اطلاعات همايش
اخبار
مقالات
مهمانان همايش
عکس

  مهدويت، حقوق بشر و كرامت انسانی

دكتر علي اله‌بداشتي

مرجع : کمیته علمی همایش بین المللی دکترین مهدویت

چکيده
پاس‌داری از كرامت انسان، عدالت، آزادی، رفع ظلم، فقر و تبعیض از جوامع بشری، از مشتركات آموزه مهدویت و اعلامیه حقوق بشر به شمار می‌روند. این نوشتار پس از معناشناسی واژه‌های مهدویت، حقوق بشر و كرامت، به هم‌آهنگی و هم‌سویی‌های ایده مهدویت و آرمان‌های حقوق بشر در حفظ كرامت و لوازم مترتب بر آن می‌پردازد.

مقدمه
«وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّیبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِیرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِیلاً»؛
و به راستى ما فرزندان آدم را گرامى داشتيم و آنان را در خشكى و دريا [بر مركب‌ها] برنشانديم و از چيزهاى پاكيزه به ايشان روزى داديم و آنها را بر بسيارى از آفريده‏هاى خود به طور آشكار برتر ساختیم.

اين آيه به روشني همه آدمیان را گرامی می‌دارد و حيات و استفاده از خشكي و دريا و كسب روزي پاك را حق همه آنان یاد می‌کند، يعني مرد و زن و پیر و جوان، با هر دین، مذهب، رنگ و نژادی در هر سرزمين جغرافیایی از آن جهت كه انسانند، حق دارند از خشكي‌ها و دريا‌ها بهره‌مند شوند و رزقي پاك به كف آرند و زندگي كنند.

افزون بر این گرامی‌داشت، خداوند در این آیه انسان را از بسياري از آفريده‌ها برتر یاد می‌کند، حيوانات علف‌خوار و بسياري از ماهيان را غذاي او برمی‌شمرد و برخي ديگر از چارپايان را رام شده برای او می‌خواند.

اسلام و حقوق بشر، گذشته از دليل و مبناي کرامت و فضیلت انسان بر بسياري از آفريدگان، چه حقوقی را برای انسان برمی‌شمرند؟ آیا مهدی موعود منجی و عالم بشریت(عج)، در آخرالزمان تنها مؤمنان را گرامی می‌دارد یا آن‌که ذات انسان را گرامی می‌دارد و کرامتش همگان را دربر می‌گیرد؟

الف) معناشناسي مهدويت
بنابر باور به مهدويت به طور عام، انساني در اين كره خاكي در انتهاي تاريخ یا آخر زمان به پا مي‌خيزد که با اهريمنان مي‌ستيزد، ظلم، نابرابري و فساد را در هم مي‌كوبد، انسان‌ها را به عدالت، صلح و امنيت فرامي‌خواند، سپاه عقل را بر لشکر جهل پيروز مي‌گرداند، صلح، صفا، برادري و برابري را می‌گستراند تا همه مردم دين‌مدار، دوست و نيك‌خواه يك‌ديگر ‌شوند و از دين مقدس اسلام پیروی کنند.

همه آیین‌ها و مذهب‌های الهی و غیرالهی به آمدن اصلاح‌گری حقيقي و بزرگ، نجات‌بخشي مهربان، ظلم‌ستيزي نستوه، هدايت‌گري آسماني، عدالت‌خواه‌‌‌ و عدالت‌گستری خدايي و حاكمي دینی نوید داده‌اند. هر دین و مکتبی این منجي را به نامي می‌خواند: تورات «ماشیع»، انجيل «مسيح»، زبور «مفيق»، زرتشت «سوشيانس»، برهمنان «ويشنو» و بوداييان «بودا».

اما بنابر مهدويت به معناي خاص، يعني مهدويت به اعتقاد شيعه، فرزند امام حسن عسگری(ع) ظهور و قيام خواهد کرد. او در نيمه شعبان سال 255 قمري به دنیا آمده، مادرش نرجس خاتون و در سال 260 قمری در كودكي به امامت رسيده است، همان‌گونه كه مسيح بن مريم در كودكي پیامبر شد.

