اطلاعات همايش
اخبار
مقالات
مهمانان همايش
عکس

  جامعه منتظر ظهور

«آرزوتيموري غرب»

مرجع : کمیته علمی همایش بین المللی دکترین مهدویت

چكيده:
يكي از باورهاي ديني شيعه بر اين استوار است كه روزي بفرمان الهي وعده خدائي تحقق خواهد يافت و امام عصر از پرده غيبت بدر خواهد آمد و ديدگان خسته منتظرينش را نور و ضيائي ديگر خواهد بخشيد و گستره حكومت الهي جهانگير شده و شرق و غرب عالم را تحت حكومت جهاني خواهد برد و همگان طعم عدالت مهدوي را خواهند چشيد، اعتقاد در رهروان مكتب پوياي تشيع، آن امام بزرگوار را حاضر و ناظر در هر زمان و برهه از اين عصر مي دانند و به داشتن آن واسطه فيض الهي فخر و مباهات مي نمايد لذا در راستاي بزرگداشت و ارج نهادن به شخصيت والا و معصوم آن ذخيره الهي و به منظور آگاهي از انتظار صحيح براي ظهور ايشان اين مقاله بر آن است تا با بيان کردن ويژگيهاي جامعه منتظر و وظابف آنها درک صحيحي از انتظار شورآفرين و اميدبخش و تحرک آفرين در وجود رهروان منتظر ايجاد کند.


مقدمه:
صداي بال ملايك ز دور مي آيد

مسافري مگر از شهر نور مي آيد؟

دوباره مناجات با فضا آميخت

مگر كه موسي عمران ز طور مي آيد؟

شراب ناب تبلور به شهر آوردند

تمام شهر به چشمم بلور مي آيد

به باغ از غم داغ كدام گل گفتند؟

كه آتش از دل خاك نمور مي آيد!

به روي دست پر از شور شهر غيرت كيست؟

كه در تجسم سرخ شعور مي آيد؟!

ستاره اي شبي از آسمان فرو افتاد

و مژده داد كه صبح ظهور مي آيد

چقدر شانه غم بار شهر حوصله كرد

به شوق آن كه پگاه سرور مي آيد

مسافري كه شتابان به يال حادثه رفت

به بال سرخ شهادت صبور مي آيد

به زخم هاي شقايق قسم هنوز از باغ

شميم سبز بهار حضور مي آيد

مگر پگاه ظهور سپيده نزديك است؟

صداي پاي سواري ز دور مي آيد؟


انتظار، شعار پايداري و بيرق ايمان به طلوع خورشيد زندگي است طلوعي كه با درخشش انوار ايزدي، پرده هاي تيره ستم و نوميدي از هم دريده شده و جهاني آكنده از داد و دادگري و روزگار طلايي ارزشهاي جاويد بشري پديدار خواهد شد. بديهي است كه چنين انتظاري، شورآفرين و اميدبخش و تحرك آفرين مي باشد. منتظران ظهور حضرت امام مهدي(ع) با آرزوي برپايي عدالت در گستره گيتي، در انتظاري هوشيارانه، با تهذيب نفس خود و با تزكيه جامعه، در فراهم آوردن قيام حضرت امام مهدي موعود (ع) تلاشي سترگ و باصلابت در پيش گرفته اند.


منتظران حضرت امام مهدي(ع) در انتظار ظهور"قائم" به "قيام انفسي" و "قيام آفاقي" مي پردازند و ابتدا بر اساس آنچه از بزرگان توشه گرفته اند در انتظار"مصلح" سعي مي كنند خود"صالح" باشند و لذا در تهذيب نفس خود همتي وافر مي دارند تا خود بر اساس احكام حياتبخش اسلام تربيت نمايند و در نتيجه وقتي در" قيام انفسي" خود به پيروزي رسيدند و خود را شايسته التزام ركاب پيشواي "قائم" خود ديدند، آنگاه در "قيام آفاقي" با به دوش كشيدن پرچم پايداري و بيداري، در خط حماسه ها به راه افتاده، سلاح بر كف گرفته هر لحظه گوش به نداي آن منادي آسماني مي مانند تا ظهور دولت يار را نويد دهد. آنان با دلهايي استوار و فولادين، با انديشه هايي روشن و عقلي كامل و با چهره هايي نوراني، هماره چشم در راهند و تعجيل درظهورش را از خداوند مي طلبند[1].


معناي واقعي انتظار چيست؟ و شرايط لازم براي آمادگي ظهور چيست؟ تحولات جامعه بشري در حکومت امام عصر(ع) چگونه است؟ حوزه هاي جامعه متمدن در عصر ظهور كدامندجامعه منتظر ظهور کيست و وظايف منتظران واقعي چيست؟؟ کيست که طلوع خورشيد حق و عدالت را لحظه شماري نکند؟ کيست که مشتاقانه در انتظار برآمدن صبح اميد نباشد؟ عرصه هاي ظهور كدامند؟ تلاش بر اين شده تا به اين سوالات در اين بحث مختصر تأملي نموده و جواب دهيم. ضمنا از نقايص آن به محضر حضرت وليعصر(ع) و شما انديشمندان فرزانه پوزش مي طلبم.


مفهوم صحيح انتظار: انتظار در لغت يعني چشم داشتن، چشم به راه بودن و نگراني است.[2] فرج در لغت يعني گشايش در کار، گشايش اندوه و رفع هم و غم است.[3] انتظار معمولا به حالت کسي گفته مي شود که از وضع موجود ناراحت است و براي ايجاد وضع بهتري تلاش مي کند. احساس انتظار، مثل احساس تشنگي است. احساس تشنگي، انسان را به آب مي رساند و احساس انتظار، انسان آگاه دين باور حقيقت جوي را به حجت خدا. انتظار ديده به راه دوختن است، لحظه شماري کردن براي ديدار کسي يا انجام واقعه اي است، به اميد کسي يا چيزي ماندن است، چشم داشتن و توقع کاري يا حادثه اي است، نگران شخص عزيزي يا امر مهمي بودن است. انتظار: اميدواري، چشم به راهي، آمادگي، نگراني، چشم داشت و درنگ است. اما انتظار حضرت مهدي(ع) همه اينها و فراتر از اين هاست.


انتظار حضرت مهدي(ع): ايمان به «غيب»، اقرار به «ولايت» و باورداشت حق حاکميت «قرآن» است. عصاره «يقين»، چکيده «تقوي»، و خلاصه « عمل صالح» است. عشق به «زيباييها»، التزام به «خوبي ها» و شوق به «کمالات» است. تلاش براي يافتن، مقاومت براي رسيدن و جهاد براي ساختن است. انتظار حضرت مهدي(ع) روايت اشتياق، حديث جستجو و قصه وصل است. اقتداي به او، بيعت با او، و سرسپاري به فرمان اوست. رمز پايداري، سر استقامت و راز جانبازي در راه اوست.


عامل رشد، پشتوانه مقاومت و ضامن پيروزي پيروان امامت است. سنگرباني عقيده، مرزباني انديشه و مبارزه در راه پاسداري از فرهنگ اسلام و ولايت است. انتظار روز ظهور اوست و انتظار روز ظهور او، انتظار غلبه اسلام و قرآن است و انتظار غلبه اسلام و قرآن، انتظار تحقق وعده هاي خداوند است.[4]


ظهور و ضرورت آن: شيعه معتقد است که در آينده مردي از نسل حضرت زهرا( سلام الله عليها) ظهور خواهد کرد و با تشکيل آخرين دولت، پايان تاريخ را رقم خواهد زد. اين از اصول راهبردي باورهاي شيعه است. اصلي که آينده را روشن مي سازد و جهت گيري حرکت شيعه را مشخص مي کند. ظهور حضرت امام مهدي(ع) همچون فانوسي است که در اقيانوس متلاطم و ظلماني دوران غيبت، ساحل امن و نجات را براي کشتي هاي طوفان زده مشخص مي سازد و از اين رو شيعه بايد پيوسته از اين فانوس الهي حفاظت کند و آن را از آسيب ها و آفت ها ايمن سازد؛ چرا که در غير اينصورت فانوس هاي بدلي، جاي فانوس حقيقي را خواهند گرفت و مردم به جاي اينکه به ساحل نجات رهنمون شوند گرفتار گمراهي و سرگرداني مي گردند و نتيجه اين امر چيزي جز تأخير ظهور نخواهد بود[5].


ظهور منجي مصلح، مهم ترين و اساسي ترين شاخصه انديشه مهدويت است که به زمينه ها و مقدماتي نياز دارد و از جمله آنها اراده و خواست جوامع بشري براي ظهور موعود آخرالزمان است. بر اين اساس، جامعه و هم آهنگ شدن اجزاي آن براي تغيير و تحول استبدادها و خفقان هاي جوامع بشري و رسيدن همگان به رفاه و آسايش عمومي بسيار تأثيرگذار مي نمايد. از اين روي براي تحقق ظهور و مصلح موعود، افراد جامعه با هم يکرنگ و توده اي مي شوند و افزون بر اصلاح خويش و ديگران به سوي آداب و رسوم يک جامعه ايده آل اسلامي گام مي نهد و از فردگرايي دست برمي دارند تا آرام آرام شرايط ظهور و در نتيجه ايجاد جامعه ايده آل اسلامي و جهاني فراهم آيد.


توضيح آن که آماده نبودن مردم جهان براي حضور امام، از مهم ترين علل و فلسفه هاي غيبت امام زمان(ع) است و تنها زماني که آمادگي عمومي و پيوستن جهانيان به هم و اتفاق نظر آنها براي پذيرش وجود يک منجي مصلح فراهم آيد، آن حضرت ظهور مي کند و آثاري چون آسايش امنيت، رفاه، عدل و قسط و ... بر زمين پيدا مي شود. پس چنين وضعيتي جز با توده اي شدن انسان ها و ذوب شدن يکايک افراد در جامعه عدالت جو و اصلاح طلب حاصل نمي گردد.[6]


ظهور و روايات: در قرآن آمده که حزب خداوند و طرفداران آن حکومت زمين را گرفته و دين اسلام بر تمام اديان غالب مي گردد. در سوره انبياء آمده که در تورات و زبور نوشتيم که بندگان شايسته ما وارثان زمين هستند. در سوره نور خداوند به کساني که ايمان آورده اند و عمل شايسته انجام داده اند، وعده خليفه بودن بر زمين را به آنان داده است. در سوره قصص ما اراده کرده ايم که مستضعفان را خليفه و وارثان زمين قرار دهيم. در سوره صف خداوند رسولش را بر تمام اديان پيروز گرداند، اگرچه مشرکين ناراحت شوند. از اين آيات استفاده مي شود که دنيا روزي بدست مومنين خواهد افتاد و دين اسلام بر تمام دنيا پيروز خواهد شد که همانا بدست امام زمان(ع) است.


حضرت اميرالمومنين علي(ع) در روايتي مي فرمايند: ( بُنَي اِذا جاشَتِ التُرکُ فانتَظِر وِلايتُ مهدي يقومُ وَ يعدِلُ)[7] "فرزندم: هرگاه ديدي که ملت ترک( براي حمايت از امام مهدي(ع) در حال جمع آوري سپاه و نيرو است، پس منتظر ظهور حضرت مهدي(ع) باش که عدالت را برپا خواهد نمود. "حضرت امام محمد باقر(ع) مي فرمايند:" ايام الله سه روز است، روز قيام قائم(ع)، روز رجعت و روز قيامت."[8] حضرت علي (ع) مي فرمايند:" هنگامي كه امام غائب از نسل من، از ديده ها پنهان شود و مردم با غيبت او از حدود شرع بيرون روند و توده مردمان خيال كنند كه حجت خدا از بين رفته و امامت باطل شده است!! سوگند به خداي علي(ع) در چنين روزي حجت خدا در ميان آنهاست، در كوچه و بازار آنها گام بر مي دارد و به خانه هاي آنها وارد مي شود و در شرق و غرب جهان به سياحت مي پردازد و گفتار مردمان را مي شنود و بر اجتماعات آنها وارد شده سلام مي فرمايد.


