی و دینشناسی به مرزی میرسد که زنانجامعه نیز به چنین کار بزرگی میتوانند دست یابند.
امام باقر(ع):و تؤتون الحکمة فی زمانه، حتی ان المرأة لتقضی فی بیتها بکتاب الله تعالی و سنة رسول الله؛
در زمان حکومت مهدی به همه مردم، حکمت و علم بیاموزند، تا آنجا که زنان در خانهها با کتاب خدا و سنّت پیامبر، قضاوت کنند.
امام علی(ع):کأنّی انظر الی شیعتنا بمسجد الکوفة قد منربوا الغساطیط یعلمون الناس القرآن؛
گویا شیعیان را میبینم که در مسجد کوفه خیمهها برافراشتهاند و به مردم قرآن و حقایق و اسرار و احکام قرآن میآموزند.
امام علی(ع):کأنی بالعجم فساطیطهم فی مسجد الکوفة یعلمون الناس القرآن؛
ایرانیان در مسجد کوفه خیمهها برافراشتهاند و به مردم قرآن میآموزند.
امام باقر(ع) میفرماید:آگاهی به کتاب خداوند عزّوجل و سنّت پیامبر اکرم در قلب مهدی ما میروید، چنان که گیاهی در بهترین کیفیت خود رشد میکند. هر کس از شما که تا روزگار ظهور حضرتش باقی بود و او را ملاقات کرد، به هنگام دیدار با ایشان بگوید: سلام بر شما ای خاندان رحمت و نبوت و گنجینه دانش و جایگاه رسالت.
2. صنعت و دانش:
روایاتی که نشاندهنده رشد و پیشرفت صنعت و دانش در روزگار حضرت مهدی(عج) میباشد:
امام صادق(ع) میفرماید:انّ المؤمن فی زمان القائم و هو المغرب یدی اخاه بالمشرق؛
در روزگار حضرت قائم، مؤمن در شرق زمین، برادرش را که در غرب زمین است میبیند هم چنین مؤمنی که در غرب است برادرش را که در مشرق است مشاهده میکند.
حضرت حجت(عج) میفرماید:سکونی قبل ان تفقدونی فان بین جوانحی علماً جماً؛
قبل از آنکه از میان شما بروم هر گونه سئوالی دارید از من بپرسید چرا که سراسر وجودم سرشار از علم و دانش است.
امام صادق(ع) میفرماید:ان قائمنا اذت قام قدّ الله لشیعتنا فی اسماعهم و ابصارهم حتی لا یکون بینهم و بین القائم برید؛
هنگامی که قیام کند خداوند شنوایی گوشها و بینایی چشمهای شیعیان مرا به گونهای زیاد میکند که از فاصله یک برید (چهار فرسنگ) حضرت با شیعیانش سخن میگوند و آنان سخنش را میشنوند و حضرت را میبینند، در حالی که حضرت در جانگاه خودش مستقر است.
شخصی از امام صادق(ع) پرسید:مردم چگونه به قیام آن حضرت آگاه میشوند؟ امام فرمودند: هر یک از شما وقتی از بستر برخاست در کنار بسترش دعوت نامهای میبیند که در آن نوشته شده و سپس در آن آمده اطاعت خالصانه نشان دهید.
فصل چهارم: برقراری اقتصادی پویا
«وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَيهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ»؛
و اگر مردم شهرها ايمان آورده و به تقوا گراييده بودند، قطعاً بركاتى از آسمان و زمين برايشان مىگشوديم.
در حکومت حضرت مهدی مردم به اطاعت خداوند روی میآورند و بر فرمان حجت خدا گردن مینهند از این رو برکات الهی
(آسمانی و زمینی) به وفور میرسد.
الف) شکوفایی اقتصاد و رفاه اجتماعی:
در اثر بهبود وضع اقتصادی فقر و تهیدستی از جامعه بشری ریشهکن میشود و وضعیت عمومی جامعه چنان بهبود مییابد که دارندگان زکات برای رساندن آن به نیازمندان به رنج میافتند.
1. تقسیم اموال و بخشش داراییها
امام باقر(ع) هنگامی که اهلبیت قیام کند، بیتالمال را به گونهای یکسان در میان مردم قسمت کرده و به عدالت در میان مردم رفتار میکند. ثروتهای روی زمین و ثروتهای زیر زمین نزد آن حضرت گرد میآید.
آن گاه حضرت به مردم خطاب میکند:
بیایید و بگیرید آن چه را که برایش خویشاوندی را قطع میکردید و به خونریزی و گناهان دست میزدید. او چنان اموال میبخشد که کسی پیش از او چنان نکرده است.
پیامبر اکرم(ص) فرمود:یکون فی امتی المهدی... یتنعم امتی فی زمانه نعما لم یتنعموا مثل قطّ البر و الفاجر یرسل السماء، علیهم مدرارا، و لا تدّخر الارض شیئا من نباتها؛
در امت من مهدی قیام کند و در زمان او مردم به نعمتهایی دست مییابند که در هیچ زمانی دست نیافته باشند. (همه) نیکوکار و بدکار. آسمان بر آنان ببارد و زمین چیزی از دیدنیهای خود را پنهان ندارد.
امام علی(ع) فرمود:پس امام مهدی(عج) به کوفه در آید و در آنجا مسکن گزیند و هر برده مسلمانی را بخرد و آزاد کند و دین بدهکاران را بپردازد و مظلمهها و حقهایی که بر گردن کسان است باز گرداند. کسی کشته نشود مگر اینکه بهای آن ار به صاحبانش تسلیم کند و آن کس که کشته شد بدهیاش را بپردازد و خانواده او را تأمین کند، تا سراسر زمین را از عدل و داد به پا کند.
امام باقر(ع) فرمود:امام مهدی در سال دو بار به مردم مال میبخشد و در ماه دو بار امور معیشت آنان را رسیدگی کند... تا نیازمندی به زکات باقی نماند و صاحبان زکات، زکاتشان را نزد محتاجان آورند و ایشان نپذیرند. پس آنان زکات خویش را در کیسههایی نهند و در اطراف خانهها بگردند و مردم بیرون آیند و گویند: ما را نیازی به پول شما نیست... پس دست به بخشش گشاید چنانکه تا آن روز کسی آنچنان بخشش اموال نکرده باشد.
2. ریشهکن شدن فقر از جامعه
در جهانبینی توحیدی فقر و تهیدستی امر نامطلوبی است، بدین جهت یکی از رسالتهای مهم پیامبران الهی مقابله با پدیده فقر و تهیدستی بوده است و راهکارهایی در شرایع آسمانی برای رفع فقر و تهیدستی اندیشه شده است که کاملترین آنها در شریعت اسلام است. خداوند بر قریش منت میگذارد که به واسطه قرار دادن خانه کعبه در شهر مکه آنان را از دو خطر ناامنی و فقر نجات داده، زیرا آنان از طریق تجارت به سرزمینهای دیگر معیشت خود را تأمین میکردند و به دلیل احترام خانه کعبه، راهزنان، متعرضان نمیشدند و مقتضای شکر این دو نعمت عبادت خداوند است.
فلیعبدوا رب هذا البیت الذی اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف.
امروزه نیز سازمانها و نهادهای گوناگونی به نام مقابله با فقر و تهیدستی وجود دارند و تلاشهایی نیز میکنند ولی متأسفانه آمار تهیدستان و حتی کسانی که به سبب فقر و بیچارگی به کام مرگ میروند، روز به روز بالا میرود.
اما در حکومت حضرت مهدی(عج) فقر و تهیدستی به کلی ریشهکن خواهد شد و رفاه عمومی تحقق خواهد یافت.
امام باقر(ع) فرمود:مردم مالیات خود را برگردن گذاشته، به سوی مهدی میروند، خداوند به شیعیان ما در زندگی رفاه و آسایش داده است و آنان در بینیازی به سر میبرند و اگر لطف و سعادت خداوند آنان را در بر نمیگرفت، با آن بینیازی، سرکشی میکردند.
ابو سعید خدری از پیامبر(ص) نقل میکند:عدالت مهدوی شامل عموم مردم میشود در نتیجه فقر و نیازمندی از جامعه رخت برمیبندد از هنگامی که فردی از طرف حضرت مهدی اعلان میکند که اگر کسی به مال و ثروت احتیاج دارد برخیزد، پس تنها یک نفر قیام میکند. امام او را نزد مسئول بیتالمال میفرستد تا اموالی را به وی عطا کند، خزانه دار جامه او را پر از مال و ثروت میکند، در این هنگام آن فرد از کرده خود پشیمان میشود و با خود میگوید من آزمندترین فرد امت پیامبر بودم که چنین درخواستی کردم و اموال را به مسئول بیتالمال باز میگرداند ولی او آن را نمیپذیرد و میگوید: آن چه را بخشیدیم باز نمیستاییم.
امام صادق(ع) فرمود:خداوند همه ثروتها را میان مردم تقسیم کرده است و به هر کس حقش را داده ا ست، کارگزاران و توده مردم و بینوایان و تهیدستان و هر گروهی از گروههای مردم، سپس امام فرمود: اگر عدالت برقرار شده بود، همه مردم بینیاز شده بودند.
اگر حاکمیت درست و اسلامی باشد، برنامههای حکومت به درستی تنظیم شده و مجریان آن نیز در جای خود به کار گمارده میشوند و دیگر نیازمندی و محرومیتی در جامعه نمیماند. زیرا کارگزاران حکومت حق به دنبال اجرای اصول عدالت خواهند بود.
3. رسیدگی به محرومان و مستضعفان
رسول خدا(ص) فرمود:در آن عصر، مهدی ظهور میکند و او از فرزند این شخص (علی بن ابیطالب) است. خداوند به دست او، دروغ را نابود میکند و روزگار سخت را از بین میبرد و ریسمان بردگی و بندگی را از گردنهایتان بر میدارد.
امام باقر(ع) فرمود:وقتی مهدی(عج) ظهور میکند، به سوی شهر مدینه میرود و هر کس از بنیهاشم را که در آنجا زندانی باشد آزاد میکند.
طاووس یمانی: ویژگی مهدی(عج) این است که نسبت به فرمانروایان و کارگزاران خود سختگیر است و در بخشش مال دستی باز دارد و نسبت به بیچارگان و بینوایان و مسکینها مهربان و با عطوفت است.
ابو روبه: مهدی به دست خود به بینوایان عطایایی میبخشد.
ب) عمران و آبادانی:
عمران آبادی زمین، و بهرهبرداری از امکانات آن تا سر حد امکان، از دیگر اقدامات حضرت است، آری جهانی که گرفتار جنگی ویرانگر شده، طعمه هواهای نفسانی قدرتطلبان گشته، مدتها در آتش جنگ سوخته کشتهها و ویرانیهایی به جای گذاشته است، نیاز بیشتری به آبادانی دارد یا بسیاری از مناطق به علت نفوذ سیاستهای استعماری و ایجاد وابستگی و محرومیت به طور کامل از آنها بهرهبرداری نمیشود، و سیستمهای تولید و کشاورزی به آنها تحمیل میگردد که به سود طبقات محروم، بلکه برای کشورهای سلطهطلب سودمند است:
از دیدگاه قرآن کریم یکی از رسالتهای آدمیان:
1. ازهمه امکانات بهرهبرداری شود.
2. از اسرافکاری و کامروایی زیاد کاسته شود.
3. تکنیکهای دقیق عامی و حتی متناسب با محیطها و سرزمینها به کار میرود.
است، چون خداوند این کره خاکی را مهد آسایش و آرامش بشر قرار داده است.
بر همین اساس امیرالمؤمنین در آغاز عهد نامه خود به مالک اشتر از او خواسته است تا به عمران و آبادانی سرزمینهای الهی تحت حکومت خود بپردازد.
این دستآورد حکومت جهانی در روایات متعدد که شیعه و اهل سنّت روایت کردهاند آمده است، مانند:
انه لا یبلغ سلطانه المشرق و المغرب و تظهر له الکنوز و لا یبقی فی الارض خراب الا یعمر؛
حکومت حضرت مهدی موعود(عج) شرق و غرب عالم را فرا میگیرد و گنجهای نهفته در زمین برای او آشکار میشود و هیچ جای ویرانی در زمین باقی نمیماند و همه آنها آباد میگردد.
امام علی(ع) میفرماید:مهدی(عج) یاران خود را به سرزمینهای گوناگون میفرستد، یارانی که در آغاز قیام با او عهد و پیمان بستند، به سوی شهرها روانه میسازد و آنان را به عدل و احسان سفارش مینماید. هر یک از آنان فرمانروای سرزمینی میگردد و پس از آن، همه شهرهای جهان با عدل و احسان آباد میگردد.
امام صادق(ع) فرمود:هنگامی که قیام کند خانههای کوفه به رودخانه کربلا و حیره متصل میگردد.
این روایت از گسترش آبادانی شهر کوفه خبر میدهد که از یک سو به حیره که اکنون حدود 60 کیلو متر از کوفه دور است و از سوی دیگر به کربلا متصل میشود که آن نیز همین مقدار از کوفه فاصله دارد.
امام کاظم(ع) نیز فرمود:هنگامی که حضرت قیام کند به آگاهی دارندگان مرکب میرساند که از میان جاده و خیابان حرکت کنند، چنان که به افراد پیاده دستور میدهد که از دو سوی خیابان حرکت نماید، پس هر سواری که از کنار خیابان حرکت کرد و به کسی آسیب رساند او را به پرداخت دیه و خونبها ملزم میکند و چنانچه فردی پیاده در میان خیابان حرکت کرد و دچار آسیب شد، حق گرفتن دیه را ندارد.
امام باقر(ع) میفرماید:هنگامی که حضرت قیام کند به شهر کوفه میرود آن گاه هیچ مسجدی بر روی زمین نمیماند که شرفه (ایوان و کنگره داشته باشد) یا بر خانههای دیگر مشرف باشد، مگر آنکه آن را ویران میسازد و آن را به شکلی قرار میدهد که مشرف نباشد و راههای اصلی را گسترش میدهد.
و لا یبقی فی الا رض خراب الا یعمرّه؛
در همه زمین جای خرابی نمیماند بلکه همه را آباد خواهد ساخت.
یکی از بخشهایی که در حکومت حضرت امام مهدی دگرگونی شایان توجه پیدا میکند، بخش کشاورزی و دامداری است. پس از آنکه مردم طعم تلخ کمبود باران و خشکسالیهای پیاپی و کمبود مواد غذایی و نابودی کشتزارها را چشیدهاند و زمانی که از دام و دامپروری خبری نیست و برای تهیه لقمه نانی گاه باید گران بهاترین چیز را فدا کرد، دگرگون شگفتانگیزی در کشاورزی و دامپروری پدید میآید و مواد غذایی در جامعه فراوان میگردد.
در روایات پس از ظهور حضرت از باریدن بیست و چهار باران خبر میدهند که در پی آن برکات بسیاری شامل حال مردم میشود. سبزی و خرمی، کوه و دشت و صحرا را فرا میگیرد و دیگر از بیابانهای بایر و خشک اثری نخواهد بود و نعمتها آن چنان فراوان میشوند که زندگان برای مردگان آرزوی زندگانی دوباره میکنند.
