دکترین مهدویت و مسئولیت بینالمللی دولت
ضامنعلی حبیبی
چکیده
یکی ازدغدغههای اصلی متفکران جامعه بشری در گستره تاریخ، چگونگی برقراری صلح و امنیت جهانی بوده و راهکارهایی در این زمینه عرضه شده است. ازجمله، نظام بینالملل با تمام زیرمجموعه خود مانند حقوق بینالملل و مسئولیت بینالمللی دولتها.
مقاله حاضر مسئولیت بینالمللی دولت در حقوق بینالملل عمومی را برمیرسد که مبتنی بر انسان محوری و عقلانیت مدرن است. همچنین مسئولیت جهانی در دولت مهدوی که مبتنی بر جهانبینی توحیدی و خدامحوری است، پیگیری میشود.
پژوهش حاضر پاسخ میدهد که آیا نظام بینالمللی موجود که بر عرف و عادت تکیه دارد، میتواند به صلح و امنیت جهانی کمک نماید، یا دکترین مهدویت که مبتنی بر جهانبینی توحیدی و آموزههای وحیانی است؟
موضوع مسئولیت بینالمللی دولت، یکی از مباحث اصلی و بنیادی حقوق بینالملل است. دولتهای مختلف با پذیرش میثاقهای بینالمللی، خود را موظف میدانند که در روابط بینالمللی، مسئولیتپذیر باشند و در صورت ضرر زدن به دولت عضو یا غیرعضو یا اتباع و شهروندان آن دولتها، خود را به جبران خسارت مکلف میدانند.
اما مسئولیت بینالمللی در دولت مهدوی(عج) چگونه خواهد بود؟ آیا این دولت، تابع نظم بینالمللی موجود است که بر انسانمحوری، و سنتهای تبعيضآمیز و ظلم علیه بشر تکیه دارد و در قبال نظم بینالمللی موجود مسئولیتپذیر است، یا از نظام جدیدی تبعیت میکند که مبتنی بر توحید و خدامحوری، و برپایه قسط و عدالت اجتماعی است؟
در نظام بینالملل موجود، مسئولیت بینالمللی کشورهای مختلف با مرزهای جغرافیایی مشخص، مکتب فکری معین و نظامهای سیاسی متفاوت تعریف شده و هر کشور مبانی فکری و عقیدتی خاصی دارد.
اگر فعل زیانبار از طرف کشوری سر زند و رابطه سببیت بین فعل زیانبار و عملکرد دولت موجود باشد، دولت با فراهمبودن ارکان مسئولیت مکلف به جبران ضرر و خسارت وارده خواهد بود.
اما دکترین مهدویت، راهکارهایی برای مسئولیت بینالمللی دولت اندیشیده و عرضه داشته است. دولت در دکترین مهدویت مبتنی بر اصولی است که رابطه حق و تکلیف در بین دولت و شهروندان بر آن اساس شکل خواهد گرفت و تمام مردم آن دولت، جهانی خواهند بود و دولت از حقوق سیاسی، اجتماعی و مدنی تمام شهروندان حراست و حمایت خواهد کرد.
مفاهیم واژه شناسی
تعریف دکترین
دکترین در لغت به معنای آیین، عقیده و مسلک است ولی در سیاست یعنی طرزتفکر و خطمشی دولتمردان در امور سیاسی. این واژه معمولاً به مجموعه اقدامات و خطمشی سیاسی دولتمردي که مشابه دولتمردان قبلی باشد اطلاق نمیشود، بلکه بخشی از اقدامات و سیاستهای او را که جنبه ابتکاری داشته باشد و آثار مهمی، به جای گذارد، دکترین وی مینامند.
دکترین مهدویت
اصطلاح دکترین در فرهنگ و ادبیات دینپژوهی جامعهشناسی سیاسی، به آموزه یا اعتقادی اطلاق میشود که بر اساس آن مجموعهای از مسائل و موضوعات خردتر تفسیر میگردد. در دکترین، یک یا چند اصل بنیادین وجود دارد که نظریهها با آن معنا مییابند.
در تفکر اسلامی، مسئله مهدویت از جمله موضوعاتی است که در کانون اعتقادات اسلامی قرار دارد و دارای موقعیت و منزلت ویژهای است. از این رو، مبحث مهدویت در اسلام و مبحث صلح جهانی در ادیان، به منزله فلسفه تاریخ تلقی میگردد و در اینجا نظریهای اصلی و بنیادین است که بسیاری از اعتقادات دیگر بر محور آن تفسیر میشوند.
این نظریه را به دکترین مهدویت تعبیر میکنیم. مقصود از این دکترین، نگریستن به موضوع ظهور امامعصر و حکومت جهانی ایشان به مثابه یک تئوری جامع و فراگیر است.
خطمشی سیاسی که در حکومت جهانی امامعصر بهکار گرفته میشود، کاملاً ابتکاری خواهد بود که برگرفته از منابع متون دینی، سنت و سیره پیامبر اکرم(ص) و امامان معصوم(ع) است.
نظم، نظام و خطمشی سیاسی که حضرت مهدی(عج) برای اداره و اصلاح امور جهان به کار میبرد، مشابه خطمشی دولتمردان قبلی نخواهد بود. چون دولت مهدوی، آخرین دولت بشری به شمار میآید.
مسئولیت بینالمللی
مسئولیت بینالمللی تکلیفی است که به موجب حقوق بینالملل به دولتها تحمیل میگردد، تا هر دولت خساراتی را که بر اثر نقض قواعد حقوق بینالملل، ناشی از عمل یا خودداریاش در انجامدادن تکلیف به دولت دیگر وارد کرده، جبران نماید.
به بیان دیگر، تعهد به جبران خسارت، محتوای اصلی مسئولیت بینالمللی است و در اشکال مختلف و راههای گوناگون به اجرا درمیآید که هریک از آن کارکرد خاصی دارد... جبران خسارت واژهای عمومی و کلی است که روشهای گوناگون و تحت اختیار، برای رهاساختن خویش از مسئولیت بینالمللی یا ادای مسئولیت را تشریح میکند.
دولت
یکی از پیچیدهترین و مهمترین نهادهایی که در حقوق اساسی و حقوق بینالملل و همچنین علوم سیاسی از آن بحث میشود «دولت» است... در تعریف حقوقی دولت آمده: مجموعهای از مردم که در قلمرو معین و محدود جغرافیایی و تحت حاکمیت خاصی، سکونت دارند.
دولت به معنای وسیع کلمه، جامعهای به شمار میآید که در آن، قدرت سیاسی، طبق قوانین اساسی تعیین شده و قدرتی است که سرنوشت جامعه یادشده را در دست دارد. در مفهوم عمومی، دولت یعنی مجموعه سازمانهای اجرایی که قدرت اداره جامعه به آن داده شده است، این مجموعه از اجزای ذیل تشکیل میشود:
الف) مجلس شورا؛
ب) حکومت یا مجموعه نخستوزیر و کابینهاش؛
ج) دستگاه اداری و پلیس و نیروهای مسلح؛
د) دادگستری یا قوه قضایيه.
به عبارت دیگر، به سازمان سیاسی جامعه که برای اداره امور آن به وجود میآید، دولت میگویند. در بسیاری از کشورها، سازمان دولت از رئیس مملکت جداست (پادشاه یا رئیسجمهور) رئیس دولت و یا نخستوزیر از طرف پادشاه یا رئیسجمهور و یا مستقیماً از طرف پارلمان تعیین میشود.
در واقع دولت، در برابر پارلمان مسئولیت دارد و با رأی عدماعتماد پارلمان، برکنار میشود در رژیمهای ریاستی ریاست کشور، با رئیسجمهور یا پادشاه است و نخستوزیر، زیرنظر رئیس کشور انجام وظیفه میکند و مشروعیت قدرت خود را از او میگیرد.
اما در رژیم پارلمانی، رئیس دولت و نخستوزیر، قدرت و مشروعیت خود را از پارلمان میگیرند و در مقابل آن پاسخگو هستند. اما در نظام سیاسی مهدوی، مشروعیت قدرت الهی است و امام معصوم، حاکم سیاسی و خلیفه خداوند در روی زمین محسوب میشود و در پیشگاه او پاسخگوست و قلمرو حاکمیت او در کل زمین گسترش مییابد و محدودیتهایی که در نظامهای سیاسی کنونی وجود دارد، در نظام سیاسی و دولت مهدوی، وجود نخواهد داشت.
حکومت جهانی
حکومت جهانی، یعنی حکومت واحد که ضامن صلح و آرامش جهانی است. در این حکومت ایدهآل، تشکیل یک فدراسیون پیشبینی شده و قانون واحدی نیز برای آحاد ملت وضع خواهد شد. «اتحادیه جهانی فدرالیستها»، از طرفداران پروپا قرص این عقیده هستند.
مراد از حکومت جهانی، همان دولت جهانی است. چون حکومت به معنای سازمان سیاسی است که مسئولیت اداره جامعه را بر عهده دارد.
جایگاه مسئولیت بینالمللی
مسئولیت بینالمللی ارکان نظام بینالمللی را تشکیل میدهد و بیاحترامی به قواعد آن، موجب تضعیف حقوق بینالملل و ایجاد ناامنی و بیثباتی در روابط کشورها و اتباع آنها میشود.
مسئولیت بینالمللی از موضوعات مهم و اساسی رشته حقوق بینالملل است. احتمال مطرحشدن مسئولیت و همچنین جبران هرگونه عمل غیرقانونی بیشک در رفتار دولتها تأثیر دارد، زیرا احترام و حیثیت دولتها در جامعه بینالملل، بهطور مستقیم با این مسئله در ارتباط است. مسئولیت بینالمللی با چهار شرط محقق میشود:
1. نقض یکی از تعهدات بینالمللی؛
2. تحقق ضرر و زیان؛
3. وجود رابطه سببیت؛
4. قابلیت انتساب عمل زیانآور به یکی از سازمانهای دولتی.
قابلیت انتساب عمل زیانآور گاهی غیرمستقیم است که در اثر اقدامات غیرقانونی و بدونمجوز افراد پایینرتبه ایجاد میشود. دولت برای جبران خسارات ناشی از رعایتنکردن تعهدات حقوق بینالملل مسئولیت دارد. اغلب این مفهوم، با مسئولیت خسارات وارده به بیگانگان همراه است.
مسئولیت بینالمللی، متکی بر عرف و عادت و اصل شناختهشدهای است که به موجب آن، کشوری که مرتکب عمل نامشروعی شده، ناگزیر است زیانهای وارده را به کشور زیاندیده جبران کند. بنابراین، جبران زیانها، مکملی برای اجرای توافقنامه است، بدون این که قید آن در خود توافقنامه ضرورت داشته باشد.