مردمان را مي بيند ولي مردم تا وقت مقرر او را نمي بينند، تا جبرئيل ميان آسمان و زمين بانگ برآورد و ظهور او را اعلام كند."[9] حضرت امام سجاد(ع) مي فرمايند: "برترين نقطه روي زمين ميان ركن و مقام است. اگر كسي به اندازه عمر حضرت نوح (ع) يعني 950 سال كه مدت عمر او بعد از رسالت تا طوفان است زندگي كند و همه اين مدت را در كنار كعبه و در ميان ركن و مقام مشغول عبادت باشد شبها را با نماز و دعا شب زنده داري كند و روزها را روزه بگيرد ولي بدون ولايت ما، خدا را ملاقات كند از اين عبادت ها سودي نخواهد برد. "[10]


حضرت امام صادق(ع) مي فرمايند:" در زمان غيبت حضرت بايد شيعيان صبح و شام چشم به راه انجام ظهور باشند. "[11] حضرت امام صادق(ع) مي فرمايند:" در شب 23 رمضان از آسمان به نام قائم(ع) ندا مي شود و در روز عاشورا به روز شهادت امام حسين(ع) قيام مي كند گوئي او را با چشم خود مي بينم كه در روز شنبه دهم محرم الحرام در ميان ركن و مقام ايستاده و جبرئيل در طرف راست او فرياد مي كند: بيعت، بيعت!"[12] حضرت رسول اكرم(ص) مي فرمايند:" برترين عبادت ها انتظار فرج است."[13]


ا مام مهدي(ع) ظهور مي كند بطوريكه بر سر او ابري است و در آن نداي كسي است كه فرياد مي زند: اين مهدي جانشين خداست پس از او تبعيت كنيد. در اين حديث اشاره اي است به پيشرفت شگفت انگيزي كه با ظهور حضرت امام مهدي(ع) همراه است بطوريكه ابر و ماه را در اعلام صداهاي نيكو و شرافتمند براي همه مردمان جهان تسخير مي كند. براي اينكه سطح تمدن و آگاهي و رشد مردم زياد و زيادتر مي شود تا اينكه به بالاترين سطح و اوج خود در افق آگاهي مردم برسد.[14]


ظهور و احقاق نهادهاي بشري:
الف. احقاق نهادهاي اخلاقي: در ايدئولو‍‍ژي اسلامي با تكيه بر آموزه هاي وحياني و شريعت مقدس، نظام واحد اخلاقي ترسيم مي گردد كه نيت و انگيزه الهي، وظيفه شناسي و تكليف مداري مهمترين ويژگيهاي آن بشمار مي رود تا جايي كه پيامبر اسلام هدف از رسالتش را اتمام مكارم اخلاق بيان فرموده است.[15] نظام امامت از اركان اساسي مهدويت و انديشه تشيع به شمار مي رود و بر اساس آن، قول، فعل و سيره امام معصوم(ع)در عرض عقل از مهم ترين منابع شناخت حقايق بشمار مي آيد و منشأ و منبع تعاليم اخلاقي بشمار مي رود.


بر اين اساس سيره امام مهدي(ع) امام معصوم و مصون از گناه و اشتباه هم در عصر ظهور و هم در عصر غيبت، بر نظام واحد اخلاقي كه شريعت اسلام آن را ترسيم كرده، در اخلاق انسانها بسيار تأثير مي گذارد و فعل، قول و سيره ايشان الگوي همگان در همه اعصار و ملاك و معيار اخلاق صحيح است. در عصر ظهور وضعيت اخلاق به گونه ديگري است؛ در اين عصر اخلاق مطلق اسلامي رشد و تكامل خواهد يافت كه اين تكامل، نتيجه رشد و تكامل عقل و خرد و امدادهايي است . در عصر ظهور بسياري از موانع رشد اخلاقي از ميان جوامع رخت بر مي بندد.


ب. احقاق نهادهاي اقتصادي: تاكنون سيستم هاي اقتصادي بسياري با عقل و علم انسانها ساخته و پرداخته شده تا نگراني هاي معيشتي و عدم رفاه همگان را برطرف نمايند، چنان كه نظام سرمايه داري در غرب و نظام كمونيستي در شرق برقرار بوده است با وجود اين هيچ كدام از اين نظام هاي اقتصادي نتوانسته اند رفاه و آسايش را بر سراسر كره خاكي بگسترانند چنين سيستم هايي همواره پيامدهاي بسياري از جمله نابرابري هاي اقتصادي، توزيع ناعادلانه امكانات و خدمات رفاهي و بردگي هاي مدرن و ... را بدنبال داشته اند كه دليل بر ناتواني عقل و خرد انسانهاست.


عقل و خرد به تنهايي نمي توانند آسايش و رفاه اقتصادي همگاني را به ارمغان آورند اما در عصر ظهور با حضور امام معصوم در ميان مردم و عنايت ذات باري تعالي به انسانهاي اين عصر، بيشتر مشكلات اقتصادي مردم به گونه شايسته برطرف مي شود. در عصر ظهور امام همراه با كارگزاران خويش با برنامه هاي اقتصادي اسلامي و وحياني، عدالت اقتصادي را با تقسيم عادلانه منابع ثروت و توزيع عادلانه امكانات و خدمات رفاهي، در ميان سراسر جهانيان مي گستراند و با برطرف نمودن معضلات مديريتي و سخت گيري بر كارگزاران[16] توسعه اقتصادي، تكنولوژي و فن آوري، رفاه اقتصادي و معيشتي را براي تمامي توده هاي انساني به ارمغان مي آورد. حضرت رسول اكرم(ص) مي فرمايند: "در دولت حضرت ، مردم آنچنان در رفاه و آسايش بسر مي برند كه هرگز نظير آن ديده نشده، مال بقدري فراوان مي شود كه هر كس نزد او بيايد و درخواست كند، اموال فراواني زير پايش مي ريزد."[17]


ج. احقاق نهادهاي سياسي و اجتماعي: فكر و انديشه هيچ كدام از مكاتب فكري و فيلسوفان عقل گرا، نتوانسته با تدوين و ترسيم انديشه خود، جوامع بشري را به آرمان انسانيت در عرصه هاي اجتماعي و سياسي برساند، اما در عصر ظهور، با بهره وري از آموزه هاي ديني و وحياني با لبريز شدن جهان از عدالت و دادورزي، همگان به آزادي واقعي دست مي يابند، ايسم هاي گمراه كننده جايگاه خويش را از دست مي دهند، دموكراسي واقعي حاكم مي گردد و تمامي طبقات جامعه و مظلومان را به حقوق خود مي رساند.


از آن روي كه خداوند تبارك و تعالي اراده فرموده است هر امر اين جهان، با اسباب و علل طبيعي خود به انجام مي رسد،[18] و عدالت گستري حكومت حضرت امام مهدي((ع تمامي عرصه ها را در برمي گيرد. بنابراين در حكومت امام مهدي((ع تمامي كارشناسان و متخصصان هر علمي به روال طبيعي خود، در همان عرصه كارگزاري خواهند كرد تا در نتيجه عرصه هاي خدمت در ميان كارگزاران لايق به عدالت تقسيم شود.


د. احقاق حقوق بشر: در تاريخ بشر انديش وران و صاحبان مكاتب فكري بسيار سخت كوشيده اند تا با استعانت از خرد و با ارائه راه كارهايي، آموزه هايي را براي دفاع از حقوق انساني ابداع نمايند و استثمارها، استعمارها، نابرابري ها و تضييع حقوق ها را در جوامع بشري ريشه كن و كرامت آدمي را حفظ نمايند با وجود اين نه تنها ايشان هيچ گاه موفق نشده اند بلكه افزون بر آن، بردگي مدرن را بر جهانيان حاكم گردانده اند و انديشه شان به سلاحي مبدل گشته كه همواره در اختيار دشمنان حقوق انسانيت قرار گرفته و بشر را بيش از پيش به ورطه هلاكت و نابودي كشانده است. پي آمدهاي اين انديشه ها ضعف عقل بشري را مي نمايد كه بدون كمك وحي نمي تواند خواسته ها و آرمان هاي انسانيت را برآورد.


اما در عصر ظهور امام مهدي((ع خليفه الهي در زمين و با اتصال به عالم ربوبي و بهره وري از مقام علم و عصمت و با استعانت از وحي و شريعت، احكام و مقررات اسلامي از جمله برابري و حقوق مساوي براي همگان را در سراسر گيتي اجرا خواهد كرد.[19] و حقوق واقعي انسان ها را براي همگان در چارچوب شريعت و وحي الهي به ارمغان خواهد آورد.[20]


ه.احقاق نهادهاي حقوقي: نهادهاي حقوقي فقط تأسيسات حقوقي را در بر نمي گيرد؛ احكام حقوقي را هم شامل مي شود. احكام حقوقي برپايه وفاي به عهد و پاره اي ديگر از قواعد پايه اي اخلاق شكل گرفته است. وجوب وفاي به عهد، عدم جواز اضرار به غير، لزوم پرداخت خسارت و مانند آنها از قواعد اخلاقي اند كه قبول آنها ابتناء بر دين ندارد.


امام علي(ع) در عهدنامه مالك مي فرمايند: " اي مالك به عهدي كه با ديگران مي بندي وفا كن! حتي مشركان كه در مرتبه نازلي از اخلاق به سر مي برند. آنها هم در وفاي به عهد پاي بند هستند." از اهداف حضرت امام مهدي(ع) حاكم كردن عدل، زدودن فقر و برپاداشتن امنيت است. امام عدالت را در همه حوزه هاي اخلاقي، حقوقي، اقتصادي و سياسي حاكم خواهند كرد. بنابراين نبايد ميان مسلمان و غيرمسلمان فرقي باشد و امام با همه بر اساس عدالت و كرامت رفتار خواهد كرد.


مفهوم عقيده به ظهور: عقيده به ظهور مهدي موعود (ع) يعني عقيده به محقق شدن حكومت جهاني، عقيده به مجتمع واحد انساني، عقيده به مليت و قوميت همگاني و دين فطري انساني، آخرين و بلندپايه ترين اجتماع انساني، در مقابل بشر است و كاروان بشر به سوي آن مي رود و بشر بايد خواهان آن جامعه باشد؛[21] بايد بكوشد خود نيز بتواند عضو و جزئي از جامعه اصلاح طلب بشمار رود و فرديت را كنار نهد و با جامعه در جهت نيل به اهداف الهي همرنگ شود. بر اساس فردگرايي فرد بر جامعه مقدم تر است اما در عصر ظهور توده هاي مؤمن و مستضعف و اصلاح گران اجتماعي متحد شده و جامعه را بر فرديت خويش مقدم مي دارند و با هم آرمان و هدف اساسي قيام امام مهدي(ع) ( تحقق جامعه اي عادلانه و بهره مندي تمام توده هاي انساني از مساوات[22] ) را به مرحله تحقق مي رسانند آمادگي همگاني و فراگير و توده اي و همگاني شدن حركت هاي اصلاحي از زمينه هاي ظهورند.[23]


ظهور و آزادي عقيده:
آزادي از نتايج باور به كرامت انساني است. آزادي انواعي دارد كه آزادي عقيده و اديان از مهم ترين آن است. اصل ظهور منجي و خوش بيني به آينده از باورهاي بنيادين اديان آسماني و غيرآسماني است كه خاستگاه آن، آموزه ها و تعاليم اديان بشمار مي رود. هر ديني كيفيت ظهور منجي خويش را به گونه اي توصيف نموده و راه كارهاي راهبردي براي تسريع در تحقق آن اراده نموده است با وجود اين، آيا اصل ظهور منجي ضرورتي دارد؟ و با توجه به اين كه جامعه بشري مسير تكامل خويش را مي پيمايد چه نيازي به ظهور منجي و حاكميت او در عصر ظهور وجود دارد؟ در پاسخ ادله متعددي همانند اتمام رسالت انبياي الهي، پاسخ گويي به نياز فطري بشر و مقدمه بودن براي قيامت را برشمرده اند كه اكثرا مورد سوم را تأييد مي كنند. از نظر اسلام، در همان حال كه حضرت امام مهدي (ع ) چند صباحي بر زمين حكومت خواهد كرد، ظهور دوباره مسيح، با پايان تاريخ كنوني بشريت و به انتها رسيدن زمان، آنگونه كه ما معمولا درك مي كنيم مقارن خواهد شد.


بنابراين زمان تاريخي به پايان مي آيد و روز قيامت برپا مي شود تا بشريت دوباره داوري شود.[24] حقيقت آن است كه از ديدگاه شيعه اماميه ظهور حضرت امام مهدي(ع ) و حضرت مسيح(ع )همگام با پايان تاريخ و برپا شدن قيامت نيست بلكه آغاز حيات واقعي بشري بشمار آمده و حكومت عدل مهدوي مدت مديدي است كه در سراسر گيتي استوار خواهد شد و پس از آن قيامت برپا مي شود.[25]


الف. عقيده دين اسلام: حضرت امام صادق(ع ) مي فرمايند:" با ظهور امام زمان(ع) همه اسلام مي آورند. هركه روي زمين و در آسمان است، تسليم امام زمان مي شود". اسلام با عقلانيت رشد كرده و مردم را هدايت كرده است، نه با شمشير. اكنون سرچشمه حيات مادي و معنوي انسانها در دست آخرين حجت حق حضرت امام مهدي(ع ) است و اوست كه هر زمان خداوند اراده كند با دم مسيحايي خود زمين و اهلش را زندگي دوباره مي بخشد.[26]


ب.عقيده هنديان و كتاب اوپانيشاد: در كتاب اوپانيشاد كه يكي از كتب معتبر و از منابع هندوها بشمار مي رود، بشارت ظهور مهدي موعود(ع ) چنين آمده است: « اين مظهر ويشنو( مظهر دهم) در انقضاي كلي يا عصر آهن، سوار بر اسب سفيدي در حالي كه شمشير برهنه درخشاني به صورت ستاره دنباله دار در دست دارد ظاهر مي شود، و شريران را تماما هلاك مي سازد، و خلقت را از نو تجديد، و پاكي را رجعت خواهد داد... اين مظهر دهم در انقضاي عالم ظهور خواهد كرد.» [27]


ج. عقيده هنديان و كتاب باسك: در كتاب باسك كه از كتب مقدس آسماني هندوهاست، بشارت ظهور حضرت امام مهدي(ع ) چنين آمده است: « دور دنيا تمام شود به پادشاه عادلي در آخرالزمان، كه پيشواي ملائكه و پريان و آدميان باشد، و حق و راستي با او باشد، و آنچه در دريا و زمين ها و كوه ها پنهان باشد همه را بدست آورده و از آسمان ها و زمين و آنچه باشد خبر دهد و از او بزرگ تر كسي بدنيا نيايد.[28]


د. عقيده يهود و كتاب تورات:
1-د)عقيده كتاب زبور داود(ع ): در زبور داود(ع ) كه تحت عنوان "مزامير" در لابلاي كتب عهد عتيق آمده ، نويدهايي درباره ظهور حضرت امام مهدي (ع ) به بيان هاي گوناگون آمده و مي توان گفت در هر بخش زبور اشاره اي به ظهور مبارك آن حضرت، و نويدي از پيروزي صالحان بر شريران و تشكيل حكومت واحد جهاني و تبديل اديان و مذاهب مختلف به يك دين محكم و آيين جاويد و مستقيم، موجود است. « خداوند روزهاي صالحان را مي داند و ميراث ايشان ابدي خواهد بود.