1. فراوانی باران:
از علل و عوامل مهم و اساسی رشد تولید، به ویژه در بخش کشاورزی که مادر تولید در بخشهای دیگر است، نزولات آسمانی و بارانهای مناسب و به موقع است. طبق تعالیم قرآن و احادیث پارسایی و نیکوکاری و احسان و به خصوص دادگری موجب نزول رحمتهایی الهی و وفور و نزولات آسمانی است و گناه به ویژه ظلم در روابط انسانی موجب خشکسالی و محرومیت از رحمت الهی و قلت نزولات است. در دوران ظهور چون نیکی و احسان و عدل و انصاف بر سراسر گیتی پرتو میافکند و روابط انسانی بر اصل عدم و انصاف استوار میگردد. از این رو شایسته فضل بیشتر و رحمت بیشتر میگردند و بارش بارانهای مناسب و به موقع سبب رشدن وصفناپذیر در تولید خواهد گشت.
پیامبر اکرم(ص) میفرماید:امت من در زمان (رستاخیز) مهدی به نعمتهای به دست یابند که پیش از آن و در هیچ دورهای دست نیافته بودند. در آن روزگار آسمان باران فراوان دهد و زمین هیچ روییدنی را در دل خود نگاه ندارد.
قرآن در وعده الهی درباره جامعه تقواپیشگان مژده آمده است که:
«فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّارًا* يرْسِلِ السَّمَاء عَلَيكُم مِّدْرَارًا* وَيمْدِدْكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَيجْعَل لَّكُمْ جَنَّاتٍ وَيجْعَل لَّكُمْ أَنْهَارًا»؛
سپس گفتم از پروردگارتان آمرزش بخواهید که او آمرزنده است تا از آسمان برایتان پی در پی باران فرستد و شما را به اموال و فرزندان مدد کند و برایتان بستانها و نهرها بیافریند.
رسول خدا(ص) میگوید:زمین را عدل و داد فرا میگیرد و آسمان بارانی میبارد و در نتیجه زمین محصول خود را پدیدار میسازد و امت من درحکومت آن حضرت از نعمتی برخوردار میشوند که هرگز مانند آن را ندیدهاند.
امیرمؤمنان(ع) فرمود:خداوند بزرگ به سبب وجود ما آفرینش را آغاز کرد و به سبب وجود ما نیز ختم میکند. آنچه را بخواهد به وسیله ما نابود میگرداند و با ما آنچه را بخواهد، استقرار میبخشد، به وجود ما روزگار سخت را برطرف میسازد و به سبب ما باران فرو میفرستد، سپس فریبکاری شما را از راه خدا نفریبد. از روزی که خداوند درهای آسمان را بست، قطرهای باران از آن نبارید و اگر قائم ما قیام کند آسمان باران رحمت خود را فرو میفرستد.
2. فراوانی محصولات کشاورزی:
رسول خدا(ص) فرمود:خوشا به زندگی پس از آن دوران که مسیح، دجال را میکشد، زیرا به آسمان اذن بارش و به زمین اجازه روییدن داده میشود. اگر دانهای بر روی کوه صفا گذارده شود حتماً خواهد رویید. در آن روزگار، کینه و حسادتی نخواهد بود. به گونهای که اگر شخصی از کنار شیری بگذرد به آن آسیبی نمیرساند و اگر بر مار پا گذارد او را نمیگزد.
امت من در دوران مهدی به نعمتهایی میرسند که هرگز ماندش دیده نشده است و هیچ مؤمن یا کافر به چنان نعمتی نرسیده است. آسمان بارانش را پی در پی میفرستد و زمین نیز چیزی از گیاهان را در خود نگه نمیدارد بلکه آن را بیرون میفرستد.
پیرامون آمادگی زمین در عصر حضرت مهدی(عج) زمین همانند نقرهای که پس از جوشش آرام میگیرد، آماده کشت میشود و گیاهانش را میرویاند، هم چنان که در زمان حضرت آدم بود.
درباره برکت محصولات و خوب عمل آمدن آنها یک دانه انار چندین نفر را سیراب میکند و یک خوشه انگور را چندین نفر میخورند و سیر میگرداند.
امام علی(ع) نیز فرمود:حضرت مهدی شرق و غرب زمین را تسخیر میکند بدیها و ناراحتی را برطرف میسازد و خیر و نیکی جایگزین آن میگردد، به طوری که یک کشاورز گندم و جو از هر من (یک کیلوگرم) گندم، صد من محصول به دست میآورد، همان گونه که خداوند فرمود: در هر سنبلی صد دانه به عمل میآید و خداوند برای هر کس که اراده نماید، زیادتر میکند.
در مورد رفع خشکی زمینهای بایر پیامبر(ص) فرمود:
هنگامی که حضرت مهدی در امت من ظاهر میشود زمین محصول، میوه و گلهای خود را میرویاند و آسمان بارانش را فرو میریزد.
امام صادق(ع) نیز فرمود:در تفسیر آیه (مدهامَتان: دو برگ سبز) میفرمایند: بین مکه و مدینه را درختهای خر ما به هم متصل میکند.
3. گسترش دامپروری:
رسول خدا(ع) فرمود:در روزگار پایانی زندگانی امت من، حضرت مهدی ظهور میکند و دام و گوسفند فراوان میگردد.
در آن عصر گلههای دام وجود دارند و به زندگی ادامه میدهد.
پس از کشته شدن دجَال خداوند به گلهها برکت میدهد، به گونهای که بچه شتری (در سن آمادگی برای بارداری است) گروهی از مردم را سیر میکند و گوسالهای، غذای قبیلهای را فراهم میسازد و بزغالهای برای سیر کردن گروهی کافی است.
4. بازرگانی:
رشد و گسترش بازرگانی در کشور و جامعه نشانه شکوفایی اقتصاد و ثروتمند بودن آن جامعه میباشد. از آنجا که در حکومت امام عصر مردم در وضعیت اقتصادی خوبی به سر میبرند، بازرگانی رونق میگیرد و بازارها فعّال میشوند.
رسول خدا(ص) فرمود:از نشانههای قیامت ظهور مهدی(عج) این است که مال و ثروت همانند سیل در میان مردم به جریان میافتد علم و دانش ظاهر میشود و بازرگانی گسترش یافته، و شکوفا میگردد.
عبدالله بن سلام:مردم پس از خروج دجال، چهل سال زندگی میکنند و نخلها مینشاند و بازارها برپا میگردد.
5. بهرهبرداری از معادن و منابع زیرزمینی:
برای دستیابی به خود کفایی و رفاه در سطح جامعه بشری، شناسایی معادن و منابع زیرزمینی و استخراج و بهرهبرداری از آنها کاری ضروری است. این معادن و مواد دیگری که برای بشر امروز شناخته شده نیست، در دوران ظهور مورد بهرهبرداری قرار میگیرد.
پیامبر(ص) میفرماید:و یظهر الله له کنوز الارض و معادنها؛
خداوند برای گنجها و معادن زمین را آشکار میسازد.
امام علی(ع) فرمود:و تخرج له الارض افالیذ کبدها و تلقی الیه سلما مقالیرها؛
زمین آنچه را در اعماق خویش دارد برای وی بیرون دهد، و همه امکانات و برکات خویش را در اختیار او گذارد.
فصل پنجم: برقراری امنیت و عدالت اجتماعی
1. مفهوم و جایگاه امنیت:
ریشه لغوی امنیت از ثلاثی مجرد امن و با مشتقاتی مانند ایمان، ایمنی و استیمان است. این واژه شامل دو بعد ایجابی و سلبی در تعریف امنیت میشود.
از یک سو اطمینان آرامش فکری و روحی و از سوی دیگر فقدان خوف، دلهره و نگرانی که موجب سلب آرامش و اطمینان میگردند، از کاربردهای دیگر این واژه است. پیوند معنایی ناگسستنی این اصطلاح با کلمههای اسلام، ایمان و مؤمن نشاندهنده عملیات فوقالعاده مفهوم امنیت است. مفهومی که علاوه بر قرآن و روایات به وفور در ادعیه اسلامی و شیعی دیده میشود.
قرآن و روایات بیانگر این نکته بسیار مهم هستند که هرگونه امنیتی و در هر بعد از ابعاد آن، در ایمان و اعتقادات معنوی و الهی ریشه دارد و هر گونه ناامنی در هر عرصهای بالاخره ریشهاش به بیایمانی و صفات متقابل ایمان مانند شرک، کفر، ظلم و استکبار و... برمیگردد.
در قرآن کریم، یکی از اهداف برقراری حاکمیت خدا و جانشینی صالحان و طرح کلی امامت را تحقق امنیت معرفی کرده است:
این آیه وعده جمیل و زیبایی است برای مؤمنان که عمل صالح دارند. به آنان وعده میدهد که به زودی جامعه صالحی مخصوص به خودشان برایشان درست میکنند و زمین را در اختیارشان میگذارند و دینشان را در زمین متمکن میسازند و امنیت را جایگزین ترسی که داشتند میکنند، امنیتی که دیگر از منافقین و از کفار و کید آنان بیمی نداشته باشند، خدا را آزادانه عبادت کنند و چیزی را شریک او قرار ندهند.
«وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِنًا وَاجْنُبْنِي وَبَنِي أَن نَّعْبُدَ الأَصْنَامَ»؛
و [ياد كن] هنگامى را كه ابراهيم گفت: پروردگارا، اين شهر را ايمن گردان، و مرا و فرزندانم را از پرستيدن بتان دور دار.
«وَهَذَا الْبَلَدِ
از آنجا که هدف از آفرینش مجموعۀ بزرگ هستی، کمال و نزدیکی هر چه بیشتر انسان به منبع کمالات یعنی حضرت حق تعالی میباشد. برای نیل به این هدف بزرگ و والا ابزار و وسایلی لازم است،که این وظیفه خطیر و بزرگ در هر زمانی به عهده ولی و صاحب آن عصر و زمان میباشد.
مأموریت الهی حضرت مهدی(عج) بسیار بزرگ و دارای ابعاد مختلف و اهداف بسیار والاست. این امر اقدامی است گسترده که زندگی بشریت را در زمین دگرگون میسازد و فصل و زندگی جدید و نوینی را به تمام معنا به روی انسانیت میگشاید. مأموریت آن حضرت زنده کردن اسلام از نو و برپایی تمدنها عادلانه و الهی پرتوافشانی آن بر جهان میباشد، علاوه بر این، ترّقی و تکامل زندگی بشر را از لحاظ مادی در عصر خود و بعد از آن به گونهای تأمین خواهد کرد که با مراحل گذشته، هرچند که مترقی و پیشرفته بوده قابل مقایسه نخواهد بود.
و نیز، رسالت تحقق بخشیدن سطحی مهم در گشایش و راهیابی به ژرفای هستی و جهان بالا و اهل آن است، که خود مقدمهای است برای راهیابی و یکپارچگی کاملی که با برپایی قیامت و رستاخیز آخرت، بین عالم غیب و شهود حکم فرما میشود.
حکومت واحد جهانی امام مهدی(عج) در حقیقت پاسخی است به نگرانی بشر از آینده خود، شیعیان آینده روشنی را برای زندگی انسان پیشبینی میکنند و امید به زندگی در قالب انتظار فرج به زندگی شیعیان معنا و گرمی میبخشد.
با دقت در دعوتِ آموزههای اسلام معلوم میگردد که هدفش متّحدکردن ملتها و برداشتن دیوار امتیازات و اعتبارات لغو و بیارزش و برقرار کردن کلمه واحد و همکاری و ارتباطی است که ریشه و پایۀ آن، کلمۀ توحید و ایمان و عقیده به آن است.
بخش اوّل: احیای دین اسلام
فصل اوّل: تصحیح انحرافهای فکری
1. مقابله با بدعتها و احیای سنّتها:
عبدالله بن عطا عن ابی عبدالله(ع) قال: سعلته عن سیرة المهدی کیف سیرته؟ قال: یصنع ما صنع رسول الله، یهدم ماکان قبله کما هدم رسول الله(ص) امر جاهلیت و یستأنف الاسلام جدیداُ.
عبدالله خدمت امام صادق(ع) عرض کردم: سیره و رفتار مهدی چیست؟ امام فرمود: همان کاری که رسول خدا(ص) انجام داد مهدی هم انجام میدهد. بدعتهای موجود را خراب میکند چنانکه پیامبر اساس جاهلیت منهدم نمود، آنگاه اسلام را از نو بنا نهاد. بدعت در مقابل سنّت، نوآوری در دین و داخل کردن اندیشهها و آراء مشخصی در دین و دینداری است.
امام علی(ع): بدعتگزاران کسانی هستند که با فرمان خدا و کتاب او و پیامبرش مخالفت میورزند و بر اساس رأی و هواهای نفسانی خود عمل میکنند هر چند شمار آنها بسیار باشد.
پس بدعت: مخالفت با خدا و کتاب خدا و پیامبر خدا و حاکم کردن هواهای نفسانی و عمل کردن بر اساس تمایلات شخصی و این جز آن است که با الهام از کتاب و سنّت و بر اساس معیارهای الهی تحقیق و تحلیلی نو ارائه شود و بیشک در رأس برنامههای اصلاحی حضرت مقابله با بدعتها و گمراهیهاست تا زمینههای هدایت و رشد و تعالی بشر فراهم گردد. لذا حضرت قبل از هر چیز بدعتها را از دامن فرهنگ و تفکر اسلامی میزداید و سنّتهایی که متروک و مهجور ماندهاند احیا و اجرا میکند.
امام باقر(ع):اذا قام القائم لا یترک بدعة الا ازالها و لا سنة الا أقامها.
هنگامی که قائم قیام کند بدعتها را زایل میسازد و سنّتها را بر پا میدارد.
امام صادق(ع)، ضمن حدیث مفصلی میفرماید:بر شما مسلمانان است تسلیم امر ما باشید و امور را به ما باز گردانید و به انتظار حکومت ما باشید و منتظر فرج و گشایش ما و شما بمانید. هنگامی که قائم ما ظهور کند و سخنگوی ما به سخن آید و تعلیم قرآن و دستورات دین و احکام را از نو به شما بیاموزد. به همان شکلی که بر محمّد نازل شده است و دانشمندان شما این رفتار حضرت را، انکار کرده، مورد اعتراض قرار میدهند و بر دین خدا و راه او استوار و پابرجا نمیشوید، مگر در سایه شمشیر، شمشیری که بالای سر شما باشد. خداوند، سنّت امتهای پیشین را بر این مردم قرار داده، ولی آنان، سنّتها را تغییر داده و دین را تحریف کردند. هیچ حکم رایجی در بین مردم نیست، مگر اینکه از شکل وحی شدهاش تحریف گشته است خدا تو را رحمت کند. بهر چه فرا خوانده میشوی، بپذیر تا آن کس که دین را تجدید میکند فرا رسد.
2. رفع تحریف معنوی و موضعی احکام و احیاء معنوی:
این محیی معالم الدّین و اهله؛
کجاست آنکه نشانهها و آثار دین و اهل دین را زنده کند.
مردمی که ارکان و اصول مسلمه اسلام را رها کرده، به بعض ظواهر آن اکتفا کردهاند، از اسلام جز نماز و روزه و اجتناب از نجاسات چیزی نمیدانند و عمل نمیکنند. در بازار و کوچه و خیابان و خانه اثری از اسلام پیدا نیست. صفات زشت در نظرشان هیچ اهمیت ندارد و به بهانه اینکه واجبات و محرمات اختلافی هستند از زیر بار آنها شانه خالی میکنند و به دلخواه خود احکام دین را تأویل میکنند.