این نهاد حقوقی، نهتنها برای اشخاص خارجی مقیم در هر کشور، بلکه به اموال آنها در آن کشور و معاهدات منعقده میان اشخاص و دولت خارجی قابلیت اعمال دارد.
هر نوع عمل تبعیضآمیز دولت محل اقامت اشخاص خارجی، باعث ایجاد مسئولیت بینالمللی آن دولت خواهد شد. این یکی از اصول ابتدایی حقوق بینالملل به شمار میآید که هر کشوری مجاز است از اتباع خود که بر اثر ارتکاب اعمال مغایر با حقوق بینالملل کشور دیگر، زیاندیده، حمایت کند.
اصل مسئولیت قاعدهای عرفی است که در خصوص هر فرد یا مقام بدون کمترین تفاوت اجرا میشود. یعنی در سیره عقلا هر فرد، مسئول جبران خسارات وارده، از ناحیه زیردستانش است ـ خواه خسارتدیده و خسارتزننده تابع یک کشور باشند، خواه تابع دو کشور با اصول حقوقی متفاوت ـ در این داوری عرفی تفاوتی نیست.
با توجه به گسترش ارتباطات و صنعت جهانگردی و روابط گسترده تجاری، بحث مسئولیت بینالمللی دولت و کشورها ضروری است. هر کشور پس از صدور روادید برای اتباع خارجی در داخل کشور خود، مکلف است از حقوق و آزادیهای او حمایت کند. همچنین کشور متبوع به حمایت از اتباع خود موظف است که آنها طبق موازین بینالمللی به گردشگری و تجارت بپردازند.
بنابراین مسئولیت بینالمللی دولتها و مسئولیتپذیر بودن آنها، از عناصر اصلی نظام بینالمللی موجود است. اگر این اصل خدشهدار گردد، نظم بینالمللی که محصول اندیشه متفکران و تجربه درازمدت جامعه بشری است، مخدوش خواهد گردید.
جامعه جهانی در مورد اصل پذیرش مسئولیت بینالمللی، توافق دارند، اما این اصل، روی کدام مبنا و اساس استوار است؟ در این مورد، حقوقدانان دو دستهاند: بعضیها معتقدند، مسئولیت بینالمللی مبتنی بر ضرر است.
هر کس باعث ضرر شود باید جبران نماید. گروهی علاوه بر ضرر، وجود تقصیر را نیز شرط میدانند. به نظر میرسد مسئولیت امری عرفی باشد که مبتنی بر عرف و سیره عقلاست که اگر کسی به دیگری ضرر زد، مسئول جبران آن خواهد بود.
مبانی مسئولیت بینالمللی دولت
مبانی مسئولیت بینالمللی دولت عبارتند از:
1. نظریه تقصیر: مطابق این نظریه، تقصیر عملی که موجب به وجودآمدن مسئولیت بینالمللی میگردد، نهتنها باید مغایر با تعهدات بینالمللی باشد، بلکه لازم است ترک فعل، سهل انگاری و... نیز تلقی گردد.
به این نظریه، ایراداتی وارد شده که ناشی از حقوق خصوصی است و انتقال آن به محدوده بینالمللی مقدور نیست و باعث پیچیدگی روابط بینالمللی میگردد.
2. نظریه خطر یا مسئولیت عینی: طبق این نظریه، مسئولیت کشور، یک ویژگی کاملاً عینی دارد و به تفکر ضمانت متکی است؛ تفکری که تقصیر در مفهوم معنوی آن هیچ نقشی ندارد.
در این سبک، مبنای مسئولیت تنها رابطه سببیت و علت و معلولی موجود بین فعالیت کشور، مغایر با حقوق بینالملل است یعنی به محض اینکه میان فعالیت کشور و عمل مغایر با حقوق بینالملل رابطه علیت برقرار شود، مسئولیت کشور هم مطرح میشود و کشور مزبور مکلف است از عهده مسئولیت برآید.
اسلام و دولت جهانی
برای شناخت دولت و قدرت در اسلام، اول باید به سرچشمه فیاض و مرجع اصلی آن یعنی قرآن توجه کرد. قرآن، کلامی است آسمانی که از منبع لایزال وحی سرچشمه گرفته و بر پیامبر نازل شده است که چارچوب اصلی دکترین و نظریات اسلام را شکل میدهد؛ کتابی است که اهم قوانین اسلامی و نظریات سیاسی جامعه اسلامی از آن اخذ و استنباط میگردد.
طبق آموزههای دینی، اسلام به دنبال تأسیس حکومتی جهانی است. موازینی که در قالب حقوق، سیاست، اقتصاد، اخلاق و عقاید عرضه میشود، همه شئون زندگی فردی و جمعی را دربرمیگیرد و با طبیعت آدمی تطبیق دارد.
در فلسفه سیاسی اسلام، شکلگیری جامعه جهانی منظور است و با جوامع محدود، در وضع ملتهای جدا از هم که فقط به منافع خود میاندیشند، موافقت ندارد و انسانها را به وحدت و ایجاد جامعه الهی دعوت میکند. تجزیه و تحلیل تأسیس حکومت جهانی اسلام، در واقع بررسی اصول حقوق بینالملل اسلامی است.
اسلام در نظر دارد از انسانها، فقط یک امت بههمپیوسته و واحد تشکیل بدهد یعنی کشوری به طول و عرض جغرافیای همه زمین فراهم آورد. قرآنکریم، رسالت و مسئولیت انسانها را تبیین میکند و در آیاتی خطاب به آنها میفرماید:
ـ «وَهُوَ الَّذِی جَعَلَكُمْ خَلَائِفَ الْأَرْضِ»؛
ـ «ثُمَّ جَعَلْنَاكُمْ خَلَائِفَ فِی الْأَرْضِ»؛
ـ «هُوَ الَّذِی جَعَلَكُمْ خَلَائِفَ فِی الْأَرْضِ».
خداوند متعال در این آیات، انسان را خلیفه و مسئول در زمین قرار داده است. دسته دیگر از آیات، رسالت پیامبران را بدون محدودیت جغرافیایی و ملی و نژادی متوجه همه اهل زمین میدانند.
ـ «یا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِیفَةً فِی الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَینَ النَّاسِ بِالْحَقِّ»؛
ـ «وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً»؛
ـ «تَبَارَكَ الَّذِی نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِیكُونَ لِلْعَالَمِینَ نَذِیرًا»؛
ـ «قُلْ یا أَیهَا النَّاسُ إِنِّی رَسُولُ اللَّهِ إِلَیكُمْ جَمِیعًا»؛
ـ «وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشِیرًا وَنَذِیرًا».
از این آیات، به خوبی پی میبریم که اسلام، دین همه مردم است و پیام دین، انسانشمول و جهانشمول است. رسالت و خلافت انبیا برای همه انسانها، در تمام ادوار تاریخ است و در پیام قرآن محدودیت زمانی، مکانی و منطقهای وجود ندارد.
ولی واقعیتهای حاکم بر زندگی جوامع بشری، تا پیش از رسیدن به چنان کمال مطلوب و جامعه آرمانی انکارپذیر نیست. باید برای اوضاع کنونی چارهاندیشی کرد. بنابراین، اسلام قبل از هرچیز باید برای وضعیت موجود تدابیر لازم را بیندیشد و برنامهای برای آن تدوین کند و همزمان با اصلاح اندیشه بشر، او را آماده نماید تا نظام جهانشمول خود را در عمل، در سراسر گیتی گسترش دهد.
بنابراین، نظام حقوقی اسلام را میتوان از دو دیدگاه بررسی کرد:
الف) جامعه آرمانی و کمال مطلوب
کمال مطلوب و جامعه آرمانی که در آن، مقررات حقوقی الهی حکومت نماید و در عالم خارج نیز تحقق عینی داشته باشد، آرمان دیرینه بشری و اساس دعوت انبیا بوده است و متفکران نیز بشر را به سوی این جامعه موعود، هدایت و تشویق نمودهاند.
در صورت تشکیل آن و تکوین امت واحد بر مبنای، ارزشهای اسلامی، و با توجه به آموزهای دینی دیگر در روی زمین، جایی برای حقوق بینالملل که محصول اندیشه و تفکر و تجربه درازمدت جامعه بشری است، نخواهد بود.
ب) وضعیت موجود و واقعیتهای عینی
در وضعیت موجود که سراسر گیتی دعوت اسلام را نپذیرفتهاند و زمینه تشکیل جامعه و دولت جهانی بر پایه اسلام و ارزشهای دینی مساعد نیست، در این صورت، ناگزیریم با ملتها و دولتهای مختلف زندگی مسالمتآمیز داشته باشیم.
در چنین وضعیتی، به حقوق بینالملل و سازمانهای بینالمللی برای نظمبخشیدن امور بینالمللی نیازمندیم که بر مبنای آن، صلح و امنیت در جامعه بینالمللی استقرار یابد. حقوق بینالملل زیرمجموعههایی را شامل میشود ـ از جمله مسئولیت بینالمللی دولتها ـ که با توجه به واقعیتهای عینی موجود تدوین و تنظیم شده است.
زندگی اجتماعی در جهان معاصر، بدون همآهنگی، تعاون و نظم بینالمللی امکان پذیر نیست و باید برای حفظ صلح و امنیت جهانی و جلوگیری از جنگ، تدابیری اندیشید. در حقیقت، رسیدن بشر به مرحلهای از عقلانیت، خود پیش زمینه تشکیل دولت جهانی حضرت مهدی(عج) است.
شکلگیری دولت مهدوی
نظام سیاسی و دولت مهدوی، دولت منحصربهفرد است که در نوع خود، در تمام عرصهها موفق خواهد بود. این نظام سیاسی که امام معصوم، رهبری آن را به عهده دارد، از خطا و اشتباه مصونیت دارد، چون متصل به خداوند و مشمول تأییدات الهی است، نظامی که در روی زمین مثل و مانند ندارد، زیرا نظام خلافت خداوند در روی زمین است و بر اساس آموزههای دینی و وحیانی شکل میگیرد.
بر اساس روایات، اوضاع زمان نزدیک ظهور از نظر اجتماعی، اخلاقی و سیاسی، کاملاً نامساعد است. زیرا همه از وضع موجود ناراضیاند و منتظر انقلاب و تغییر زمامداران خود و رسوم باطل هستند. این اوضاع، همگی به نفع حضرت مهدی(عج) شکل میگیرد.
چون ازیک طرف، حکومتهای بیدوام که عمر آنها، یک ماهه و یک ساله است، به هرج و مرج و بیثباتی و اضطراب مردم میانجامد و از طرف دیگر، جنگهای محلی، منطقهای و جهانی، باعث ازبینرفتن تجهیزات و نیروهای درگیر میشود.