در زمان بلا خجل نخواهند شد و در ايام قحطي سير خواهند بود لكن شريران هلاك خواهند شد و دشمنان خداوند مثل پيه بره ها فاني بلكه مثل دود تلف خواهند شد؛ زيرا متبركان خداوند وارث زمين خواهند شد، اما ملعونان وي منقطع خواهند شد. صديقان وارث زمين شده تا ابد در آن ساكن خواهند شد. به خداوند پناه برده، راهش را نگهدار كه تو را به وراثت زمين بلند خواهند كرد و در وقت منقطع شدن شريران اين را خواهي ديد اما عاصيان، مستأصل و شريران منقطع خواهند شد.»[29]


2-د)عقيده كتاب بوئيل نبي(ع ): در كتاب بوئيل نبي كه از پيامبران پيرو تورات است، بشارت ظهور حضرت مهدي(ع ) و نزول حضرت عيسي(ع ) و محاكمه اسرائيل در آن روز سرنوشت ساز، چنين آمده است: «آن گاه جميع امت ها را جمع كرده به وادي « يهوشافاظ»[30] فرود خواهيم آورد و در آن جا با ايشان درباره قوم خود و ميراث خويش، اسرائيل را محاكمه خواهم نمود، زيرا كه ايشان را در ميان امت ها پراكنده ساخته و زمين مرا تقسيم نموده اند و بر قوم من قرعه انداخته و پسري در عوض فاحشه داده و دختري به شراب فروخته اند تا بنوشد.[31]


3-د) عقيده كتاب حجي نبي(ع ): در اين كتاب نيز كه يكي از كتابهاي انبياي پيرو تورات است بشارت ظهور بدين گونه آمده است: « يوه صبايوت چنين مي گويد: يك دفعه ديگر- و آن نيز بعد از اندك زماني- آسمان ها و زمين و دريا و خشكي را متزلزل خواهم ساخت، و تمامي امت ها را متزلزل خواهم ساخت و فضيلت جميع امت ها خواهد آمد... اين خانه را از جلال خود پر خواهم ساخت ... جلال آخر اين خانه از جلال نخستينش عظيم تر خواهد بود و در اين مكان سلامتي را خواهم بخشيد».[32]


و. عقيده مسيح و كتاب انجيل:
براساس بشارات فراواني كه در كتاب انجيل آمده است، حضرت مسيح(ع) به دنبال قيام حضرت قائم(ع) در فلسطين آشكار خواهد شد و به ياري آن حضرت خواهد شتافت و پشت سر حضرتش نماز خواهد گزارد تا يهوديان و مسيحيان و پيروان وي تكليف خويش را بدانند و به اسلام بگروند و حامي حضرت مهدي(ع) گردند از اين رو در آخرين روزهاي زندگي و شايد در طول دوران حيات به ياران و شاگردان خود توصيه ها و سفارش هاي اكيدي درباره بازگشت خود به زمين نموده و آنان را در انتظار گذارده و امر به بيداري و هوشياري و آمادگي فرموده است كه ما به جهت اثبات اين مدعا و بيداري مسلمانان به چند مورد اشاره مي كنيم:


1-و) عقيده كتاب انجيل متي:
چون پسر انسان در جلال خود با جميع ملائكه مقدس خويش آيد آن گاه بر كرسي جلال خود خواهد نشست و جميع امت ها در حضور او جمع شوند و آن ها را از همديگر جدا مي كند به قسمي كه شبان ميش ها را از بزها جدا مي كند و ميش ها را بر دست راست و بزها را بر چپ خود قرار دهد. آن گاه پادشاه به اصحاب طرف راست گويد: بياييد اي بركت يافتگان از پدر من ! و ملكوتي را كه از ابتداي عالم براي شما آماده شده است، به ميراث گيريد.[33]


« عيسي ايشان را گفت: هر آينه به شما مي گويم: شما كه مرا متابعت نموده ايد، در معاد وقتي پسر انسان بر كرسي جلال خود بنشيند شما نيز به دوازده كرسي نشسته، بر دوازده سبط اسرائيل داوري خواهد نمود. و هر كه به خاطر اسم من خانه ها يا برادران يا خواهران يا پدر و مادر يا زن يا فرزندان يا زمين ها را ترك كرد صد چندان خواهد يافت و وارث حيات جاوداني خواهد گشت».[34]


2-و) عقيده كتاب انجيل لوقا:
« كمرهاي خود را بسته، چراغ هاي خود را افروخته بداريد و شما مانند كساني باشيد كه انتظار آقاي خود را مي كشند، كه چه وقت از عروسي مراجعت كند، تا هر وقت آيد و در را بكوبد بي درنگ براي او باز كنند. خوشا به حال آن غلامان كه آقاي ايشان را بيدار يابد... پس شما نيز مستعد باشيد؛ زيرا در ساعتي كه گمان نمي بريد پسر انسان مي آيد».[35]


ه.عقيده كتاب دادنك بودائيان:
از قول بودا: بعد از آنكه مسلماني به هم رسيد در آخرالزمان عالم از ظلم و فسق و گناه و رياي زاهدان و خيانت امينان و حسودي بخيلان و عمل نكردن دانايان به آموخته خود دنيا از ظلم و جفا و و گناه پر شود، از دين خدا جز نام او نماند، پادشاهان و رئيسان بي رحم و ظالم شوند و رعيت بي انصاف و نافرمان و متقلب شوند و همه در خرابي نظم دنيا بكوشند و همه جا را كفر و ناسپاسي فرا گيرد آن وقت "دست راستين " [36] " جانشين مماطا" [37] ظهور كند و خاور و باختر عالم را بگيرد آدميان را به راه خوبيها رهبري كند او تنها حق و راستي را قبول مي كند و بس.


ي. عقيده دين زردتشت بر اساس جاماسب نامه در كتاب زند و هومن ميسن:
جاماسب از قول استادش زردتشت خبر مي دهد: پيش از ظهور سوشيانس پيمان شكني و دروغ و بي ديني در جهان رواج مي يابد و مردم از خدا دوري جسته ظلم و فساد و فرومايگي آشكار مي گردد همين ها نيز اوضاع جهان را دگرگون ساخته زمينه را براي ظهور نجات دهنده مساعد مي گرداند. وقايعي كه مصادف با ظهور مي شود عبارت است از علامات شگفت انگيزي كه در آسمان پديد مي آيد و دال بر آمدن شهر ايزد مي باشد و فرشتگان از شرق و غرب به فرمان او فرستاده مي شود و به همه دنيا پيام مي فرستد اما اشخاص شرور او را انكار مي كنند و كاذب مي شمارند و نگهبانان پيروزگر آسمانها و زمينها در برابر او سر فرود مي آورند.[38]


گشتاسپ پادشاه وقت مي پرسد: وقتي"سوشيانس" ظهور كرد چگونه فرمانروائي و دادستاني مي كند و جهان را چگونه اداره خواهد كرد و چه آئيني دارد؟ جاماسب در پاسخ وي مي گويد: سوشيانس" نجات دهنده دنيا" اين را به جهان روا( رايج) كند و آز و نياز( فقر و تنگدستي) را هم تباه كند و اهريمن را از دامان آفريدگان باز دارد و مردمان گيتي هم منش(تفكر) و هم گفتار و هم كردار باشند.[39]


ظهور حضرت امام مهدي(ع)در آينيه تمثيل هاي عترت (ع): حضرت رسول اكرم(ص) فرمودند:" النجوم امان لاهل السماء و اهل بيتي أمان لاهل الارض. ستارگان براي ساكنان آسمانها امان مي باشند و اهل بيت من براي ساكنان زمين امان هستند." حضرت امام علي(ع) فرمودند:" ولو قد قام قائمنا، لانزلت السماء قطرها، ولاخرجت الارض نباتها، حتي تمشي المرأة بين العراق و الشام، لا تضع قدمها الا علي النبات. يعني اگر قائم ما قيام كند، آسمان قطره هايش را نازل خواهد كرد و زمين گياهانش را خواهد روياند. پس طوري مي شود كه زني بين عراق و شام رفت و آمد مي كند پاهايش را جز روي گياهان نمي گذارد." و همانطوركه اشاره شد در اين روايت زن ذكر شده و از مرد يادي نشده است. اين به امنيت و آرامش و طمأنينه در دولت حضرت مهدي(ع) اشاره مي كند.


زيرا كه زن معمولا در سفرش به همراهي و حمايت بيشتري از مرد نياز دارد[40]. پس اگر گفت: زن، مي خواهد دولت حضرت مهدي(ع) را از نظر امنيت و آرامش نمايان كند، دولتي كه بر پايه امنيت در سياست، صرفه جويي نان در اقتصاد، علم و تمدن برپا شده است. حضرت امام رضا(ع) فرمودند:" ولو خلت الارض يوما بغير حجة لماجت بأهلها كما يموج البحر بأهله. اگر زمين روزي از وجود حضرت حجت خالي بماند همراه ساكنان آن مانند امواج دريا تلاطم مي كرد."[41] حضرت امام محمد باقر(ع) فرمودند:" لو بقيت الارض يوما بلا امام منا لساخت بأهلها و لعذبهم الله بأشد عذابه. اگر زمين بدون امامي از ما بماند همراه با ساكنانش از بين خواهد رفت و خدا آنان را با سخت ترين عذابها شكنجه خواهد كرد. "[42]


حضرت رسول اكرم(ص) مي فرمايند: "هميشه گروهي از امت من براي حق مبارزه مي كنند و نسبت به آنچه مقصودشان است پيروزند، تا اين كه امر خداوند عز و جل بيايد و عيسي بن مريم ظاهر شود."[43] و نيز مي فرمايند:" هميشه گروهي از امت من بر حق اند تا امر خداوند عز و جل{ ظهور حضرت امام مهدي(ع) } تحقق يابد."[44] حضرت رسول مي فرمايند: "هم چنان اين دين سربلند و پابرجاست، گروهي از مسلمانان به خاطر(حفظ) آن مي جنگند تا اين كه حضرت مهدي(ع) ظهور كنند."[45] و در روايتي ديگر مي فرمايند:" اگر خداوند براي كسي خيري را بخواهد او را در دين فقيه مي سازد( درك و معرفت معارف دين).


گروهي از اين امت ها هم چنان بر امر خداوند پايدارند، مخالفت با آنها ضرري به آنها نمي رساند تا اين كه امر خداوند ظاهر گردد در حالي كه آنان پيروزند."[46] حضرت رسول مي فرمايند: "نخستين كسي كه با قائم(ع) بيعت مي كند جبرئيل است كه بصورت پرنده اي سفيد نازل مي شود و با آن حضرت بيعت مي نمايد. سپس يك پاي بر بيت الله الحرام و پاي ديگر بر بيت المقدس مي گذارد. آن گاه با صداي فصيح بليغي كه خلايق مي شنوند فرياد خواهد زد: " امر الهي آمد پس آن را زود مشماريد."[47] حضرت امام حسن مجتبي(ع) در ضمن يك حديث بسيار طولاني مي فرمايد: "تَصطَلحُ في مُلكِهِ السباعُ در سلطنت و دوران فرمانروايي امام مهدي(ع) درندگان با يكديگر آشتي مي كنند".[48] در كلمات قدسي آمده است: "در آن زمان امنيت و آسايش در روي زمين حكمفرما مي كنم، چيزي به چيزي صدمه نمي زند، چيزي از چيزي نمي ترسد و حشرات و حيوانات به مردمان و يكديگر آسيب نمي رسانند"[49] شاگرد برجسته مكتب ولايت، ابن عباس مي گويد: " لايَنطَحُ فِيه عَنزانِ جمّاءُ وَ ذاتُ قَرنٍ؛ در عهد او دو بز شاخ دار و بي شاخ به يكديگر شاخ نمي زنند."[50]


حضرت امام صادق(ع) گستره عدل مهدوي را در يك جمله چنين خلاصه مي كند: " اماوَاللهِ لَيدخُلَنَّ عليهِم عدلُهُ جَوفَ بيوتِهِم، كما يَدخُلُ الحَرُّ والقَرُّ؛ به خدا سوگند عدالت او در داخل خانه هايشان به آنها مي رسد، همانگونه كه سرما و گرما به داخل خانه هايشان نفوذ مي كند".[51] پيشواي پرواپيشگان مي فرمايد: "آنگاه حضرت امام مهدي(ع) فرماندهانش را به همه شهرها مي فرستد و فرمان مي دهد كه عدالت را در ميان مردم برقرار كنند، گرگ و گوسفند در كنار يكديگر مي چرخد، كودكان با مارها و عقرب ها بازي مي كنند و آسيبي به آنها نمي رسد.".[52]


آزادي ها در عصر ظهور: بر اساس انديشه اسلامي، آزادي مفاهيم متعددي دارد که بر اساس آنها به محورهاي مختلف آزادي مي توان اشاره نمود. در اينجا مفهوم آزادي تنها با توجه به عصر ظهور مورد بررسي قرار مي گيرد.