امام صادق(ع):گویا امام را مشاهده میکنم که قبایی در بر دارد و عهدنامه پیغمبر را که با مهر طلایی مهر شده از جیبش بیرون میآورد، مهرش را گشوده برای مردم قرائت مینماید، پس مردم مانند گوسفند از اطرافش پراکنده میشوند و به جز وزیر و یازده نفر نقیب کسی نزدش باقی نمیماند. پس مردم در جستجوی مصلح همه جا را گردش میکنند و چون چارهسازی جز وی نمییابند به سویش میشتابند. به خدا سوگند من میدانم به ایشان چه میگوید که انکار میکنند.
در دعایی که به وسیله عمری از خود حضرت مهدی روایت شده چنین است:
و اقم به الحدود المعطلة و الاحکام المهملة؛
به وسیله او حدود تعطیل شده و احکام کنار مانده را بر پا کن.
از اقدامات مهم امام، تصحیح انحرافهایی است که در تفسیر احکام و توجیه مبانی دین به مرور روی داده است، و حذف برداشتهای غیراسلامی و نادرستی که به نام اسلام به اذهان القا شده و در مبانی دین تحریف معنوی یا موضعی پدید آورده است.
امام مهدی در آغاز انقلاب خود با انحرافها و تحریفها و برداشتهای نادرست از دین و مذهب مقابله میکند و آیات و احادیث را به همان گونه که هست تفسیر میکند.
حضرت در نقش سازنده و احیاگر خویش نسبت به اسلام و قرآن، همه پیرایهها را میزداید و اسلام ناب محمَدی و علوی را از زیر لایههای غلط افکار و اندیشههای عالم نمایان دنیاپرست و زورمندان بیباک بیرون میکشد و به جامعه و مردم عرضه میکند، و برای تصحیح انحرافهای فکری با توجیهگران قرآن و حدیث در گیر و آنان را که سالها به بدآموزی و تحریف احکام دین پرداخته بودند و نسلها را دچار بدبینی و تردید در مبانی دین خدا ساخته بودند، از دم تیغ میگذراند، و جامعه را از لوث وجودشان پاکسازی میکند، و فساد فکری و فرهنگی را که مانع بزرگ رشد اجتماعات بشری است از میان برمیدارد.
فصل دوم: برقراری آئین جهانی اسلام
1. آیا امام برقرارکننده اسلام است؟
طبق برخی از روایات، مانند روایت امام صادق که فرمود:
اذا خرج القائم یأتی بامر جدید و کتاب جدید و سنة جدیدة و قضاء جدید.
هنگامی که حضرت مهدی نهضت یاد میکند فرمان و کتاب و روش و دادگاه نو میآورد.
تاریخ اسلام توسط زمامداران نالایق و دیگران به اسلام بستهاند، اسلام را طوری مطرح کرده که اگر امام آنها را از اسلام دور کند و حقیقت اسلام را آشکار سازد، مردم عوام خواهند گفت که این یک چیز جدیدی است نه اسلام، در صورتی که اسلام واقعی همین است.
ابو بصیر یکی از یاران امام صادق گوید از آن حضرت پرسیدم مرا از سخن امیرالمؤمنین خبر بده که فرمود:ان الاسلام برء غریباُ و سیعود کما بدء، فطوبی للغربآء؛
اسلام در آغاز غریب بود و به زودی همچون آغاز غریب خواهد شد، خوشا به سعادت غریبان.
امام صادق(ع) پاسخ فرمود:وقتی که امام قیام کند، دعوت به اسلام را از نو شروع میکند چنانکه پیامبر دعوت را شروع کرده.
با توجه به امامت راستین، که بر قله بلند آن حکومت عدل مهدوی و امامت هدایتگر علوی ارزشهای الهی را در متن برنامههای خود، تجسم میدهد، دین پیامبر خاتم، دینی کامل و تمام عیار گشته، هیچ گونه نقص و کاستی نداشته و از هر گونه عیب و آفتی مبرّا میباشد.
«الْيوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينًا»؛
با نصب امامان راستین و تحقق اهداف کلان امامت راستین، دین شما کامل میگردد و نعمت خدا بر شما نعمتی تمام و کمال گشته و اسلام دین مرضی و موردپسند حق برای خلق شده است.
بنابراین تمام اهداف امامت راستین تجلی مییابد تا کمال دین در عرصه هستی رخ نماید و تمام اهداف آفرینش را در سراسر گیتی به عرصه ظهور برساند.
2. تجدید بنای اسلام
وجدد به ما امتحی من دینک؛
پروردگار آنچه از دین تو محو شده به وسیله او تجدید فرمای.
امام رضا(ع):آنچه از کاخ دین تو ویران گشته و یا از احکام شرع تغییر و تبدیل یافته، به وسیله او تجدید فرمای و از نو بنیاد کن تا اینکه به دست او شرع تازه و آئین جدید و شادابی به سوی مردم بازگردانی.
قال ابوعبدالله(ع): اذا قام القاوم دعی الناس الی الاسلام جدیداُ و هدا هم الی امر مددثر فضل عنه المحجور و انما سمی القائم مهدیاُ لانه یهدی الی امر مضلول عنه و سممی بالقائم لقیامه بالحق؛
امام صادق(ع) فرمودند: وقتی قائم ما قیام کرد مردم را از نو به سوی اسلام دعوت میکند و به سوی چیزی که کهنه شده و عموم مردم از آن به دور افتادهاند هدایت میکند. آن جناب مهدی نامیده شده، چون به چیزی که مردم از آن دور شدهاند هدایت میشود و قائم نامیده شده چون برای به پا داشتن حق قیام میکند.
امام باقر(ع):به تحقیق که وقتی امام مهدی به پا خیزد مردم را به امر جدیدی دعوت خواهد کرد همانطور که پیامبر اکرم دعوت فرمود و اسلام غریبانه آغاز شد و به حال غربت باز خواهد گشت همانطور که آغاز شد. پس خوشا به حال غریبان.
قال رسولالله: القائم من ولدی اسمه و کنیته کنیتی و شمائله شمائلی و سنته سنتی یقیم الناس علی طاعتی و شریعتی و یدعوهم الی کتاب ربی؛
پیامبر: امام مهدی از فرزندان من، هم نام من و هم کنیه من است. خویش خوی من و رفتارش رفتار من میباشد. مردم را بر طاعت و دین من وادار مینماید و به سوی قرآن دعوتشان میکند.
قال النبی: فی حدیث قاوم و ان الثانی عشر من ولدی یغیب حتی لا یری. و یأتی علی امتی من لا یبقی من الاسلام الا اسمه و لا یبقی من القدآن الا اسمه فحینئذ باذن الله تبارک و تعالی بالخروج فیظهر الله الاسلام به و یجدده؛
پیامبر(ص): دوازدهمین از فرزندانم به طوری غائب میشود که اصلاً دیده نمیشود. زمانی خواهد آمد که از اسلام جز اسمی و از قرآن جز اثری باقی نمیماند، در آن هنگام خدا به وی اجازه نهضت میدهد و به وسیله او اسلام را تقویت نموده و تجدیدش میکند.
فضل بن یسار، از امام باقر(ع) شنیدم که فرمود:وقتی قائم ما قیام کرد از ناحیه مردم با مشکلات و سختیهایی مواجه میشود که پیامبر از جانب مردم عصر جاهلیت به آن مقدار مواجه نشده بود. من عرض کردم: چطور؟ حضرت فرمود: هنگامی که پیامبر مبعوث شد مردم سنگ و چوب را پرستش مینمودند اما قائم وقتی قیام کند مردم احکام خدا را بر ضد وی تأویل و تفسیر میکنند و به وسیله قرآن با وی احتجاج و مخاصمه میکنند.
3. احیاء کتاب و سنّت خدا
امام مهدی(عج)، در نقش سازنده و احیاگر خویش نسبت به قرآن، همۀ پیرایهها را میزداید و اسلام ناب محمَدی و علوی را از زیر لایههای غلط افکار و اندیشههای عالم نمایان دنیاپرست و زورمندان بیباک بیرون میکشد و به جامعه و مردم عرضه میکند، و برای تصحیح انحرافهای فکری با توجیهگران قرآن و حدیث درگیر میشود و جامعه را از لوث وجودشان پاکسازی میکند، و فساد فکری و فرهنگی را که مانع بزرگ رشد اجتماعات بشری است از میان برمیدارد.
امام صادق(ع) فرمود:انَ قائمنا اذا قام أتی الناس وکلَهم یتأول علیه کتاب الله...
قائم ما که قیام کند مردمان همه از کتاب خدا برای او دلیل میآورند و آیههای قرآن را تأویل و توجیه میکنند...
امام علی(ع) فرمود:یعطف الهوی علی الهدی اذا عطفوا الهدی علی الهوی، ویعطف الرِِأی علی القرآن اذا عطفوا القرآن علی الرأی...
(چون مهدی درآید)، هواپرستی را به خداپرستی باز گرداند، پس از آنکه خداپرستی باز گردانده باشند. رأیها و نظرها و افکار را به قرآن بازگردانده باشند. رأیها و نظرها و افکار را به قرآن باز گرداند، پس از آنکه قرآن را به رأیها و نظرها و افکار خود بازگردانده باشند.
این کلام امام علی(ع)، به همین توجیه و تأویلهای نادرست از قرآن، اشاره دارد که در طول دوران غیبت، در اثر نبودن مفسر واقعی قرآن، جامعههای اسلامی دچار چنین بدآموزیها و تحریفهایی میشوند.
امام علی(ع) فرمود:او (قائم) رأی و نظر را از فرآن میگیرد، آن گاه که دیگران قرآن را بر رأی و اندیشه خود باز میگردانند، به شیوۀ عدالت را نشان میدهد وکتاب و سنّت را که متروک و منزوی شده، زنده میکند.
امام صادق(ع) فرمود:... للقرآن را تأویل یجری کما یجری اللیل والنهار، وکما تجری الشمس والقمر، فاذا جاءتأویل شیء منه وفع، فمنه ما قد جاء، ومنه ما لم یجیء؛
... قرآن را تأویلی است که همچون گردش شب و روز و سیر خورشید و ماه، جریان دارد. و چون تأویل چیزی از آن بیاید واقع میشود. بعضی از آن تأویلها آمده است و بعضی هنوز نیامده است.
بخش دوم: اهل کتاب و گرایش آنها به دین اسلام
فصل اوّل: اهل کتاب و برخورد با آنها
مخاطبان را بر سر دو راهی انتخاب قرار میدهد اجابت دعوت او، یا همراهی با شیطان و پذیرش دعوتش این گونه است که ایمان و کفر شکل میگیرد و دستهبندی آغاز میشود.
کفر پس از هدایت تحقق مییابد ناآگاه و جاهل کافر نیست. کفر به معنای انکار و عدم پذیرش، پس از علم به حقانیت دعوت است.
در روایت است که با انکار و عدم پذیرش پس از آگاهی است که کفر محقق میگردد و نمیتوان مردم را بدون وصول دعوت و اتمام حجت به مؤمن و کافر تقسیم کرد.
اهل کتاب نیز در شمار مخاطبان دعوت رسول خدا هستند و مشمول هدایت او.
رفتار رهبری و مسلمانان با اهل کتاب در شروع دعوت و پس از اتمام حجت متفاوت خواهد بود.
خداوند فرموده و قولوا للناس حسنا این آیه در مورد اهل کتاب نازل شده است. رفتار با اهل کتاب همانند رفتار با دیگر مردم جز به نیکی و خیر نیست اما این رفتار آرام، دائمی نخواهد بود پس از آنکه بنیات عرضه شد راهها مشخص گردید و چیزی جز لجاجت و عناد باقی نماند شکل رفتار تغییر مییابد.
فصل دوم: کفار (سرنوشت، سرانجام کفار)
از آیات و روایات استفاده میشود که در عصر حضرت حکومت و قدرت زمین از کفار غیرکتابی و مادیین گرفته میشود و در دست مسلمین و رجال شایسته جهان واقع میشود.
«وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ»؛
و در حقيقت، در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته ما به ارث خواهند برد.
«هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ»؛
اوست كسى كه فرستادة خود را با هدايت و آيين درست روانه كرد، تا آن را بر هر چه دين است فائق گرداند، هر چند مشركان را ناخوش آيد.
«قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِن تَوَلَّوا فَإِنَّمَا عَلَيهِ مَا حُمِّلَ وَعَلَيكُم مَّا حُمِّلْتُمْ وَإِن تُطِيعُوهُ تَهْتَدُوا وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلاّ الْبَلاَغُ الْمُبِينُ»؛
بگو: خدا و پيامبر را اطاعت كنيد. پس اگر پشت نموديد، [بدانيد كه] بر عهدة اوست آنچه تكليف شده و بر عهدة شماست آنچه موظّف هستيد. و اگر اطاعتش كنيد راه خواهيد يافت، و بر فرستادة [خدا] جز ابلاغ آشكار [مأموريتى] نيست.
«وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الأرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ»؛
ما اراده نمودیم به کسانی که در زمین زبون شمرده میشوند منت نهاده، پیشوا و وارث زمینشان گردانیم و قدرتی به آنان عطا کنیم.
آیات بشارت میدهند روزی حضرت خواهد آمد که قدرت و فرماندهی جهان به دست مؤمنین و مسلمین شایسته و با لیاقت واقع خواهد شد و نور اسلام تمام ادیان را تحتالشعاع قرار میدهد و بر آنها غالب میگردد.
از روایت زیر برمیآید که در عصر دولت حضرت دستگاه کفر بر چیده و جز یکتاپرست و گوینده کلمه توحید احدی در زمین باقی نمیماند.
پیامبر(ص) فرمودند:اگر از عمر دنیا بیش از یک روز هم باقی نمانده باشد خدا مردی را که نامش نام من و اخلاق من و کنیهاش ابوعبدالله است مبعوث میکند و به وسیله او دین را به عظمت اولی خود برمیگرداند و فتوحاتی را نصیبش میکند و به جز گوینده کلمه توحید کسی روی زمین باقی خواهد ماند به آن حضرت عرض شد مرد مذکور از نسل کدام فرزندانت بوجود میآید؟ پیغمبر دستش را به حسین(ع) زده و فرمود: از این.
1. برخورد با کفّار:
درباره برخورد با کفار و علّت برخورد متفاوت با ایشان باید به آیه نفی سبیل توجه نمود. در این آیه ایجاد هر گونه راه تسلط بر مؤمنان برای کافران از سوی خدا نفی گردیده است لازمه این نکته است که در احکام شرع هیچ حکمی وجود ندارد که اجرای آن به تسلط کفار بر مؤمنان بیانجامد.
2. یهود و نصاری:
رسول خدا(ص):قیامت برپا نمیشود مگر آنکه با یهود بجنگید آنگاه یهودیان (شکستخورده) میگریزند و پشت سنگها پنهان میشوند ولی سنگ فریاد میزند ای مسلمانان ای بنده خدا این یهودی پشت من پنهان شده است.
و در روایتی در دنباله میفرماید:حضرت نیز آنان را میکشد و کسی را بر جای نمیگذارد.
3. منافقان:
... لو تزیّّلوا لعذّبنا الذین کفروا منهم عذاباُ الیماُ.
در تفسیر آیه (فتح 25) اگر شما عناصر کفر و ایمان از یک دیگر جدا میگشتید همانا آنان که کافرند را به عذاب دردناک معذب میساختیم.