این جنگها تا آمدن مهدی موعود(عج) ادامه دارد و میلیونها نفر را در کام مرگ میکشد و ناامیدی، گرانی، کمبود، ترس، بیماری، خرابی، اختلاف و... را به بار میآورد. در نتیجه، باعث خستگی مردم از وضع موجود و انتظار وضع بهتر میشود. یکی از فلسفههای غیبت، آمادگی و پذیرش عمومی است.
وقتی آمادگی و پذیرش عمومی ایجاد شد و زمینه تشکیل دولت جهانی و عدالتگستر آن حضرت مساعد گردید، دولتی شکل خواهد گرفت که وسعت و گستره آن، انسانشمول و جهانشمول است. منظور از ارض در متون و منابع دینی این است که برای تمامی زمین و زمینیان فقط یک دولت خواهد بود.
اداره و رهبری چنین دولتی کار دشواری است که تنها با برخورداری از رهبری الهی و کارگزارانی دلسوز و معتقد به نظام الهی و حاکمیت اسلام امکانپذیر است. امام مهدی(عج) وزیرانی میگمارد که پيشینه مبارزاتی دارند و در تجربه و عمل، پایداری و قاطعیت از خود نشان میدهند و استاندارانی قوی، اداره استانها را به عهده میگیرند که جز مصالح کشور اسلامی و خشنودی خداوند، به چیز دیگری نمیاندیشند.لذا بر دشواریها پیروز میشوند و ویرانیهای حکومتهای پیشین به آبادانی تبدیل میگردد و وضع به گونهای میشود که عدهای آرزو میکنند مردگان دوباره زنده شوند.
قلمرو و گستره دولت مهدوی
اسلام در دولت مهدی جهانگیر خواهد شد. امام صادق(ع) در ذیل آیه شریفه «وَلَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ طَوْعًا وَكَرْهًا» میفرماید:
إذا قام القائم لایبقی أرض إلاّ نودی فیها شهادة أن لا إله الاّ الله و أنَّ محمّداً رسولالله؛
زمانیکه مهدی قیام کند، زمینی باقی نمیماند مگر اینکه به یگانگی خداوند، توحید و رسالت حضرت محمد(ص) شهادت میدهد.
امام موسیبنجعفر(ع) نیز در تفسیر این آیه شریفه، آن را مربوط به قائمآلمحمد میدانند هنگامیکه علیه یهود، نصارا، ستارهپرستان، مادیگرایان و برگشتگان از اسلام و کفار در شرق و غرب عالم، قیام میکنند و پس از پیشنهاد اسلام هرکس از روی میل پذیرفت، او را به واجبات اسلام امر مینمایند و هرکس مسلمان نشود و در مقابل دولت جهانی اسلام، مانعتراشی و دسیسه نماید، موانع را برطرف نموده، گردنش را میزند تا آنکه در شرق و غرب عالم احدی نماند مگر اینکه خداوند را به یگانگی پرستش کند.
این حدیث شریف و احادیث که در تفسیر آیه از معصومان(ع) وارد شده، به خوبی دلالت دارد که قلمرو دولت مهدوی به گستردگی تمام زمین است و حکومت، سیاست و نظمی واحد بر جهان حاکم میشود.
امام باقر(ع) در تفسیر آیه شریفه «الَّذِینَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوْا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنْ الْمُنْكَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ»؛ (آنان را در روی زمین قدرت دهیم تا نماز را به پا دارند و زکات دهند و امر به معروف و نهی از منکر کنند و برای خداست سرانجام امور)، فرمودند:
فهذه لآل محمّد(ص) ... إلی آخر الأئمة و المهدی و أصحابه یملکهم الله مشارق الأرض و مغاربها و یظهر به الدین و یمیت الله به و بأصحابه البدع و الباطل کما أمات السفهاء الحقّ حتّی لایری أثر من الظلم و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر؛
این حدیث شریف، به چند اصل از اصول دولت جهانی مهدوی اشاره دارد:
الف) دولت مهدوی، جهانی خواهد بود و حکومتهای منطقهای و قومی از بین میرود؛
ب) در دولت مهدوی باورها و ارزشهای دینی تقویت میگردد و ارزشها و سنتهای متروک و فراموششده، احیا میشود؛
ج) بدعتها و ضدارزشها نابود میگردد و از ظلم و تبعیض و بیعدالتی در آن جامعه خبری نخواهد بود؛
د) سنت امر به معروف و نهی از منکر در جامعه احیا میشود و ظلم و بیدادگری، از میان رخت برمیبندد و عدالتگستری جای آن را میگیرد.
امام صادق(ع) در مورد فراگیربودن دولت جهانی حضرت مهدی میفرمایند: لایأتون علی أهل دین إلاّ دعوهم إلی الله و إلی الإسلام و إلی الإقرار بمحمّد(ص) و من لم یقرّ بالإسلام، قتلوه حتّی لایبقی فی المشرق و المغرب أحد إلاّ أقرّ؛
دعوت جهانی اسلام، با برهان و حکمت و موعظه برای مردم عرضه میشود. مردم حقانیت اسلام را درک نموده، به آن گرایش پیدا میکنند، به طوریکه در شرق و غرب عالم، کسی نمیماند جز اینکه به حقانیت اسلام اعتراف نموده، به آن ایمان میآورد.
مهدویت و غلبه بر باطل
ابوبصیر در مورد تفسیر آیه مبارکه «هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِینِ الْحَقِّ لِیظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ» ، از امام باقر(ع) چنین نقل میکند:
والله ما نزل تأویلها بعد و لاینزل تأویلها حتّی یخرج القائم فإذا خرج القائم لم یبق کافر بالله العظیم و لا مشرک بالإمام إلاّ کره خروجه حتّی لو کان کافر أو مشرک فی بطن صخرة لقالت: یا مؤمن فی بطنی کافر فاکسرنی و اقتله؛
وقتی دین مقدس اسلام بر تمامی ادیان غالب گردید و دولت حق مهدوی تشکیل شد، کسانی که علیه این نظام الهی دسیسه نمایند، در هر نقطه از زمین باشند به کیفر عمل خود خواهند رسید. با توجه به اینکه اسلام دین رحمت و رأفت است و پیامبر گرامی اسلام رحمةللعالمین خوانده شدهاند و خاندان پیامبر نیز خاندان رحمت و عطوفت هستند، هدف اصلی امام قتل و کشتار و «ضرب عنق» نیست، بلکه هدف اصلی هدایت و تربیت تمام مردم و برداشتن موانع در این راه است.
همچنین در پذیرش اسلام اجباری نیست بلکه مردم با حکمت «موعظه حسنه» و «مجادله احسن» به اسلام دعوت میشوند. جنگی که در اسلام مشروعیت دارد، به دلیل دفاع از ارزشهای پذیرفته دینی است.
جایگاه اقلیتهای دینی در دولت مهدوی
بر اساس روایات و نصوص دینی، در دولت مهدوی، حقوق اقلیتها بهطور کامل رعایت میگردد و آنها با امضای قرارداد ذمه و کسب تابعیت دولت مهدوی، آزادانه زندگی میکنند و دولت نیز مکلف است از حقوق و آزادیهای آنان ـ در صورت معارضنبودن با ارزشهای دینی ـ دفاع و حمایت نمایند. مثلاً در مورد اهل ذمه امام صادق(ع) به ابوبصیر فرمودند:
یسالمهم کما سالمهم رسولالله(ص) و یؤتون الجزیة عن ید و هم صاغرون؛
مانند پیامبر با آنها قرارداد و پیمان میبندد و آنان نیز با کمال خضوع میپذیرند و به پرداخت جزیه حاضر میشوند.
در روایت دیگر، امام باقر(ع) میفرماید: إذا قام قائم أهل البیت... و یستخرج التوراة و سائر الکتب الله عزّوجلّ من غار بأنطاکیة و یحکم بین أهلالتوراة بالتوراة و بین أهلالإنجیل بالإنجیل و بین أهلالزبور بالزبور و بین أهلالقرآن بالقرآن.
پیآمدهای دولت جهانی مهدوی
حکومت مهدوی آثاری در پی دارد، از جمله:
1. عدالت
یکی از دستآوردهای مهم و اساسی دولت مهدوی که در آیات قرآن و روایات به آن اشاره شده، عدالتمحوری و دادگری است. مثلاً در روایات آمده وقتی قائم، قیام میکند، جهان را پر از عدل و قسط مینماید، همانگونه که پر از ظلم و جور شده است. رسالت عدالتگستری حضرت مهدی در گستره زمین مسئولیتی الهی است.
امام باقر(ع) میفرمایند: إذا قام قائم أهلالبیت قسم بالسویة و عدل فی الرعیّة... و یملأ الأرض عدلاً و قسطاً و نوراً کما مئلت ظلماً و جوراً و شرّاً؛
هرگاه قائم ما اهلبیت قیام کند، اموال عمومی را بین مردم به طور مساوی قسمت میکند و عدل و عدالت را در جامعه برقرار مینماید... زمین را پر از عدل میکند، همانگونه که پر از ظلم و ستم شده است.
در حدیث دیگر میفرمایند: إذا قام القائم حکم بالعدل و ارتفع فی أیّامه الجور و آمنت به السبل؛
عصر حکومت مهدوی، دوران پایان ظلم و بیعدالتی خواهد بود تا جایی که انسانها حتی اجازه ندارند مزاحم حیوانات و پرندگان گردند. حتی حیوانات وحشی نیز در آرامش و امنیت کامل به سر میبرند؛ راهها امن میگردد؛ کمبود و فقر اقتصادی وجود ندارد تا مردم مجبور شوند برای رفع احتیاجات مادی خود، اقدام به سرقت کنند؛ قوانین دست و پاگیر برچیده میشود و مهرورزی و محبت تا حدی گسترش مییابد که همسایگان تصور میکنند اعضای یک خانوادهاند؛ شهروندان ازحکومت هراس ندارند و حکومت از شورش شهروندان در امان خواهد بود.
2. امنیت جهانی
در دولت مهدوی چنان امنیت جهانی برقرار میشود که زنان بدون همراهداشتن محرم، مسافرت میکنند و با هیچ مشکلی مواجه نمیشوند. حضرت علی(ع) در این باره میفرماید: حتّی تمشی المرأة بین العراق إلی الشام لاتضع قدمیها إلاّ علی نباتها و إلی رأسها زیبلها لایهجها سبع ولاتخافه؛
در حکومت مهدوی، چنان امنیت فراگیر و جهانی حاکم خواهد شد، که وقتی زنی بین عراق و شام مسافرت میکند، در تمام مسیر روی سبزهها قدم میگذارد و تمام زیورآلات خود را همراه دارد، اما هیچگونه احساس ترس و ناامنی نمیکند.