الف) آزادي به معناي اختيار: در ساختار وجودي آدمي، آزادي اراده و اختيار نهفته است و انسان اختيار دارد و مي تواند هر نوع ايدوئولوژي صلاح و عدم آن و فرجام کار خويش را رقم زند[53]. استاد شهيد مطهري مي گويد: ادراک اجمالي را که انسان در اعمال خويش آزاد باشد و در مقابل هيچ عامل طبيعي يا فوق طبيعي مسلوب الختيار نباشد امري بديهي و وجداني مي داند. انسان وجدانا احساس مي کند که در هر حالتي و تحت هر شرايطي در انتخاب فعل يا ترک آزاد است.[54] اين مفهوم از آزادي که تکامل معنوي بشري وابسته به آن است، تمامي زمان ها از جمله عصر ظهور را در مي نوردد و انسان ها در اين عصر نيز از قوه اختيار برخوردار بوده اند.


ب) آزادي به معناي رهايي از سلطه ديگران: اصل اوليه در مورد ساختار وجودي انسان، رهايي و آزادي او از هرگونه سلطه ديگران بر اوست جز اينکه انسان وابستگي ذاتي به حضرت باري تعالي دارد و عين فقر و نياز است. از اين رو انسان ذاتا بنده و عبد حضرت حق بوده و در سلطه و سيطره اوست. اينگونه آزادي در عصر ظهور به بهترين شکل ممکن محقق خواهد گشت زيرا در آن عصر با تکامل عقول، ارشاد انسان ها به صلاح و مصالحشان و با رهانيده شدن ايشان از قيد و بند بت هاي نفس و جاه و مقام، نافرماني هاي انسان در برابر خداوند روبه کاهش مي گذارد و با جايگزين شدن شيفتگي و محبت خداوند در دل او تسليم واقعي ذات باري تعالي مي گردد.


ج) آزادي به معناي اباحي گري و بي بند و باري: بر اساس اين گونه آزادي، انسان هر کاري که بخواهد مي تواند انجام مي دهد و هيچ گونه رادع يا مانعي پيش روي او در انجام افعال وجود ندارد. از ديدگاه اسلام آزادي تا جايي مقدور است که به حقوق ديگران تجاوز نشود و با آنها در تزاحم نباشد. از آن جا که تحقق حکومتي عادلانه تنها با رعايت حقوق همگان و اجابت دادخواهي مظلومان و قضاوت هاي عادلانه و اصل مساوات در همه عرصه ها ميسر مي شود، کمتر کسي در اين عصر از رعايت حقوق بندگان خدا و تلاش براي هم زيستي با آنان کوتاهي مي کند، از آن روي که اين کوتاهي ها با قاطعيت و سازش ناپذيري حکومت عدل مهدوي روبرو خواهد شد.[55] و حتي مکان هايي که از مصاديق ظلم به ديگران به شمار مي رود، هر چند مکان مقدس هم باشد نابود و ويران خواهد شد.


آزادي بايد با نظام و قانون شريعت اسلامي سازگار باشد، و در صورت عدم سازگاري در هر شرايطي، قوانين اسلامي از جمله اجراي حدود و تعزيرات الهي در حق او جاري خواهد شد[56] و با قانون شکنان بدون هيچ سازش کاري و با قاطعيت تمام برخورد خواهد گرديد[57].


د) آزادي انديشه و بيان: آزادي بيان در انديشه اسلامي به معناي آزادي تفکر و عقيده است و بدين معناست که انسان حق دارد عقيده خود را هر گونه که باشد ابراز نمايد. آزادي تفکر، ناشي از همان استعداد انساني بشر است که مي تواند در مسايل بينديشد. اين استعداد بشري بايد آزاد باشد، چون پيشرفت و تکامل بشر در گرو اين آزادي است.[58] در عصر ظهور، امامت و حاکميت سياسي امام معصوم، از ارکان اساسي حکومت جهاني مهدوي به شمار مي آيد و حق حاکميت و رهبري جامعه به عهده امام معصوم است، اما اين بدين معنا نيست که انسان ها نقش و مشارکتي در انتخاب گونه حکومت خويش نداشته باشند بلکه تا اراده و خواست همگان و يا غالب امت ها نباشد، حاکميت ديني به رهبري امام معصوم صورت نمي پذيرد، و بطور کلي شرط اساسي ظهور آن منجي مصلح و تشکيل حکومت ديني مشارکت عمومي انسان هاست که در عصر ظهور همگان آزادانه حکومت ديني امام عصر را خواهند پذيرفت.


بنابراين بشر خسته از اين همه قول و وعد و وعيدها، حاکميت سياسي و زمام داري آن منجي مصلح را که سال ها منتظرش بوده، با جان و دل خواهد پذيرفت. بدين سان بر اساس وعده هاي الهي داده شده به ظهور آن منجي مصلح، آزادانه پذيراي حکومت او خواهد بود.[59]


بررسي سنت هاي عصر ظهور:
بررسي سنت رسول الله و امامان در انديشه مهدويت: در انديشه مهدويت اين گونه از سنت هم در عصر غيبت و هم در عصر ظهور، جايگاه ويژه اي دارد. بر اساس اين انديشه مسئله سنت در قالب عناصري همانند امامت و نيابت از آن در عصر غيبت و همچنين در قالب نقش سيره نبوي در حکومت مهدوي در عصر ظهور بررسي شدني است که در چهار محور اساسي ذکر مي شود:


الف) نظام امامت و رهبري و سنت مهدوي: مسئله امامت و ولايت و رهبري از اساسي ترين شاخصه هاي انديشه مهدويت است. از ديدگاه اسلام اصل اولي، عدم ولايت کسي بر ديگري است و خروج از اين اصل محتاج دليل است. بر اساس اعتقاد توحيدي خداوند ر ب و صاحب اختيار هستي و انسانهاست و تکوينا بر همه عالم و آدم ولايت دارد و ولايت ديگران بايد مستند به اذن و اراده الهي باشد و گرنه مشروعيت نخواهد داشت. پيامبر اکرم(ص) خطاب به حضرت امام علي(ع) فرمود: " اي پسر ابوطالب، ولايت بر امت من حق توست، اگر در سلامتي و آرامش ولايت تو را پذيرفتند و به حکومت تو رضايت دادند اد اره امور آنها را بر عهده گير و در غير اينصورت آنها را به حال خودشان رها کن."[60]


بر اين اساس مسئله امامت و ولايت به پيروي از حضرت رسول اکرم(ص) نظامي سنتي است که از عصر پس از رسول الله شروع و تا عصر ظهور و پس از آن توسط دوازدهمين و آخرين امام شيعيان (ع) ادامه مي يابد. در عصر ظهور نيز امامت و حاکميت سياسي امام معصوم، از ارکان اساسي حکومت جهاني مهدوي بشمار مي آيد، بگونه اي که افزون بر مقام امامت و ولايت بر همگان ثابت مي گردد، حق حاکميت و رهبري جامعه نيز در اين عصر به عهده امام معصوم(ع) است.


ب: احياي سنت رسول الله در فراگيري اسلام و يکتاپرستي: زيربنا و ايدوئولوژي حکومت امام مهدي (ع) برنامه ها و آموزه هاي وحياني مکتب اسلام است. از اين رو، سيره رسول الله (ص)در فراگيري دين اسلام و يکتاپرستي توسط امام زمان(ع) احيا مي گردد و در آن عصر بيش از هر زماني، نقش آفريني دين و يکتاپرستي روشن مي گردد و اسلام واقعي و سنتي رسول الله(ص) يعني همان دين تاريخي سنتي که بيش از چهارده قرن گذشته پيامبر اکرم(ص) آن را از جانب خداوند به ارمغان آورده است حاکم مي گردد.


پيامبر اسلام(ص) مي فرمايد: " فلا يکون ملک الا الاسلام؛ در آن روز حکومتي جز حکومت اسلامي نخواهد بود."[61] امام محمد باقر(ع) مي فرمايد: " وليبلغن دين محمد ما بلغ اليل حتي يکون شرک علي ظهر الارض؛ بدون ترديد آيين محمد به هر نقطه اي که شب و روز مي رسد خواهد رسيد و ديگر اثري از شرک روي زمين نمي ماند"[62]. امام صادق(ع) مي فرمايد: " اذا قائم لا تبقي ارض الا نودي فيها نهاده ان لا اله الا الله و ان محمدا رسول الله؛ هنگامي که مهدي قيام کند، زميني باقي نمي ماند مگر آن که گل بانگ «اشهد ان لا اله الا الله و ان محمدا رسول الله» در آن بلند گردد.».[63]


حضرت امام مهدي(ع) در حوزه انديشه اسلامي و سنت نبوي، احياگري خواهد بود که اسلام راستين و سنتي را عرضه مي دارد، در حالي که بسياري مي پندارند امام دين جديدي آورده است و با او به احتجاج بر مي خيزند. امام صادق(ع) در اين خصوص مي فرمايد:" اذا قائم جاء بأمر جديد کما دعا رسول الله في بدء السلام الي امر جديد؛ زماني که قائم قيام مي کند، همچون رسول خدا (ص) در صدر اسلام، امري تازه مي آورد.". [64]


ج) احياي سنت رسول الله در اقتصاد و رفاه عمومي عصر ظهور: اسلام همواره بر توسعه و ترقي تکنولوژي بشري در عرصه هاي اقتصادي، صنعت، شهرنشيني، و ....تأکيد نموده است و از اين ديدگاه توسعه، فن آوري و تجدد علوم بشري، در صورتي که در تعارض با دينداري نباشد، مذموم نبوده و بلکه مورد تأکيد است. انسان هاي عصر کنوني، آنچنان فريفته انديشه هاي ترقي، توسعه اقتصادي، تکنولوزي، فردگرايي و انقطاع از ساختارهاي جوامع سنتي و دين داري اند که گمان نموده اند اين پديده ها به تنهايي مي توانند نظام هاي اقتصادي، اجتماعي ، فرهنگي و سياسي را باز سازند و سعادت و خوشبختي مطلق بشريت را به ارمغان آورند، غافل از اينکه اين تئوري ها جز بندگي و بردگي انسان ها، فاجعه ها و ناهنجاري هاي بزرگ انساني، استثمار، توزيع ناعادلانه ، امکانات و خدمات رفاهي و ... را بدنبال نداشته است. در جامعه مهدوي، افزون بر جايگاه عقلانيت، تکنولوژي و توسعه صنعتي و اقتصادي، قوانين اسلامي و سيره نبوي در ساختارهاي اقتصادي، سياسي، فرهنگي و اجتماعي نيز حاکم مي گردد و با عنايت به سيره بزرگان ديني گذشته همانند سنت نبوي و علوي، احکام و مقررات اقتصادي فرهنگي و سياسي و... صورت مي پذيرد.


بعنوان نمونه توزيع عادلانه ثروت ها و امکانات رفاهي و همچنين قالب هاي فرهنگي ، اجتماعي و سياسي و حتي نحوه قضاوت ها و دادورزي ها همگي بر اساس و مبناي آموزه هاي وحياني و سنت نبوي صورت مي پذيرد که اين عملکردها، پيوند گسست ناپذير سياست راه بردي امام مهدي(ع) با سيره حکومتي رسول الله را مي نماياند. حضرت رسول اکرم مي فرمايد: " المهدي يقفو اثري لايخطي؛ مهدي روش مرا دنبال مي کند و هرگز از روش من بيرون نمي رود." و در حديثي ديگر مي فرمايد: " يعمل في الناس بسنه نبيهم؛ امام مهدي (ع)در ميان مردم به سنت پيامبر عمل مي کند."


د) احياي سنت ديگر انبيا در عصر ظهور: رسالت و دغدغه بنيادين انبياي الهي در هر عصر برافراشتن پرچم توحيد و ايجاد جامعه قسط پرور و عدالت محور بوده است.[65] اين دو رسالت، سنت هاي حسنه انبياي الهي در هر عصر بوده اند که در حکومت اسلامي امام مهدي(ع) تجلي مي يابد. افزون بر آن بر اساس روايات مهدوي، سنت هاي گوناگون انبياي الهي نيز در امام مهدي(ع) که وارث انبيا وجود به شمار مي رود، نشانه عملکرد امام بر اساس باورهاي گذشتگان صالح و پارساست. حضرت امام صادق(ع) مي فرمايد: " عليه کمال موسي و بهاء عيسي و صبر ايوب[66]؛ او داراي کمال موسي، شکوه عيسي و شکيبايي ايوب است."