امام صادق(ع):خداوند در صلب کافران و منافقان، امانتهایی از مؤمنان دارد. حضرت حجت ما ظهور نمیکند مگر آنکه آن امانتها را خداوند از قلب آنان بیرون آورد. پس از آن حضرت کافران و منافقان را به قتل میرساند.
امام صادق(ع):هنگامی که حضرت قیام کند نیازی ندارد که از شما درخواست یاری کند و نسبت به بسیاری از شما منافقان حد خدا را جاری میکند.
امام حسین(ع) به فرزندش امام سجاد(ع) میفرماید:سوگند به خدا که خون من از جوشش باز نمیایستد تا اینکه خداوند مهدی را برانگیزد. آن حضرت به انتقام خون من از منافقان فاسق و کافر هفتاد هزار نفر را میکشد.
امام باقر(ع):چون حضرت قیام کند به کوفه میآید و در آنجا همه منافقان را که به امامت حضرت عقیده ندارند به قتل میرساند و کاخهای آنان را ویران میکند و با جنگجویان آن میجنگد و آن قدر از آنان میکشد تا خداوند خشنود گردد.
4. مقدّسنماها:
امام باقر(ع):حضرت مهدی(عج) به سوی کوفه رهسپار میشود در آنجا شانزده هزار نفر از بتریه مجهز به سلاح در برابر حضرت میایستد. آنان قاریان قرآن و دانشمندان دینی هستند که پیشانیهای آنان از عبادت زیاد پینه بسته، چهرههای شان در اثر شب زندهداری زنده شده است و نفاق سراپای شان را پوشانده است. آنان یک صدا فریاد میآورند: ای فرزند فاطمه از همان راه که آمدهای باز گرد زیرا به تو نیازی نداریم.
حضرت در پشت شهر نجف از ظهر روز دوشنبه تا شامگاه بر آنان شمشیر میکشد و همه را از دم تیغ میگذراند. در این نبرد از یاران حضرت حتی یک نفر زخمی نمیشود.
فضیل میگوید امام صادق(ع) فرمود:هنگامی که قائم ما قیام کند بیش از آنچه پیامبر از جاهلان دور آن جاهلیت ناراحتی دید از جاهلان رنج و ناراحتی خواهد دید. پرسیدم: چگونه و چرا؟ فرمود: پیامبر در روزگاری مبعوث شد که مردم سنگ و چوب و بتهای تراشیده شده را میپرستیدند، ولی قائم ما در روزگاری قیام میکند که با قرآن علیه حضرت احتجاج میکند و آیات را علیه آن حضرت تأویل مینمایند.
امام صادق(ع):هنگامی که حضرت مهدی قیام کند گروهی از دین و ولایت خارج میشوند در صورتی که پنداشته میشد که آنان از پیروان حضرت میباشند نیز افرادی ولایت حضرت را میپذیرند در صورتی که مانند آفتابپرستان بودند.
فصل دوم: زمینههای گرایش اهل کتاب به اسلام
برای اسلام آوردن اهل کتاب و گرایش آنها به امام زمینههای فراوانی وجود دارد. من الجمله:
1. برخورداری انسانها از فطرت پاک:
بر اساس آموزههای دینی انسانها دارای فطرتی پاک و حق جو میباشند. گرایش آنها به باطل بدلیل اشتباه در شناخت مصادیق حقیقت ان اشتباه میباشد. وجود چنین فطرتهای پاکی زمینه مناسبی است برای گرایش اهل کتاب به امام مهدی(عج) که دعوت کنند به حق است.
2. طرح مباحث فکری:
امام مهدی بر اساس این رسالت الهی با طرح مباحث فکری و عقیدتی اقدام به اثبات حقانیت دین اسلام و آشکار نمودن، عکابت و نحلههای باطل خواهد نمود و چه بسا که بسیاری به حقانیت آئین اسلام یقین پیدا میکنند. امام صادق(ع):
لا یأتون علی اهل دین الادعوهم الی الله و الی الاسلام و ای الاقرار بمحمّد(ص)؛
بر پیروان هیچ دینی وارد نمیشوند مگر اینکه آنها را به خدا اسلام و اقرار به محمّد دعوت میکند.
امام کاظم(ع):اذا خرج بالیهود و النصاری و الصائبین و الزنادقة و اهل الرّدة و الکفار فی شرق الارض و عزبها فعرض(ع)؛
چون بر یهود و نصاری، صائبین، ملحدان، مرتدان و کفار شرق و غرب عالم خروج کند اسلام را بر آنها عرضه میکند.
3. دولت نمونه:
امام پس از ظهور در مکه رهسپار کوفه میشود و آنجا را مرکز حکومت خویش قرار میدهند.
امام صادق(ع):دار ملکه الکوفه و مجلس حکمه جامعها و بیت ماله و مقسم غنائم المسلمین مسجد سهلة....
کوفه دار الحکومة او، مسجد جامع آن محل قضاوت او و مسجد سهله جمل بیتالمال و تقسیم غنائم است.
در دولت جهانی حضرت انسانها از رشد معنویت و عدالت و امنیت برخوردارند. ایجاد چنین دولتی که آرمانهای بشریت برآورده میشود چشمهای دنیا را بسوی خود خیره میکند و جهانیان را به شدت مشتاق آن خواهد کرد.
4. بیرون آوردن کتب آسمانی و کشف میراثهای انبیاء:
بر اساس روایات در کتب تحریف نشده مژده ظهور امام مهدی آمده است:
الذین یتّبعون الرّسول النّبّی الامّیّ الّذی یجدونه مکتوباُ عنده فی التّورات والانجیل یأمرهم بامعروف و ینهاهم عن المنکر...
امام باقر(ع) در تفسیر آیه اعراف 157 میفرماید:یجدونه مکتوبا عندهم فی التوراة و الانجیل یعنی النبی و الوصی و القائم.
آن را در تورات و انجیل نوشته مییابند: یعنی پیامبر(ص) و وصی او و قائم اوست.
امام مهدی با کشف آن استخراج کتب آسمانی از آنها به عنوان وسیله مناسبی برای گسترش آیین اسلام و اثبات حقانیت خود بهرهبرداری میکند.
استخراج نشانههایی که در میان صاحبان ادیان و مذاهب گوناگون از تقدس و احترام ویژهای برخوردارند از دیگر اقدامات امام خواهد بود. امام با نشان دادن این نشانهها و سمبلهای مقدس دلهای مردمان را با خود همراه خواهد کرد.
5. ناتوانی مدعیان اصلاح:
از گذشته دور تاکنون چه بسیار دولتها و مکاتبی بودهاند که برای رفع مشکلات جوامع بشری ادعاهای بسیار کردند امّا به مرور این ادعاها به پوچی گرائید و چیزی جز آشفتگی و یأس و ناامیدی برای بشر جا نگذاشتهاند.
اما باز امید کم فروغی نسبت به مبدأ ناشناخته عادلی که ممکن است سعادت بشری را تضمین و مشکلاتش را حل کند جان میگیرد، آن چنان که شخص مؤمن انتظار روشنی نسبت به آمدن امام مهدی(عج) دارد.
امام باقر(ع):ان دولتنا اخر الدول و ام یبق اهل بیت لهم دولة الا ملکوا قبلها لئلا یقولوا اذا رأ و اسیرتنا اذا ملکنا سرنا بمثل هولاء و هو قول الا تعالی و العاقبة للمتقین.
دولت ما آخرین دولتهاست و هیچ خاندانی که صاحب دولتند نمیماند، مگر اینکه پیش از حکومت ما به قدرت میرسند تا و وقتی شیوه ما را دیدند نگویند ما نیز اگر به قدرت میرسیدیم مانند اینان رفتار میکردیم و این همان سخن خدای تعالی است که میفرماید: و عاقبت برای پرهیزگاران است.
6. نزول عیسی:
به شهادت تعدادی از روایات با نزول مسیح از آسمان بیشتر مسیحیان و یهودیان به او ایمان میآوردند.
مسلمانان در فرود آمدن حضرت عیسی(ع) از آسمان به زمین، در آخرالزمان اتفاق نظر دارند. بیشتر مفسران این آیه را که:
و ان من اهل الکتاب الَا لیوءمننَ به قبل موته و یوم القیامة یکون علیهم شهیدا؛
هیچ کس از اهل کتاب نیست مگر آنکه پیش از مرگ، به وی (عیسی) ایمان خواهد آورد و روز قیامت او بر نیک و بد آنان گواه خواهد بود.
پیامبر اکرم(ص) فرمود:چگونه خواهید بود آن گاه که عیسیبن مریم در میان شما فرود آید و پیشوای شما از خود شما باشد.
محمّدبن مسلم از امام باقر(ع):ان عیسی ینزل قبل یوم القیامة الی الدنیا فلا یبقی اهل ملة یهودی و لا غیره الا امنوا به قبل موته و یصلی خلف المهدی؛
عیسی پیش از روز قیامت از آسمان به دنیا فرود میآید سپس هیچ یهودی و غیریهودی باقی نمیماند مگر اینکه پیش از مرگش به او ایمان میآورند و عیسی پشت سر مهدی نماز میگذارد.
با ایمان آوردن اهل کتاب به مسیح و اسلام آوردن مسیح و پیروی او از امام مهدی به یقین بخش عمدهای از اهل کتاب نیز اسلام آورده و به امام خواهند گروید.
7. ویژگی شاخص امام مهدی(عج):یکی دیگر از عواملی که باعث گرایش اهل کتاب و بلکه همه غیرمسلمانان به اسلام و پیروی آنان از امام مهدی میشود شخصیت فوقالعاده و استثنایی امام مهدی است او تجسم نوح، ابراهیم، موسی، عیسی و محمَد(ص) است با همان خوبی و کمالات هم چنان که در قرآن آمده:
ضجا رحمة من الله لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لا نفضوا من حولک؛
به برکت رحمت الهی در برابر آنان نرم و مهربان شدی و اگر خشن و سنگدل بودی از اطراف تو پراکنده میشدند.
عدالتگستری، دانش، زهد، جود و کرم، رأفت و رحمت و عبادت برخی از این ویژگیها جز شخصیت فوقالعاده امام عصر(عج) است.
8. رضایتمندی و خوشنودی همگان:
پیامبر(ص):یفرح به اهل السماء و اهل الارض و الطیر و الوحوش و الحیتان فی البحر؛
اهل آسمان و زمین و پرندگان، حیوانات و ماهیان دریا از او خرسند میشوند.
امام علی(ع):هنگامی که حضرت مهدی(عج) ظهور کند نام مبارکش برسر زبانها خواهد افتاد و و جود مردم سرشار از عشق به اوست، به گونهای که جز نام او هیچ نامی در یاد و زبان آنان نیست و با دوستی او روح خود را سیراب میکنند.
از آنجا که دولت حضرت دولت عدالتگستر، فقیرستیز، دانشگستر، رفاهآور، ظلمستیز و مردم دوست است، همگان از آن راضی خواهند بود و در آرامش و شادی زندگی خواهند کرد.
از مطالبی که در این بخش بیان شد نکاتی چند پیرامون برخورد با اهل کتاب همراه با روایات مختصراً آورده میشود:
الف) گرفتن جزیه:
... ولا یدینون دین الحقَ من الذین اوتوا الکتاب حتَی یعطوا الجزیة عن یدٍ و هم صاغرون؛
آنان از اهل کتاب که نه به خدا ونه به روز آخرت ایمان میآورند ونه به محدودیتها و منبعهای خدا و رسول تن میدهند و نه اطاعت از دین حق میکنند، قتال کن تا هنگامی که با احساس تسلط و قدرت بر شما تن به پرداخت جزیه دهند و به منزلت خواری و ذلت و پست اجتماعی راضی شوند.
امام صادق(ع) فرمود:هنگامی که قائم قیام کند، همه ناصبیان و دشمنان اهلبیت را بر آن حضرت عرضه میکنند، اگر به اسلام اقرار کردند، آنان را رها میکند وگرنه به قتل میرسند یا آنان را به پرداخت جزیه هم چنان که اهل ذمه میپردازند، ملزم میکند یا او را به روستاها و آبادیهای دور تبعید میکند.
ب) بحث و مناظرۀ حضرت با اهل کتاب:
امام باقر(ع) فرمود:حضرت حجت(عج) به یارانش میفرماید: مردم مکه به سوی من نمیآیند، ولی من میفرستم سراغ آنها و آنچه که شایستۀ من است، با آنها استدلال میکنم.
ابن شوذب میگوید:به حضرت قائم، مهدی میگویند، زیرا که به سوی یکی از کوههای شام هدایت میشود و در آنجا اسفار تورات را خارج میکند و با آن یهودیان به بحث و مناظره میپردازد و گروهی از آنان به دست حضرت اسلام میآورند.
ج) کشتن کسانی از اهل کتاب که حق را پنهان میکنند:
امام صادق(ع) فرمود:فاذا خرج القائم(عج) لم یبق کافر بالله العظیم ولا مشرک بالامام الاکره خروجه حتی ان لو کان کافر او مشرک فی بطن صخره لقالت: یا مؤمن فی بطنی کافر فاکسرنی واقتله؛
چون قائم قیام کرد، منکر خداوند و مشرک به امامی نمیماند، مگر اینکه از خروج او ناخشنود است. تا آنجا که اگر کافر یا مشرکی در دل صخرهای پنهان شده باشد، به صدا در آمده میگوید: ای موءمن در دل من کافری است؛ مرا بشکن و او را بکش.
امام علی(ع) فرمود:... ثم یموت عیسی و یبقی المنتظر المهدی من آلمحمَد(ص) فیسیر فیالدنیا و سیفه علی عاتقه و یقتل الیهود و النصاری و اهل البدع؛
...سپس عیسی رحلت میکند و مهدی منتظر آلمحمَد(ص) باقی میماند. او در حالی که شمشیر بر دوش دارد، زمین را در مینوردد و یهود، و نصارا و بدعتگزاران را میکشد.
امام کا ظم(ع) در تفسیر آیۀ «وَلَهُ أَسْلَمَ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ طَوْعًا وَكَرْهًا» «و تمام کسانی که در
آسمانها و زمین هستند، از روی اختیار یا از روی اجبار در برابر فرمان او تسلیماند».فرمود:این آیه دربارۀ قا ئم نازل شده است. او چون بر یهود، نصاری، صابئان، ملحدان، مرتدان و کفار شرق و غرب زمین خروج کرد، اسلام را بر آنها عرضه میکند. پس کسی که از سر اختیار اسلام آورد او را به نماز و زکات و واجبات الهی و آنچه که بر عهده مسلمانان است دستور میدهد و کسی که اسلام نیاورد را گردن میزند. تا اینکه در شرق و غرب کسی باقی نمیماند، مگر اینکه به یگانگی خداوند معتقد باشد. راوی گوید: عرض کردم: فدایت شوم مردمان بیش از این هستند که بتوان آنها را کشت. حضرت فرمود: چون خداوند اراده فرماید زیاد را کم و کم را زیاد میکند.
بخش سوم: حکومت جهانی و مبانی آن
مقدمه: آرمانها و آرزوهای بشر در طول تاریخ، به خصوص در عصر جهانیشدن، تنها و تنها در حکومت جهانی حضرت مهدی تحقق خواهد یافت.