3. فرح و شادمانی عمومی
در سایه دولت مهدوی، فرح و شادمانی عمومی حاکم است. برکات و خیرات الهی شامل حال مردم میشود. «یفرح به اهل السماء و أهل الأرض، و الطیر و الوحوش و الحیتان فی البحر؛ علاوه بر انسانها شادمانی و فرح و آسایش، شامل پرندگان و حیوانات وحشی و ماهی دریا نیز میشود».
4. رفاه عمومی و فقرزدایی
مردم در دولت عدالتگستر مهدوی، به کلی تغییر روحیه میدهند و از لحاظ مادی و معنوی به حد کمال میرسند و صلح و صفا و صمیمیت جهان را فرا میگیرد. خداوند برکات خود را بر اهل زمین نازل میکند و رحمت و فیضش، همه افراد را فرامیگیرد.
در نتیجه، تمام گرفتاریها، قحطیها و بدبختیها پایان میپذیرد. زیرا تمام بدبختیها و کمبودها و گرفتاریها و حتی نزول بلایای آسمانی و زمینی در اثر نافرمانی بندگان و خاضعنبودن آنان در برابر خالق جهان است.
پیامبر اسلام(ص) میفرماید: إنّ المهدی من عترتی من أهلبیتی یخرج فی آخرالزمان تنزل له السماء مطرها و تخرج له الأرض بذرها فیملأ الأرض عدلاً و قسطاً کما ملأها القوم ظلماً و جوراً، إنّ قائمنا إذا قام أشرقت الأرض بنور ربّها و... یطلب الرجل منکم من یصله ویأخذ من زکاته لا یوجد أحد یقبل منه ذلک، استغنی الناس بما رزقهم الله من فضله؛
زمین در زمان دولت مهدوی به نور الهی روشن میشود و مردم در رفاه و آسایش عمومی به سر میبرند و دارای وسعت رزق میشوند، به طوریکه، اگر کسی بخواهد زکات و صدقات بدهد، دنبال فقیر و مستحق میگردد، اما چنین فردی را پیدا نمیکند چون همه مردم از نعمات الهی برخوردارند و در ثروتمندی و بینیازی به سر میبرند.
در روایت دیگری، امام معصوم میفرماید: إذا قام القائم حکم بالعدل و ارتفع فی أیّامه الجور... فحینئذ تظهر الأرض کنوزها و تبدی برکاتها ولا یجد الرجل منکم یومئذ موضعاً لصدقته ولا لبره لشمول الغنی جمیع المؤمنین؛
زمانی که قائم قیام کند، به عدالت حکم مینماید و در روزگار او ظلم و ستم از میان میرود... و در این هنگام زمین برکاتش را بیرون میدهد و به خاطر همگانیشدن بینیازی و ثروتمندی در میان مؤمنان، مردی از شما در آنهنگام جایی را برای صرف صدقات و انفاقهای خود نمییابد.
نظام بینالمللی موجود چون به ارزشهای دینی متکی نیست و بازیچه دست زورمداران و ثروتمندان قرار دارد، نمیتواند عدالت را برقرار کند و امکانات مادی بهطور عادلانه توزیع نماید، بلکه عدهای قدرتطلب بر تمام امکانات سلطه دارند. اما در جامعه جهانی مهدوی، از استضعاف و بهرهکشی خبری نیست.
لذا ثروتمندی فراگیر خواهد شد. ثروت عمومی و مواهب طبیعی مانند خون در تمام رگهای جامعه جریان پیدا میکند.
5.شکوفایی علم و دانش
یکی دیگر از ویژگیهای حکومت مهدی، توسعه و گسترش علم و دانش است. پیشرفتهای علمی آن عصر در حد تصور نیست. طبق فرمایش امام صادق(ع)، علم و دانش 27 حرف است.
همه علوم و فنونی که پیامبران به جامعه بشری عرضه داشتهاند، فقط دو حرف آن بوده و بشر با تمام تلاش و پیشرفت علمی تنها توانسته همین دو حرف را بشناسد، اما بعد از ظهور، 25 حرف دیگر آشکار میگردد و آن حضرت دو حرف دیگر را به آن ضمیمه میکند و تمامی 27 حرف را در میان مردم منتشر میکند.
امام علی(ع) میفرماید: هیچ علمی نیست، مگر اینکه آن را میگشایم و هیچ سری نیست، مگر اینکه قائم(عج) به آن پایان میدهد.
در حدیث دیگر آمده است: تؤتون الحکمة فی زمانه، حتّی أنّ المرأة لتقضی فی بیتها، بکتاب الله تعالی و سنّه رسول الله؛
در زمان قیام قائم، علم و دانش چنان به بشر ارزانی میشود و دروازههای حکمت به روی مردم گشوده میگردد که زنان در خانه از احکام الهی آگاهی کامل دارند و طبق کتاب خدا و سنت رسولالله در میان مردم حکم میکنند.
کارگزاران حضرت در اقصینقاط عالم با امدادهای الهی، بر اساس علم و آگاهی و عدالتمحوری حکومت میکنند؛
إذا قام القائم(بعث) فی أقالیم الأرض رجلاً یقول عهدک (فی) کفّک فإذا ورد علیک ما لا تفهمه و لا تعرف القضاء فیه فانظر إلی کفّک و اعمل بما فیها؛
هرگاه قائم قیام کند، در سراسر عالم، کارگزارانی را اعزام میکند و به آنان سفارش مینماید که فرمان در دست شماست؛ پس هرگاه به امری مجهول برخوردید، به کف دست خود نگاه کنید و به آن عمل نمایید.
و در جای دیگر آمده: انّ المومن فی زمان القائم و هو بالمشرق لیری أخاه الذی فی المغرب و کذا الذی فی المغرب یری أخاه الذی بالمشرق؛ إذا قام قائمنا وضع الله یده علی رؤوس العباد فجمع عقولهم و کملت به أحلامهم؛
در زمان ظهور حضرت، عقل انسانها به برکت وجود ایشان کامل میگردد و انسانهای مشرقزمین، ازحال انسانهای مغربزمین اطلاع و آگاهی کامل دارند و آنها را میبینند و از حالشان اطلاع دارند، روابط بین شرق و غرب بر اساس برادری و اخوت اسلامی است. دیگر از جنگ و برخورد فرهنگها و تمدنها خبری نخواهد بود و بر جامعه بشری فرهنگ واحد حکومت میکند و شهروندان همه یکسانند.
6. مهدویت و صلح جهانی
برقراری صلح و آرامش، آرزوی دیرینه جامعه بشری است و متفکران برای برقراری صلح در جامعه تلاش علمی وسیعی انجام دادهاند و کنفرانسها و همایشهایی نیز در این زمینه برگزار شده است. تشکیل جامعه ملل و سازمان ملل متحد و سازمانهای تابعه هدفی جز برقراری صلح و پرهیز از جنگ ندارند و بر این اساس، حقوق بینالملل وضع و تدوین شده است.
یکی از مباحث اصلی حقوق بینالملل، چگونگی استقرار صلح و جلوگیری از جنگ در جامعه جهانی است اما چون اسیر قدرت و سیاست بینالملل است، رسالت اصلی را خود نتوانسته انجام دهد و به ثمر برساند، بلکه به صورت ابزار توجیه و اهرم فشار در دست قدرتهای بزرگ قرار دارد که درسایه عناوینی مانند حقوق بشر، حمایت از ملتهای تحت ستم و مبارزه با تروریسم و... هرگونه تجاوز و ظلم را به جامعه انسانی روا میدارند.
بنابراین، قانون واحدی باید بر کل جامعه بشری حاکم باشد که از منبع وحی سرچشمه گیرد و مجریان قانون نیز جز اراده خداوند و مصالح کلی بشر را در نظر نگیرند. در گذشته، رژیمهای مختلف سیاسی نیز آرزوی حکومت واحد جهانی را در سر داشتند.
اندیشه حکومت جهانی حتی از سوی رژیمهای فاشیستی و دیکتاتوری نیز شدیداً حمایت میشود. هیتلر آرزوی تشکیل یک حکومت جهانی را مبتنی بر نژاد خالص آلمان میپرورانید. فاشیستهای ایتالیا نیز از همه رومیان ـ اعم از اتباع و غیر اتباع آن کشور ـ در هر نقطهای از جهان که زندگی میکردند، یکسان حمایت مینمودند.
«مانیفیست» حزب کمونیست نیز به خود اندیشه بینالمللی «پرولتاریا» را عرضه کردند. بنابراین، ملاحظه میشود که اندیشه حکومت جهانی، چیزی نیست که در انحصار اسلام باشد. از والایی و ارجمندی این آرمان، همین بس که اقوام، ادیان، ملتها و مملکتهای مختلف جهان ـ چه در گذشته و چه در زمان معاصر ـ چنان از آن حمایت و آن را تأیید میکنند که میتوان آن را یک آرمان متعلق به جامعه بشری معرفی کرد.
این آرمان جامعه بشری که از تعالیم انبیا سرچشمه میگیرد و خداوند در قرآنکریم وعده تشکیل آن را به صالحان داده، وعدهای حق است. این آرزوی دیرینه را امام زمان(عج) با تشکیل دولت مهدوی و برپایی صلح، عدالت و امنیت جهانی برآورده خواهند ساخت.
در دکترین مهدویت و نظریه سیاسی اسلام که مبتنی بر جهانبینی توحیدی و حکومت جهانی به رهبری معصوم(ع) است و پیام دین که در حقیقت همان دکترین مهدویت به شمار میآید، معطوف به هدایت و رهبری و تکامل کل جامعه بشری است و هدف آن، برقراری عدالت، صلح، رفاه، فقرزدایی، گسترش علم و دانش و ارتقای فرهنگ و معارف است.
این برنامهها و اهداف به دست رهبری معصوم در تمام ابعاد خود در گستره زمین تحقق عینی و خارجی پیدا میکند به طوریکه دیگر از ظلم و بیعدالتی در جهان اثری نماند و دامنه این عدالتگستری و امنیت حتی شامل حیوانات و پرندگان نیز میشود.
حقوق بینالملل موجود چون مبتنی بر ارزشهای دینی نیست و اسیر سیاست بینالملل است، نمیتواند در زمینه برقراری صلح و امنیت جهانی توفیق داشته باشد. گرچه به منزله ضرورتی ثانوی ناگزیر از پذیرش آن هستیم، در جامعه آرمانی مهدوی جایگاه و موضوعیت ندارد. رابطه مردم با دولت، رابطه شهروندان و دولت خواهد بود و دولت درقبال شهروندان مسئول است.