بررسي سنت هاي فطري در انديشه مهدويت: جامعه متمدن توحيدي مهدوي، به تمام فطرت هاي پاک پاسخ مي گويد و افزون بر آموزه هاي وحياني بر پايه عقلانيت استوار است . از اين روي جامعه مهدوي دولت کريمه امام مهدي با سنت ها و آداب اجتماعي که با توجه به مقتضيات زمان و مکان در جوامع بشري رايج شده و با عقل سليم، شريعت اسلام و فطرت ناسازگاري ندارد، مخالف نخواهد بود و بر ضد آنها اقدامي نخواهد کرد. از شمار اين موارد به عدالت خواهي و تعالي جويي انسان ها مي توان اشاره نمود. اين سنت حسنه زاييده فطرت انسان است و پيشينه اي به عمر بشر دارد و همواره انسان هاي بسياري در اين راه از جان مايه گذاشته اند. بنابراين نه تنها در جامعه مهدوي با چنين سنتي برخورد نمي شود بلکه از جمله آرمان آن حکومت جهان شمول، بشمار مي آيد.


بررسي سنت هاي خرافي و بدعت ها در انديشه مهدويت: با ژرف انديشي در روايات عصر ظهور روشن مي شود که سنت به اين معنا در عصر ظهور مذموم است و ريشه کن خواهد شد. بنابر آموزه هاي اسلام ناب محمدي، از جمله رسالت هاي اساسي نهضت حضرت امام مهدي مبارزه با بدعت ها و عادات سفيهانه و غيرعقلاني و برچيدن خداناباوري ها و کردار شرک آلود است.


در اين عصر تمامي بدعت هاي سيئه و نادرست و انديشه ها، تفسير و تأويل هاي غلط از آموزه هاي وحياني که به طريق اولي خرافه ها، جادوها، بت پرستي ها به شمار مي روند، برچيده خواهند شد و تنها کتاب، سنت و عقل سليم، حاکم و غالب خواهد گرديد. حضرت امام صادق(ع) مي فرمايد: " و لا يترک بدعه الا ازالها و لا سنه الا اقامها[67] ؛ بدعتي نمي ماند جز اين که از بين مي برد و سنتي نمي ماند جز اين که برپا مي دارد."


بررسي سنت هاي ملي و فرهنگي در انديشه مهدويت: اين گونه از سنت، عادات و فرهنگ هاي ملي هر قوم يا طايفه اي است که در ميان آن جامعه مرسوم بوده و رواج يافته است. از جمله اين موارد مي توان به لباس ها، موسيقي ها، عادات و رسوم هر قوم اشاره کرد.[68] با توجه به مطالب ياد شده، چنانچه رسوم و فرهنگ هاي ملي با چارچوب شريعت ناسازگار نباشند، با آنها مخالفتي نمي شود، در غير اينصورت با توجه به روايات فوق حضرت با آنها برخورد خواهند نمود.


شرايط لازم براي آمادگي ظهوردر جامعه منتظر: از مهم ترين شرايط و آمادگي براي ظهور حضرت امام مهدي(ع) تربيت ياران جان بركف و مجاهدي است كه در كشاكش فتنه ها و حوادث ظهور به ياري امام بشتابند و فرماندهان سپاه حضرتش باشندكه در اين عنوان به شناخت و ويژگيهاي شخصيتي آنان مي پردازيم:


الف) ايمان و اعتقاد ياوران امام مهدي(ع):
ايمان از مهم ترين سرمايه هاي انسان خداجوست. پايداري، رشادت و فداكاري مؤمن ريشه در ايمان حقيقي او دارد. ياران راستين امام مهدي (ع) از مؤمناني هستند كه ايمانشان آنها را به مرحله اي رسانده كه هرگونه شك و شبهه اي را از دلشان زدوده است.[69] همان كساني كه به نقل از روايت هاي بزرگان دين ترنم روح بخش تلاوت قرآن و مناجات شبانه آنان، همچون صداي زنبوران عسل در هم مي پيچد و از شب تا صبح به راز و نياز با خداي خويش مشغولند.[70] ( آنان كساني هستند كه) خدا را با بصيرت درون شناخته اند و ايمان به خدا در اعماق جانشان نفوذ كرده است. در راه تقويت ايمان و اجراي دستورهاي الهي از هيچ چيز هراسي ندارند و از نكوهش هيچ سرزنش كننده اي بيم به دل راه نمي دهند. اينان مصداق اين آيه قرآني هستند كه: به زودي خداوند قومي را كه آنها را دوست مي دارد و آنها نيز او را دوست دارند و نسبت به مومنان فروتن و بر كافران سرافراز و مقتدرند به نصرت اسلام بر مي انگيزد.[71]


ب) عبادت ياران امام مهدي(ع):
آنان پارسايان شب اند كه تا بامدادان به ذكر و راز و نياز و قيام وقعودند. آتش عشق به معشوق و معرفت به ذات باري تعالي، خواب را از ديدگان آنان ربوده است.


جز غم ابروي يارم، هيچ محرابي ندارم

جز غم هجران رويش من تب و تابي ندارم

گفتم اندر خواب بينم چهره چون آفتابش

حسرت اين خواب در دل ماند چون خوابي ندارم

سر نهم بر خاك كويش، جان دهم در ياد رويش

سر چه باشد، جان چه باشد، چيز نايابي ندارم[72]


مرداني كه شب هنگام زمزمه تلاوت قرآن وذكر مناجاتشان، همچون صداي زنبوران عسل در هم پيچد و هيبت الهي، آنان را به قيام وادارد و بامدادان سوار بر مركب ها شوند، آنان راهبان شب اند و شيران روز.[73]


ج) ياران امام مهدي(ع) آمران به معروف و ناهيان از منكر:
رسالت حضرت مهدي(ع) و ياران باوفايش، احياي دين خدا و اتمام رسالت انبيا و اوليا و اصلاح زمين از بدعتها و ظلم هايي است كه ظالمان و فاسدان بر زمينيان تحميل كرده اند. منتظران حقيقي امام مهدي(ع) مي خواهند نقاب تزوير را از چهره مزوران بركشند و رسالتشان را در برپايي قسط و عدل مي دانند.« يملاُ الارض قسطاٌ و عدلاٌ كما ملِئت ظلماٌ و جوراٌ »[74] سيره رسول گرامي اسلام و امامان معصوم(ع) مبتني بر امر به معروف و نهي از منكر بود و از بدو دوران كودكي تا واپسين لحظه هاي حيات، همواره بر آن اساس رفتار كرده اند. بنابراين يكي از صفات برجسته ياران حضرت حجت، امر به معروف و نهي از منكراست.


د) ولايت مداري اصحاب حضرت امام مهدي(ع):
امامت و رهبري، از اركان دين اسلام و محور و اساس همه كارها، اعم از عبادي و غيرعبادي است. حضرت علي(ع) در اين باره مي فرمايند: « و او- ابوبكر- خوب مي دانست من در گردش حكومت اسلامي، همچون محور سنگ هاي آسيابم- كه بدون آن آسياب نمي چرخد.[75] همه اعمال فردي و اجتماعي مردم بايد تحت تأثير امامت باشد. از اين رو ايمان به رهبري، زمينه ساز رستگاري مسلمانان است. مسلمانان صدر اسلام با ايمان و اطاعت از رهبري و پيامبر، در مدتي كم از حضيض ذلت به اوج عزت رسيدند، زيرا به فرمان خدا به آنچه پيامبر مي فرمود گردن مي نهادند. « وً ما اتاكُم الرسولً فخُذوه و ما نهاكُم عنه فانتًهوا»[76] بعد از رسول خدا، پيروان آن حضرت همان عقيده و ايمان را به ائمه اطهار(ع) داشته اند و ياران حضرت حجت(ع) نيز بيش از همه به امام زمان(ع) ارادت دارند كه اين عشق و ايمان، از وجود آن حضرت سرچشمه مي گيرد.



ذ) شجاعت ياران امام مهدي(ع) و آرزوي شهادت:
ترس، از خصلت هاي ناپسند يك انسان، برگرفته از ضعف ايمان، سستي يقين و ناتواني نفس است.[77] شخصي كه به رحمت الهي و پاداش روز جزا يقين ندارد، همواره در نوعي بيم و هراس بسر ميبرد. ترس از آن دارد كه هر لحظه دفتر عمرش بسته شود و از اين ديار كوچ كند، اما شخص با ايمان در دنيايي پراميد به سر مي برد و در همه مشكلات تكيه گاهش خداست و يقين دارد كه « ولله العزه و لرسوله للمومنين»[78] با چنين اعتقادي دليل ندارد كه فرد احساس ضعف و ترس كند، بلكه ترس را عار و ننگ و نقصي براي خود مي داند و براي دوري آن مي كوشد: از ترس بپرهيزيد كه مايه ننگ و نقصان است.[79] اصحاب حضرت حجت(ع) كه امام خويش را با معرفت دريافته اند، هستي شان را در وجود وي فاني مي بينند و عاشق شهادت در راه او هستند.


و)دل هاي پولادين اما نوراني:
از ديگر صفات ياران حضرت حجت(ع)، قلب قوي و پولادين آنهاست كه از آنها در روايت هاي مختلف به پاره اي آهن ياد شده است: در زمان ظهور حضرت مهدي(ع) پرچم هاي سياه از جانب شرق خواهد آمد كه بر گرد آنها افرادي هستند كه با دل هايي همچون پاره هاي آهن سخت و محكم.[80] دل هاي ياران امام مهدي(ع) از پاره هاي فولاد محكم تر است.[81] آري پنجره قلب هاي آنها رو به آسمان معنا گشوده است و دل هاي خويش را به ريسمان الهي پيوند داده اند. آنان خانه هاي دل خود را با قنديل هاي ايمان روشن كرده اند.[82] اينان با پشتوانه اي بزرگ از ايمان واقعي به خدا و يقين به روز جزا و هدفي مقدس همچون مشعل هايي فروزانند كه دل هاي استوارشان بسان خداي خويش دل داده اند و تنها از او هراس دارند و قلبشان را به ياد او قوت بخشيده اند كه « الا بِذكر الله تطمئنُ القلوب».[83]


ه )قدرت جسماني اصحاب حضرت مهدي(ع): در بسياري از روايات قدرت ياران امام مهدي(ع) را برابر با چهل مرد شمرده اند كه اين قدرت جسماني آنها برگرفته از ايمان راسخ به خداوند، يقين به امامت و حقانيت هدف آنهاست. ياوران امام مهدي(ع) با چنين توانايي جسمي و روحيه عالي مي توانند ظلم و جور را از صحنه گيتي براندازند. با اين اوصاف آنها سدي محكم، نيزه و شمشيري برنده و ركن ركيني هستند كه حضرت لوط(ع) هنگام رويارويي با قوم كافر و منحرف خود، ياراني چون آنها را آرزو مي كرد و مي گفت: اي كاش مرا قوتي يا پناهگاهي امن و استوار مي بود كه از شر شما محفوظ مي ماندم. حضرت امام صادق(ع) در تبيين اين گفتار مي فرمايند: « اين آرزويي است بر قدرت حضرت قائم(ع) و استواري يارانش كه همان اركان محكم هستند. هركدام از مردان و ياران امام مهدي(ع) داراي قدرت چهل مرد هستند. دل هاي آنان از پاره هاي فولاد محكم تر است. اگر بر كوه ها بگذرند، كوه ها در هم فرو مي ريزند. دست از شمشيرهاي خود برنمي گيرند تا آنكه خداي تعالي راضي شود.[84]


ي) زمينه سازي براي ظهور:
1-ي) محبت و انس با امام عصر(ع): نهاد خانواده از نهادهاي مهم جوامع بشري است كه بسياري از نيازهاي زيستي و رواني انسان ها را برآورده مي كند. انتقال ارزش ها و باورداشت هاي جامعه به فرزندان از مهم ترين كاركردهاي خانواده است. از سوي ديگر محبت و دوستي اهل بيت، بويژه محبت امام زمان(ع) از ارزش هاي برجسته جامعه ديني به شمار مي آيد كه انتقال اين ارزش مهم همانند ارزش هاي ديگر از كاركردهاي نهاد خانواده است. چنانكه حضرت رسول اكرم(ص) فرموده است: {دوستي من} و اهل بيتم، در هفت منزل سخت و خطرناك براي شما سودمند است: هنگام مرگ در قبر، هنگام نشور، هنگام حساب و كتاب نزد ميزان و هنگام عبور از صراط.[85] پس بر اين اساس يكي از وظايف والدين، انتقال محبت اهل بيت به فرزندان است؛ چنانكه حضرت علي(ع) از حضرت رسول اكرم(ص) نقل مي فرمايند: فرزندان خود را بر سه صفت تربيت كنيد: دوستي پيامبرتان، محبت اهل بيت او و قرائت قرآن.