نظام دین و حکومتی که داعیهدار جهانی بودن و رهبری جهانیان است باید ویژگیها و برنامههایی داشته باشد تا بتواند جوابگوی خواستهای اساسی جهانیان باشد. لذا اسلام آئین تمام مردم جهان و دین جامعه بشری است. روشن و بدیهی است که علت اصلی قیام حضرت مهدی جنگ و ستیز با ستمگران و مفسدان، تشکیل حکومت جهانی و دست یافتن به حاکمیتی مقتدر و الهی است.
فصل اوّل: جهانیشدن حکومت حضرت
حکومت جهانی حضرت مهدی خط بطلانی بر انواع گوناگون حکومتها، نظریات، برنامهها و طرحهای ارائه شده در عرصه جهانی است، بطوری که تمامی این نظریات و حکومتها امتحان خود را پس خواهند داد و مردم به پوچی و ضعف و بطلان آن پی خواهند برد و با آغوش باز پذیرای دولت مهدوی خواهند بود، تجارب گذشته انسانها در نقص و ضعف دولتها و حکومتهای خود، جنگها و ستیزهجوییها باعث خواست و طلب آگاهانه و عاشقانه ظهور منجی و مصلح الهی از سوی بیشتر انسانها خواهد شد.
چنان که امام صادق فرمود:هر جمعیتی در انتظار دولتی هست اما دولت ما در آخرالزمان نمایان میگردد.
الف: واژها و اصطلاحات حکومت جهانی
1. جهانیشدن: آزادی مطلق کسب و کار، برداشه شدن تمامی موانع از سر راه، جریان یافتن سهل و سادۀ سرمایه و نفوذ آن در تمامی عرصهها، حرکت روان اطلاعات و امور مالیه خدمات، تداخل فرهنگها آن هم به سوی یکسانشدگی است.
2.
جهانیشدن: نشانگر یک تحول اجتماعی گسترده و فرآیندی است که بنیاد جامعه را تغییر داده یک تحول تاریخی به وجود میآورد. هدف: دست یابی؟ بازار واحد جهانی، فارغ از موانع امور تولید و سرمایهگذاری و ضدفات و اشتفال خواهد بود.
2. جهانیکردن: این پروژه عمدتاً اقتصادی و فرهنگی است در زمینه اقتصادی، مبناء در سرمایهداری، سود و منفعت است که اوج سرمایهداری جهانی و رقابت بیقید و شرط را دارا میباشد.
3. جهانیسازی: جنبه نظامی، سیاسی و حتی اقتصادی است. که مربوط به سیاستها و استراژههای کلان امریکا میباشد. (یعنی تحمیل الگوهای سیاسی اقتصادی، فرهنگی امریکا بر کل کشورها) که به اصطلاحات نظم نوین جهانی و نظام تک قطبی و امپراتوری جهانی امریکا تعبیر میشود.
4. الهیشدن: الهیشدن خواستههای بشر در هنگام حکومت جهانی حضرت مهدی(عج).
امام علی(ع):یعطف الهوی علی الهدی اذا عطفو الهدی علی الهوی؛
او خواستههای نفسانی را تحتالشعاع هدایت الهی قرار میدهد، هنگامی که مردم هدایت را تحتالشعاع هوی و هوس خویش قرار دادهاند.
ب: حکومت واحد جهانی
وضعیت و نمای کلی جهان، نشانگر این است که خطر جنگ، فقر، نابرابری، پرخاشگری، سودجویی، ظلم و فساد و انحراف فراگیر، به شدت آن را تهدید میکند.
این اضطراب و التهاب و نیاز انسانها به صلح و امنیت (به خصوص در جوامع اسلامی) زیربنای تشکیل حکومت جهانی اسلام، رهبری حضرت مهدی(عج) است. که در سایه چنین حکومتی است که جهان بشریت به سعادت و عزت میرسد و مردم جهان از نعمتهای الهی و موهبتهای طبیعی به طور مساوی استفاده میکنند.
حکومت واحد جهانی حضرت مهدی در حقیقت پاسخی است به نگرانی بشر از آینده خود، آینده روشنی را برای زندگی انسان پیشبینی میکنند و امید به زندگی در قالب انتظار خرج به زندگی شیعیان معنی و گرمی میبخشد و با توجه و دقت معلوم میگردد هدف حضرت، متّحدکردن ملتها و برداشتن دیوار امتیازات و اعبتارات لغو و بیاثر و بر فرار کردن کلمه واحد و همکاری و ارتباطی است که ریشه و پایه آن، کلمه توحید و ایمان و عقیده به آن است.
ج: قرآن و حکومت جهانی
در قرآن مجید پیرامون فراگیر شدن حکومت جهانی حضرت مهدی و به اهتزاز در آمدن پرچم اسلام و توحید در همه نقاط زمین، آیات فراوان وارد شده است از جمله به چند آیه اشاره میشود:
«وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ»؛
و در حقيقت، در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته ما به ارث خواهند برد.
اشاره به اینکه حکومت واحد صالحان را بر همه نقاط زمین برقرار میسازند. «حکومت حضرت مهدی(عج)»
«وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الأرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ»؛
و خواستيم بر كسانى كه در آن سرزمين فرودست شده بودند منّت نهيم و آنان را پيشوايان [مردم] گردانيم، و ايشان را وارث [زمين] كنيم.
اگرچه این آیه در ماجرای حضرت موسی و فرعون نازل شده، اما مربوط به زمان خاص موسی نیست، بلکه یک بشارت عمومی است در مورد پیروزی حق بر باطل، که سرانجام این پیروزی به طور جامع و کامل به دست حضرت مهدی(عج) صورت میگیرد.
امام سجاد(ع):سوگند به آن کس که محمّد را به حق، بشارتدهنده و بیمدهنده قرار داد، نیکان ما همانند موسی و پیروانش هستند و بدان ما همانند فرعون و پیروانش میباشند.
امام علی(ع):این گروه آلمحمّد هستند، خداوند مهدی آنها را بعد از زحمت و فشار که بر آنان وارد میکرد برمیانگیزد و به آنان عزت میدهد و دشمنان آنان را ذلیل و خوار میکند.
«وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِيِ ارْتَضَى لَهُمْ»؛
خدا به كسانى از شما كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كردهاند، وعده داده است كه حتماً آنان را در اين سرزمين جانشين [خود] قرار دهد؛
آن گونه که به پشتیبان خلافت روی زمین بخشید و دین و آیینی را که برای آنها پسندیده پابرجا و ریشهدار خواهد ساخت و ترس آنان را به امنیت و آرامش تبدیل خواهد کرد به گونهای که تنها مرا بپرستید و چیزی را برای من شریک نگیرید.
این آیه بیانگر سه وعده است:
1. استخلاف در زمین: یعنی حکمومت حضرت مهدی(عج) در کل کرۀ زمین، به عنوان نمایندگی خدا که حکومت حق و عدالت است.
2. تمکین دین: که نفوذ معنوی وحکومت قوانین الهی بر تمام پهنۀ زمین است.
3. تبدیل خوف به امنیت: یعنی برطرف شدن تمام اعمال ترس و ناامنی و جایگزین شدن امنیت کامل و آرامش در همه پهنۀ زمین. در پایان آیه: اشاره به اینکه، حکومت حضرت مهدی(عج) در سراسر زمین بر اساس توحید و پرستش خدای یکتا و نفی هر گونه شرک است.
چنانچه پیامبر اکرم(ص) فرمودند:فلا یبقا علی وجه الارض احداُ الاّ قال لا اله الاّ انت؛
هیچ فردی روی زمین باقی نمیماند مگر اینکه معتقد است خدایی جز خدای یکتا وجود ندارد.
«هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ»؛
اوست كسى كه فرستادة خود را با هدايت و آيين درست روانه كرد، تا آن را بر هر چه دين است فائق گرداند، هر چند مشركان را ناخوش آيد.
این آیه صریحاً نوید میدهد که روزی خواهد آمد که آئین اسلام همه ادیان را تحتالشعاع خود قرار میدهد و سراسر جهان زیر لوای اسلام قرار میگیرد که منظور حکومت واحد جهانی حضرت مهدی(عج) میباشد.
ابو بصیر از امام صادق(ع) در مورد تأویل آیۀ فوق پرسید: امام فرمود:
سوگند به خدا، هنوز تأویل این آیه، نیامده است، عرض کردم: فدایت شوم، پس چه کسی فرود میآید؟ فرمود: هنگامی که قائم(عج) به خواست خداوند قیام کند وقتی که او خروج کرد، هیچ کافر و مشرکی نخواهد بود مگر اینکه خروج قائم(عج) را نمیتابد.
«الَّذِينَ إِن مَّكَّنَّاهُمْ فِي الأرْضِ أَقَامُوا الصَّلَوةَ وَآتَوُا الزَّكَوةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنكَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الإمُورِ»؛
همان كسانى كه چون در زمين به آنان توانايى دهيم، نماز برپا مىدارند و زكات مىدهند و به كارهاى پسنديده وامىدارند، و از كارهاى ناپسند باز مىدارند، و فرجام همة كارها از آنِ خداست.
امام باقر(ع) در تفسیر آیه فرمودند:این آیه در حقّ آلمحّمد(ص)، حضرت مهدی(عج) و یاران اوست که خداوند آنها را مالک شرق و غرب جهان نمود آیین اسلام را پیروز میکند و بدعتها و باطلها را بدست او و یارانش نابود میسازد چنان که سفیهان حقّ را لگدمال کرده باشد تا اینکه از ستم نشانهای نمیماند.
فصل دوم: مبانی حکومت مهدی(عج)
1. خداپرستی: چندین هزار سال است که بشر به خاطر چشمپوشی و زیر پانهادن ندای فطرت، سرشت خداپرستی خویش را به زنگارهای جهل و غقلت پوشانیده است، و به جای تواضع در برابر خداوند منان سر تسلیم در برابر نابکاران فرود آورده است و به جای رو نهادن به باب عطوفت ایزدی دست طمع در برابر هر آزمندی دراز کرده است. خداوند خود در قرآن وعده فرموده که:
در آینده جهان، این انسان سرگشته حیران دوباره به سوی حق باز میگردد و ندای عقل و وجدان خود را به گوش جان میشنود و با سفیر الهی همسو میشود.
امام باقر(ع) فرمود:خداوند به وسیلۀ حضرت مهدی(عج) دین خود را بر تمام راه و روشها چیره میگرداند گرچه مشرکان ناخوش دارند، پس در زمین معبودی جز خداوند نخواهد ماند و بتها و شکلهای صورتگری شده و... جملگی به آتش خواهد سوخت.
لذا از آنجا که حکومت جهانی مهدوی حکومتی است الهی، نخستین مبنا و شالودۀ فکری و عقیدتی آن خداپرستی است، یعنی حکومت جهانی مهدوی در گرو اعتقاد به وجود خداوند و پرستش اوست.
در جهانبینی توحیدی عقل جایگاهی بسیار والا دارد و عاقلان نیز از حرمت و کرامت به خصوصی برخوردارند. پس آنچه در ستایش عقل آمده عقل قدسی است که در حوزۀ نظر انسان را به معرفت درست خداوند رهنمون بوده و در حوزۀ عمل او را به تسلیم در برابر اوامر و نواهی الهی برمیانگیزد.
2. حکومت اسلامی: حکومت جهانی مهدوی(عج) حکومتی اسلامی است. براین اساس دومین مبنای فکری و تصدیقی آن پذیرش اسلام به عنوان آخرین شریعت آسمانی است.
شریعت اسلام، علاوه بر اینکه آخرین دین الهی میباشد، آیینی است همگانی و جهان شمول.
حکومت هم یکی از ارکان شریعت اسلام است، البته این گونه هم نیست که اسلام صرفاَ و فقط به مسائل اعتقادی، اخلاقی و اخروی پرداخته باشد، بلکه به حیات مادی و دنیوی بشر نیز اهتمام ورزیده و تحقق امنیت و عدالت را در جامعه بشری از اهداف بزرگ خود قرار داده است.
از جمله به بحث اختلاف میان مردم پرداخته:
کان الناس امة واحدة فبعث الله النبیین مبشرین و منذرین و انزل معهم الکتاب بالحق لیحکم بین الناس فیما اختلفوا فیه.
در مورد برپایی قسط درجامعه:لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَينَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ.
3. عدالت جهانی: اندیشۀ حکومت جهانی مهدوی، که پرچمدارعدالت و تعالی انسانی در سطح جهانی است و بر این اصل استوار است که انسان فطرتاَ عدالتخواه و تعالیجوست. عدالت یکی از آرمانها، خواستها و آرزوهای بشر در طول تاریخ بوده که به آن توجه داشته و در تمام عرصههای زندگی بدان نیازمند بوده است. که این نیاز تنها در حکومت جهانی حضرت مهدی(عج) برآورده خواهد شد.
پیامبر اکرم(ص) فرمودند:فیملأ الارض قسطاَ کما ملئت ظلماَ وجوراَ؛
پس زمین را از عدل و داد لبریز میکند، پس از آن که از ستم و بیداد پر شده است.
اگرچه تاکنون انسانها همواره از بیعدالتی و ستمگری قدرتطلبان و سلطهجویان در رنج و سختی به سر بردهاند، اما تمایل به عدالت و علاقه به فضیلت آن هیچ گاه از زندگی بشر به کلی رخت بر نبسته است. پس این مبنا بایستگی حکومت عدل جهانی را به خوبی اثبات و روشن میکند.
4. حکومت جهانی مهدوی: حکومت جهانی مهدوی حکومتی ولایی است. حکومت ولایی ریشه در ولایت و مشیت خداوند دارد و مشروعیت حکومت از ولایت و مشیت خداوند سرچشمه میگیرد، برخلاف حکومتهای امروزی که مشیت حکومت آنها خدایی نیست یا نژاد است یا وارث.
«إِنَّمَا وَلِيكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يقِيمُونَ الصَّلَوةَ وَيؤْتُونَ الزَّكَوةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ».
بر این اساس، هیچ یک از حکومتهای بشری از مشروعیت دینی برخودار نشد اما حکومت ولایی که از ولایت و مشیت خداوند سرچشمه میگیرد، از چنین مشروعیتی برخوردار است، زیرا خداوند، آفریدگار و مالک انسان و جهان است و با ذات حق تصرف در امور بندگان خود را دارد، لذا اگر کسی را به عنوان پیشوای دینی و دنیوی مردم برگزیند، از مشروعیت دینی برخوردار خواهد بود.
حکومت جهانی مهدوی بر اساس دیدگاه شیعه، توسط آخرین امام معصوم تحقق خواهد یافت، لذا امامت معصوم نیز یکی از مبانی این حکومت به شمار میرود. مبنای اصلی اندیشه مهدویت و تشکیل حکومت جهانی عدل ضرورت وجود امام در جامعه و لزوم تشکیل حکومت از سوی او برای هدایت، راهنمایی، برنامهریزی و نظامدهی جامعه دینی است.
از موارد پیش فرض حکومت جهانی مهدوی این است که حداقل، عموم مستضعفان جهان رهبری آن پیشوای دادگستر را خواهند پذیرفت و از او حمایت خواهند کرد. از دیدگاه این افراد مقبولیت عمومی حکومت مهدوی تأمینکننده مشروعیت دینی آن هم خواهد بوده ولی مطابق نظریه ولایی بودن حکومت، مشروعیت دینی و مقبولیت مردمی دو مقوله جدا از یکدیگر میباشند.