یکی ازدغدغههای اصلی متفکران جامعه بشری در گستره تاریخ، چگونگی برقراری صلح و امنیت جهانی بوده و راهکارهایی در این زمینه عرضه شده است. ازجمله، نظام بینالملل با تمام زیرمجموعه خود مانند حقوق بینالملل و مسئولیت بینالمللی دولتها.
مقاله حاضر مسئولیت بینالمللی دولت در حقوق بینالملل عمومی را برمیرسد که مبتنی بر انسان محوری و عقلانیت مدرن است. همچنین مسئولیت جهانی در دولت مهدوی که مبتنی بر جهانبینی توحیدی و خدامحوری است، پیگیری میشود.
پژوهش حاضر پاسخ میدهد که آیا نظام بینالمللی موجود که بر عرف و عادت تکیه دارد، میتواند به صلح و امنیت جهانی کمک نماید، یا دکترین مهدویت که مبتنی بر جهانبینی توحیدی و آموزههای وحیانی است؟
موضوع مسئولیت بینالمللی دولت، یکی از مباحث اصلی و بنیادی حقوق بینالملل است. دولتهای مختلف با پذیرش میثاقهای بینالمللی، خود را موظف میدانند که در روابط بینالمللی، مسئولیتپذیر باشند و در صورت ضرر زدن به دولت عضو یا غیرعضو یا اتباع و شهروندان آن دولتها، خود را به جبران خسارت مکلف میدانند.
اما مسئولیت بینالمللی در دولت مهدوی(عج) چگونه خواهد بود؟ آیا این دولت، تابع نظم بینالمللی موجود است که بر انسانمحوری، و سنتهای تبعيضآمیز و ظلم علیه بشر تکیه دارد و در قبال نظم بینالمللی موجود مسئولیتپذیر است، یا از نظام جدیدی تبعیت میکند که مبتنی بر توحید و خدامحوری، و برپایه قسط و عدالت اجتماعی است؟
در نظام بینالملل موجود، مسئولیت بینالمللی کشورهای مختلف با مرزهای جغرافیایی مشخص، مکتب فکری معین و نظامهای سیاسی متفاوت تعریف شده و هر کشور مبانی فکری و عقیدتی خاصی دارد.
اگر فعل زیانبار از طرف کشوری سر زند و رابطه سببیت بین فعل زیانبار و عملکرد دولت موجود باشد، دولت با فراهمبودن ارکان مسئولیت مکلف به جبران ضرر و خسارت وارده خواهد بود.
اما دکترین مهدویت، راهکارهایی برای مسئولیت بینالمللی دولت اندیشیده و عرضه داشته است. دولت در دکترین مهدویت مبتنی بر اصولی است که رابطه حق و تکلیف در بین دولت و شهروندان بر آن اساس شکل خواهد گرفت و تمام مردم آن دولت، جهانی خواهند بود و دولت از حقوق سیاسی، اجتماعی و مدنی تمام شهروندان حراست و حمایت خواهد کرد.
مفاهیم واژه شناسی
تعریف دکترین
دکترین در لغت به معنای آیین، عقیده و مسلک است ولی در سیاست یعنی طرزتفکر و خطمشی دولتمردان در امور سیاسی. این واژه معمولاً به مجموعه اقدامات و خطمشی سیاسی دولتمردي که مشابه دولتمردان قبلی باشد اطلاق نمیشود، بلکه بخشی از اقدامات و سیاستهای او را که جنبه ابتکاری داشته باشد و آثار مهمی، به جای گذارد، دکترین وی مینامند.
دکترین مهدویت
اصطلاح دکترین در فرهنگ و ادبیات دینپژوهی جامعهشناسی سیاسی، به آموزه یا اعتقادی اطلاق میشود که بر اساس آن مجموعهای از مسائل و موضوعات خردتر تفسیر میگردد. در دکترین، یک یا چند اصل بنیادین وجود دارد که نظریهها با آن معنا مییابند.
در تفکر اسلامی، مسئله مهدویت از جمله موضوعاتی است که در کانون اعتقادات اسلامی قرار دارد و دارای موقعیت و منزلت ویژهای است. از این رو، مبحث مهدویت در اسلام و مبحث صلح جهانی در ادیان، به منزله فلسفه تاریخ تلقی میگردد و در اینجا نظریهای اصلی و بنیادین است که بسیاری از اعتقادات دیگر بر محور آن تفسیر میشوند.
این نظریه را به دکترین مهدویت تعبیر میکنیم. مقصود از این دکترین، نگریستن به موضوع ظهور امامعصر و حکومت جهانی ایشان به مثابه یک تئوری جامع و فراگیر است.
خطمشی سیاسی که در حکومت جهانی امامعصر بهکار گرفته میشود، کاملاً ابتکاری خواهد بود که برگرفته از منابع متون دینی، سنت و سیره پیامبر اکرم(ص) و امامان معصوم(ع) است.
نظم، نظام و خطمشی سیاسی که حضرت مهدی(عج) برای اداره و اصلاح امور جهان به کار میبرد، مشابه خطمشی دولتمردان قبلی نخواهد بود. چون دولت مهدوی، آخرین دولت بشری به شمار میآید.
مسئولیت بینالمللی
مسئولیت بینالمللی تکلیفی است که به موجب حقوق بینالملل به دولتها تحمیل میگردد، تا هر دولت خساراتی را که بر اثر نقض قواعد حقوق بینالملل، ناشی از عمل یا خودداریاش در انجامدادن تکلیف به دولت دیگر وارد کرده، جبران نماید.
به بیان دیگر، تعهد به جبران خسارت، محتوای اصلی مسئولیت بینالمللی است و در اشکال مختلف و راههای گوناگون به اجرا درمیآید که هریک از آن کارکرد خاصی دارد... جبران خسارت واژهای عمومی و کلی است که روشهای گوناگون و تحت اختیار، برای رهاساختن خویش از مسئولیت بینالمللی یا ادای مسئولیت را تشریح میکند.
دولت
یکی از پیچیدهترین و مهمترین نهادهایی که در حقوق اساسی و حقوق بینالملل و همچنین علوم سیاسی از آن بحث میشود «دولت» است... در تعریف حقوقی دولت آمده: مجموعهای از مردم که در قلمرو معین و محدود جغرافیایی و تحت حاکمیت خاصی، سکونت دارند.
دولت به معنای وسیع کلمه، جامعهای به شمار میآید که در آن، قدرت سیاسی، طبق قوانین اساسی تعیین شده و قدرتی است که سرنوشت جامعه یادشده را در دست دارد. در مفهوم عمومی، دولت یعنی مجموعه سازمانهای اجرایی که قدرت اداره جامعه به آن داده شده است، این مجموعه از اجزای ذیل تشکیل میشود:
الف) مجلس شورا؛
ب) حکومت یا مجموعه نخستوزیر و کابینهاش؛
ج) دستگاه اداری و پلیس و نیروهای مسلح؛
د) دادگستری یا قوه قضایيه.
به عبارت دیگر، به سازمان سیاسی جامعه که برای اداره امور آن به وجود میآید، دولت میگویند. در بسیاری از کشورها، سازمان دولت از رئیس مملکت جداست (پادشاه یا رئیسجمهور) رئیس دولت و یا نخستوزیر از طرف پادشاه یا رئیسجمهور و یا مستقیماً از طرف پارلمان تعیین میشود.
در واقع دولت، در برابر پارلمان مسئولیت دارد و با رأی عدماعتماد پارلمان، برکنار میشود در رژیمهای ریاستی ریاست کشور، با رئیسجمهور یا پادشاه است و نخستوزیر، زیرنظر رئیس کشور انجام وظیفه میکند و مشروعیت قدرت خود را از او میگیرد.
اما در رژیم پارلمانی، رئیس دولت و نخستوزیر، قدرت و مشروعیت خود را از پارلمان میگیرند و در مقابل آن پاسخگو هستند. اما در نظام سیاسی مهدوی، مشروعیت قدرت الهی است و امام معصوم، حاکم سیاسی و خلیفه خداوند در روی زمین محسوب میشود و در پیشگاه او پاسخگوست و قلمرو حاکمیت او در کل زمین گسترش مییابد و محدودیتهایی که در نظامهای سیاسی کنونی وجود دارد، در نظام سیاسی و دولت مهدوی، وجود نخواهد داشت.
حکومت جهانی
حکومت جهانی، یعنی حکومت واحد که ضامن صلح و آرامش جهانی است. در این حکومت ایدهآل، تشکیل یک فدراسیون پیشبینی شده و قانون واحدی نیز برای آحاد ملت وضع خواهد شد. «اتحادیه جهانی فدرالیستها»، از طرفداران پروپا قرص این عقیده هستند.
مراد از حکومت جهانی، همان دولت جهانی است. چون حکومت به معنای سازمان سیاسی است که مسئولیت اداره جامعه را بر عهده دارد.
جایگاه مسئولیت بینالمللی
مسئولیت بینالمللی ارکان نظام بینالمللی را تشکیل میدهد و بیاحترامی به قواعد آن، موجب تضعیف حقوق بینالملل و ایجاد ناامنی و بیثباتی در روابط کشورها و اتباع آنها میشود.
مسئولیت بینالمللی از موضوعات مهم و اساسی رشته حقوق بینالملل است. احتمال مطرحشدن مسئولیت و همچنین جبران هرگونه عمل غیرقانونی بیشک در رفتار دولتها تأثیر دارد، زیرا احترام و حیثیت دولتها در جامعه بینالملل، بهطور مستقیم با این مسئله در ارتباط است. مسئولیت بینالمللی با چهار شرط محقق میشود:
1. نقض یکی از تعهدات بینالمللی؛
2. تحقق ضرر و زیان؛
3. وجود رابطه سببیت؛
4. قابلیت انتساب عمل زیانآور به یکی از سازمانهای دولتی.
قابلیت انتساب عمل زیانآور گاهی غیرمستقیم است که در اثر اقدامات غیرقانونی و بدونمجوز افراد پایینرتبه ایجاد میشود. دولت برای جبران خسارات ناشی از رعایتنکردن تعهدات حقوق بینالملل مسئولیت دارد. اغلب این مفهوم، با مسئولیت خسارات وارده به بیگانگان همراه است.
مسئولیت بینالمللی، متکی بر عرف و عادت و اصل شناختهشدهای است که به موجب آن، کشوری که مرتکب عمل نامشروعی شده، ناگزیر است زیانهای وارده را به کشور زیاندیده جبران کند. بنابراین، جبران زیانها، مکملی برای اجرای توافقنامه است، بدون این که قید آن در خود توافقنامه ضرورت داشته باشد.