مهدی(عج) براساس مصالح خداوندي غايب گردید و 69 سال به وسیله چهار نایب ویژه با مردم در ارتباط بود. پس از آن دوران، غيبت كبرا آغاز شد و از آن زمان، ديگر كسي نماينده ویژه ایشان نبوده تا روزي كه حضرت به فرمان الهي ظهور نماید، بر ضد ستم‌ها، فسادها و تباهي‌ها قيام کند، حكومت واحد جهاني پر از عدل و داد تشكيل دهد و جامعه‌اي دور از ظلم، تبعيض، فقر، جهل و خرافه بنا سازد.

علماي اهل‌سنت و شيعه به تواتر از پيامبر(ص) و معصومان (ع) گزارش کرده‌‌اند كه او زمين را از عدل پر مي‌سازد، بعد از آن‌كه از ظلم پر شده باشد.

مهدي(عج) به اعتقاد ما، جانشین خدا در زمين و انسان كاملي است كه هم‌چون رسول خدا(ص) زمام حركت تاريخ را در دست مي‌گيرد، عقل‌هاي مردم را به كمال مي‌رساند، آنان را با حكمت و موعظه حسنه به راه هدايت و سعادت دعوت مي‌كند و به درجه‌ای از رشد فرهنگي و تربيتي مي‌رساند كه عدل را می‌جویند و آن را تحمل مي‌كنند.

او هم‌چون پیامبر اسلام(ص) مردم را گرامی می‌دارد و با سكينه و وقار در میان آنان به سر می‌برد. مهدی(عج) امام همه انسان‌ها به شمار می‌آید و هم‌چون ماه درخشان در تاريكي شب، مردم را به سعادت مي‌رساند. حكومت او مشرق و مغرب زمين را فرا مي‌گيرد؛ عيسي مسيح بر زمين فرود مي‌آيد و به امامت او نماز مي‌گزارد و در نتيجه، مسيحيان و همه طالبان حقيقت بر آستان حقيقت او سر خواهند سایید؛ زیرا او در پی خلأ بزرگی ظهور می‌کند كه فساد و بحران تمدن‌ها را می‌نماید.

اين خلأ و بحران روحي، زمينه روحي برای پذيرش دعوت او را آماده مي‌سازد. این انسان در رفتار، گفتار و اخلاقش، معلوم و صادق و از هر آلودگي پاك است و مصداق آيه «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَكُونُواْ مَعَ الصَّادِقِینَ» به شمار می‌‌آید.

مهدی(عج) برگزيده خداست و جاي‌گاه بلندي دارد و مؤمنان به بركتش توان‌گر خواهند شد. به گفته علامه طباطبايي، آيه شريفه 54 سوره نور كه مي‌فرمايد:«قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِن تَوَلَّوا فَإِنَّمَا عَلَيهِ مَا حُمِّلَ وَعَلَيكُم مَّا حُمِّلْتُمْ وَإِن تُطِيعُوهُ تَهْتَدُوا وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلاّ الْبَلاَغُ الْمُبِينُ»؛
بگو: خدا و پيامبر را اطاعت كنيد. پس اگر پشت نموديد، [بدانيد كه] بر عهده اوست، آن‌چه تكليف شده و بر عهده شماست، آن‌چه موظف هستيد و اگر اطاعتش كنيد راه خواهيد يافت و بر فرستاده [خدا] جز ابلاغ آشكار [مأموريتى] نيست.

تنها بر جامعه‌اي دلالت مي‌كند كه با ظهور مهدي موعود(عج) تشكيل مي‌شود. او حكومتي تشكيل مي‌دهد كه ساكنان زمين و آسمان از آن راضي هستند، مال مردم را برابر تقسيم مي‌كند، خداوند دل‌های امت محمد(ص) را از بي‌نيازي پر مي‌سازد و عدل او چنان توسعه می‌یابد كه بساط فقر برچيده مي‌شود و نيازمندي نمي‌ماند.