2-ي) از منتظران امام عصر(ع) شدن: حضرت علي(ع) مي فرمايند: "منتظر فرج باشيد و بدانيد كه محبوب ترين اعمال نزد خداوند، انتظار فرج است."[86] از طرفي انتظار، صرف ادعا نيست، بلكه امري است مشكل، امير مومنان مي فرمايد: " كسي كه منتظر امر ماست، مثل شهيدي است كه در خون خود شناور است."[87]بنابراين بايد در عمل ثابت كرد كه منتظر هستيم؛ مثل شهيدي كه عملا وارد عرصه جهاد مي شود و سختي ها را تحمل مي كند. بنظر ميرسد يكي از راه هاي اثبات ادعاي منتظر بودن، انتقال محبت حضرت به فرزندان است( صداقت در انتظار)؛ بطوري كه اين جزء برنامه زندگي باشد و در رأس نيازهاي فرزندان بدان توجه شود در آن صورت از بركات دعاي امام صادق(ع) بهره مند خواهيم شد كه فرمود: " خداوند بنده اي را رحمت كند كه ما را نزد مردم محبوب سازد."[88]


3-ي)محبت امام عصر(ع) زمينه پذيرش ديگر احكام و اخلاق ديني: از راه محبت اهل بيت، بويژه حضرت امام زمان(ع) مي توان ديگر احكام ديني و آموزه هاي اخلاقي را به فرزندان منتقل كرد؛ چون وقتي امام خوبيها نزد آنها محبوب شد، در عمل بسوي او گرايش مي يابند و او را الگو و مرجع خود قرار مي دهند. اين از ويژگيهاي انسان است كه اگر كسي نزد او محبوب شد، سعي مي كند در گفتار و رفتار به او توجه كند و از او الگو گيرد. شايد حضرت علي(ع) بر اساس همين نكته مي فرمايد:" مَن احبُّ شَيئاً لَهِجَ بِذِكره"" كسي كه چيزي را دوست داشته باشد همواره به ياد اوست".[89] بنابراين محبت حضرت امام مهدي(ع) بستري را فراهم مي آورد كه فرزندان به سمت خوبي ها گرايش يابند.


4-ي) عقيده به مصلح و آثار رواني و رفتاري آن: با تأمل در اصول اعتقادي اسلام و ضروريات ديني درمي يابيم هيچ اصل عقيدتي نيست مگر اينكه در رفتار ما اثر مي گذارد و فرد عقيده مند را وادار به خيررساني و فعاليتهاي اصلاحي مي كند و از فساد و ستمگري باز ميدارد علاوه بر ايمان به خدا و روز جزا و رسالت انبياء كه چنان آثار عملي دارند و در رفتار مومنان راستين ديده مي شود اعتقاد به حضرت امام مهدي(ع) كه تكميل و تتميم همان عقايد اسلامي است، نيز در رشد و تعالي رواني و اصلاح رفتار ما بسيار موثر است. بايد باور داشت كه چنين مصلح دادگستر، توانايي بي شك ما را بيدار و دل ما را متوجه به آن حجت حق بر مي گرداند و كردار و گفتارمان را همسو و هماهنگ با اهداف اصلاحي او مي نمايد.


بويژه كه موظفيم براي تعجيل فرج او دعا كنيم و خود نيز شايستگي لازم براي پيوستن به خيل يارانش را پيدا كنيم. در حال انتظار چنان پيشواي حاضر و ناظري احساس نزديكي بيشتري بين او و خود مي نمائيم. ا.و كه مظهر لطف و رحمت الهي و واسطه فيض است يعني همه رحمت و نعمت و هدايت مبدأ فياض باوساطت آن ولي كامل و واسطه، قابل دريافت مي شود و به آفريدگان مي رسد.[90] چنين احساسي هم سرمايه نشاط روحي و سلوك روحاني ماست و هم مايه تسلي و آرامش ما در مصائب و گرفتاريها.


5-ي) عرض ادب و احترام بساحت اقدس حضرت امام زمان(ع): و از بهترين نشانه هاي حضور قلبي حضرت امام مهدي (ع) براي شيعيان عرض ادب و ابراز احترامي است كه نسبت به حضرتش پس از شنيدن لقب مخصوص ايشان «قائم» به عمل مي آورند يعني از جاي برمي خيزند و روي بقبله ميكنند دست بر سر مي گذارند و از خدا شتاب او را در قيام درخواست مي نمايند. از حضرت امام صادق(ع) سبب اين كار را پرسيدند حضرت در جواب فرمود: زيرا براي او غيبتي دراز ميباشد كه در آن از بس بدوستانش مهر ميورزد چون وي را با لقب قائم كه يادآور دولت او و افسوس بر غربت اوست نام ببرند بر آنها نظر لطف و عنايت مي افكند و لازمه بزرگداشت هر مولاي بزرگوار هنگامي كه ديدگان شريف خود را بر بنده اش دوزد برخاستن آن بنده شرمنده است پس شيعه نيز در چنين حالتي بايد برخيزد و از خداي تعالي بخواهد كه زودتر آسودگي او را برساند و اندوه وي را بزدايد.[91]


مولاي من شاهد باش ... اين پيمان من با توست كه اگر عمرها بسر آيد و روزگار غيبت تو به درازا كشد از ايمان به تو برنگردم بلكه بر يقينم بيفزايد و دوستيم به تو زيادتر شود و بيشتر به تو پشت گرم و قويدل گردم و با اشتياق فراوانتر انتظار ظهور تو را داشته باشم و براي جهاد در پيشگاه تو آماده تر شوم پس اينك جانم، مالم و هر آنچه خداي مرا ارزاني داشته به راه تو فدا مي كنم وفرمان تو را بي چون و چرا گردن مي نهم.[92]


جامعه منتظر، جامعه پويا: عظمت وجودي و ابعاد محتلف شخصيت حضرت صاحب الامر((ع باعث شده است كه در طول هزار و اندي سال كه از غيبت كبري مي گذرد، هر گروه از مردم بسته به گرايشهاي خاص اعتقادي، اجتماعي و فرهنگي كه داشته اند، از منظري خاص به تحليل شخصيت و تعيين جايگاه آن حضرت در عالم هستي بپردازند و هر گروه تنها درك وتصور خود از اين موضوع را تصور درست و مطابق با واقع از شخصيت آن يگانه هستي تلقي كند.


در اين ميان جمعي از اصحاب سير و سلوك و رهروان طريق عرفان و معني با طرح موضوع خليفه الله و انسان كامل و همچنين نقشي كه حجت الهي در عالم هستي، دارد تنها به جنبه فراطبيعي آن وجود مقدس توجه كرده و از ساير جنبه ها غفلت ورزيدند. گروهي ديگر از اصحاب شريعت توجه خود را تنها معطوف به جنبه طبيعي آن وجود مقدس ساخته و ضمن مطرح كردن نقشي كه آن حضرت به عنوان امام و پيشواي مردم بعهده دارند هيچ گونه مسئوليتي را در زمان غيبت متوجه مردم نديدند و تنها تكليف مردم را اين دانستند كه براي فرج آن حضرت دعا كنند تا خود بيايند و امور مردم را اصلاح كنند.


عده اي هم ضمن توجه به جنبه فراطبيعي و طبيعي وجود مقدس حضرت حجت(ع) تمام هم و غم خود را متوجه ملاقات با آن حضرت ساخته و تنها وظيفه خود را اين دانسته اند كه با توسل به آن حضرت به شرف ملاقات با آن ذات اقدس نائل شوند. اما در اين گروه با در نظر گرفتن همه ابعادي- كه بدانها اشاره شد- به طرح معناي درست انتظار پرداخته و درصدد تعيين وظيفه و نقش مردم در دوران غيبت برآمدند. در اين ديدگاه، هم مسأله خلافت الهي انسان كامل مطرح است، هم به جايگاه و نقش مردم در قبال آن حضرت توجه شده و هم وظيفه اي كه مردم در دعا براي حفظ آن وجود مقدس و تعجيل در ظهورش دارند از نظر دور داشته نشده است.


حضرت امام خميني قدس سره الشريف ديدگاه خاص خود را در مورد انتظار فرج چنين مطرح ساختند: البته اين پر كردن دنيا را از عدالت، اين را ما نمي توانيم بكنيم، اگر مي توانستيم مي كرديم. اما چون نمي توانيم بكنيم ايشان بايد بيايند. الان عالم پر از ظلم است، شما يك نقطه هستيد در عالم. عالم پر از ظلم است. ما بتوانيم جلوي ظلم را بگيريم، تكليفمان است. قرآن و ضرورت اسلام و قرآن تكليف ما كرده است كه بايد برويم همه كار را بكنيم، اما چون نمي توانيم بايد او بيايد. اما ما بايد فراهم كنيم كار را، فراهم كردن اسباب اين است كه كار را نزديك كنيم كار را همچو بكنيم كه مهيا بشود عالم براي آمدن حضرت امام مهدي(ع)[93]. و در جايي ديگر درباره مفهوم انتظار فرج فرمودند: انتظار فرج انتظار قدرت اسلام است و بايد كوشش كنيم تا قدرت اسلام در عالم تحقق پيدا كند و مقدمات ظهور ان شاء الله تهيه شود.[94]


حوزه هاي جامعه متمدن مهدوي:
الف) حوزه دين: کارشناسان انديشه مهدويت با استناد به روايات دين شناسي عصر ظهور، وضعيت دين را در دو فرضيه بيان کرده اند:


1. ضرورت اسلام آوردن همگان[95]: در اين فرضيه بي ترديد هيچ يک از صاحبان اديان امکان پذير نيست. حضرت تنها در ارائه اسلام با آنان مدارا مي کند ولي اگر نپذيرند با آنان قاطعانه برخورد خواهند نمود با توجه به اين فرضيه تفاوتي بين اديان ابراهيمي و غير ابراهيمي نيست.


2. عدم ضرورت اسلام آوردن همگان[96]: در اين فرضيه امام اسلام را بر همگان عرضه مي کند و به ترويج و تبليغ آن مي پردازد بسياري به علت رشد علم و آگاهي اسلام مي آورند اما کساني که اسلام نمي آورند چنانچه پيرو اديان الهي باشند، بايستي به دين غيرمحرف باز گردند که در اين صورت نوعي مدارا با آنها خواهد شد اما حضرت با صاحبان اديان غير الهي و کساني که به دين تحريف شده گرايش دارند، قاطعانه و بدون مدارا برخورد مي کنند.


ب) حوزه اخلاق: اجراي احکام الهي همانند اجراي حدود معطله در عصر ظهور، ضرورت آراستگي کارگزاران و دين داران را به عدالت الهي، نهادينه شدن قوانين و قراردادهاي شريعت اسلامي در جامعه و تکامل اخلاق و عقول اقتضا مي کند[97]. همگان و حتي کساني که خود را به زيور تقوا نياراسته اند خويشتن را بايد با شرايط جديد تمدن توحيدي جامعه مهدوي هم آهنگ سازند و دست از اباحي گري و بي بند و باري بردارند. در اين عصر، آزادي و اختيار از انسان سلب نمي شود و انسان ها در انجام تکاليف الهي مختارند اما کسي به خود اجازه نمي دهد باورها و رفتارهاي اخلاقي غيرمشروع را هرگونه که بخواهد در جامعه انجام و رواج دهد، زيرا در اين صورت، با بهره مندي از اهرم هاي کنترل کننده با او قاطعانه برخورد مي شود.


ج) حوزه سياست: صحنه سياست در عصر ظهور، تنها در دست اسلام، مسلمانان و قوانين اسلامي است. در آن هنگام قوانين اجتماعي و سياسي مخالف شريعت اسلام، جايگاهي نخواهند داشت و در صورت پديد آمدن عقايد سياسي،باطل و مشاهده انحرافات اجتماعي، با آنها بسيار قاطعانه برخورد خواهد شد.[98]


جامعه موعود، الگوي جامعه مطلوب: حكومت جهاني موعود را از دو منظر مي توان مورد مطالعه قرار داد؛ در منظر اول به اين حكومت تنها به عنوان آرماني دوردست بايد در انتظار تحقق آن بود نگريسته مي شود، آرماني كه با وضع موجود ما نسبتي نداشته و هيچ تأثيري هم در واقعيتهاي جاري جامعه ندارد. اما در منظر دوم، اين حكومت- با همه ويژگي هاي آرماني آن- نه تنها به عنوان غايت آمال بشر و نهايت آرزوي عدالت خواهان بلكه بعنوان الگوي واقعي براي سامان بخشيدن به وضع موجود و هدفي عيني كه مي تواند حركتهاي اجتماعي ما را جهت بخشد؛ قابل مطالعه است.