5. فطرت پاک و روح تعالیجویی انسانها: از آنجایی که انسانها همه دارای فطرت و سرشت واحد بوده و دارای یک مبدأ و منشأ یگانه هستند، بنابراین نمیتوانند همواره جدا از هم و دشمن یکدیگر باشند و به جنگ و ستیزهجویی علیه هم بپزدازند، این سرشت واحد، خود میتواند مبنا و ریشه اساسی برای تشکیل یک حکومت واحد جهانی باشد.
و همچنین انسانها همواره در جهت رشد و تعالی خویش تلاش میکنند و در صدد کمال یافتن و بالندگی افکار و اندیشههای خویش هستند، منتها کمال و رشد واقعی تحقق نخواهد یافت جز با تشکیل حکومت جهانی و آسمانی.
پس جهانیشدن حکومت حضرت مهدی(عج) با سرشت و فطرت مردم متناسب و منطقی است و زمینههای رشد، بالندگی، تکامل و تعالی آنان را فراهم میسازد.
بخش چهارم: اهداف حکومت جهانی حضرت مهدی(عج)
آرزوها و آرمانهای بشر در طول تاریخ تنها در حکومت جهانی حضرت مهدی(عج) تحقق خواهد یافت.
صلح و امنیت، آرامش، گسترش علم و خردورزی و عقلگرایی، ریشهکنی ظلم و ستم، رفع فساد و تباهی از جهان، گسترش مکارم و فضایل اخلاقی، قبول واحد جهانی، فرهنگ سالم برابری و مساوات، بینیازی و غنا، اوج تکنولوژی و فنآوری و ارتباطات و... تنها در یک حکومت امکان تحقق دارد. و آن حکومت جهانی حضرت مهدی(عج) است. حکومتی که برای هدایت و نجات مردم قیام کرده و با آگاهی دادن به آنان، زمینههای دینداری و رضایت و قناعت را در آنان ایجاد خواهد کرد.
فصل اوّل: عبودیت
الف) توحید: نتیجه جهانبینی الهی پذیرش توحید است. نگاه توحیدی سبب میشود تا انسان از غیرخدا پیروی ننماید. حکومت و قوانین غیرالهی را نپذیرد و طرفدار آزادی باشد.
تنها خداوند متعال است که اطاعت از قوانین او سبب سعادت و کمال میشود و تنها اوست که آزادی ما را محدود میکند.
آفریدگاری و سیطره تکوینی خدا، مستلزم آن است که قانونگذاری و تشریع نیز در اختیار او باشد و همگان ملزم به تبعیت از قانون خدا باشند، دانش بیپایان خدا مستلزم آن است که صلاحیت تنظیم مقررات بشری در انحصار او باشد عبودیت موجودات در برابر خدا مستلزم نفی طاغوت است.
توحید علاوه بر آنکه یک بینش فلسفی و عرفانیست، مؤمنان به آن عنوان یک اصل زندگی بساز نگاه میکنند. توحید برای مؤمنان عقیدهای که بنای زندگی اجتماعی و فردی آنها بر آن نهاده میشود. یکی از مواریث انبیا که به حضرت مهدی(عج) میرسد. ماموریت اساسی آنان که اشاعه توحید و تربیت موحدان حقیقی است. برای نیل این هدف مقدس انبیاء الهی باید نبرد سختی علیه همه موانع یکتاپرستی آغاز میکردند که عبارتند از:
1. موانع داخلی: یکتاپرستی دعای آوردن وظایف بندگی در سه عنصر مهل، تحات، هواشناسی، میباشد.
2. موانع خارجی: یکتاپرستی در سه عامل، ابلیس، طوا، غیت (حکومتهای خودکامه و دین بستن) و مشترکان و مستکبران.
انبیاء الهی درگاه الزاله این موانع بستکار گسترش اندیشان توحیدی و تربیت موحدان حقیقی زحمات طا قتفرسا را تحمل شدند.
امام جعفر صادق(ع) فرمود:تما قتل الحسین سمع اسلنا قال بالمدینه یقول: الیوم نزل البله علی هذه الامة: فلایرون فرجا حتی یقوم قائمکم نیشفی صدورکم و یقتل عدوکم؛
هنگامی که حسین بن علی(ع) به شهادت رسید اهلبیت ما صدای یک منادی را در مدینه شنیدند که چنین میگفت: امروز بلا برای امت نازل شد و آنان فرح و گشایشی نخواهند دید تا روزی که قائم شما پا خیزد و قلب شما را التیام بخشد و دشمنان را نابود سازد.
شاید دلپذیرترین مژدهای که پیامبر در شب معراج از خداوند سبحان دریافت کرد. بشارت تحقیق، تمدن توحیدی مهدی و گسترش آنان در سراسر جهان بوده است.
خداوند در آنان شب حبیب خویش چنین فرمود:زمین را به وسیله آخرین معصوم از لوث دشمنانم پاک خواهم کرد و مشارق مهارب زمین را تحت حکومت وی در خواهم آورد. و بادها را مسخرهاش میکنم و ابرهای سخت را راهش میسازد با جنود خود وی را نصرت خواهم کرد و با ملائکه خود به او مدد میرسانم تا پیام و فرمان مرا آشکار سازد و همه مردمان را برگرد پرچم یکتاپرستی جمع آورد. آنگاه حکومت وی را استمرار خواهم بخشید و چرخه روزگار میان اولیای خود به حرکت در خواهم آورد تا قیامت فرا رسد.
«قُلْ مَن يرْزُقُكُم مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ أَمَّن يمْلِكُ السَّمْعَ والأَبْصَارَ وَمَن يخْرِجُ الْحَي مِنَ الْمَيتِ وَيخْرِجُ الْمَيتَ مِنَ الْحَي وَمَن يدَبِّرُ الأَمْرَ فَسَيقُولُونَ اللّهُ فَقُلْ أَفَلاَ تَتَّقُونَ»؛
بگو: «كيست كه از آسمان و زمين به شما روزى مىبخشد؟ يا كيست كه حاكم بر گوشها و ديدگان است؟ و كيست كه زنده را از مرده بيرون مىآورد و مرده را از زنده خارج مىسازد؟ و كيست كه كارها را تدبير مىكند؟» خواهند گفت: «خدا» پس بگو: «آيا پروا نمىكنيد؟»
از امام صادق(ع) نقل شده است که:امام حسین(ع) وارد بر اصحاب خود شدند و فرمودند: ای مردم خدایی که یادش بزرگ است بندگان خویش را نیافریده است مگر آنکه او را بشناسند پس وقتی او را شناختند بندگی او را کنند و زمانی که بندگی او را کردند احتیاجی به بندگی غیر او را نداشته باشند.
ب) عبودیت: در حکومت حضرت مهدی(عج) عنصر مهمی که وجود دارد جامعه آن دوران را از جوامع قبل از ظهور جدا میسازد، این است که تمامی عناصر هم زییستی در زمان حکومت مهدوی بر محور عبودیت و بندگی خواهد بود و خدامحوری، رکن نخست جامعه عدالت پیشه مهدوی خواهد شد که در جوامع امروز مفقود و ناپیداست.
روح عبودیت همان معرفت خداوند در حد یقین است.
عنوان بصری نقل میکند که در مورد اینکه: حقیقت عبودیت چیست؟ امام فرمود سه 3 چیز است:
اوّل آنکه عبد نسبت به آنچه که خداوند به او عطا نموده، خود را مالک نداند زیرا بندگان مالک چیزی نیستند، پس آنگونه که خداوند فرموده باید هزینه نمایند، سپس انفاق کردن در اره خدا برایش آسان میگردد.
دوم آنکه عبد برنامهریزی مستقلی به جز آنچه خداوند برای او تدبیر و برنامهریزی کرده است ندارد، پس مشکلات و مصائب دینی برای او آسان میشود.
سوم آنکه تمام وفت خود را صرف اوامر و نواهی خداوند نموده است. پس دیگر زمانی برای او نمیماند که بخواهد با مردم جدل و مباهات کند. سپس امام فرمودند: این اوّل درجه تقوی است، که خداوند در قرآن کریم از آن یاد فرموده.
در حکومت حضرت مهدی پرچم عبودیت پیوسته انسانها را بر حق که تجلی ربوبیت همهجانبه اوست برافراشته خواهد نمود به بهترین شکل و در رساترین قامت خود نمایان خواهد گشت.
در سوره ذاریات هم هدف نهایی آفرینش، یعنی عبادت حق مورد تـأکید قرار میگیرد تا همآهنگی هدف آفرینش با هدف ارسال پیامبران و وراثت زمین توسط صالحان با تقوی اعلام گردد و مهدویت مزید بخش تحقق تمام اهداف آفرینش باشد.
پیامبر(ص) میفرمایند:یملاء قلوب العباد عبادة و سیعهم عدله؛
دلهای بندگان را پر از عبادت میکند و عدلش فراگیر میشود.
فصل دوم: عدالت سیاسی
سیاست: تدبیر و ادارۀ جامعه و مدینه انسان. البته به مقتضای فرهنگ و بینش جامعه و مدینه، روح آن مختلف و مکدره میشود.
در فرهنگ لیبرال، سیاست و اداره مدینه بر اساس «نفع» و در فرهنگ دینی و جامعه علوی بر اساس «حق» است. از نگاه دین نیز اصلاح حاکمیت و عدالت مدیران از نقاط برجستۀ سیاست علوی است. امام علی(ع) اصلاح جامعه را و رعیت را در گرو اصلاح مدیران میداند. ایشان سیاستی را قرین خیر و سعادت میداند که از عدالت پر باشد و سیاست بیعدالت را شر میشمارد.
الگوهای توسعۀ سیاسی:
1. فضیلتمداری جامعه اسلامی
اساس سیاست اسلامی، اصلاح جامعه و زمینهسازی سعادت اخلاقی است. طبیعی است که در جامعه عدل مهدوی فضیلتگرایی در اوج خود خواهد بود، همانطور که سیره نبوی و علوی نشان میدهد که نخستین هدف آنان تغییر جامعه جاهلی به جامعه اسلامی بوده است.
2. نقش و جایگاه رهبری دینی
دیدگاه اسلامی مبتنی بر نقش هدایتگر الهی برای رسیدن به سعادت در این جهان است. در تفکر شیعی نیز امام، ادامه دهنده راه پیامبر است. انسان بدون امام در رسیدن به سعادت با دشواری مواجه است. در مهمترین روایتی که فریقین بر آن اتفاق نمودهاند، پیامبر گرامی اسلام فرموده:... سوگند به آنکه مرا به حق به پیامبری برانگیخت، اگر از عمر این جهان حتی یک روز بیشتر نمانده باشد، خداوند آن روز را آنقدر طولانی خواهد کرد که فرزندم مهدی ظهور نموده، پهنه زمین به نور او روشن میگردد و حکومت او شرق و غرب گیتی را فرا گیرد.
3. مشارکت سیاسی فعال بر اساس بیعت با حضرت
مشارکت سیاسی و حضور گسترده مردمی در حکومت جهانی مهدوی، یکی از ویژگیهای آشکار حکومت حضرت میباشد. با آنکه دنیای مدرن در پی گسترش مشارکت سیاسی فعال بوده، در عمل به خاطر محدودیتها و تأثیرگذاری صاحبان زر و زور و تزویر بر افکار عمومی، ولی مشارکت سیاسی چندان آگاهانه نیست.
در حکومت عدل مهدوی افراد با آگاهی و مسئولیت اجتماعی در فرآیند سیاسی مشارکت خواهند کرد. بیعت با امام معصوم نه از سر روابط ناآگاهانه و تبعیت کور، بلکه به عنوان یک وظیفه و مسئولیت الهی و کاملاً آگاهانه و انتخاب شده خواهد بود. حدیث شریف نبوی که میفرماید:
من مات و لم یعرف امام مات میتة جاهلیة؛
نشاندهنده مسئولیت فرد در قبال عرصه سیاسی و شناخت امام خویش است.
4. گسترش زندگی سیاسی جهانی
دعوت ادیان، همواره فراگیر وجهان شمول بوده است. نظام اسلامی ذاتاً، نظامی جهانگیر است. لذا با پذیرش اسلام از سوی همه مردم جهان، دیگر هیچ مرزی میان مردم نخواهد بود. از این رو، گستره توسعه سیاسی نیز محدود به مرزهای ملی نبوده، بلکه انسانها دغدغه مشترکی خواهند داشت و زندگی سیاسی، دیگر نه معطوف به کسب منافع جمعی یا گروهی میباشد، بلکه در راستای سعادت بشریت و صلاح همه انسانها خواهد بود.
5. بر اساس قانون الهی
هنگامی، توسعه سیاسی مطلوب در جامعه حاصل میشود که قوانین مناسبی پشتوانه آن باشد. سازگاری قوانین با نیازهای واقعی انسانها، رعایت مصالح و مفاسد، زمینهسازی رشد افراد و... همگی از طریق قوانین مناسب امکانپذیر است. در حکومت مهدوی مبنای قوانین، احکام الهی هستند.
حکومت عدل مهدوی همه قوانین تعطیل شده را دوباره اجرا میکند و حتی برخی از قوانین اجرا نشده را که جدید جلوه میکند را زنده خواهد کرد.
6. توسعۀ سیاسی عدالتمحور
توسعۀ سیاسی در عصر مهدوی توسعهای عدالتمحور خواهد بود، بر خلاف فرآیند توسعۀ سیاسی در جهان امروز که با وجود شعارهای مختلفی چون حقوق بشر، آزادی و توسعۀ سیاسی، عدالت مسئلۀ اصلی جهان امروز نیست.
هدف قیام حضرت برقراری عدل و داد در جهان است، که بیانگر مهمترین ویژگی حکومت حضرت است.
7. رشد علوم و تکامل عقول
توسعۀ سیاسی در عصر مهدوی با زمینهسازی گسترش علوم همراه است. با تکامل عقول مردم، طبعاَ کنشهای سیاسی، اجتماعی نیز که بر اساس جهل و رقابتهای ناسالم به تعارض تبدیل شد، جای خود را به همکاری و تعاون و عقلانیت در عرصۀ سیاسی، اجتماعی میدهد.
بدیهی است چنین توسعهای مبتنی بر توسعه و تکامل نیروی انسانی خواهد بود و تأثیر آن در همۀ زمینهها از جمله عرصۀ سیاسی ظهور خواهد کرد.
امام محمد باقر(ع) فرمود:قائم ما هنگام خویش نیروهای عقلانی مردم را تمرکز دهد وخردها و دریافتهای خلق را به کمال رساند.
8. تربیت اسلامی (تحول درونی)
الگوی توسعۀ سیاسی در اسلام مبتنی بر باطن افراد و تغییر و دگرگونی روحی، اخلاقی است.
الگوی توسعۀ اسلامی درسیرۀ معصومان(ع)، به ویژه معصومانی که فرصت تشکیل حکومت یافتهاند، تلاش برای نیروسازی و تربیت و آمادهسازی آنها بوده است. امام علی(ع) فرمود:
ائمه ما با یارانش پیمان میبندد واز آنان بیعت میگیرد که... مسلمین را دشنام ندهند... حریمی را هتک حرمت نکنند، به خانهای هجوم نبرند، کسی را به ناحق نزنند، طلا و نقره ذخیره نکنند، مال یتیمان را نخورند، و در راه خدا به جهادی شایسته دست یابند.