او انسان‌ها را تنها بي‌نياز از مادیات نمي‌كند، آنان را از فقر معنوي نیز که بشر متمدن را به پوچي و حيرت گرفتار كرده، نجات مي‌بخشد و به بركت توحيد و ياد خدا، انسان‌ها را به آرامش روحي مي‌رساند.

قرآن كريم در این‌باره مي‌فرمايد: «الَّذِینَ آمَنُواْ وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكْرِ اللّهِ أَلاَ بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»؛
اينان همان كسانند كه به پروردگارشان كفر ورزيده‏اند و در گردن‌هاي‌شان زنجيرهاست و آنان هم‌دم آتشند و در آن ماندگار خواهند بود.

هدايت مهدوي، همه انسان‌های شیفته عدالت و معنويت را به دولت كريمه‌اي ره خواهد نمود که اسلام و اهلش در آن عزيزند و نيرنگ‌بازان در آن خوار و ذليل؛ زیرا آن حضرت از خاندانی است که همواره کرامت می‌ورزند.

ب) حقوق بشر

مجمع عمومي سازمان ملل، در سال 1948ميلادي، اعلاميه جهاني حقوق بشر را برای جلوگیری از اختناق و تبعيض تصويب كرد. این اعلاميه در پی جنگ ويران‌گری به تصويب رسيد كه وحشيانه‌ترين جنايات تاريخ بشري را رقم زده بود.

اين اعلاميه به دو دلیل اهميت دارد: يكي اين‌كه از هم‌اندیشی 48 دولت برآمده است كه در آن سال اعضاي سازمان ملل متحد بوده‌اند و نماينده سلسله‌اي از ايدئولوژي‌ها، نظام‌هاي سياسي و سوابق مذهبي به شمار می‌آمده‌اند.

آنان در پيش‌نويس اين اعلاميه، سنت‌هاي فرهنگي گوناگون و ارزش‌هاي مشترك همه نظام‌هاي حقوقي و سنت‌هاي مذهبي و فلسفي مهم جهان را برشمرده بودند. اعلاميه جهانی حقوق‌ بشر، بيان مشترك آرمان‌هاي عمومي به شمار می‌رود؛ آرزویي همگاني براي جهاني عادلانه‌ و منصفانه‌ تا همه ملت‌ها بکوشند با آموزش و تربيت، احترام به اين حقوق و آزادي‌ها را گسترش دهند.

اين اعلاميه که مهم‌ترين سند بين‌المللي به شمار می‌رود، پس از گفت‌وگوی فراوان، سرانجام در يك مقدمه و سی ماده به تصويب اكثريت اعضا رسيده است.

بنابراین، کرامت انسان شاه‌بيت اعلاميه جهاني حقوق بشر به شمار می‌رود، چنان‌كه مقدمه و اصل اول آن بر كرامت و حيثيت ذاتي انسان تأكيد می‌کند. مقدمه اعلامیه، كرامت و حقوق برابر همه افراد را پايه و اساس آزادي، عدالت و صلح در جهان برمی‌شمرد، چنان‌که با فراموشي حقوق انسان‌ها و کوچک شمردن آن، اعمال وحشيانه‌اي رخ خواهد نمود كه ضمير هر انسان پاك‌فطرتي آزرده خواهد شد.

بنابر ماده یک اعلاميه، همه افراد بشر آزاد به دنيا مي‌آيند و از لحاظ حيثيت (كرامت) و حقوق با هم برابرند؛ همه عقل و وجدان دارند و بايد با روح برادری با يك‌ديگر رفتار كنند. بنابر ماده دو، هركس مي‌تواند بی‌هيچ‌ تمايزی در نژاد، رنگ، جنس، مذهب، باورهای سياسي يا هر عقيده ديگر و هم‌چنين مليت، وضع اجتماعي، ثروت يا هر موقعيت ديگر، از همه حقوق و آزادي‌هايي بهره‌مند گردد كه آنها را برشمرده است.

بنابر ماده سه، هركس حق زندگي، آزادي و امنيت شخصي دارد و هیچ‌کس را نمي‌توان به بندگي گرفت. بنابر ماده پنج، شكنجه يا مجازات و رفتار ظالمانه و خلاف انسانيت و شئون بشري و توهين‌آميز با دیگران روا نیست. ماده نه نیز توقیف، حبس یا تبعید خودسرانه دیگران را نهی می‌کند.