اگرچه تحقق كامل اين آرمان جز به دست با كفايت بنده برگزيده خدا حضرت ولي الله الاعظم ارواحناله الفداء، ميسر نيست. حضرت آيت الله خامنه اي، رهبر معظم انقلاب اسلامي در يكي از بيانات خود، ضمن اشاره به ضرورت«اهتمام به مسأله عدالت اجتماعي در كشور» و لزوم مقابله با «طبقه بهره مندان از پولهاي حرام» و «مرفهان بي درد» به نكته مهمي اشاره كرند كه توجه به آن مي تواند ما را در ارايه تصويري روشن از منظر دوم ياري دهد .ايشان در سخنان خود موضوع «عدالت گستري» و «قسط آفريني» را كه در روايات اسلامي، بعنوان يكي از شاخصه هاي مهم انقلاب مهدوي بدان اشاره شده، بررسي كرده و توجه به اين موضوع را در همه برنامه هاي نظام اسلامي ضروري دانسته اند: نظام اسلامي، نظام عدالت است. شما كه آرزومند و مشتاق ظهور خورشيد مهدويت در آخرالزمان هستيد و الان حدود هزار و دويست سال است كه ملت اسلام و شيعه در انتظار ظهور مهدي موعودعجل الله تعالي فرجه الشريف و جعلنا الله فداه است چه خصوصيتي براي آن بزرگوار ذكر مي كنيد؟ «الذي يملأُ الله بهِ الارض قسطاً و عدلاً» نمي گوييد كه «يملأُ الله به الارض ديناً». اين نكته خيلي مهمي است.


چرا به اين نكته توجه نمي كنيم؟ اگرچه قسط و عدل متعلق به دين است اما هزار سال است كه امت اسلامي براي قسط و عدل دعا مي كند و اين نظام اسلامي كه بوجود آمده است اولين كارش اجراي قسط و عدل است. قسط و عدل، واجب ترين كارهاست. ما رفاه را هم براي قسط و عدل مي خواهيم. كارهاي گوناگون، مبارزه، جنگ، سازندگي و توسعه را براي قسط و عدل مي خواهيم. براي اينكه در جامعه عدالت برقرار شود، همه بتوانند از خيرات جامعه استفاده بكنند و عده اي محروم و مظلوم واقع نشوند. در محيط قسط و عدل است كه انسانها مي توانند رشد كنند، به مقامات عالي بشري برسند و كمال انساني خود را بدست بياورند.


قسط و عدل يك مقدمه واجب براي كمال نهائي انسان است. چطور مي شود به اين قضيه بي اعتنايي كرد؟[99] جان كلام رهبر انقلاب در سخنان يادشده اين است كه ما نبايد به فرهنگ مهدويت و انتظار، با همه مشخصه هايي كه در روايات ما براي آن برشمرده شده است، بعنوان مجموعه معارفي كه فقط ترسيم كننده وضعيت آينده جهان هستند و هيچ نسبتي با وضعيت كنوني مسلمانان ندارند، نگاه كنيم. بلكه بايد اين فرهنگ را در تمام عرصه هاي اجتماعي، فرهنگي ، سياسي و اقتصادي جامعه خود جاري و ساري بدانيم و در پي آن باشيم كه ويژگيهاي ذكر شده براي جامعه موعود را تا آنجا كه در توان داريم، در جامعه خود پياده كنيم و اگر فعلا توفيق دستيابي به جامعه موعود را نداريم، لااقل با الگو قرار دادن آن، جامعه مطلوب را بنيان نهيم.


اگر الگوپذيري از قيام عدالت گستر مهدي موعود(ع) در جامعه اسلامي ما، بصورت يك فرهنگ درآيد و همه دست اندركاران نظام اسلامي خود را موظف به شناخت ويژگي هاي دولت كريمه آخرين ذخيره الهي بدانند و سعي كنند كه زندگي فردي و فعاليت اجتماعي خود را بر آن ويژگي ها منطبق سازند آن وقت است كه معناي واقعي انتظار فرج تحقق مي يابد، زيرا ما وقتي مي توانيم خود را منتظر واقعي بدانيم كه در عمل به آرمانهايي كه تحقق آنها را انتظار مي كشيم پايبند باشيم. بنابراين بايد رواياتي را كه به بيان خصايص يگانه مصلح موعود و ويژگي هاي حكومت جهاني آن حضرت پرداخته اند مورد بررسي كامل قرار دهيم تا در نهايت بتوانيم به الگوي مناسبي از جامعه موعود دست يابيم، الگويي كه بتواند حيات اجتماعي ما را در عصر حاضر سامان دهد.


اوضاع جامعه بشري در حكومت حضرت امام مهدي(ع): تلاشهاي همه جانبه منتظران حضرت امام مهدي(ع) و انتظار توأم با شادي و اميد آنان، نشانگر اين است كه با ظهور امام مهدي(ع) زيباترين لحظات آرماني انسانها فرا خواهد رسيد، نابسامانيها از ميان خواهد رفت، عدل و مساوات همه گير خواهد شد، ستمها و جهلها از جهان رخت خواهد بست، دلها منور، عقلها كامل، دانشها واقعي و جانها سرشار از عشق و محبت الهي خواهد شد. آن روز قطرات نور از جام لحظه هادر قالب دولتي خواهد ورزيد و روز به روز بر معلومات بشر اضافه مي شود و در آينده به سطح عاليتري از تعقل و تمدن و درك مصالح اجتماعي ارتقا خواهد يافت و افكار جهانيان آماده خواهد گشت. اينك با الهام از چشمه پاك و نوراني احاديث و روايات به مواردي از مشخصات آن دولت پاكان اشاره مي كنيم: جهان در آسايش و آرامش بي نظيري قرار مي گيرد.
انسانها از رشد عقلاني كامل برخوردار شوند.
معيارهاي اخلاقي در جهان حكمفرما شود.
امتيازهاي طبقاتي از بين برود.
روابط انسانها بر اساس صفا و صميميت استوار گردد.
جهان در ثروت و آباداني غوطه ور شود.
ثروت بطور مساوي تقسيم گردد.
راهها امن شود.
فرهنگ بشري به والا ترين حد خود برسد.
نياز همگان برطرف شود و كسي حاضر به پذيرش زكات نشود.
نشاني از شرك و كفرورزي روي زمين باقي نماند.
همه گردنكشان در برابر آن حضرت تسليم شوند.
هر حقي به صاحب حق برگردد.
عمرها طولاني شود.
عدالت در همه جا گسترده شود و احدي مورد ستم قرار نگيرد.
شرق و غرب جهان به تسخير آن حضرت درآيد.
پرچم اسلام بر فراز گيتي به اهتزاز درآيد.
امت اسلام مجد و عظمت فوق العاده اي پيدا كند.
همگان از حكومت حضرتش خوشنود باشند.[100]


آيا اين موارد كه تنها گوشه اندكي از سعادتمنديهاي ايام دولت خجسته حضرت امام مهدي(ع) مي باشند، انسانهاي شيفته عدالت و آزادي را آرزومند حضور، در آن ايام نمي كند؟ آيا دلهاي گرفتارشده در شبستان ستمهاي تيرگي جهان خواران، در آرزوي طلوع آن خورشيد عالم آرا نمي تپند؟ آيا انسانهاي تحقير شده در حكمها و حكومتها و آيا استعدادهاي باطل شده در زير سلطه ها و حاكميت ها، در حسرت پديدار گشتن روزهاي طلايي ارزشهاي جاويد، آه سوزناك سر نمي دهند؟ و آيا جهان آكنده از ستم و بيداد، خود آرزوي طلوع طليعه جهاني آكنده از داد و دادگري لحظه شماري نمي كند؟ آري همه جهان و جهانيان در حقيقت، منتظران دولت كريمه اي هستند كه در قلب هاي پاك و جانهاي مصفايشان شكل و ويژگي هاي آن همه پاكي و خوبي را هميشه ترسيم كرده و سالها در انتظار آن بوده اند: اَللهُّمَ اَرِني الطَلعه الرَشيده،والغُرهَ الحميده،اللهُمَ اِنا نَرغَبُ اِلَيكَ فِي دَوله الكريمهٍ، تعزُ بِها الاسلاَم و اَهلِه.....[101]


زندگي و حيات كريمه در دولت حضرت امام مهدي((ع: اعتقاد به حضرت مهدي(ع) رهبر نجات دهنده جهان از ظلم و جور ضامن سلامت هدف به كاملترين وجه مي شود، { وقتيكه آرزو و اميد را در باطنمان ايجاد مي كند و قلبهايمان در نور ايمان شناور مي گردد.} به ما نشاط و غيرتي در رسيدن به هدف عطا مي كند. منظور از زندگي پرنعمت در سايه حكومت حضرت مهدي(ع)،چنانچه در دعاي افتتاح اين عبارت را مي خوانيم: «اللهم اِنّا نَرغَبُ اِلَيكَ فِي دَولهٍ كريمهٍ تُعِزُ بِهَا الاسلام وَ اَهله، تُذِلُ بِهَا النفاقُ وَ اَهلِه وَ تَجعلنا فِيها من الدعاه الي طاعَتِك والقاده الي سبيلِك و ترزُقنا بِها الكرامه الدنيا و الاخره» خدايا ما از تو خواهان دولت پرنعمتي هستيم تا بوسيله آن به اسلام و اهل آن عزت بخشي و با آن نفاق و اهل آن را ذليل و خوار كني و ما را از دعوت كنندگان به طاعت تو و رهبران راه تو قرار داده و به ما بوسيله آن كرامت و بزرگواري دنيا و آخرت را ببخشي.


اسلام اينچنين از دولت آينده و تمدن فردا به رهبري امام مهدي(ع) سخن مي گويد: دولتي پرنعمت، بخشنده در عطاء، بخشنده در انسانيت انسان، بخشنده در اقتصاد، سياست، علم و در اخلاق، بخشنده در دادن آزادي، استقلال، عزت و بزرگواري به انسان، بخشنده امنيت و غذا براي همه، و بخشنده در باز كردن راه براي همه بشريت، راهي كه به خدا و سواحل و خوشبختي آرامش وصل است. زندگي پر از نعمت و بخشش در سايه تمدن حضرت امام مهدي(ع) با عصاي جادو بوجود نمي آيد، بلكه با كوشش مؤمنان مخلص كه به ركاب حضرت حجت(ع) ملحق مي شوند بوجود مي آيد.«وَ لا تَزِرَ وازِرهً وِزرَ اُخري و هيچ نفسي بار گناه ديگري را بر دوش نگيرد». پس سعادت دنيا به كوشش و تلاش از سوي مردم وابسته است و تنها با آرزو كردن حاصل نمي شود، طلب روزي با آرزو كردن نيست.[102]


ظهور واحياء مجدد اسلام و جهان شمولي اين دين بر اديان ديگر: از ابن عباس روايت شده است كه گفت: « هيچ يهودي و نصراني و يا پيرو ديني نمي ماند مگر آنكه به اسلام گرايش پيدا مي كند. تا اينكه جزيه( ماليات سرانه) برداشته شود و صليب شكسته و خوك كشته مي شود و آن مصداق فرموده خداوند است كه: « اسلام را بر تمام اديان جهان پيروز مي گرداند هرچند كافران ناراضي و مخالف باشند» و اين امر در زمان قائم(ع) پديد مي آيد.»[103]حضرت امام صادق(ع) «آن نيست مگر يادآوري براي جهانيان و يقينا خبرش را بعد از آن هنگام خواهند دانست».[104]حضرت امام باقر(ع): «هنگام خروج قائم خواهد بود.»[105]حضرت امام باقر(ع): « بزودي نشانه هاي خود را در آسمان و زمين به آنان مي نمايانيم تا براي آنان آشكار شود كه اوست حق».[106]حضرت امام باقر(ع): خداوند مسخ شدن آنها را ( بصورت بوزينه و خوك) به خودشان نشان مي دهد و در آفاق، فرو ريختن آفاق و آسمان و اضطراب شهرهايشان را به آنها نشان مي دهد و قدرت خداوند را در خودشان و در سراسر جهان احساس مي كنند و مراد از گفته خداوند كه فرمود: « تا براي آنان آشكار گردد كه اوست حق» خروج قائم از جانب خداوند حق است و اين مردم ناگزير او را خواهند ديد».[107] رسول اكرم(ص): « مهدي از خاندان من و از فرزندان فاطمه است او بر اساس شيوه و روش من مبارزه مي كند آنگونه كه من بر اساس وحي مبارزه نمودم»[108] رسول اكرم(ص):« در جهان جز فرمانروائي اسلام وجود نخواهد داشت و زمين چون لوح سيمين خواهد شد»[109]حضرت اميرالمؤمنين علي(ع): او(قائم) رأي و نظر را از قرآن مي گيرد، آنگاه كه ديگران قرآن را بر رأي و انديشه خود باز مي گردانند، به آنان شيوه عدالت را نشان مي دهد و كتاب و سنت را كه متروك و منزوي شده، زنده مي كند».[110]


حضرت امام صادق(ع): «خداوند اسلام را پس از خوار شدن بوسيله او عزت مي بخشد و پس از متروك ماندن، آن را دوباره زنده مي كند و جزيه( ماليات سرانه) قرار مي دهد و با شمشير (كافران و منكران) را بسوي خدا دعوت مي كند هر كس سرپيچي كند كشته مي شود و هر كه با او در افتد خوار و بيچاره مي گردد».[111] طبيعي است اگر انسان با تعجب از خود سؤال كند، چگونه حضرت مهدي(ع) خواهد توانست اسلام را در ميان ملت هاي غيرمسلمان گسترش دهد، با آنكه آنها در زندگي مادي غوطه ورند و از ايمان و ارزش هاي معنوي بدورند و نسبت به اسلام و مسلمانان بدبين هستند؟ ولي بايد به عوامل فراوان اعتقادي، سياسي و اقتصادي كه پاره اي از آنها در بخش نهضت ظهور حضرت گذشت توجه گردد، از آن جمله اينكه ملت هاي جهان، زندگي مادي و فاقد دين را تجربه نموده و خلأ موجود آن و عدم پاسخگويي آنرا به وجدان انسان و انسانيت، گوئيا با دست خود لمس كرده اند. از جمله عوامل اينكه اسلام دين فطري است و اگر زمامداران طاغوتي بگذارند نور اسلام به واسطه علماء و مؤمنان راستين به ملت ها برسد مجذوب نورآن شده و گروه گروه به اسلام مي پيوندند.