بر این اساس اگر مردم و ساختار جامعه با عدالت خو گرفتند، جامعه به عدالت میرسد وپر واضح است که جامعه عادله خواهان حکومت عدل خواهد شد: مردم خود هم به تأسیس حکومت عدل اقدام میکنند و هم در بقا و حفظ حکومت کوشا خواهند شد.
فصل سوم: دانش
1. علم و دانش:
در میان دستآوردهای علمی که نصیب انسان شده، تعالیم انبیا و آموزگاران اصول وحی، مقامی بلند و ارزشمند دارد. یکی از اهداف اصلی و اصول رسالت پیامبران نشر دانایی و گسترش آگاهی در میان جامعه انسانی است، دانایی و آگاهی در همه زمینهها از خودشناسی تا خداشناسی و از ذرهشناسی تا جهانشناسی.
امام علی(ع) در ترسیم این بخش از اصول رسالتهای الهی چنین میفرماید:فبعث فهم رسله و واتر الیهم انبیاء، لیسأ دوهم میثاق فطرته و یذکروهم منسی نعمة و یثیروا لهم دفائن العقول و یروهم الایات المقدره: من سقف فوقهم مرفوع، و مهار تحتهم موضوع و معاش تحییهم و اجمال تغنهیم و اوصاب تهرمهم و احداث تتابع علیهم؛
خداوند فرستادگان خود را میان مردمان برانگیخت و پیامبران خویش را پیاپی روانه کرد، تا از آنان رعایت میثاق فطری را باز طلبند و نعمتهای فراموش شده خدایی را به یاد آنان آورند و نیروهای پنهان خود آدمی را آشکار میزند و آیات بهنجار آفرینش را به مردمان بنمایاند، یعنی سقف افراشته آسمان و مهد گسترده زمین و نعمتها و وسایل زندگی که حیات مردمان را تأمین میکند و هر کسی که دوران زندگی آنان را به پایان میبرد و بیماریهایی که آنان را میفرماید و حوادثی که پیاپی در زندگیشان روی میدهد.
نقش اصلی دعوت پیامبران گسترش دانایی و آموزش و تجربه و تعلیم است و ایمان خود از شاخههای دانایی و شناخت به شمار میرود. پیامبران به انسانها راه و رسم زندگی، هدف و نتیجه آن را میآموختند. ارزش انسان و والایی مقام و پایگاه بلند او در کائنات و مقدار توان و قدرت او را در رسیدن به تکامل به او تعلیم میدادند.
در پرتو چنین آموزشهایی نیروی تفّکر و تعقل را در او بیدار میساختند و به اندیشه درباره مبدأ و معاد و کشف روز و اسرار آیات الهی وامیداشتند. از این رو در دوران ظهور که روزگار تحقق همة آرمانهای انسانی و الهی است، شناخت انسان به تکامل نهایی میرسد این موضوع از مهمترین برنامهها و اقدامات امام مهدی(عج) است. او از حقائق گسترده و جهانی برای بشریت پرده برمیدارد و مردمان را به دانشهای یقینی و درست هدایت میکند.
از این رهگذر دو محور اساسی تحقق میپذیرد:
1. با گسترش شناخت و کشف اسرار کائنات، پایههای خداشناسی استوار میگردد.
2. گسترش شناخت و دانایی، تشکیل جامعه انسانی و به سامان و مرّفه را ممکن میسازد.
با شناخت مسائل معنوی و صلاح و سلامت روح انسانی، راه تکامل معنوی گشوده میشود، و جامعه آرمانی در بعد مادی و معنوی پدیدار میگردد. علم و دانش یکی از مکارم و مفاخر انسانی است.
«وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلاَئِكَةِ فَقَالَ أَنبِئُونِي بِأَسْمَاء هَؤُلاء إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ»؛
و [خدا] همة [معانى] نامها را به آدم آموخت؛ سپس آنها را بر فرشتگان عرضه نمود و فرمود: «اگر راست مىگوييد، از اسامى اينها به من خبر دهيد.»
طبق احادیث اسلامی، مرکب دانشمندان بر خون شهیدان برتری دارد.
«يرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ»؛
تا خدا [رتبة] كسانى از شما را كه گرويده و كسانى را كه دانشمندند [بر حسب] درجات بلند گرداند، و خدا به آنچه مىكنيد آگاه است.
پیامبر اکرم(ص) فرمود:تاسعهم الّذی یملأ الله عزوجل به الارض نوراَ بعد ظلمتها وعدة بعد جورها، و علما.
نهمین امام از فرزندان امام حسین(ع) قائم است که خداوند به دست او سرزمین تاریک (زندگی) را نورانی و روشن میکند، و از عدل پر میکند پس از دوران ظلم، علم و دانایی را فراگیر میسازد پس از دوران جهل و نادانی.
امام صادق(ع):العلم سبعة و عشرون حرفا فجمیق ماجاءت به الرسل حرفان فلم یعرف الناس حتی الیوم غیر الحرفین، فاذا قام قائمنا اخرج الخمسة و العشرین حرفاُ فبثّها فی الناس و ضم الیها الحرفین، حتی یثبها سبعة و عشرین حرفاُ؛
علم و دانایی از 27 حرف تشکیل میشود، تمام آنچه پیامبران تاکنون آوردهاند 2 حرف است و مردمان بیش از 2 حرف تا کنون نشناختهاند. آنگاه که قائم ما قیام کند 25 حرف دیگر را آشکار سازد و میان مردمان پیدا کند و آن 2 حرف را بدانها ضمیمه سازد، تا 27 حرف را گسترش داده باشد.
امام باقر(ع):اذ اقام قائمنا وضع یده علی رؤوس العباد، فجمع به عقولهم و اکمل به احلامهم؛
قائم ما، به هنگام رستاخیز خویش، (به تأیید الهی) نیروهای عقلانی تودهها را تمرکز دهد و خردها و دریافتهای خلق را به کمال رساند و در همگان فرزانگی پدید آورد.
زنان نیز در آن دوران سعادت بار، در شناخت مبانی دین به پایگاه بلندی میرسند و عالمان و فقیهان و دینشناسان در طبقه زنان پدید میآیند، در آن دوره دانایی و دینشناسی به مرزی میرسد که زنانجامعه نیز به چنین کار بزرگی میتوانند دست یابند.
امام باقر(ع):و تؤتون الحکمة فی زمانه، حتی ان المرأة لتقضی فی بیتها بکتاب الله تعالی و سنة رسول الله؛
در زمان حکومت مهدی به همه مردم، حکمت و علم بیاموزند، تا آنجا که زنان در خانهها با کتاب خدا و سنّت پیامبر، قضاوت کنند.
امام علی(ع):کأنّی انظر الی شیعتنا بمسجد الکوفة قد منربوا الغساطیط یعلمون الناس القرآن؛
گویا شیعیان را میبینم که در مسجد کوفه خیمهها برافراشتهاند و به مردم قرآن و حقایق و اسرار و احکام قرآن میآموزند.
امام علی(ع):کأنی بالعجم فساطیطهم فی مسجد الکوفة یعلمون الناس القرآن؛
ایرانیان در مسجد کوفه خیمهها برافراشتهاند و به مردم قرآن میآموزند.
امام باقر(ع) میفرماید:آگاهی به کتاب خداوند عزّوجل و سنّت پیامبر اکرم در قلب مهدی ما میروید، چنان که گیاهی در بهترین کیفیت خود رشد میکند. هر کس از شما که تا روزگار ظهور حضرتش باقی بود و او را ملاقات کرد، به هنگام دیدار با ایشان بگوید: سلام بر شما ای خاندان رحمت و نبوت و گنجینه دانش و جایگاه رسالت.
2. صنعت و دانش:
روایاتی که نشاندهنده رشد و پیشرفت صنعت و دانش در روزگار حضرت مهدی(عج) میباشد:
امام صادق(ع) میفرماید:انّ المؤمن فی زمان القائم و هو المغرب یدی اخاه بالمشرق؛
در روزگار حضرت قائم، مؤمن در شرق زمین، برادرش را که در غرب زمین است میبیند هم چنین مؤمنی که در غرب است برادرش را که در مشرق است مشاهده میکند.
حضرت حجت(عج) میفرماید:سکونی قبل ان تفقدونی فان بین جوانحی علماً جماً؛
قبل از آنکه از میان شما بروم هر گونه سئوالی دارید از من بپرسید چرا که سراسر وجودم سرشار از علم و دانش است.
امام صادق(ع) میفرماید:ان قائمنا اذت قام قدّ الله لشیعتنا فی اسماعهم و ابصارهم حتی لا یکون بینهم و بین القائم برید؛
هنگامی که قیام کند خداوند شنوایی گوشها و بینایی چشمهای شیعیان مرا به گونهای زیاد میکند که از فاصله یک برید (چهار فرسنگ) حضرت با شیعیانش سخن میگوند و آنان سخنش را میشنوند و حضرت را میبینند، در حالی که حضرت در جانگاه خودش مستقر است.
شخصی از امام صادق(ع) پرسید:مردم چگونه به قیام آن حضرت آگاه میشوند؟ امام فرمودند: هر یک از شما وقتی از بستر برخاست در کنار بسترش دعوت نامهای میبیند که در آن نوشته شده و سپس در آن آمده اطاعت خالصانه نشان دهید.
فصل چهارم: برقراری اقتصادی پویا
«وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَيهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ»؛
و اگر مردم شهرها ايمان آورده و به تقوا گراييده بودند، قطعاً بركاتى از آسمان و زمين برايشان مىگشوديم.
در حکومت حضرت مهدی مردم به اطاعت خداوند روی میآورند و بر فرمان حجت خدا گردن مینهند از این رو برکات الهی
(آسمانی و زمینی) به وفور میرسد.
الف) شکوفایی اقتصاد و رفاه اجتماعی:
در اثر بهبود وضع اقتصادی فقر و تهیدستی از جامعه بشری ریشهکن میشود و وضعیت عمومی جامعه چنان بهبود مییابد که دارندگان زکات برای رساندن آن به نیازمندان به رنج میافتند.
1. تقسیم اموال و بخشش داراییها
امام باقر(ع) هنگامی که اهلبیت قیام کند، بیتالمال را به گونهای یکسان در میان مردم قسمت کرده و به عدالت در میان مردم رفتار میکند. ثروتهای روی زمین و ثروتهای زیر زمین نزد آن حضرت گرد میآید.
آن گاه حضرت به مردم خطاب میکند:
بیایید و بگیرید آن چه را که برایش خویشاوندی را قطع میکردید و به خونریزی و گناهان دست میزدید. او چنان اموال میبخشد که کسی پیش از او چنان نکرده است.
پیامبر اکرم(ص) فرمود:یکون فی امتی المهدی... یتنعم امتی فی زمانه نعما لم یتنعموا مثل قطّ البر و الفاجر یرسل السماء، علیهم مدرارا، و لا تدّخر الارض شیئا من نباتها؛
در امت من مهدی قیام کند و در زمان او مردم به نعمتهایی دست مییابند که در هیچ زمانی دست نیافته باشند. (همه) نیکوکار و بدکار. آسمان بر آنان ببارد و زمین چیزی از دیدنیهای خود را پنهان ندارد.
امام علی(ع) فرمود:پس امام مهدی(عج) به کوفه در آید و در آنجا مسکن گزیند و هر برده مسلمانی را بخرد و آزاد کند و دین بدهکاران را بپردازد و مظلمهها و حقهایی که بر گردن کسان است باز گرداند. کسی کشته نشود مگر اینکه بهای آن ار به صاحبانش تسلیم کند و آن کس که کشته شد بدهیاش را بپردازد و خانواده او را تأمین کند، تا سراسر زمین را از عدل و داد به پا کند.
امام باقر(ع) فرمود:امام مهدی در سال دو بار به مردم مال میبخشد و در ماه دو بار امور معیشت آنان را رسیدگی کند... تا نیازمندی به زکات باقی نماند و صاحبان زکات، زکاتشان را نزد محتاجان آورند و ایشان نپذیرند. پس آنان زکات خویش را در کیسههایی نهند و در اطراف خانهها بگردند و مردم بیرون آیند و گویند: ما را نیازی به پول شما نیست... پس دست به بخشش گشاید چنانکه تا آن روز کسی آنچنان بخشش اموال نکرده باشد.
2. ریشهکن شدن فقر از جامعه
در جهانبینی توحیدی فقر و تهیدستی امر نامطلوبی است، بدین جهت یکی از رسالتهای مهم پیامبران الهی مقابله با پدیده فقر و تهیدستی بوده است و راهکارهایی در شرایع آسمانی برای رفع فقر و تهیدستی اندیشه شده است که کاملترین آنها در شریعت اسلام است. خداوند بر قریش منت میگذارد که به واسطه قرار دادن خانه کعبه در شهر مکه آنان را از دو خطر ناامنی و فقر نجات داده، زیرا آنان از طریق تجارت به سرزمینهای دیگر معیشت خود را تأمین میکردند و به دلیل احترام خانه کعبه، راهزنان، متعرضان نمیشدند و مقتضای شکر این دو نعمت عبادت خداوند است.
فلیعبدوا رب هذا البیت الذی اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف.
امروزه نیز سازمانها و نهادهای گوناگونی به نام مقابله با فقر و تهیدستی وجود دارند و تلاشهایی نیز میکنند ولی متأسفانه آمار تهیدستان و حتی کسانی که به سبب فقر و بیچارگی به کام مرگ میروند، روز به روز بالا میرود.
اما در حکومت حضرت مهدی(عج) فقر و تهیدستی به کلی ریشهکن خواهد شد و رفاه عمومی تحقق خواهد یافت.
امام باقر(ع) فرمود:مردم مالیات خود را برگردن گذاشته، به سوی مهدی میروند، خداوند به شیعیان ما در زندگی رفاه و آسایش داده است و آنان در بینیازی به سر میبرند و اگر لطف و سعادت خداوند آنان را در بر نمیگرفت، با آن بینیازی، سرکشی میکردند.
ابو سعید خدری از پیامبر(ص) نقل میکند:عدالت مهدوی شامل عموم مردم میشود در نتیجه فقر و نیازمندی از جامعه رخت برمیبندد از هنگامی که فردی از طرف حضرت مهدی اعلان میکند که اگر کسی به مال و ثروت احتیاج دارد برخیزد، پس تنها یک نفر قیام میکند. امام او را نزد مسئول بیتالمال میفرستد تا اموالی را به وی عطا کند، خزانه دار جامه او را پر از مال و ثروت میکند، در این هنگام آن فرد از کرده خود پشیمان میشود و با خود میگوید من آزمندترین فرد امت پیامبر بودم که چنین درخواستی کردم و اموال را به مسئول بیتالمال باز میگرداند ولی او آن را نمیپذیرد و میگوید: آن چه را بخشیدیم باز نمیستاییم.
امام صادق(ع) فرمود:خداوند همه ثروتها را میان مردم تقسیم کرده است و به هر کس حقش را داده ا ست، کارگزاران و توده مردم و بینوایان و تهیدستان و هر گروهی از گروههای مردم، سپس امام فرمود: اگر عدالت برقرار شده بود، همه مردم بینیاز شده بودند.
اگر حاکمیت درست و اسلامی باشد، برنامههای حکومت به درستی تنظیم شده و مجریان آن نیز در جای خود به کار گمارده میشوند و دیگر نیازمندی و محرومیتی در جامعه نمیماند. زیرا کارگزاران حکومت حق به دنبال اجرای اصول عدالت خواهند بود.