ماده شش و هفت بر شخصيت حقوقي انسان‌ها و برابري همه افراد در برابر قانون تأكيد دارند و ماده سه تا 21 از حقوق مدني و سياسي، مواردی را برمی‌شمرند که هركس از آن برخوردار است.

حق حيات، آزادي و امنيت شخصي كه در ماده سه به رسميت شناخته شده، اساس همه حقوق سياسي به شمار می‌رود و آزادي مدني هم‌راه آن، ر‌هايي از بردگي، شكنجه و بازداشت خود‌سرانه، حقوق درباره محاكمه منصفانه، آزادي بيان، آزادي مسافرت و مداخله نکردن در زندگي خصوصي را نیز دربر می‌گیرد.

همه اين حقوق از كرامت ذاتي انسان سرچشمه می‌گیرد كه انسان‌ها براساس خرد جمعي و بهره‌مندي از آموزه‌های پیامبران و مصلحان اجتماعي، پس از بحث‌ها و راي‌زني‌هاي بسيار آنها را دريافته‌اند. همه خردمندان و كساني كه براي وجود انسان ارزش و حيثيت می‌نهند، در آرزوي روزي هستند كه به جامعه‌اي آرماني و مدينه فاضله‌اي برسند كه در آن از هر گونه ظلم و بي‌عدالتي و فقر آسوده باشند و از همه حقوق فردي و اجتماعي خويش بهره‌ ببرند؛ چنان‌كه كوفي عنان، دبيركل سابق سازمان ملل متحد، در مقدمه اعلاميه هزاره سازمان ملل مي‌نويسد:
رهبران جهان خواهان تقويت عمليات صلح سازمان ملل شده‌اند و از ما خواسته‌اند با بي‌عدالتي‌ها و نابرابري‌ها، جنايت و ترور مبارزه كنيم.

در اصل دوم اعلاميه هزاره آمده است: ما مسئوليتي جمعي داريم تا اصول برابري، مساوات، عزت و شرف انساني را در سطح جهان ترويج و رعايت كنيم.

و در اصل چهارم تأكيد می‌کند: ما مطابق با اهداف و اصول منشور سازمان ملل، مصمم به ايجاد صلحي عادلانه و پايدار در سراسر جهان هستيم و بر تعهد خود براي احترام به حقوق بشر و آزادي‌هاي بنيادي، احترام به حقوق برابر براي همه بدون تبعيض‌ نژادی، جنسيت، زبان يا مذهب تأكيد مي‌كنيم.

اين اعلاميه در چند بخش كلي تنظيم شده است؛ بخش اول بر ارزش‌ها و اصولِ اشاره شده، بخش دوم بر صلح، امنيت و خلع‌سلاح و بخش سوم آن بر ريشه‌كني فقر تأکید دارد. بشر امروز براي آينده‌اي بهتر چنین آرمان‌هایی را در سر می‌پروراند.

ج) كرامت انسان
كرامت از ماده «كَرُم» است که جوهري آن ‌را به «ضدّ اللوم» (مقابل پستي) معنا می‌کند. عرب هر چيز با ارزش و شریف و با حيثيت را كريم مي‌گويد. جوهري مي‌نويسد:قَد كَرُم الرجل فهو كريم، قوم كِرام‌ٌ و كُرماء و نسوة كرائم.

وی هم‌چنین كريم را به «صفوح» يعني بخشنده و باگذشت معنا كرده است. عرب‌ها فلز قيمتی را «معدن كريم» خوانند؛ خوش‌صوت را «القاري ‌الكريم»، خوش‌صورت و خوش‌اندام را «وجه كريم» مي‌نامند.

راغب هم در مفردات الفاظ قرآن مي‌نويسد: كلّ شيءٍ شَرُ فَ في بابه فإنّه يوصف بالكرم؛
هر چيزي كه در ظرف خودش باارزش باشد، به كرم متصف مي‌شود.