این نهاد حقوقی، نهتنها برای اشخاص خارجی مقیم در هر کشور، بلکه به اموال آنها در آن کشور و معاهدات منعقده میان اشخاص و دولت خارجی قابلیت اعمال دارد.
هر نوع عمل تبعیضآمیز دولت محل اقامت اشخاص خارجی، باعث ایجاد مسئولیت بینالمللی آن دولت خواهد شد. این یکی از اصول ابتدایی حقوق بینالملل به شمار میآید که هر کشوری مجاز است از اتباع خود که بر اثر ارتکاب اعمال مغایر با حقوق بینالملل کشور دیگر، زیاندیده، حمایت کند.
اصل مسئولیت قاعدهای عرفی است که در خصوص هر فرد یا مقام بدون کمترین تفاوت اجرا میشود. یعنی در سیره عقلا هر فرد، مسئول جبران خسارات وارده، از ناحیه زیردستانش است ـ خواه خسارتدیده و خسارتزننده تابع یک کشور باشند، خواه تابع دو کشور با اصول حقوقی متفاوت ـ در این داوری عرفی تفاوتی نیست.
با توجه به گسترش ارتباطات و صنعت جهانگردی و روابط گسترده تجاری، بحث مسئولیت بینالمللی دولت و کشورها ضروری است. هر کشور پس از صدور روادید برای اتباع خارجی در داخل کشور خود، مکلف است از حقوق و آزادیهای او حمایت کند. همچنین کشور متبوع به حمایت از اتباع خود موظف است که آنها طبق موازین بینالمللی به گردشگری و تجارت بپردازند.
بنابراین مسئولیت بینالمللی دولتها و مسئولیتپذیر بودن آنها، از عناصر اصلی نظام بینالمللی موجود است. اگر این اصل خدشهدار گردد، نظم بینالمللی که محصول اندیشه متفکران و تجربه درازمدت جامعه بشری است، مخدوش خواهد گردید.
جامعه جهانی در مورد اصل پذیرش مسئولیت بینالمللی، توافق دارند، اما این اصل، روی کدام مبنا و اساس استوار است؟ در این مورد، حقوقدانان دو دستهاند: بعضیها معتقدند، مسئولیت بینالمللی مبتنی بر ضرر است.
هر کس باعث ضرر شود باید جبران نماید. گروهی علاوه بر ضرر، وجود تقصیر را نیز شرط میدانند. به نظر میرسد مسئولیت امری عرفی باشد که مبتنی بر عرف و سیره عقلاست که اگر کسی به دیگری ضرر زد، مسئول جبران آن خواهد بود.
مبانی مسئولیت بینالمللی دولت
مبانی مسئولیت بینالمللی دولت عبارتند از:
1. نظریه تقصیر: مطابق این نظریه، تقصیر عملی که موجب به وجودآمدن مسئولیت بینالمللی میگردد، نهتنها باید مغایر با تعهدات بینالمللی باشد، بلکه لازم است ترک فعل، سهل انگاری و... نیز تلقی گردد.
به این نظریه، ایراداتی وارد شده که ناشی از حقوق خصوصی است و انتقال آن به محدوده بینالمللی مقدور نیست و باعث پیچیدگی روابط بینالمللی میگردد.
2. نظریه خطر یا مسئولیت عینی: طبق این نظریه، مسئولیت کشور، یک ویژگی کاملاً عینی دارد و به تفکر ضمانت متکی است؛ تفکری که تقصیر در مفهوم معنوی آن هیچ نقشی ندارد.
در این سبک، مبنای مسئولیت تنها رابطه سببیت و علت و معلولی موجود بین فعالیت کشور، مغایر با حقوق بینالملل است یعنی به محض اینکه میان فعالیت کشور و عمل مغایر با حقوق بینالملل رابطه علیت برقرار شود، مسئولیت کشور هم مطرح میشود و کشور مزبور مکلف است از عهده مسئولیت برآید.
اسلام و دولت جهانی
برای شناخت دولت و قدرت در اسلام، اول باید به سرچشمه فیاض و مرجع اصلی آن یعنی قرآن توجه کرد. قرآن، کلامی است آسمانی که از منبع لایزال وحی سرچشمه گرفته و بر پیامبر نازل شده است که چارچوب اصلی دکترین و نظریات اسلام را شکل میدهد؛ کتابی است که اهم قوانین اسلامی و نظریات سیاسی جامعه اسلامی از آن اخذ و استنباط میگردد.
طبق آموزههای دینی، اسلام به دنبال تأسیس حکومتی جهانی است. موازینی که در قالب حقوق، سیاست، اقتصاد، اخلاق و عقاید عرضه میشود، همه شئون زندگی فردی و جمعی را دربرمیگیرد و با طبیعت آدمی تطبیق دارد.
در فلسفه سیاسی اسلام، شکلگیری جامعه جهانی منظور است و با جوامع محدود، در وضع ملتهای جدا از هم که فقط به منافع خود میاندیشند، موافقت ندارد و انسانها را به وحدت و ایجاد جامعه الهی دعوت میکند. تجزیه و تحلیل تأسیس حکومت جهانی اسلام، در واقع بررسی اصول حقوق بینالملل اسلامی است.
اسلام در نظر دارد از انسانها، فقط یک امت بههمپیوسته و واحد تشکیل بدهد یعنی کشوری به طول و عرض جغرافیای همه زمین فراهم آورد. قرآنکریم، رسالت و مسئولیت انسانها را تبیین میکند و در آیاتی خطاب به آنها میفرماید:
ـ «وَهُوَ الَّذِی جَعَلَكُمْ خَلَائِفَ الْأَرْضِ»؛
ـ «ثُمَّ جَعَلْنَاكُمْ خَلَائِفَ فِی الْأَرْضِ»؛
ـ «هُوَ الَّذِی جَعَلَكُمْ خَلَائِفَ فِی الْأَرْضِ».
خداوند متعال در این آیات، انسان را خلیفه و مسئول در زمین قرار داده است. دسته دیگر از آیات، رسالت پیامبران را بدون محدودیت جغرافیایی و ملی و نژادی متوجه همه اهل زمین میدانند.
ـ «یا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِیفَةً فِی الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَینَ النَّاسِ بِالْحَقِّ»؛
ـ «وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً»؛
ـ «تَبَارَكَ الَّذِی نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِیكُونَ لِلْعَالَمِینَ نَذِیرًا»؛
ـ «قُلْ یا أَیهَا النَّاسُ إِنِّی رَسُولُ اللَّهِ إِلَیكُمْ جَمِیعًا»؛
ـ «وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشِیرًا وَنَذِیرًا».
از این آیات، به خوبی پی میبریم که اسلام، دین همه مردم است و پیام دین، انسانشمول و جهانشمول است. رسالت و خلافت انبیا برای همه انسانها، در تمام ادوار تاریخ است و در پیام قرآن محدودیت زمانی، مکانی و منطقهای وجود ندارد.
ولی واقعیتهای حاکم بر زندگی جوامع بشری، تا پیش از رسیدن به چنان کمال مطلوب و جامعه آرمانی انکارپذیر نیست. باید برای اوضاع کنونی چارهاندیشی کرد. بنابراین، اسلام قبل از هرچیز باید برای وضعیت موجود تدابیر لازم را بیندیشد و برنامهای برای آن تدوین کند و همزمان با اصلاح اندیشه بشر، او را آماده نماید تا نظام جهانشمول خود را در عمل، در سراسر گیتی گسترش دهد.
بنابراین، نظام حقوقی اسلام را میتوان از دو دیدگاه بررسی کرد:
الف) جامعه آرمانی و کمال مطلوب
کمال مطلوب و جامعه آرمانی که در آن، مقررات حقوقی الهی حکومت نماید و در عالم خارج نیز تحقق عینی داشته باشد، آرمان دیرینه بشری و اساس دعوت انبیا بوده است و متفکران نیز بشر را به سوی این جامعه موعود، هدایت و تشویق نمودهاند.
در صورت تشکیل آن و تکوین امت واحد بر مبنای، ارزشهای اسلامی، و با توجه به آموزهای دینی دیگر در روی زمین، جایی برای حقوق بینالملل که محصول اندیشه و تفکر و تجربه درازمدت جامعه بشری است، نخواهد بود.
ب) وضعیت موجود و واقعیتهای عینی
در وضعیت موجود که سراسر گیتی دعوت اسلام را نپذیرفتهاند و زمینه تشکیل جامعه و دولت جهانی بر پایه اسلام و ارزشهای دینی مساعد نیست، در این صورت، ناگزیریم با ملتها و دولتهای مختلف زندگی مسالمتآمیز داشته باشیم.
در چنین وضعیتی، به حقوق بینالملل و سازمانهای بینالمللی برای نظمبخشیدن امور بینالمللی نیازمندیم که بر مبنای آن، صلح و امنیت در جامعه بینالمللی استقرار یابد. حقوق بینالملل زیرمجموعههایی را شامل میشود ـ از جمله مسئولیت بینالمللی دولتها ـ که با توجه به واقعیتهای عینی موجود تدوین و تنظیم شده است.
زندگی اجتماعی در جهان معاصر، بدون همآهنگی، تعاون و نظم بینالمللی امکان پذیر نیست و باید برای حفظ صلح و امنیت جهانی و جلوگیری از جنگ، تدابیری اندیشید. در حقیقت، رسیدن بشر به مرحلهای از عقلانیت، خود پیش زمینه تشکیل دولت جهانی حضرت مهدی(عج) است.
شکلگیری دولت مهدوی
نظام سیاسی و دولت مهدوی، دولت منحصربهفرد است که در نوع خود، در تمام عرصهها موفق خواهد بود. این نظام سیاسی که امام معصوم، رهبری آن را به عهده دارد، از خطا و اشتباه مصونیت دارد، چون متصل به خداوند و مشمول تأییدات الهی است، نظامی که در روی زمین مثل و مانند ندارد، زیرا نظام خلافت خداوند در روی زمین است و بر اساس آموزههای دینی و وحیانی شکل میگیرد.
بر اساس روایات، اوضاع زمان نزدیک ظهور از نظر اجتماعی، اخلاقی و سیاسی، کاملاً نامساعد است. زیرا همه از وضع موجود ناراضیاند و منتظر انقلاب و تغییر زمامداران خود و رسوم باطل هستند. این اوضاع، همگی به نفع حضرت مهدی(عج) شکل میگیرد.
چون ازیک طرف، حکومتهای بیدوام که عمر آنها، یک ماهه و یک ساله است، به هرج و مرج و بیثباتی و اضطراب مردم میانجامد و از طرف دیگر، جنگهای محلی، منطقهای و جهانی، باعث ازبینرفتن تجهیزات و نیروهای درگیر میشود.