3. رسیدگی به محرومان و مستضعفان
رسول خدا(ص) فرمود:در آن عصر، مهدی ظهور میکند و او از فرزند این شخص (علی بن ابیطالب) است. خداوند به دست او، دروغ را نابود میکند و روزگار سخت را از بین میبرد و ریسمان بردگی و بندگی را از گردنهایتان بر میدارد.
امام باقر(ع) فرمود:وقتی مهدی(عج) ظهور میکند، به سوی شهر مدینه میرود و هر کس از بنیهاشم را که در آنجا زندانی باشد آزاد میکند.
طاووس یمانی: ویژگی مهدی(عج) این است که نسبت به فرمانروایان و کارگزاران خود سختگیر است و در بخشش مال دستی باز دارد و نسبت به بیچارگان و بینوایان و مسکینها مهربان و با عطوفت است.
ابو روبه: مهدی به دست خود به بینوایان عطایایی میبخشد.
ب) عمران و آبادانی:
عمران آبادی زمین، و بهرهبرداری از امکانات آن تا سر حد امکان، از دیگر اقدامات حضرت است، آری جهانی که گرفتار جنگی ویرانگر شده، طعمه هواهای نفسانی قدرتطلبان گشته، مدتها در آتش جنگ سوخته کشتهها و ویرانیهایی به جای گذاشته است، نیاز بیشتری به آبادانی دارد یا بسیاری از مناطق به علت نفوذ سیاستهای استعماری و ایجاد وابستگی و محرومیت به طور کامل از آنها بهرهبرداری نمیشود، و سیستمهای تولید و کشاورزی به آنها تحمیل میگردد که به سود طبقات محروم، بلکه برای کشورهای سلطهطلب سودمند است:
از دیدگاه قرآن کریم یکی از رسالتهای آدمیان:
1. ازهمه امکانات بهرهبرداری شود.
2. از اسرافکاری و کامروایی زیاد کاسته شود.
3. تکنیکهای دقیق عامی و حتی متناسب با محیطها و سرزمینها به کار میرود.
است، چون خداوند این کره خاکی را مهد آسایش و آرامش بشر قرار داده است.
بر همین اساس امیرالمؤمنین در آغاز عهد نامه خود به مالک اشتر از او خواسته است تا به عمران و آبادانی سرزمینهای الهی تحت حکومت خود بپردازد.
این دستآورد حکومت جهانی در روایات متعدد که شیعه و اهل سنّت روایت کردهاند آمده است، مانند:
انه لا یبلغ سلطانه المشرق و المغرب و تظهر له الکنوز و لا یبقی فی الارض خراب الا یعمر؛
حکومت حضرت مهدی موعود(عج) شرق و غرب عالم را فرا میگیرد و گنجهای نهفته در زمین برای او آشکار میشود و هیچ جای ویرانی در زمین باقی نمیماند و همه آنها آباد میگردد.
امام علی(ع) میفرماید:مهدی(عج) یاران خود را به سرزمینهای گوناگون میفرستد، یارانی که در آغاز قیام با او عهد و پیمان بستند، به سوی شهرها روانه میسازد و آنان را به عدل و احسان سفارش مینماید. هر یک از آنان فرمانروای سرزمینی میگردد و پس از آن، همه شهرهای جهان با عدل و احسان آباد میگردد.
امام صادق(ع) فرمود:هنگامی که قیام کند خانههای کوفه به رودخانه کربلا و حیره متصل میگردد.
این روایت از گسترش آبادانی شهر کوفه خبر میدهد که از یک سو به حیره که اکنون حدود 60 کیلو متر از کوفه دور است و از سوی دیگر به کربلا متصل میشود که آن نیز همین مقدار از کوفه فاصله دارد.
امام کاظم(ع) نیز فرمود:هنگامی که حضرت قیام کند به آگاهی دارندگان مرکب میرساند که از میان جاده و خیابان حرکت کنند، چنان که به افراد پیاده دستور میدهد که از دو سوی خیابان حرکت نماید، پس هر سواری که از کنار خیابان حرکت کرد و به کسی آسیب رساند او را به پرداخت دیه و خونبها ملزم میکند و چنانچه فردی پیاده در میان خیابان حرکت کرد و دچار آسیب شد، حق گرفتن دیه را ندارد.
امام باقر(ع) میفرماید:هنگامی که حضرت قیام کند به شهر کوفه میرود آن گاه هیچ مسجدی بر روی زمین نمیماند که شرفه (ایوان و کنگره داشته باشد) یا بر خانههای دیگر مشرف باشد، مگر آنکه آن را ویران میسازد و آن را به شکلی قرار میدهد که مشرف نباشد و راههای اصلی را گسترش میدهد.
و لا یبقی فی الا رض خراب الا یعمرّه؛
در همه زمین جای خرابی نمیماند بلکه همه را آباد خواهد ساخت.
یکی از بخشهایی که در حکومت حضرت امام مهدی دگرگونی شایان توجه پیدا میکند، بخش کشاورزی و دامداری است. پس از آنکه مردم طعم تلخ کمبود باران و خشکسالیهای پیاپی و کمبود مواد غذایی و نابودی کشتزارها را چشیدهاند و زمانی که از دام و دامپروری خبری نیست و برای تهیه لقمه نانی گاه باید گران بهاترین چیز را فدا کرد، دگرگون شگفتانگیزی در کشاورزی و دامپروری پدید میآید و مواد غذایی در جامعه فراوان میگردد.
در روایات پس از ظهور حضرت از باریدن بیست و چهار باران خبر میدهند که در پی آن برکات بسیاری شامل حال مردم میشود. سبزی و خرمی، کوه و دشت و صحرا را فرا میگیرد و دیگر از بیابانهای بایر و خشک اثری نخواهد بود و نعمتها آن چنان فراوان میشوند که زندگان برای مردگان آرزوی زندگانی دوباره میکنند.
1. فراوانی باران:
از علل و عوامل مهم و اساسی رشد تولید، به ویژه در بخش کشاورزی که مادر تولید در بخشهای دیگر است، نزولات آسمانی و بارانهای مناسب و به موقع است. طبق تعالیم قرآن و احادیث پارسایی و نیکوکاری و احسان و به خصوص دادگری موجب نزول رحمتهایی الهی و وفور و نزولات آسمانی است و گناه به ویژه ظلم در روابط انسانی موجب خشکسالی و محرومیت از رحمت الهی و قلت نزولات است. در دوران ظهور چون نیکی و احسان و عدل و انصاف بر سراسر گیتی پرتو میافکند و روابط انسانی بر اصل عدم و انصاف استوار میگردد. از این رو شایسته فضل بیشتر و رحمت بیشتر میگردند و بارش بارانهای مناسب و به موقع سبب رشدن وصفناپذیر در تولید خواهد گشت.
پیامبر اکرم(ص) میفرماید:امت من در زمان (رستاخیز) مهدی به نعمتهای به دست یابند که پیش از آن و در هیچ دورهای دست نیافته بودند. در آن روزگار آسمان باران فراوان دهد و زمین هیچ روییدنی را در دل خود نگاه ندارد.
قرآن در وعده الهی درباره جامعه تقواپیشگان مژده آمده است که:
«فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّارًا* يرْسِلِ السَّمَاء عَلَيكُم مِّدْرَارًا* وَيمْدِدْكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَيجْعَل لَّكُمْ جَنَّاتٍ وَيجْعَل لَّكُمْ أَنْهَارًا»؛
سپس گفتم از پروردگارتان آمرزش بخواهید که او آمرزنده است تا از آسمان برایتان پی در پی باران فرستد و شما را به اموال و فرزندان مدد کند و برایتان بستانها و نهرها بیافریند.
رسول خدا(ص) میگوید:زمین را عدل و داد فرا میگیرد و آسمان بارانی میبارد و در نتیجه زمین محصول خود را پدیدار میسازد و امت من درحکومت آن حضرت از نعمتی برخوردار میشوند که هرگز مانند آن را ندیدهاند.
امیرمؤمنان(ع) فرمود:خداوند بزرگ به سبب وجود ما آفرینش را آغاز کرد و به سبب وجود ما نیز ختم میکند. آنچه را بخواهد به وسیله ما نابود میگرداند و با ما آنچه را بخواهد، استقرار میبخشد، به وجود ما روزگار سخت را برطرف میسازد و به سبب ما باران فرو میفرستد، سپس فریبکاری شما را از راه خدا نفریبد. از روزی که خداوند درهای آسمان را بست، قطرهای باران از آن نبارید و اگر قائم ما قیام کند آسمان باران رحمت خود را فرو میفرستد.
2. فراوانی محصولات کشاورزی:
رسول خدا(ص) فرمود:خوشا به زندگی پس از آن دوران که مسیح، دجال را میکشد، زیرا به آسمان اذن بارش و به زمین اجازه روییدن داده میشود. اگر دانهای بر روی کوه صفا گذارده شود حتماً خواهد رویید. در آن روزگار، کینه و حسادتی نخواهد بود. به گونهای که اگر شخصی از کنار شیری بگذرد به آن آسیبی نمیرساند و اگر بر مار پا گذارد او را نمیگزد.
امت من در دوران مهدی به نعمتهایی میرسند که هرگز ماندش دیده نشده است و هیچ مؤمن یا کافر به چنان نعمتی نرسیده است. آسمان بارانش را پی در پی میفرستد و زمین نیز چیزی از گیاهان را در خود نگه نمیدارد بلکه آن را بیرون میفرستد.
پیرامون آمادگی زمین در عصر حضرت مهدی(عج) زمین همانند نقرهای که پس از جوشش آرام میگیرد، آماده کشت میشود و گیاهانش را میرویاند، هم چنان که در زمان حضرت آدم بود.
درباره برکت محصولات و خوب عمل آمدن آنها یک دانه انار چندین نفر را سیراب میکند و یک خوشه انگور را چندین نفر میخورند و سیر میگرداند.
امام علی(ع) نیز فرمود:حضرت مهدی شرق و غرب زمین را تسخیر میکند بدیها و ناراحتی را برطرف میسازد و خیر و نیکی جایگزین آن میگردد، به طوری که یک کشاورز گندم و جو از هر من (یک کیلوگرم) گندم، صد من محصول به دست میآورد، همان گونه که خداوند فرمود: در هر سنبلی صد دانه به عمل میآید و خداوند برای هر کس که اراده نماید، زیادتر میکند.
در مورد رفع خشکی زمینهای بایر پیامبر(ص) فرمود:
هنگامی که حضرت مهدی در امت من ظاهر میشود زمین محصول، میوه و گلهای خود را میرویاند و آسمان بارانش را فرو میریزد.
امام صادق(ع) نیز فرمود:در تفسیر آیه (مدهامَتان: دو برگ سبز) میفرمایند: بین مکه و مدینه را درختهای خر ما به هم متصل میکند.
3. گسترش دامپروری:
رسول خدا(ع) فرمود:در روزگار پایانی زندگانی امت من، حضرت مهدی ظهور میکند و دام و گوسفند فراوان میگردد.
در آن عصر گلههای دام وجود دارند و به زندگی ادامه میدهد.
پس از کشته شدن دجَال خداوند به گلهها برکت میدهد، به گونهای که بچه شتری (در سن آمادگی برای بارداری است) گروهی از مردم را سیر میکند و گوسالهای، غذای قبیلهای را فراهم میسازد و بزغالهای برای سیر کردن گروهی کافی است.
4. بازرگانی:
رشد و گسترش بازرگانی در کشور و جامعه نشانه شکوفایی اقتصاد و ثروتمند بودن آن جامعه میباشد. از آنجا که در حکومت امام عصر مردم در وضعیت اقتصادی خوبی به سر میبرند، بازرگانی رونق میگیرد و بازارها فعّال میشوند.
رسول خدا(ص) فرمود:از نشانههای قیامت ظهور مهدی(عج) این است که مال و ثروت همانند سیل در میان مردم به جریان میافتد علم و دانش ظاهر میشود و بازرگانی گسترش یافته، و شکوفا میگردد.
عبدالله بن سلام:مردم پس از خروج دجال، چهل سال زندگی میکنند و نخلها مینشاند و بازارها برپا میگردد.
5. بهرهبرداری از معادن و منابع زیرزمینی:
برای دستیابی به خود کفایی و رفاه در سطح جامعه بشری، شناسایی معادن و منابع زیرزمینی و استخراج و بهرهبرداری از آنها کاری ضروری است. این معادن و مواد دیگری که برای بشر امروز شناخته شده نیست، در دوران ظهور مورد بهرهبرداری قرار میگیرد.
پیامبر(ص) میفرماید:و یظهر الله له کنوز الارض و معادنها؛
خداوند برای گنجها و معادن زمین را آشکار میسازد.
امام علی(ع) فرمود:و تخرج له الارض افالیذ کبدها و تلقی الیه سلما مقالیرها؛
زمین آنچه را در اعماق خویش دارد برای وی بیرون دهد، و همه امکانات و برکات خویش را در اختیار او گذارد.
فصل پنجم: برقراری امنیت و عدالت اجتماعی
1. مفهوم و جایگاه امنیت:
ریشه لغوی امنیت از ثلاثی مجرد امن و با مشتقاتی مانند ایمان، ایمنی و استیمان است. این واژه شامل دو بعد ایجابی و سلبی در تعریف امنیت میشود.
از یک سو اطمینان آرامش فکری و روحی و از سوی دیگر فقدان خوف، دلهره و نگرانی که موجب سلب آرامش و اطمینان میگردند، از کاربردهای دیگر این واژه است. پیوند معنایی ناگسستنی این اصطلاح با کلمههای اسلام، ایمان و مؤمن نشاندهنده عملیات فوقالعاده مفهوم امنیت است. مفهومی که علاوه بر قرآن و روایات به وفور در ادعیه اسلامی و شیعی دیده میشود.
قرآن و روایات بیانگر این نکته بسیار مهم هستند که هرگونه امنیتی و در هر بعد از ابعاد آن، در ایمان و اعتقادات معنوی و الهی ریشه دارد و هر گونه ناامنی در هر عرصهای بالاخره ریشهاش به بیایمانی و صفات متقابل ایمان مانند شرک، کفر، ظلم و استکبار و... برمیگردد.
در قرآن کریم، یکی از اهداف برقراری حاکمیت خدا و جانشینی صالحان و طرح کلی امامت را تحقق امنیت معرفی کرده است:
این آیه وعده جمیل و زیبایی است برای مؤمنان که عمل صالح دارند. به آنان وعده میدهد که به زودی جامعه صالحی مخصوص به خودشان برایشان درست میکنند و زمین را در اختیارشان میگذارند و دینشان را در زمین متمکن میسازند و امنیت را جایگزین ترسی که داشتند میکنند، امنیتی که دیگر از منافقین و از کفار و کید آنان بیمی نداشته باشند، خدا را آزادانه عبادت کنند و چیزی را شریک او قرار ندهند.
«وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِنًا وَاجْنُبْنِي وَبَنِي أَن نَّعْبُدَ الأَصْنَامَ»؛
و [ياد كن] هنگامى را كه ابراهيم گفت: پروردگارا، اين شهر را ايمن گردان، و مرا و فرزندانم را از پرستيدن بتان دور دار.
«وَهَذَا الْبَلَدِ