قرآن، كريم است: «إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِیمٌ»، فرشتگان كريمند: «عِبَادٌ مُّكْرَمُونَ» و انسان نیز كريم به شمار می‌آید: «وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِی‌آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّیبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِیرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِیلاً». هرگاه اين مفهوم براي خداي تعالي به كار رود، نامي‌ براي احسان و نعمت‌هاي متظاهر اوست: «فَإِنَّ رَبِّی غَنِی كَرِیمٌ». پس اکرام خداي سبحان بر فرزندان آدم، يعني او را بزرگ داشته، در حق او احسان کرده و نعمت‌هاي فراوان به او بخشيده‌ است.

كرامت از دیدگاه فلسفي
وجود از نظر فلسفي، داراي ارزش است. ملاهادی سبزواري در این‌باره مي‌گويد: «أنّه منبع كلّ شرفٍ؛ وجود سرچشمه هر ارزش است.» عدم و پوچي، منشأ بي‌ارزشي است. پس هر موجودي به اندازه مرتبه وجودي‌ا‌ش ارزش دارد. به عبارت ديگر، هستي يعني كرامت؛ هر موجودي كه از هستي بهره دارد، از كرامت هم بهر‌مند است.

همان‌گونه كه پیش‌تر گفتیم، عرب به سنگ باارزش «حجر كريم» می‌گوید. اين کاربرد در عرف رواج دارد، ولي اگر با دقت فلسفي به این مسئله بنگریم، هر وجودي كرامت دارد و كرامت، امري تشكيكي و دارای مراتب است كه از موجود بی‌جان تا واجب‌الوجود، هر موجودي به ميزان مرتبه وجودي‌ا‌ش كرامت دارد.

كرامت در قرآن كريم
قرآن کریم كرامت را فراوان به کار برده است. برای مثال، در مورد روزي بهشتيان مي‌فرمايد:«لَّهُمْ دَرَجَاتٌ عِندَ رَبِّهِمْ وَمَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِیمٌ»؛
آنان هستند كه مؤمنند. براى آنان نزد پروردگارشان درجات و آمرزش و روزىِ نيكو خواهد بود.

گياه را كريم مي‌داند و مي‌فرمايد:«أَوَلَمْ یرَوْا إِلَى الأرْضِ كَمْ أَنبَتْنَا فِیهَا مِن كُلِّ زَوْجٍ كَرِیمٍ»؛
مگر در زمين ننگريسته‏اند كه چقدر در آن از هر گونه جفت‌هاى زيبا رويانيده‏ايم؟

و در جای دیگر می‌فرماید:«أَعَدَّ لَهُمْ أَجْرًا كَرِیمًا»؛ و براى آنان پاداشى نيكو آماده كرده است.

رسول خدا(ص) كريم است: «وَجَاءهُمْ رَسُولٌ كَرِیمٌ»؛ و پيامبرى بزرگوار برايشان آمد.

همان‌گونه كه اشاره شد، انسان، قرآن و فرشته، كريم هستند و خداي سبحان در بالاترین مرتبه وجود، اكرم است:«وَرَبُّكَ الأكْرَمُ»؛
و پروردگار تو كريم‌ترين [كريمان] است.

موجودات از نظر فلسفه و قرآن، بر حسب مراتبشان ارزش دارند و خداي سبحان به انسان، نشان «كرّمنا» داده و او را بر برّ و بحر مستولي ساخته است. اين كرامت عام خداوندي براي همه آدميان از هر رنگ، جنس، نژاد، مذهب و مؤمن و كافر است. اما مؤمنان «عندالله» كرامت خاصي دارند که براساس تقواست، یعنی هر انساني به ميزاني كه از زشتي‌ها دوري مي‌كند و خود را به فضايل اخلاقي و ايماني مي‌آرايد، به همان نسبت بر دیگر انسان‌ها ارزش و برتري دارد. در این‌باره قرآن كريم مي‌فرمايد: «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ».