این جنگها تا آمدن مهدی موعود(عج) ادامه دارد و میلیونها نفر را در کام مرگ میکشد و ناامیدی، گرانی، کمبود، ترس، بیماری، خرابی، اختلاف و... را به بار میآورد. در نتیجه، باعث خستگی مردم از وضع موجود و انتظار وضع بهتر میشود. یکی از فلسفههای غیبت، آمادگی و پذیرش عمومی است.
وقتی آمادگی و پذیرش عمومی ایجاد شد و زمینه تشکیل دولت جهانی و عدالتگستر آن حضرت مساعد گردید، دولتی شکل خواهد گرفت که وسعت و گستره آن، انسانشمول و جهانشمول است. منظور از ارض در متون و منابع دینی این است که برای تمامی زمین و زمینیان فقط یک دولت خواهد بود.
اداره و رهبری چنین دولتی کار دشواری است که تنها با برخورداری از رهبری الهی و کارگزارانی دلسوز و معتقد به نظام الهی و حاکمیت اسلام امکانپذیر است. امام مهدی(عج) وزیرانی میگمارد که پيشینه مبارزاتی دارند و در تجربه و عمل، پایداری و قاطعیت از خود نشان میدهند و استاندارانی قوی، اداره استانها را به عهده میگیرند که جز مصالح کشور اسلامی و خشنودی خداوند، به چیز دیگری نمیاندیشند.لذا بر دشواریها پیروز میشوند و ویرانیهای حکومتهای پیشین به آبادانی تبدیل میگردد و وضع به گونهای میشود که عدهای آرزو میکنند مردگان دوباره زنده شوند.
قلمرو و گستره دولت مهدوی
اسلام در دولت مهدی جهانگیر خواهد شد. امام صادق(ع) در ذیل آیه شریفه «وَلَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ طَوْعًا وَكَرْهًا» میفرماید:
إذا قام القائم لایبقی أرض إلاّ نودی فیها شهادة أن لا إله الاّ الله و أنَّ محمّداً رسولالله؛
زمانیکه مهدی قیام کند، زمینی باقی نمیماند مگر اینکه به یگانگی خداوند، توحید و رسالت حضرت محمد(ص) شهادت میدهد.
امام موسیبنجعفر(ع) نیز در تفسیر این آیه شریفه، آن را مربوط به قائمآلمحمد میدانند هنگامیکه علیه یهود، نصارا، ستارهپرستان، مادیگرایان و برگشتگان از اسلام و کفار در شرق و غرب عالم، قیام میکنند و پس از پیشنهاد اسلام هرکس از روی میل پذیرفت، او را به واجبات اسلام امر مینمایند و هرکس مسلمان نشود و در مقابل دولت جهانی اسلام، مانعتراشی و دسیسه نماید، موانع را برطرف نموده، گردنش را میزند تا آنکه در شرق و غرب عالم احدی نماند مگر اینکه خداوند را به یگانگی پرستش کند.
این حدیث شریف و احادیث که در تفسیر آیه از معصومان(ع) وارد شده، به خوبی دلالت دارد که قلمرو دولت مهدوی به گستردگی تمام زمین است و حکومت، سیاست و نظمی واحد بر جهان حاکم میشود.
امام باقر(ع) در تفسیر آیه شریفه «الَّذِینَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوْا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنْ الْمُنْكَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ»؛ (آنان را در روی زمین قدرت دهیم تا نماز را به پا دارند و زکات دهند و امر به معروف و نهی از منکر کنند و برای خداست سرانجام امور)، فرمودند:
فهذه لآل محمّد(ص) ... إلی آخر الأئمة و المهدی و أصحابه یملکهم الله مشارق الأرض و مغاربها و یظهر به الدین و یمیت الله به و بأصحابه البدع و الباطل کما أمات السفهاء الحقّ حتّی لایری أثر من الظلم و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر؛
این حدیث شریف، به چند اصل از اصول دولت جهانی مهدوی اشاره دارد:
الف) دولت مهدوی، جهانی خواهد بود و حکومتهای منطقهای و قومی از بین میرود؛
ب) در دولت مهدوی باورها و ارزشهای دینی تقویت میگردد و ارزشها و سنتهای متروک و فراموششده، احیا میشود؛
ج) بدعتها و ضدارزشها نابود میگردد و از ظلم و تبعیض و بیعدالتی در آن جامعه خبری نخواهد بود؛
د) سنت امر به معروف و نهی از منکر در جامعه احیا میشود و ظلم و بیدادگری، از میان رخت برمیبندد و عدالتگستری جای آن را میگیرد.
امام صادق(ع) در مورد فراگیربودن دولت جهانی حضرت مهدی میفرمایند: لایأتون علی أهل دین إلاّ دعوهم إلی الله و إلی الإسلام و إلی الإقرار بمحمّد(ص) و من لم یقرّ بالإسلام، قتلوه حتّی لایبقی فی المشرق و المغرب أحد إلاّ أقرّ؛
دعوت جهانی اسلام، با برهان و حکمت و موعظه برای مردم عرضه میشود. مردم حقانیت اسلام را درک نموده، به آن گرایش پیدا میکنند، به طوریکه در شرق و غرب عالم، کسی نمیماند جز اینکه به حقانیت اسلام اعتراف نموده، به آن ایمان میآورد.
مهدویت و غلبه بر باطل
ابوبصیر در مورد تفسیر آیه مبارکه «هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِینِ الْحَقِّ لِیظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ» ، از امام باقر(ع) چنین نقل میکند:
والله ما نزل تأویلها بعد و لاینزل تأویلها حتّی یخرج القائم فإذا خرج القائم لم یبق کافر بالله العظیم و لا مشرک بالإمام إلاّ کره خروجه حتّی لو کان کافر أو مشرک فی بطن صخرة لقالت: یا مؤمن فی بطنی کافر فاکسرنی و اقتله؛
وقتی دین مقدس اسلام بر تمامی ادیان غالب گردید و دولت حق مهدوی تشکیل شد، کسانی که علیه این نظام الهی دسیسه نمایند، در هر نقطه از زمین باشند به کیفر عمل خود خواهند رسید. با توجه به اینکه اسلام دین رحمت و رأفت است و پیامبر گرامی اسلام رحمةللعالمین خوانده شدهاند و خاندان پیامبر نیز خاندان رحمت و عطوفت هستند، هدف اصلی امام قتل و کشتار و «ضرب عنق» نیست، بلکه هدف اصلی هدایت و تربیت تمام مردم و برداشتن موانع در این راه است.
همچنین در پذیرش اسلام اجباری نیست بلکه مردم با حکمت «موعظه حسنه» و «مجادله احسن» به اسلام دعوت میشوند. جنگی که در اسلام مشروعیت دارد، به دلیل دفاع از ارزشهای پذیرفته دینی است.
جایگاه اقلیتهای دینی در دولت مهدوی
بر اساس روایات و نصوص دینی، در دولت مهدوی، حقوق اقلیتها بهطور کامل رعایت میگردد و آنها با امضای قرارداد ذمه و کسب تابعیت دولت مهدوی، آزادانه زندگی میکنند و دولت نیز مکلف است از حقوق و آزادیهای آنان ـ در صورت معارضنبودن با ارزشهای دینی ـ دفاع و حمایت نمایند. مثلاً در مورد اهل ذمه امام صادق(ع) به ابوبصیر فرمودند:
یسالمهم کما سالمهم رسولالله(ص) و یؤتون الجزیة عن ید و هم صاغرون؛
مانند پیامبر با آنها قرارداد و پیمان میبندد و آنان نیز با کمال خضوع میپذیرند و به پرداخت جزیه حاضر میشوند.
در روایت دیگر، امام باقر(ع) میفرماید: إذا قام قائم أهل البیت... و یستخرج التوراة و سائر الکتب الله عزّوجلّ من غار بأنطاکیة و یحکم بین أهلالتوراة بالتوراة و بین أهلالإنجیل بالإنجیل و بین أهلالزبور بالزبور و بین أهلالقرآن بالقرآن.
پیآمدهای دولت جهانی مهدوی
حکومت مهدوی آثاری در پی دارد، از جمله:
1. عدالت
یکی از دستآوردهای مهم و اساسی دولت مهدوی که در آیات قرآن و روایات به آن اشاره شده، عدالتمحوری و دادگری است. مثلاً در روایات آمده وقتی قائم، قیام میکند، جهان را پر از عدل و قسط مینماید، همانگونه که پر از ظلم و جور شده است. رسالت عدالتگستری حضرت مهدی در گستره زمین مسئولیتی الهی است.
امام باقر(ع) میفرمایند: إذا قام قائم أهلالبیت قسم بالسویة و عدل فی الرعیّة... و یملأ الأرض عدلاً و قسطاً و نوراً کما مئلت ظلماً و جوراً و شرّاً؛
هرگاه قائم ما اهلبیت قیام کند، اموال عمومی را بین مردم به طور مساوی قسمت میکند و عدل و عدالت را در جامعه برقرار مینماید... زمین را پر از عدل میکند، همانگونه که پر از ظلم و ستم شده است.
در حدیث دیگر میفرمایند: إذا قام القائم حکم بالعدل و ارتفع فی أیّامه الجور و آمنت به السبل؛
عصر حکومت مهدوی، دوران پایان ظلم و بیعدالتی خواهد بود تا جایی که انسانها حتی اجازه ندارند مزاحم حیوانات و پرندگان گردند. حتی حیوانات وحشی نیز در آرامش و امنیت کامل به سر میبرند؛ راهها امن میگردد؛ کمبود و فقر اقتصادی وجود ندارد تا مردم مجبور شوند برای رفع احتیاجات مادی خود، اقدام به سرقت کنند؛ قوانین دست و پاگیر برچیده میشود و مهرورزی و محبت تا حدی گسترش مییابد که همسایگان تصور میکنند اعضای یک خانوادهاند؛ شهروندان ازحکومت هراس ندارند و حکومت از شورش شهروندان در امان خواهد بود.
2. امنیت جهانی
در دولت مهدوی چنان امنیت جهانی برقرار میشود که زنان بدون همراهداشتن محرم، مسافرت میکنند و با هیچ مشکلی مواجه نمیشوند. حضرت علی(ع) در این باره میفرماید: حتّی تمشی المرأة بین العراق إلی الشام لاتضع قدمیها إلاّ علی نباتها و إلی رأسها زیبلها لایهجها سبع ولاتخافه؛
در حکومت مهدوی، چنان امنیت فراگیر و جهانی حاکم خواهد شد، که وقتی زنی بین عراق و شام مسافرت میکند، در تمام مسیر روی سبزهها قدم میگذارد و تمام زیورآلات خود را همراه دارد، اما هیچگونه احساس ترس و ناامنی نمیکند.