و ديگر پديد آمدن نشانه ها و معجزاتي است كه توسط خود حضرت براي ملل جهان بوجود مي آيد و از بارزترين آنها نداي آسماني است. نپذيرفتن حضرت حجت(ع) نپذيرفتن كل اسلام است، نه ضرورتي از ضروريات دين، زيرا ملاك دين اسلام ظاهر شدن و انتشار آن در همه دنياست و ظاهر شدن اسلام صورت نمي گيرد مگر با ظهور حضرت حجت(ع)، و از آن نتيجه مي گيريم كه اسلام حقيقي اوست و بي اهميتي نسبت به او بي اهميتي نسبت به اسلام است. خداوند سبحان مي فرمايد: « هُوَ الذّي أَرسَلَ رَسولَهُ بِالهُدي وَ دينِ الحقِ لِيُظهِرَهُ علي الدينِ كُلِهِ و لَوكَرِهَ المُشرِكون»[112] اوست خدايي كه رسول خود را با دين حق به هدايت خلق فرستاد تا بر همه اديان عالم تسلط و برتري دهد هرچند مشركان ناراضي و مخالف باشند. در اين آيه دو دليل يا دو عامل در ظاهر شدن اسلام بر كل اديان دخالت دارد كه عبارتند از هدايت و حق... و هميشه هدايت و حق در نهايت پيروزند. و دولت اسلام در دنيا تشكيل خواهد شد و تنها دولت در كل دنيا خواهد بود و قرآن با اسم روستاهاي آشكار و ظاهر آز آن دولت نام برده است و اين اسم از آيه« ليظهره علي الدين كله» گرفته شده است.


در اينجا منظور، روستاهاي آشكاري است كه امنيت در آن فراگير باشد و ملتها در آن با آزادي و استقلال كامل راه رفته و سير كنند. «وَجعلنا بَينهُم و بينَ القُري التي باركنَا فيهَا، قري ظاهره و قَدرنَا فِيها السير سيروا فيها ليالي و أياماً امِنين»[113] و ما ميان آنها و شهرهايي كه در آنجا پرنعمت و بركت گردانيديم باز قريه هايي نزديك به هم قرار داديم با فاصله اي كوتاه و سير و سفري معين و آنها را گفتيم كه در اين ده و شهرهايي نزديك به هم، شبها و روزها را با ايمني كامل مسافرت كنيد.در ضمن جمله «وقدَّرنا فِيها السير» به دقت نظم و انضباط اشاره دارد كه دولت حق را فرا خواهد گرفت بطوريكه اوج تمدن اسلامي با حضرت حجت(ع) كامل مي شود.


ظهور و پايه هاي حكومت جهاني واحد: قيام حكومت يگانه در جهان به اين سه محور بستگي دارد: محور اول، اقتصاد- محور دوم، فرهنگ- محور سوم، دگرگوني طبيعي و خودي. عامل اقتصادي، كه تأثير شگفت آور و جادويي بر تحول جامعه از طايفه هاي متفرق به يك دولت واحد دارد، همانطور كه در زمان حضرت يوسف(ع) رخ داد، هنگاميكه دولتش جهان را فرا گرفت. اين توسعه به دليل عامل اقتصادي بود. وضعيت قحطي در آن زمان موجب شد كه مردم از دورترين نقاط بيايند و براي دريافت گندم صف بكشند، حتي برادرانش در حاليكه تضرع و زاري مي كردند و بر او داخل شدند. « يا اَيُّها العزيزُ مسَّنا وَ اَهلَنا الضر وَ جِئنَا بِبضاعه مزجاه فأَف لَنا الكيل تصدق علينا انّ الله يَجزِي المتَصدِقين»[114] پس عامل اقتصادي بود كه مردم را در سايه حكومت حضرت يوسف(ع) كه مخزنهاي زمين در دستش بود جمع كرد. و دومين عامل هم وحدت فرهنگي است و سوم تحول و دگرگوني دروني است كه در امت باعث انفجار مي شود و هدف و فرهنگ واحدي به وجود مي آورد، همانطور كه در قضيه حضرت موسي(ع) ذكر شده است و اين سه بعد در مردم بوجود نمي آيد مگر به دليل بلوغ عقلي كه به رشد عقل و تفكر وابستگي شديدي دارد.


گستره عدل مهدوي(ع): عدالت ريشه در فطرت انسان دارد، هر انساني به طور فطري تشنه عدالت است، اين تشنگي و شيفتگي از اعماق وجود او نشأت مي گيرد. عدالت قانوني است فراگير، كه همه ابعاد زندگي اجتماعي را در بر مي گيرد و نظام هستي بر محور آن مي چرخد. اگر در جامعه اي حق هر صاحب حقي به او برسد، عدالت اجتماعي در ميان آنها رعايت شده است. عدالت اجتماعي مفهوم بسيار گسترده اي دارد كه شامل ابعاد روحي، جسمي، سياسي، اقتصادي، فرهنگي، قضايي و جز آنها مي شود. همانگونه كه فرشتگان به هنگام خلقت انسان بر روي زمين پيش بيني كردند و گفتند:} اَتَجعَلُ فيهَا مَن يُفسِدُ فِيها وَيَسفُكُ الدماءَ{ [115] آيا بر روي زمين كساني را قرار مي دهي كه در آن فساد مي كنند و خون مي ريزند؟ از همان آغاز فساد حاكم شد، جور و ستم آغاز گرديد، پسر آدم:"قابيل" برادرش "هابيل" را به قتل رسانيد و تاكنون اين فساد و تباهي سرتاسر گيتي را فرا گرفته است.


  و اگر در نوار خاصي از مكان و محدوده خاصي از زمان ( چون عهد رسالت و ايام خلافت مولاي متقيان) عدالت حاكم بوده، از نظر زمان و مكان آنقدر محدود بود كه در برابر ظلم و ستم حاكم بر كره خاكي در طول قرون و اعصار بسيار ناچيز مي باشد. از اين رهگذر به جرأت مي توان گفت هدف نهايي از بعثت پيامبران هنوز جامه عمل نپوشيده است. قرآن كريم هدف از ارسال رسل و انزال كتب را } لِيقومَ الناسُ بِالقِسطِ{[116] بيان فرموده است.بر اين اساس هدف از بعثت پيامبران هنگامي تحقق مي يابد كه شالوده زندگي مردمان بر اساس "عدل" و" قسط" استوار شود. اين معني جز در حكومت عدل حضرت بقيه الله ارواحنا فداه اتفاق نيفتاده و اتفاق نخواهد افتاد.


هنگامه ظهور: يعني زماني که ظهور اتفاق خواهد افتاد. بديهي است که مراد از زمان، زمان تقويمي نيست. زمان تقويمي را کسي جز خدا نمي داند. بلکه مراد از زمان ظهور، زمان پيش شرطي و زمان زمينه اي است. بنابراين وقتي از هنگامه ظهور پرسش مي شود، مقصود اين است که پيش شرط ظهور چيست؟ زمينه ظهور حضرت کدام است؟ و در چه شرايطي حضرت امام مهدي ظهور خواهد کرد؟ و اين مسئله از آن جهت اهميت دارد که مشخص مي سازد براي ظهور چه مقدماتي لازم است و براي تحقق مقدمات و زمينه ها چه وظايفي بر عهده شيعه است پاسخ صحيح به پرسش هنگامه ظهور جهت حرکت شيعه را مشخص مي کند.[117]


آسيب شناسي هنگامه ظهور: يکي از آسيب هاي مرتبط با هنگامه ظهور اين است که گمان مي شود « فراگيري و جهان شمولي فساد» پيش شرط ظهور است. برخي معتقدند تا جهان پر از ظلم و فساد نشود، حضرت امام مهدي(ع) ظهور نخواهد کرد و شايد پاسخ اين گروه به اين پرسش که «چرا حضرت امام مهدي(ع) در غيبت است؟ » اين باشد که چون هنوز مناطقي از جهان را فساد فرا نگرفته است اين ديدگاه بر انديشه انتظار آثاري دارد که به آنها اشاره مي کنيم:


الف) دليل: دليل کساني که معتقدند جهان شمولي فساد پيش شرط ظهور است، رواياتي است که مي گويند حضرت امام مهدي(ع) زماني ظهور مي کند که جهان پر از ظلم و ستم شده است. روايات فراواني وجود دارند که درباره جهان پيش از ظهور، از تعبير «کما ملئت ظلما و جورا» استفاده کرده اند حضرت رسول اکرم(ص) مي فرمايد: " لا تقوم الساعه حتي تمتلأ الارض ظلما و عدوانا، ثم يخرج رجل من عترتي فيملؤها قسطا و عدلا كما ملئت ظلما و عدوانا.[118] قيامت برپا نمي شود تا زماني كه زمين از ستم و دشمني آكنده شود، آنگاه مردي از خاندان من قيام كند و زمين را همچنان كه از ظلم و جور آكنده شده، از عدل و داد پر كند."


ب) تأثير اين نظريه بر فرهنگ انتظار: اين نظريه تأثير مستقيمي بر فرهنگ انتظار و تعيين وظايف منتظران دارد. انگاره اي كه از دل نظريه فوق در باب انتظار بيرون مي آيد نفي امر به معروف و نهي از منكر و تعطيلي هرگونه حركت اصلاح طلبي است. گروهي از كساني كه پيش شرط ظهور را فراگيري فساد مي دانند بر اين باورند كه نبايد جلوي فساد را گرفت چون سبب تأخير در ظهور مي شود. حضرت امام خميني( ره) درباره اين گروه مي فرمايد: يك دسته اي مي گفتند كه خوب بايد عالم پر از معصيت بشود تا حضرت بيايند، ما نبايد امر به معروف كنيم و نهي از منكر نيز نبايد بكنيم تا مردم هركاري كه مي خواهند بكنند بلكه گناهان زياد شود تا فرج نزديك شود.[119] اگر ظهور در جامعه فاسد روي دهد حضرت امام مهدي(ع) نيز فرجامي چون ديگر امام خواهد داشت بنابراين پيش شرط ظهور، توسعه عدالت خواهي است و اين تصور كه پيش شرط ظهور توسعه فساد است با متون ديني و عقل سليم ناسازگار است و فراگيري فساد توصيف زمان ظهور است نه علت ظهور. بر همين اساس مفهوم انتظار يعني تلاش براي غالب كردن گفتمان عدالت و ترويج عدالت خواهي در مردم و جامعه منتظري است كه در راه توسعه عدالت خواهي و عدالت پذيري تلاش مي كند.[120]


ظهور و تحولات زمين و زمان در قيام جهاني حضرت امام مهدي(ع): حضرت قائم(ع) وارث نهائي فضائل و كمالات انبياء و اولياء خداست. حضرت، انسان كامل و شخصيت جامع روزگار خود بشمار مي رود. در خرد و دانش از همه پيشتر است و در طاعت و عبادت از همه پيشروتر؛ در كرم و بخشش از همه پيشگام تر است و در شجاعت و شهامت از همه پيشتازتر. حضرت، در كنار خانه كعبه، قيام شكوهمند خويش را آغاز خواهد كرد. نخبه ترين پارسايان دلير و برگزيده ترين جنگاوران پرهيزگار آن زمان كه 313 نفرند- هم شمار ياران پيامبر در نبرد خطير" بدر" به دورش حلقه زده، چون دژي استوار وي را در ميان مي گيرند. خبر ظهور او به سرتاسر جهان مي رسد و چون ده هزار نفر از مردمان ديندار و يكدل و نيرومند- هم شمار ياران پيامبر در فتح عظيم مكه- به ياريش بشتابند و فرمانش را گردن نهند، از مكه بيرون مي شود.[121] و با نبردي آزاديبخش و سخت خونين، ملت هاي اسير و به دام افتاده را رهايي مي بخشد.


سپاه پيروزمند امام مهدي(ع) كه در هيچ برخوردي شكست نمي خورد،[122] سراسر گيتي را تسخير مي كند و تمامي دولت هاي ستمگر و باطل را برمي اندازد[123] و يك حكومت واحد جهاني را بر اساس موازين عدالت اسلامي بپا مي دارد.[124] فرمانروائي زمين به بندگان نيك كردار