مهدويت، حقوق بشر و كرامت انسانی
آيا حقوق انسان، كرامت انساني، عدالت، برابري، دفع ظلم، تبعيض، دفع فقر و محروميت و دیگر آرمان‌ها در اعلامیه حقوق بشر، غير از آرمان منتظران ظهور منجي آخرالزمان به طور عام و منتظران حضرت مهدي(عج) به طور خاص است؟

بنابر معناشناسي مهدويت، همه مفاهيم ارزشي در اعلاميه حقوق بشر مانند كرامت انسان، آزادي، برابري و تساوي انسان‌ها در حقوق و عدالت فراگير در همه زمينه‌هاي فرهنگي، قضايي، اقتصادي و ريشه‌كن شدن ظلم و تبعيض و فقر، از ويژگي‌هاي حكومت حضرت مهدي(عج) به شمار می‌روند و روایات بسیاری در این‌باره وجود دارد. با وجود این، اعلامیه حقوق بشر به مسئله مهم توحيد و خداپرستي که از آرمان‌هاي اصلي انقلاب حضرت مهدي(عج) به شمار می‌آید، نپرداخته است.

خداپرستی آرمان‌ همه انبياي عظام و اوصيای كرام آنان به شمار می‌رود:«وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِی كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولاً أَنِ اعْبُدُواْ اللّهَ وَاجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ فَمِنْهُم مَّنْ هَدَى اللّهُ وَمِنْهُم مَّنْ حَقَّتْ عَلَیهِ الضَّلالَةُ فَسِیرُواْ فِی الأَرْضِ فَانظُرُواْ كَیفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِینَ».

پس مهدويت تحقق بعثت آرمان‌هاي مثبت اعلاميه جهاني حقوق بشر است. اما حكومت حضرت مهدي(عج) بر اعلامیه جهانی حقوق بشر برتری دارد؛ زیرا حضرت با تشکیل حکومت جهانی، آرمانی را به واقعيت تبدیل مي‌كند که اعلامیه تاکنون تنها به صورت توصیه‌ای بدان پرداخته است. آن حضرت بی‌اجبار و تهدید عقل‌هاي مردم را بالا مي‌برد، يعني دانش و بينش بشر را تعالي مي‌بخشد و عقل‌هاي آدميان را بر هواهاي آنان غالب مي‌كند و ستم‌گراني را كه مانع اجراي عدالت هستند، با قدرت از سر راه برمي‌دارد و مستضعفان را حاكم مي‌كند، چنان‌كه قرآن كريم مي‌فرمايد:«وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الأرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ»؛
و خواستيم بر كسانى كه در آن سرزمين فرودست شده بودند، منت نهيم و آنان را پيشوايان [مردم] قرار دهیم و ايشان را وارث [زمين] كنيم.

وعده خدا هنوز محقق نشده است. بنابر سنت خداوند مستضعفان، حاكمان زمين خواهند شد. از نظر فلسفي، ظلم و بي‌عدالتي امري قسري و برخلاف سرشت انسان و قانون الهی است. بنابراین، نباید همیشگی باشد، بلكه بايد زايل شود؛ حکومت حضرت مهدی(عج) پایان‌دهنده ظلم و بی‌عدالتی است.

همه آرمان‌هاي نيك و پسنديده‌ در اعلاميه حقوق بشر، در حكومت حضرت مهدي(عج) به گونه جهاني محقق خواهد شد، اما نه با حكومت ظالمان، استعمارگران، استثمارگران و دولت‌هاي ستم‌پيشه، بلكه به دست موعود الهي تا منتظرانش به او بپيوندند. يهوديان، زرتشتيان و انسان‌هاي پاك‌فطرت هم‌ آرمان خود را در او مي‌يابند و مطلوب خويش را در او مي‌بينند.