3. فرح و شادمانی عمومی
در سایه دولت مهدوی، فرح و شادمانی عمومی حاکم است. برکات و خیرات الهی شامل حال مردم میشود. «یفرح به اهل السماء و أهل الأرض، و الطیر و الوحوش و الحیتان فی البحر؛ علاوه بر انسانها شادمانی و فرح و آسایش، شامل پرندگان و حیوانات وحشی و ماهی دریا نیز میشود».
4. رفاه عمومی و فقرزدایی
مردم در دولت عدالتگستر مهدوی، به کلی تغییر روحیه میدهند و از لحاظ مادی و معنوی به حد کمال میرسند و صلح و صفا و صمیمیت جهان را فرا میگیرد. خداوند برکات خود را بر اهل زمین نازل میکند و رحمت و فیضش، همه افراد را فرامیگیرد.
در نتیجه، تمام گرفتاریها، قحطیها و بدبختیها پایان میپذیرد. زیرا تمام بدبختیها و کمبودها و گرفتاریها و حتی نزول بلایای آسمانی و زمینی در اثر نافرمانی بندگان و خاضعنبودن آنان در برابر خالق جهان است.
پیامبر اسلام(ص) میفرماید: إنّ المهدی من عترتی من أهلبیتی یخرج فی آخرالزمان تنزل له السماء مطرها و تخرج له الأرض بذرها فیملأ الأرض عدلاً و قسطاً کما ملأها القوم ظلماً و جوراً، إنّ قائمنا إذا قام أشرقت الأرض بنور ربّها و... یطلب الرجل منکم من یصله ویأخذ من زکاته لا یوجد أحد یقبل منه ذلک، استغنی الناس بما رزقهم الله من فضله؛
زمین در زمان دولت مهدوی به نور الهی روشن میشود و مردم در رفاه و آسایش عمومی به سر میبرند و دارای وسعت رزق میشوند، به طوریکه، اگر کسی بخواهد زکات و صدقات بدهد، دنبال فقیر و مستحق میگردد، اما چنین فردی را پیدا نمیکند چون همه مردم از نعمات الهی برخوردارند و در ثروتمندی و بینیازی به سر میبرند.
در روایت دیگری، امام معصوم میفرماید: إذا قام القائم حکم بالعدل و ارتفع فی أیّامه الجور... فحینئذ تظهر الأرض کنوزها و تبدی برکاتها ولا یجد الرجل منکم یومئذ موضعاً لصدقته ولا لبره لشمول الغنی جمیع المؤمنین؛
زمانی که قائم قیام کند، به عدالت حکم مینماید و در روزگار او ظلم و ستم از میان میرود... و در این هنگام زمین برکاتش را بیرون میدهد و به خاطر همگانیشدن بینیازی و ثروتمندی در میان مؤمنان، مردی از شما در آنهنگام جایی را برای صرف صدقات و انفاقهای خود نمییابد.
نظام بینالمللی موجود چون به ارزشهای دینی متکی نیست و بازیچه دست زورمداران و ثروتمندان قرار دارد، نمیتواند عدالت را برقرار کند و امکانات مادی بهطور عادلانه توزیع نماید، بلکه عدهای قدرتطلب بر تمام امکانات سلطه دارند. اما در جامعه جهانی مهدوی، از استضعاف و بهرهکشی خبری نیست.
لذا ثروتمندی فراگیر خواهد شد. ثروت عمومی و مواهب طبیعی مانند خون در تمام رگهای جامعه جریان پیدا میکند.
5.شکوفایی علم و دانش
یکی دیگر از ویژگیهای حکومت مهدی، توسعه و گسترش علم و دانش است. پیشرفتهای علمی آن عصر در حد تصور نیست. طبق فرمایش امام صادق(ع)، علم و دانش 27 حرف است.
همه علوم و فنونی که پیامبران به جامعه بشری عرضه داشتهاند، فقط دو حرف آن بوده و بشر با تمام تلاش و پیشرفت علمی تنها توانسته همین دو حرف را بشناسد، اما بعد از ظهور، 25 حرف دیگر آشکار میگردد و آن حضرت دو حرف دیگر را به آن ضمیمه میکند و تمامی 27 حرف را در میان مردم منتشر میکند.
امام علی(ع) میفرماید: هیچ علمی نیست، مگر اینکه آن را میگشایم و هیچ سری نیست، مگر اینکه قائم(عج) به آن پایان میدهد.
در حدیث دیگر آمده است: تؤتون الحکمة فی زمانه، حتّی أنّ المرأة لتقضی فی بیتها، بکتاب الله تعالی و سنّه رسول الله؛
در زمان قیام قائم، علم و دانش چنان به بشر ارزانی میشود و دروازههای حکمت به روی مردم گشوده میگردد که زنان در خانه از احکام الهی آگاهی کامل دارند و طبق کتاب خدا و سنت رسولالله در میان مردم حکم میکنند.
کارگزاران حضرت در اقصینقاط عالم با امدادهای الهی، بر اساس علم و آگاهی و عدالتمحوری حکومت میکنند؛
إذا قام القائم(بعث) فی أقالیم الأرض رجلاً یقول عهدک (فی) کفّک فإذا ورد علیک ما لا تفهمه و لا تعرف القضاء فیه فانظر إلی کفّک و اعمل بما فیها؛
هرگاه قائم قیام کند، در سراسر عالم، کارگزارانی را اعزام میکند و به آنان سفارش مینماید که فرمان در دست شماست؛ پس هرگاه به امری مجهول برخوردید، به کف دست خود نگاه کنید و به آن عمل نمایید.
و در جای دیگر آمده: انّ المومن فی زمان القائم و هو بالمشرق لیری أخاه الذی فی المغرب و کذا الذی فی المغرب یری أخاه الذی بالمشرق؛ إذا قام قائمنا وضع الله یده علی رؤوس العباد فجمع عقولهم و کملت به أحلامهم؛
در زمان ظهور حضرت، عقل انسانها به برکت وجود ایشان کامل میگردد و انسانهای مشرقزمین، ازحال انسانهای مغربزمین اطلاع و آگاهی کامل دارند و آنها را میبینند و از حالشان اطلاع دارند، روابط بین شرق و غرب بر اساس برادری و اخوت اسلامی است. دیگر از جنگ و برخورد فرهنگها و تمدنها خبری نخواهد بود و بر جامعه بشری فرهنگ واحد حکومت میکند و شهروندان همه یکسانند.
6. مهدویت و صلح جهانی
برقراری صلح و آرامش، آرزوی دیرینه جامعه بشری است و متفکران برای برقراری صلح در جامعه تلاش علمی وسیعی انجام دادهاند و کنفرانسها و همایشهایی نیز در این زمینه برگزار شده است. تشکیل جامعه ملل و سازمان ملل متحد و سازمانهای تابعه هدفی جز برقراری صلح و پرهیز از جنگ ندارند و بر این اساس، حقوق بینالملل وضع و تدوین شده است.
یکی از مباحث اصلی حقوق بینالملل، چگونگی استقرار صلح و جلوگیری از جنگ در جامعه جهانی است اما چون اسیر قدرت و سیاست بینالملل است، رسالت اصلی را خود نتوانسته انجام دهد و به ثمر برساند، بلکه به صورت ابزار توجیه و اهرم فشار در دست قدرتهای بزرگ قرار دارد که درسایه عناوینی مانند حقوق بشر، حمایت از ملتهای تحت ستم و مبارزه با تروریسم و... هرگونه تجاوز و ظلم را به جامعه انسانی روا میدارند.
بنابراین، قانون واحدی باید بر کل جامعه بشری حاکم باشد که از منبع وحی سرچشمه گیرد و مجریان قانون نیز جز اراده خداوند و مصالح کلی بشر را در نظر نگیرند. در گذشته، رژیمهای مختلف سیاسی نیز آرزوی حکومت واحد جهانی را در سر داشتند.
اندیشه حکومت جهانی حتی از سوی رژیمهای فاشیستی و دیکتاتوری نیز شدیداً حمایت میشود. هیتلر آرزوی تشکیل یک حکومت جهانی را مبتنی بر نژاد خالص آلمان میپرورانید. فاشیستهای ایتالیا نیز از همه رومیان ـ اعم از اتباع و غیر اتباع آن کشور ـ در هر نقطهای از جهان که زندگی میکردند، یکسان حمایت مینمودند.
«مانیفیست» حزب کمونیست نیز به خود اندیشه بینالمللی «پرولتاریا» را عرضه کردند. بنابراین، ملاحظه میشود که اندیشه حکومت جهانی، چیزی نیست که در انحصار اسلام باشد. از والایی و ارجمندی این آرمان، همین بس که اقوام، ادیان، ملتها و مملکتهای مختلف جهان ـ چه در گذشته و چه در زمان معاصر ـ چنان از آن حمایت و آن را تأیید میکنند که میتوان آن را یک آرمان متعلق به جامعه بشری معرفی کرد.
این آرمان جامعه بشری که از تعالیم انبیا سرچشمه میگیرد و خداوند در قرآنکریم وعده تشکیل آن را به صالحان داده، وعدهای حق است. این آرزوی دیرینه را امام زمان(عج) با تشکیل دولت مهدوی و برپایی صلح، عدالت و امنیت جهانی برآورده خواهند ساخت.
در دکترین مهدویت و نظریه سیاسی اسلام که مبتنی بر جهانبینی توحیدی و حکومت جهانی به رهبری معصوم(ع) است و پیام دین که در حقیقت همان دکترین مهدویت به شمار میآید، معطوف به هدایت و رهبری و تکامل کل جامعه بشری است و هدف آن، برقراری عدالت، صلح، رفاه، فقرزدایی، گسترش علم و دانش و ارتقای فرهنگ و معارف است.
این برنامهها و اهداف به دست رهبری معصوم در تمام ابعاد خود در گستره زمین تحقق عینی و خارجی پیدا میکند به طوریکه دیگر از ظلم و بیعدالتی در جهان اثری نماند و دامنه این عدالتگستری و امنیت حتی شامل حیوانات و پرندگان نیز میشود.
حقوق بینالملل موجود چون مبتنی بر ارزشهای دینی نیست و اسیر سیاست بینالملل است، نمیتواند در زمینه برقراری صلح و امنیت جهانی توفیق داشته باشد. گرچه به منزله ضرورتی ثانوی ناگزیر از پذیرش آن هستیم، در جامعه آرمانی مهدوی جایگاه و موضوعیت ندارد. رابطه مردم با دولت، رابطه شهروندان و دولت خواهد بود و دولت درقبال شهروندان مسئول است.