امروز در نام او اختلاف دارند، اما وقتي خورشيد حقيقت آشكار شود و نداي عدالت‌گستري همه مرزهاي فكري و جغرافيايي را درنوردد، مستضعفان، مظلومان و حقيقت‌جويان به او ايمان خواهند آورد. آن‌گاه او با پشتوانه الهي، نبرد مجاهدان و حمایت مردم براي ايجاد حكومت عدالت‌گستر جهاني قيام مي‌كند و دریچه جدیدي در تاريخ بشر مي‌گشايد و به انسان‌ها حيات تازه‌اي مي‌بخشد. حال آيا در حكومت حضرت مهدي(عج) همه انسان‌ها یا تنها مؤمنان کرامت دارند؟

قرآن کریم نخستین‌بار به كرامت انسان اشارت فرمود؛ آن زمان كه فقط قدرت سرنيزه مطرح بود و قبيله و نژاد اصالت داشت:«وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ».

آن‌گاه که خداي سبحان فرزندان آدم(ع) را اكرام فرمود، زمين را مسخر آنان گردانید تا هر انساني با هر رنگ، نژاد و مذهبی از آن بهر‌ه‌مند شود:«يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ»؛
اى مردم، ما شما را از مرد و زنى آفريديم و شما را ملت‌ملت و قبيله‌قبيله گردانيديم، تا با يك‌ديگر شناسايى متقابل حاصل كنيد. در حقيقت ارج‌مندترين شما نزد خدا، پرهيزکارترين شماست. بى‏ترديد، خداوند داناى آگاه است.

دگربار در قرن چهاردهم كرامت انسان در اعلاميه جهاني حقوق بشر تصويب شد. متفکران مسلمان چند سال بعد در اعلاميه اسلامي حقوق بشر کرامت انسان را تأیید کردند، با اين تفاوت كه اساس برادري بشر را بندگي آنان در برابر خداوند و فرزندي حضرت آدم برشمردند و ياد آوردند كه همه مردم در اصل كرامت انساني و تكليف و مسئوليت برابرند.

بند دوم ماده يك این اعلامیه، همه انسان‌ها را عائله خداوند برمی‌شمرد و محبوب‌ترين آنان در نزد خدا را سودمندترين آنان به هم‌نوع خود یاد می‌کند. بنابراین اعلامیه، هيچ کس بر ديگري برتري ندارد، مگر به تقوا و كار نيكو. بند ششم اصل دوم قانون اساسي نيز جمهوری اسلامی را نظامی بر پايه ايمان، كرامت، ارزش والاي انسان و آزادي هم‌راه با مسئوليت در برابر خداوند می‌داند.

بنابراين، از نگاه حقوق بشر، انسان به سبب کرامتش حق حيات دارد و او را نمي‌توان كشت و از نظر قرآن قتل نفس حرمت دارد و به منزله كشتن همه انسان‌هاست، مگر برای قصاص يا وقتی فسادی بر زمين برانگیخته باشد. حال آيا مي‌توان پنداشت که انسان در اسلام و حكومت حضرت مهدي(عج) دارای کرامت نباشد؟

قرآن مي‌فرمايد: «حتي مشركي را كه با اسلام عناد ندارد، نمي‌توان كشت.» خداوند در سوره توبه، شديدترين آيات درباره مشركان مكه و قريشيان معاند حق و حقيقت، مي‌فرمايد: «اگر مشركي به تو پناه آورد تا از دين تو آگاه شود و حقيقت را دريابد، او را پناه ده تا كلام خدا را بشنود.» و در ادامه نمی‌فرماید که اگر ايمان نياورد، او را گردن بزن، بلكه مي‌فرمايد:«وَإِنْ أَحَدٌ مِّنَ الْمُشْرِكِینَ اسْتَجَارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى یسْمَعَ كَلاَمَ اللّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ یعْلَمُونَ»؛
... سپس او را به مأمن و منزلش برسانيد؛ زيرا اين مشركان مردمي ‌نادانند.

علامه طباطبايي درباره این آیه می‌فرماید: اين نهايت مرتبه مراعات اصول فضيلت (اخلاقي) و حفظ كرامت (انساني) و انتشار رحمت و رأفت و شرافت انساني است كه قرآن كريم آن را معتبر شمرده است و اين آيه محكمي است كه منسوخ نمي‌شود.

آري، مشرك محبوب خدا نيست، ولی براساس رحمت عام خداوند حق حيات دارد.
آيا در حكومت حضرت مهدي(عج) مشركي در روي زمين باقی می‌‌ماند؟
براساس روايات، حضرت دستي بر سر مردم مي‌كشد و عقلشان را كامل مي‌كند و انسان عاقل حقيقت را مي‌فهمد و به آن اقرار مي‌كند؛ چون شرك از روي جهل است و حضرت مهدي(عج) هم عقل‌ها را بيدار مي‌كند و دانش، دانايي و آگاهي آنان را بالا مي‌برد تا كسي در برابر حقيقت جاهل نباشد.

بديهي است که انسان‌هاي تشنه حقيقت وقتي چراغ حقيقت را روشن يافتند، از نور آن بهره‌مند مي‌شوند، مگر كساني كه دشمن آن باشند و مانع اجراي حق و عدل شوند كه در این صورت، با قدرت رباني آن حضرت نابود مي‌گردند.

بنابر باور نویسنده، شرکی در آخرالزمان نمی‌ماند و انسان‌هاي پاك‌فطرت در برابر حق خاضع می‌شوند. البته همه مردم در تقوا و دیگر فضايل اخلاقي و انساني در يك سطح نخواهند ماند، بلكه برخي بر برخي ديگر پيشي مي‌گيرند و نزد خدا کرامت می‌یابند، اما از نظر حقوق شهروندي و در برابر قانون، همه انسان‌ها با هم برابرند و فقر و ظلم و تبعيض برچيده خواهد شد، مانند حكومت پیامبر گرامي اسلام(ص) و حكومت اميرمؤمنان(ع).

حضرت علي(ع) به مالك اشتر می‌فرماید: و أشعر قلبك الرحمة للرعيّة والمحبّة لهم واللطف بهم ... فإنّهم صنفان إمّا أخ لك في الدين و إمّا نظير لك في الخلق... ؛
اي مالك! در قلبت با همه شهروندان مهربان باش؛ زیرا آنان يا هم‌دين تو هستند يا هم‌نوع تو.

پس حق شهروندي بر كرامت ذاتي انسان استوار است و كرامتي كه براساس تقوا براي برخي آدميان به دست آید، موجب برتري و تبعيض در حقوق شهروندي نمي‌شود.

آن‌گاه که اميرمؤمنان علي(ع) به حكومت رسيد، امتيازاتي را لغو کرد كه در زمان دو خليفه پیش براساس شرکت در جهاد، صحابي بودن و عرب بودن براي افراد ايجاد شده بود. ایشان به همه افراد جامعه از بيت‌المال يك‌سان حقوق می‌پرداخت.

ایشان درباره پيرمردی نصراني که در جامعه اسلامي تكدي مي‌كرد، دستور دادند از بيت‌المال به او حقوق بدهند و فرمود: «آن زمان كه توانا بود، از نيروي او بهره برديد و حال كه ناتوان شده، از كمك به او خودداري مي‌كنيد؟ برويد و از بيت‌المال خرجي او را تأمين سازید!»

هم‌چنین، وقتي شنید مردي از هواداران معاويه خلخال از زنی مسلمان و ديگري دستار از اهل‌كتاب به ستم ربوده و امنيت آنان را برهم زده، فرمود: «اگر مرد مسلمان بعد از اين حادثه از اندوه بميرد، سرزنش ندارد!»

حضرت مهدي(عج) بنابر سيره جدش رسول خدا(ص) و اميرمؤمنان(ع) حکم خواهد راند. او هم‌چون پدري مهربان براي همه انسان‌ها، همه آدميان را از كرامت انساني بهره‌مند خواهد فرمود. او مي‌آيد تا هم‌چون جدش رسول خدا، مكارم اخلاق را كامل كند، شهرها را آباد سازد، بندگان خدا را حياتي دوباره بخشد، حق را استوار سازد، باطل را نابود كند، دادرس مظلومان و ياور بی‌كسان باشد، احكام بر زمين‌مانده خدا را زنده و سنت پيامبر و نشانه‌هاي دين را اجرا کند. همه اين موارد پاس‌داري از كرامت انسان است. به اميد آن روز!


نسخه قابل چاپ
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب

آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل