اهداف و اصول حاکم بر دولت زمینهساز ظهور از نظر امام خمینی
مهدی ابوطالبی
مرجع : کمیته علمی همایش بین المللی دکترین مهدویت
چکیده
در این مقاله با طرح نظریات رقیب نظریه حضرت امام در مورد معنای انتظار فرج و وظایف مسلمین در دوران غیبت به نقد و بررسی این نظریات از نظر امام خمینی اشاره شده است. حضرت امام ضمن نقد نظریات فوق، معتقدند که در این دوره بنا به دلایل مختلف عقلی و نقلی باید حکومتی تشکیل شود تا بتواند زمینهسازی لازم برای ظهور حضرت ولیعصر(عج) و تعجیل در فرج ایشان را داشته باشد.
در ادامه به اهداف دولت زمینهساز ظهور و اصول حاکم بر رفتار چنین دولتی اشاره شده است که براساس نظر حضرت امام این دولت برای ایجاد چنان زمینهای، باید اهداف غایی و میانی خاصی را دنبال کند و همچنین به برخی اصول به عنوان اصل حاکم پایبند باشد. طبیعی است هر چه دقیقتر در مسیر این اهداف قدم برداشته و اصول فوق رعایت شود، قطعاً شرایط و زمینه لازم برای ظهور حضرت(عج) بیشتر فراهم خواهد شد.
مقدمه
یکی از مشکلاتی که حضرت امام در طول دوران نهضت و مبارزه با رژیم منحوس پهلوی، با آن روبهرو بوند بحث نظریههای مختلف در مورد دوران انتظار و عصر غیبت حضرت ولیعصر(عج) بود. بسیاری از این نظریهها در مقابل نظریه حضرت امام بود. همچنان که خود ایشان نیز در یکی از سخنرانیهای خود اشاره دارند 5 نظریه در مقابل نظریه ایشان وجود داشت:
1. بعضیها انتظار فرج را به این میدانستند که در مسجد، در حسینیه و در منزل بنشینند و دعا کنند و فرج امام زمان(عج) را از خدا بخواهند. این افراد به تکالیف شرعی خودشان هم عمل میکردند و نهی از منکر و امر به معروف هم میکردند؛ ولی به همین اکتفا میکردند و به تعبیر حضرت امام غیر از این کاری ازشان برنمیآمد و به فکر یک کار مهم و اساسی نبودند. از نظر حضرت امام اینها مردم صالحی بودند.
2. دسته دیگر کسانی بودند که معتقد بودند انتظار فرج این است که ما کار نداشته باشیم به اینکه در جهان چه میگذرد و چه بر سر ملتها میآید. ما تکلیفهای خودمان را عمل میکنیم. برای جلوگیری از این امور هم خود حضرت میآیند و انشاء الله امور را سامان میدهند. تکلیف ما همین است که دعا کنیم ایشان بیایند و کاری به کار آنچه در دنیا و یا در مملکت خودمان میگذرد نداشته باشیم. حضرت امام معتقدند این دسته نیز انسانهای صالحی بودند.
3. دستهای دیگر معتقد بودند که باید عالم پر از معصیت بشود تا حضرت ظهور نماید. بنابراین ما باید نهی از منکر و امر به معروف را ترک کنیم تا مردم هر کاری میخواهند بکنند و به این وسیله گناهها زیاد بشود که فرج و ظهور حضرت نزدیک بشود.
4. دستهای دیگر وجود داشتند که از این مرتبه هم بالاتر رفته بودند و معتقد بودند که باید به گناهها و معاصی دامن زد و مردم را به گناه دعوت کرد تا دنیا پر از جور و ظلم بشود و حضرت تشریف بیاورند. کسانی که جزء این دسته بودند برخی انسانهای سادهلوح بودند و برخی از آنها انسانهایی منحرف بودند که برای مقاصدی خاص به این مسئله دامن میزدند.
5. دسته آخر کسانی بودند که اعتقاد داشتند هر حکومتی در زمان غیبت محقق بشود، این حکومت باطل و برخلاف اسلام است. از نظر حضرت امام این دسته نیز دو گروه بودند برخی از آنها منحرف بوده و با اغراض خاصی این مسئله را مطرح میکردند. برخی دیگر نیز این مطلب را براساس روایاتی که در آنها آمده بود که هر علمی قبل از ظهور حضرت(عج) برپا شود، علم باطل است، مطرح میکردند.
حضرت امام ضمن اشکال به نظریات فوق و ارائه پاسخ به آنها، نظر خودشان را در مورد وظیفه منتظر و معنای انتظار فرج به ویژه ناظر به مباحث حکومت و سیاست بیان میکنند. ایشان معتقدند کسانی که براساس روایات «علم مهدی(عج)» خیال کرده بودند که هر نوع تشکیل حکومت در دوران غیبت باطل و ممنوع است، باید بدانند که اولاً مراد از این روایات و برپا کردن «علم مهدی(عج)» برپایی علم و حکومت به عنوان مهدویت و با ادعای مهدویت است.
ثانیاً به فرض که یک چنین روایاتی باشد حضرت امام معتقدند:
اینهایی که میگویند که هر علمی بلند بشود و [هر حکومتی] خیال کردند که هر حکومتی باشد این برخلاف انتظار فرج است، اینها نمیفهمند چی دارند میگویند. اینها تزریق کردند بهشان که این حرفها را بزنند، نمیدانند دارند چی میگویند. حکومت نبودن یعنی اینکه همه مردم به جان هم بریزند، بکشند هم را، بزنند هم را، از بین ببرند و برخلاف نص آیات الهی رفتار بکنند. ما اگر فرض میکردیم دویست تا روایت هم در این باب داشتند، همه را به دیوار میزدیم برای اینکه خلاف آیات قرآن است. اگر هر روایتی بیاید که نهی از منکر را بگوید نباید کرد، این را باید به دیوار زد، اینگونه روایت قابل عمل نیست و این نفهمها نمیدانند دارند چی میگویند.
ایشان در مورد نظریههای معتقد به ترک امر به معروف و نهی از منکر و رواج و گسترش فساد نیز معتقدند که چنین امری نیز برخلاف آیات قرآن است. معنا ندارد که ما گسترش فساد بدهیم تا حضرت بیایند این فسادی را که گسترش دادهایم بردارند! هدف حضرت گسترش عدالت و تقویت حکومت است. در این صورت معنا ندارد که ما تکلیفی نداشته باشیم جز اینکه مردم را به فساد و جور دعوت کنیم.
حضرت امام در مورد لازمه چنین اعتقادی میفرمایند:
به حسب رأی این جمعیت که بعضیشان بازیگرند و بعضیشان نادان، این است که ما باید بنشینیم دعا کنیم به صدام، هر کسی نفرین به صدام کند خلاف امر کرده است، برای اینکه حضرت دیر آیند! و هر کسی دعا کند به صدام [این] برای اینکه این فساد زیاد میکند، ما باید دعاگوی امریکا باشیم و دعاگوی شوروی باشیم و دعاگوی اذنابشان از قبیل صدام باشیم و امثال اینها تا اینکه اینها عالم را پر کنند از جور و ظلم و حضرت تشریف بیاورند! بعد حضرت تشریف بیاورند چه کنند حضرت بیایند که ظلم و جور را بردارند، همان کاری که ما میکنیم و ما دعا میکنیم که ظلم و جور باشد، حضرت میخواهد همین را برش دارند.
حضرت امام با نقد نظریات فوق، نظریه خود را اینگونه تبیین مینمایند:
حضرت صاحب که تشریف میآورند... میآیند برای اینکه گسترش بدهند عدالت را، برای اینکه حکومت را تقویت کنند، برای اینکه فساد را از بین ببرند... ما اگر دستمان میرسید قدرت داشتیم باید برویم تمام ظلم و جورها را از عالم برداریم، تکلیف شرعی ماست... اینی که هست این است که حضرت عالم را پر میکند از عدالت، نه شما دست بردارید از این تکلیفتان، نه اینکه شما دیگر تکلیف ندارید.
ایشان معتقدند که انتظار فرج به معنای نشستن در خانه و تسبیح دست گرفتن و گفتن ذکر «(عج)» نیست. بلکه باید با فعالیت و تلاش مسلمین در ظهور تعجیل شود و زمینه و مقدمات آن فراهم شود:
ما همه انتظار فرج داریم و باید در این انتظار خدمت کنیم. انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است و ما باید کوشش کنیم تا قدرت اسلام در عالم تحقق پیدا بکند و مقدمات ظهور انشاء الله تهیه بشود.
حضرت امام معتقدند که در دوران غیبت نیز به استناد به سنت و رویه رسول اکرم(ص) در تشکیل حکومت و تعیین حاکم بعد از خود، و به دلیل وجوب وظیفه امر به معروف و نهی از منکر و مقابله با ظلم و فساد، ضرورت استمرار اجرای احکام اسلامی، و ماهیت و کیفیت قوانین اسلامی که تشکیل دهنده یک نظام کلی اجتماعی است و اجرای آن مستلزم وجود یک دستگاه اجرایی عظیم و قوی است، باید برای تشکیل حکومت اسلامی اقدام شود.
ایشان معتقدند در زمان غیبت براساس دلایل مختلف نقلی و عقلی حکومت در دست فقیهان به عنوان نواب امام زمان(عج) است. در بیانات و آثار ایشان مطالب مختلفی در رابطه با ویژگیهای حکومت اسلامی دوران غیبت که برای زمینهسازی ظهور حضرت ولیعصر(عج) تشکیل شده، آمده است. در این مقاله به دنبال پاسخ به این سؤال هستیم که دولت زمینهساز ظهور چه اهدافی را باید دنبال کند و از چه اصولی باید پیروی نماید؟
الف) اهداف
در هر حکومت اهداف مورد نظر آن حکومت به دو دسته کلی تقسیم میشوند: اهداف غایی و اهداف متوسط.
اهداف غایی، اهداف نهایی و کلی یک حکومت هستند که حکومت در نهایت میخواهد به آنها برسد. اما اهداف متوسط یا میانی اهدافی هستند که قبل از رسیدن به اهداف غایی ابتدا اینگونه اهداف مورد توجه قرار میگیرند و حکومت و برنامههای آن به سمت آن حرکت میکند.
1. هدف غایی
امام خمینی ضمن تقسیم سیاست به حیوانی و انسانی به تعریف سیاست در اسلام پرداخته و هدف غایی سیاست در اسلام را اینگونه بیان مینمایند:این جزء سیاست (سیاست حیوانی) یک جزء ناقصی است از سیاستی که در اسلام برای انبیاء و اولیا ثابت است. آنها میخواهند ملت را هدایت کنند، راه ببرند در همه مصالحی که برای انسان متصور است، برای جامعه متصور است... سیاست این است که جامعه را هدایت کند و راه ببرد، تمام مصالح جامعه را در نظر بگیرد و تمام ابعاد انسان و جامعه را در نظر بگیرد و اینها را هدایت کند به طرف آن چیزی که صلاحشان است... آنها را از آن راه میبرد که صلاح مردم است که همان صراط مستقیم است.
ایشان همچنین در عبارت دیگری در مورد هدف حکومت اسلامی میفرمایند:هدف حکومت اسلامی تأمین سعادت بشر است.
بنابراین هدف غایی حکومت اسلامی و نظام سیاسی اسلام چه در دوران حضور امام(ع) و چه در دوران غیبت، هدایت جامعه به سوی صراط مستقیم و تأمین سعادت بشر است که همان رسیدن به قرب الهی است. از آنجا که هدف و فلسفه خلقت و ارسال رسل و انزل کتب و ظهور انبیاء و ائمه معصومین(ع) نیز همین مسئله بوده است، حرکت در چنین مسیری قطعاً زمینهساز ظهور حضرت ولیعصر(عج) خواهد بود.
2. اهداف متوسط
در آثار مکتوب و شفاهی امام و برخی اقدامات عملی ایشان عناوین دیگری نیز به عنوان اهداف و وظایف دولت زمینهساز ظهور مطرح میشود که در حقیقت همان اهداف متوسط و میانی به حساب میآید. این اهداف عبارتند از:
1ـ2. تعلیم و تربیت
یکی از اموری که حضرت امام از جمله وظایف و اهداف دولت زمینهساز ظهور میدانند، تعلیم و تربیت، و تزکیه جامعه و فراهم کردن زمینه رشد و تعالی معنوی افراد جامعه است. حضرت امام برخلاف کسانی که معتقدند ما وظیفهای در قبال اعمال و رفتار و معاصی و مفاسد و اخلاقیات دیگران نداریم و حتی گاهی باید به معاصی و مفاسد دامن نیز بزنیم، معتقدند:ما موظفیم آثار شرک را از جامعه مسلمانان و از حیات آنان دور کنیم و از بین ببریم و باز به این دلیل موظفیم شرایط اجتماعی مساعدی را برای تربیت افراد مؤمن و با فضلیت فراهم سازیم.
یکی از اعتراضاتی که ایشان نسبت به حکومت پهلوی به عنوان یک حکومت نامطلوب که در راستای حکومت امام عصر(عج) نیست، دارند فقدان تعلیم و تربیت اسلامی و عدم وجود شرایط و زمینة رسیدن به تزکیه و صلاح است. ایشان در توصیف اوضاع و شرایط زمان پهلوی میفرمایند:
در این شرایط اجتماعی و سیاسی انسان مؤمن و متقی و عادل نمیتواند زندگی کند و به ایمان و رفتار صالحش باقی بماند.
اگر دانشگاهها و مراکز تعلیم و تربیت دیگر با برنامههای اسلامی و ملّی در راه منافع کشور به تعلیم و تهذیب و تربیت کودکان و نوجوانان و جوانان جریان داشتند، هرگز میهن ما در حلقوم انگلستان و پس از آن امریکا و شوروی فرو نمیرفت.
براساس نظر ایشان برای تعجیل در ظهور و آمادگی برای ظهور دولت موظف است در جهت رشد و تعالی معنوی جامعه گام بردارد و افرادی را برای سربازی و یاری امام عصر(عج) تربیت نماید.
2ـ2. آزادی
یکی از اهداف مهم و میانی دولت زمینهساز ظهور و نظام سیاسی اسلام که معمولاً در تمام نظامهای سیاسی و حرکتها و جنبشهای انقلابی بر آن بسیار تأکید میشود، بحث آزادی است. این هدف در شعارهای مردم در زمان نهضت اسلامی در دوران حکومت پهلوی کاملاً مشهود است. به گونهای که شعار اصلی و همیشگی راهپیماییها که بیانگر هدف و خواسته اصلی مردم بود، شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» بود که بر آزادی به عنوان یکی از اهداف اصلی انقلاب تأکید میکرد و این آزادی را در چارچوب اسلام و شرع مقدس میخواستند.
ایشان در اینباره میفرمایند:هدف ما برقراری جمهوری اسلامی است، و برنامه ما تحصیل آزادی و استقلال است.
ما اسلام را میخواهیم که اسلام، آزادی به ما بدهد نه آزادی منهای اسلام.
آزادی معنایش این نیست که بنشینید برخلاف اسلام صحبت کنید، آزادی در حدود قانون است، دین کشور ما اسلام است، آزادی در حدود این است که به اسلام ضرر نخورد، قانون اساسی ما دین را اسلام میداند.
یکی از مشکلات اصلی حکومت نامشروع و شاهنشاهی پهلوی که امام بر آن تأکید داشتند، مشکل فقدان آزادی بود. ایشان با اشاره به فضای حاکم در آن دوران فرمودند:زندگانی که در آن آزادی نباشد زندگانی نیست.
این چه وضعی است که در ایران است؟ این چه آزادی است که اعطا فرمودهاند آزادی را؟ مگر آزادی اعطاشدنی است؟!
... آزادی اعطایی این است که میبینیم، آزادی اعطایی که آزادی حقیقتاً نیست، این است که میبینید.
حضرت امام هنگامی که در پاریس بودند، در مصاحبههای مطبوعاتی خودشان در پاسخ به سؤالات خبرنگاران درباره آزادی در حکومت مورد نظر ایشان، به انواع آزادی مثل آزادی عقیده و ابراز عقیده، آزادی مطبوعات، آزادی زنان، آزادی اقلیتهای مذهبی و آزادی اصناف و احزاب اشاره میکنند و تأکید میکنند در حکومت اسلامی ایران تمام این آزادیها با رعایت قیود خاص خود وجود دارد. ایشان مهمترین قیود آزادی را قانون اسلام و رعایت مصالح عمومی ملت و عدم وابستگی به بیگانگان ذکر میکنند.
3ـ2. حاکمیت قانون اسلام
یکی دیگر از اهداف میانی حکومت که تقریباً مهمترین آنها نیز میباشد، حاکمیت قانون اسلام است. حضرت امام همواره بر این مسئله تأکید داشتند که اولاً باید در حکومت قانون حاکم باشد و همه چیز براساس قانون اجرا شود. بین حاکم و مردم در اجرای قانون هیچ فرقی نباشد و قانون بدون هیچ کم و کاستی و مصلحتاندیشیهای ظاهری در مورد همه اعمال شود. ثانیاً این قانون حاکم باید قانون اسلام باشد و حداقل منافاتی با اسلام نداشته باشد. البته چنین قانونی حتی بین مردم و پیامبر(ص) و ائمه(ع) از لحاظ اجرای حکم الهی هیچ فرقی قائل نیست.
ایشان در اینباره میفرمایند:حکومت اسلام حکومت قانون است... حاکم در حقیقت قانون است. همه در امان قانونند. در پناه قانون اسلامند... هیچ حاکمی حق ندارد برخلاف مقررات و قانون شرع مطهر قدمی بردارد. اسلام دین قانون است، قانون پیامبر هم خلاف نمیتوانست بکند، نمیکردند، البته نمیتوانستند بکنند... غیر از قانون الهی کسی حکومت ندارد. برای هیچ کس حکومت نیست نه فقیه و نه غیرفقیه، همه تحت قانون عمل میکنند، مجری قانون هستند.
از جمله اعتراضات ایشان به حکومت پادشاهی و غیراسلامی پهلوی، عدم حاکمیت و اجرای صحیح قانون و عدم تطبیق قانون موجود با موازین اسلامی بود:این مواد قانون اساسی و متمم آنکه مربوط به سلطنت و ولایتعهدی و امثال آن است کجا از اسلام است؟ اینها همه ضد اسلامی است... قوانین قضایی و سیاسی اسلام را تمام از اجرا خارج کردهاند و به جای آن مطالب اروپایی نشاندهاند تا اسلام را کوچک کنند.
4 ـ2. عدالت و مساوات
یکی از عناصر محوری و اهداف مهم حکومت اسلامی به طور کلی و دولت زمینهساز ظهور از نظر حضرت امام تحقق عدالت و اجرای عدل اسلامی و عدالت اجتماعی در جامعه است. ایشان با اشاره به حکومت پیامبر(ص) و جمهوری اسلامی به عنوان مصادیق حکومت اسلامی و دولت زمینهساز ظهور میفرمایند:پیغمبر اسلام تشکیل حکومت داد مثل سایر حکومتهای جهان لکن با انگیزه بسط عدالت اجتماعی. حکومت اسلامی، جمهوری اسلامی، عدل اسلامی را مستقر کنید.
ما که میگوییم حکومت اسلامی، میگوییم حکومت عدالت، ما میگوییم یک حاکمی باید باشد که به بیتالمال مسلمین خیانت نکند، دستش را دراز نکند. بیتالمال مسلمین را بر ندارد، ما این مطلب را میگوییم این یک مطلب مطبوعی است که در هر جامعه بشری که گفته میشود برای هر کس گفته بشود از ما میپذیرد.
ایشان همواره از بیعدالتیها و ظلم و ستم حاکم در ایران در دورانهای مختلف نظام شاهنشاهی به ویژه در دوران حکومت پهلوی شکایت داشتهاند.
5 ـ2. امنیت و رفاه
یکی از نکات بسیار مهمی که از همان ابتدای حرکت امام مورد نظر ایشان بود برقراری امنیت و رفاه در جامعه بود. به عبارت دیگر میتوان گفت یکی از اهداف میانی دولت زمینهساز ظهور ایجاد امنیت و رفاه برای ملت است. لذا اشاره میکنند که باید عدل اسلامی اجرا شود تا همه به رفاه برسند:با عدل اسلامی همه و همه در آزادی، استقلال و رفاه خواهند بود.
6 ـ2. امنیت و رفاه
از نظر امام خمینی یکی از مهمترین اهداف میانی دولت زمینهساز ظهور، رسیدن به استقلال و خودکفایی در ابعاد مختلف است. حضرت امام مهمترین مشکل حکومت پهلوی را وابستگی به کشورهای بیگانه به ویژه امریکا میدانستند و به راستی معتقد بودند که بسیاری از اقدامات شاه در ایران، تحت فشار و براساس خواست امریکا صورت میگیرد؛ لذا بسیاری از این اقدامات را به جهت امریکایی بودن آن مورد انتقاد قرار میدادند. چرا که میدانستند امریکا و سایر کشورهای بیگانه فقط منابع و مصالح خود را مدنظر قرار میدهند و هیچ گاه به منفعت کشورهای تحت سلطه خود مثل ایران فکر نمیکنند. ایشان یکی از مهمترین برنامههای خود را رسیدن به استقلال میدانند:هدف ما برقراری جمهوری اسلامی است و برنامه ما تحصیل آزادی و استقلال است.
حضرت امام در نوشتهها و سخنرانیهای خود تأکید فراوانی بر دو امر استقلال و خودکفایی دارند و خودکفایی را مقدمه استقلال میدانند. ایشان معتقدند که وابستگی اقتصادی موجب وابستگی سیاسی و نظامی میشود؛ لذا باید به خودکفایی و استقلال اقتصادی رسید تا در سایر موارد فوق نیز از وابستگی رهایی پیدا کرد. البته تأکید دارند که در صورت کسب استقلال فکری هیچ قدرتی نمیتواند به ما ضربه بزند. در رابطه با رسیدن به خودکفایی میفرمایند:
وصیت من به همه آن است که با یاد خدای متعال به سوی خودشناسی و خودکفایی و استقلال با همه ابعادش به پیش [روید] و بیتردید دست خدا با شماست.
از هر امری که شایبه وابستگی با همه ابعادی که دارد به طور قاطع احتراز نمایید.
ب) اصول
مراد از این بخش، اصول فکری حاکم بر رفتار حاکمان است که این اصول کاملاً متأثر از جهانبینی و نظام ارزشی حاکم بر جامعه است. از نظر امام خمینی اصولی که در نظام سیاسی اسلام باید حاکم باشد عبارتست از:
1. مشروعیت
از جمله اصولی که باید مدنظر سران دولت زمینهساز ظهور باشد اصل مشروعیت است. حاکمان باید توجه داشته باشند که مشروعیت حکومت آنها از چه ناحیهای تأمین شده است و بر همین اساس بر حفظ و تداوم این مشروعیت مراقبت نمایند. در جای خود ثابت شده است که از میان ملاکهای حقانیت و مشروعیت، ملاک حقانیت و مشروعیت الهی پذیرفتنی است و هیچ یک از ملاکهای زور و غلبه، وراثت، توافق جمعی، اکثریت و... نمیتواند ملاک مشروعیت واقعی باشد.
مشروعیت الهی؛ حسن رضایتمندی، اطمینان، فداکاری و مسئولیت در حاکمان و مردم را بالا میبرد و از این طریق بر کارآمدی نظام نیز میافزاید. امام خمینی در کتاب ولایت فقیه با اشاره به نیابت فقها از ائمه معصومین(ع) به همین نکته اشاره دارند که ولی فقیه مشروعیتی الهی در حق حاکمیت دارد. ایشان ذیل روایت مقبوله عمربن حنظله میفرمایند:[امام(ع)] میفرماید: فإنی قد جعلته علیکم حاکما؛ «من کسی را که دارای چنین شرایطی باشد، حاکم [فرمانروا] بر شما قرار دادم.» و کسی که این شرایط را دارا باشد، از طرف من برای امور حکومتی و قضایی مسلمین تعیین شده و مسلمانها حق ندارند به غیر او رجوع کنند.
بنابراین ایشان مشروعیت براساس وراثت، غلبه، رضایت عمومی و رأی اکثریت را نمیپذیرند. تنها مبنای مشروعیتی که میتوان در نظر و عمل ایشان دید، مشروعیت الهی است.
2. نظارت و کنترل همگانی
یکی از اصولی که باید بر رفتار حاکمان در حکومت اسلامی و دولت زمینهساز ظهور حاکم باشد، اصل نظارت و کنترل است. خصوصاً نظارت و کنترل عمومی که از ناحیه مردم در قالب امر به معروف و نهی از منکر اعمال میشود، عامل بسیار قوی و مهمی برای کنترل تمام افراد موجود در حاکمیت و حرکت به سوی کارآمدی است.
در این رابطه حضرت امام میفرمایند:هر فردی از افراد ملت حق دارد که مستقیماً در برابر سایرین، زمامدار مسلمین را استیضاح کند و از او انتقاد نماید و او باید جواب قانعکننده بدهد و در غیر اینصورت اگر به خلاف وظایف اسلامی خود عمل کرده باشد خود به خود از مقام زمامداری معزول است.
همه ملت موظفند که نظارت کنند. بر این امور نظارت کنند. اگر من یک پایم را کج گذاشتم ملت موظف است که بگویند پایت را کج گذاشتی خودت را حفظ کن، مسئله، مسئله مهمی است.
آگاهی مردم و مشارکت و نظارت و همگانی آنها با حکومت منتخب خودشان خود بزرگترین ضمانت حفظ امنیت در جامعه میباشد.
با این نوع از کنترل و نظارت، سلامت جامعه اعم از دولت و حاکمان و عموم مردم، از انحرافات مختلف اخلاقی، سیاسی و اجتماعی کنترل و تضمین میشود. این تضمین سلامت اخلاقی و اجتماعی خود عامل مهمی در زمینهسازی شرایط ظهور است.
3. رعایت مصلحت عمومی
یکی از مهمترین اصول حاکم بر نظام سیاسی اسلام که همان نظام سیاسی مطلوب امام خمینی در دوران غیبت میباشد، بحث رعایت مصلحت عمومی و منافع عامه است. حضرت امام بسیار تأکید دارند در مسائل حکومتی باید منافع عامه مردم لحاظ شود. تأکید حضرت امام بر این مسئله تا حدی است که معتقدند حکومت میتواند از امور عبادی مادامی که جریان آن مخالف مصالح اسلام باشد جلوگیری نماید و یا قراردادهایی که حکومت با دیگران دارد در صورتی که مخالف مصالح کشور و اسلام باشد، میتواند به طور یکجانبه لغو شود:
کسی که بر جامعه بشری حکومت دارد همیشه باید جهات عمومی و منافع عامه را در نظر بگیرد و از جهات خصوصی و عواطف شخصی چشم بپوشد، لهذا اسلام بسیاری از افراد را در مقابل مصالح جامعه فانی کرده است، بسیاری از اشخاص را در مقابل مصالح بشر از بین برده است.
حکومت میتواند قراردادهای شرعی را خود با مردم بسته است، در موقعی که آن قرارداد مخالف مصالح کشور و اسلام باشد یکجانبه لغو کند و میتواند هر امری را چه عبادی و یا غیرعبادی است که جریان آن مخالف مصالح اسلام است، از آن مادامی که چنین است جلوگیری کند. حکومت میتواند از حج که از فرایض مهم الهی است در مواقعی که مخالف صلاح کشور اسلامی دانست موقتاً جلوگیری کند.
4. قواعد و مقررات مناسب
یکی از مهمترین عوامل کارآمدی یک نظام سیاسی، وجود قواعد و مقررات مناسب در آن نظام است. به همین جهت یکی از اصولی که باید در دولت زمینهساز ظهور مدنظر باشد، قواعد و مقررات مطلوب و مناسب است. حضرت امام همواره بر دین اسلام به عنوان یک دین جامع، کامل و جاودانی تأکید داشتند و اعتقاد داشتند که دستورات و قواعد و احکام اسلامی اموری کهنهشدنی نیست، بلکه به دلیل انعطافپذیری نوع احکام اسلام و قابلیت تطابق با شرایط زمان و مکان بهترین و کاملترین قواعد و مقررات را دارد.
قطعاً قوانین و مقررات حکومتی اسلام که بسیار هم در این زمینه احکام وجود دارد، از این شرط مستثنی نیست. حضرت امام همواره بر این مسئله تأکید داشتند که با رعایت و اجرای قوانین و احکام اسلامی در سطح جامعه میتوان به اهداف حکومت مطلوب و کارآمد دست پیدا کرد:اسلام اگر آن طور که هست، موفق بشویم که احکام آن را اجرا بکنیم، برای همه شما سعادت ایجاد میشود، برای همه ملت سعادت ایجاد میشود. اسلام دین آزادی و استقلال است، اسلام دینی است که همه کس به حقوق خودش میرسد و مراعات همه حقوق را میکند.
شما بدانید که با اسلام میتوانید مستقل باشید و با اسلام میتوانید آزاد باشید. قرآن شما را آزاد قرار داده است و قرآن استقلال شما را بیمه کرده است.
5. حسن تدبیر و مدیریت
همچنین یکی از شرایط و شاخصهای مهم برای وصول به یک حکومت شایسته، تدبیر نیک و مدیریت صحیح و مطلوب است که گاه از آن تحت عنوان حسنالتدبیر، حسنالسیاسه و یا حسن مدیریت یاد شده است و امام خمینی نیز بر این اصل تأکید دارند. گاه نیز این خصلت را ذیل عقل یا علم مطرح ساختهاند. حسن تدبیر و مدیریت حاکمان و مسئولین در دولت زمینهساز ظهور، اصل مهمی برای گام برداشتن صحیح در راستای منویات و اهداف امام زمان(عج) است.
6. جلب اعتماد مردم
از نظر امام یکی از ابزارهای لازم برای رسیدن به حکومت مطلوب استفاده از حمایتهای مادی و معنوی مردمی است. به همین جهت یکی از اصول مهم در بحث حکومتداری اصل جلب اعتماد مردم نسبت به حکومت است. به ویژه در بعد اقتصادی، جلب اعتماد مردم جهت سرمایهگذاری در داخل کشور و به کار انداختن سرمایههای داخلی گام بزرگی در راه رسیدن به خودکفایی خواهد بود. ایشان در رابطه با جلب اعتماد و اطمینان مردم، خطاب به مسئولین دولتی میفرمایند:به مالکیت و سرمایههای مشروع با حدود اسلامی احترام گزارید و به ملت اطمینان دهید تا سرمایهها و فعالیتهای سازنده به کار افتد و دولت و کشور را به خودکفایی و صنایع سبک و سنگین برساند.
جلب اعتماد مردم به حکومت موجب تقویت حکومت و دولت و زمینه بیشتر اجرای صحیح و بیعیب و نقص احکام و قوانین اسلامی خواهد شد.
7. خدمتگزاری
یکی از اصول مهم در نظام سیاسی مطلوب حضرت امام اعتقاد به خدمتگزاری مسئولین نسبت به مردم است. واضح است که در حکومتی که مسئولین خود را خدمتگزار مردم بدانند قطعاً در جهت منافع و مصالح آنها قدم برخواهند داشت و این خود ضریب کارآمدی حکومت را به شدت افزایش میبخشد. حضرت امام در موارد بسیاری بر این اصل تأکید داشتند:ائمه و فقهای عادل موظفند که از نظام و تشکیلات حکومتی برای اجرای احکام الهی و برقراری نظام عادلانه اسلام و خدمت به مردم استفاده کنند.
در وصیتنامه نیز ایشان نسبت به ضرورت خدمت به ملت به ویژه مستضعفین تأکید فراوان دارند و از آنها به عنوان نور چشمان و ولینعمتان مسئولین یاد میکنند. ایشان همواره خود را خدمتگزار ملت میدانست و تأکید داشت که مردم نیز چنین دیدی نسبت به ایشان داشته باشند:به مجلس و دولت و دستاندرکاران توصیه مینمایم که قدر این ملت را بدانید؛ و در خدمتگزاری به آنان خصوصاً مستضعفان و محرومان و ستمدیدگان که نور چشمان ما و اولیای نعم همه هستند... فروگذار نکنید.
اگر به من بگویید خدمتگزار بهتر از این است که بگویید رهبر، رهبری مطرح نیست، خدمتگزاری مطرح است، اسلام ما را موظف کرده است که خدمت کنیم.
دولت در حکومت اسلامی در خدمت ملت است، باید خدمتگزار ملت باشد.
8. شورا، مشارکت و همکاری
امروزه مشارکت و همیاری در زمینههای گوناگون اجتماعی از ملاکهای توسعه و پیشرفت نظام به حساب میآید. هر اندازه مردم در تصمیمسازیها و به عهده گرفتن مسئولیتها سهم بیشتری داشته باشند، احساس تعلق بیشتری به حکومت دارند و چون حکومت در پی حل مسائل و معضلات همین مردم است آنها خود به مشکلات خود بیشتر واقف هستند و میتوانند راهکارهای بهتری ارائه نمایند.
حضرت امام نیز همواره بر مشارکت و همکاری مردم با حکومت تأکید داشتند:آگاهی مردم و مشارکت و نظارت و همگامی آنها با حکومت منتخب خودشان خود بزرگترین ضمانت حفظ امنیت در جامعه میباشد.
موافق میل مردم باشد، رای مردم و موافق حکم خدا، آن چیزی که موافق با اراده خداست موافق میل مردم هم هست مردم مسلمانند، الهی هستند.
نتیجه
از کلیت مباحث گذشته به این نتیجه میرسیم که از نظر حضرت امام براساس دلایل عقلی و نقلی متعدد، تشکیل حکومت در دوران غیبت حضرت ولیعصر(عج) ضرورت دارد. این حکومت به عنوان دولت زمینهساز ظهور باید تمام تلاش خود را برای تأمین سعادت بشر و هدایت او در مسیر صراط مستقیم داشته باشد. برای رسیدن به این هدف باید برای تعلیم و تزکیه و اصلاح افراد جامعه برنامهریزی بنماید و تمام همّ خود را برای اجرا و حاکمیت قوانین اسلام به کار بندد. همچنین در کنار این مسائل، برای تداوم این دولت لازم است در همان حدود شرعی آزادیهای افراد به رسمیت شناخته شده و تا حدودی امنیت و رفاه نسبی جامعه فراهم آید. چنین جامعه و دولتی برای دوام و بقاء خود نیازمند استقلال از سایر کشورها و رسیدن به خودکفایی در ابعاد مختلف است.
دولتی که در این فضا و در این زمان تشکیل میشود و به دنبال زمینهسازی ظهور حضرت ولیعصر(عج) میباشد برای رسیدن به اهداف متوسط و غایی خود باید به اصولی پایبند باشد که از جمله این اصول بحث مشروعیت الهی حکومت، رعایت مصلحت عمومی مسلمین، حسن تدبیر و مدیریت، نگاه خدمتگزارانه و وظیفه محور به مردم، جلب اعتماد آنها، استفاده از نظارت و کنترل همگانی، شورا و مشورت عمومی و قواعد و مقررات مناسب است.
اگر اهداف فوق با توجه به اصول مطرح شده توسط دولت و حکومت اسلامی در عصر غیبت در نظر گرفته شود گامهای اساسی و جدی در زمینهسازی و تأمین شرایط ظهور امام عصر(عج) برداشته خواهد شد و انشاء الله در این امر خیر و با برکت تعجیل خواهد شد.
در این مقاله با طرح نظریات رقیب نظریه حضرت امام در مورد معنای انتظار فرج و وظایف مسلمین در دوران غیبت به نقد و بررسی این نظریات از نظر امام خمینی اشاره شده است. حضرت امام ضمن نقد نظریات فوق، معتقدند که در این دوره بنا به دلایل مختلف عقلی و نقلی باید حکومتی تشکیل شود تا بتواند زمینهسازی لازم برای ظهور حضرت ولیعصر(عج) و تعجیل در فرج ایشان را داشته باشد.
در ادامه به اهداف دولت زمینهساز ظهور و اصول حاکم بر رفتار چنین دولتی اشاره شده است که براساس نظر حضرت امام این دولت برای ایجاد چنان زمینهای، باید اهداف غایی و میانی خاصی را دنبال کند و همچنین به برخی اصول به عنوان اصل حاکم پایبند باشد. طبیعی است هر چه دقیقتر در مسیر این اهداف قدم برداشته و اصول فوق رعایت شود، قطعاً شرایط و زمینه لازم برای ظهور حضرت(عج) بیشتر فراهم خواهد شد.
مقدمه
یکی از مشکلاتی که حضرت امام در طول دوران نهضت و مبارزه با رژیم منحوس پهلوی، با آن روبهرو بوند بحث نظریههای مختلف در مورد دوران انتظار و عصر غیبت حضرت ولیعصر(عج) بود. بسیاری از این نظریهها در مقابل نظریه حضرت امام بود. همچنان که خود ایشان نیز در یکی از سخنرانیهای خود اشاره دارند 5 نظریه در مقابل نظریه ایشان وجود داشت:
1. بعضیها انتظار فرج را به این میدانستند که در مسجد، در حسینیه و در منزل بنشینند و دعا کنند و فرج امام زمان(عج) را از خدا بخواهند. این افراد به تکالیف شرعی خودشان هم عمل میکردند و نهی از منکر و امر به معروف هم میکردند؛ ولی به همین اکتفا میکردند و به تعبیر حضرت امام غیر از این کاری ازشان برنمیآمد و به فکر یک کار مهم و اساسی نبودند. از نظر حضرت امام اینها مردم صالحی بودند.
2. دسته دیگر کسانی بودند که معتقد بودند انتظار فرج این است که ما کار نداشته باشیم به اینکه در جهان چه میگذرد و چه بر سر ملتها میآید. ما تکلیفهای خودمان را عمل میکنیم. برای جلوگیری از این امور هم خود حضرت میآیند و انشاء الله امور را سامان میدهند. تکلیف ما همین است که دعا کنیم ایشان بیایند و کاری به کار آنچه در دنیا و یا در مملکت خودمان میگذرد نداشته باشیم. حضرت امام معتقدند این دسته نیز انسانهای صالحی بودند.
3. دستهای دیگر معتقد بودند که باید عالم پر از معصیت بشود تا حضرت ظهور نماید. بنابراین ما باید نهی از منکر و امر به معروف را ترک کنیم تا مردم هر کاری میخواهند بکنند و به این وسیله گناهها زیاد بشود که فرج و ظهور حضرت نزدیک بشود.
4. دستهای دیگر وجود داشتند که از این مرتبه هم بالاتر رفته بودند و معتقد بودند که باید به گناهها و معاصی دامن زد و مردم را به گناه دعوت کرد تا دنیا پر از جور و ظلم بشود و حضرت تشریف بیاورند. کسانی که جزء این دسته بودند برخی انسانهای سادهلوح بودند و برخی از آنها انسانهایی منحرف بودند که برای مقاصدی خاص به این مسئله دامن میزدند.
5. دسته آخر کسانی بودند که اعتقاد داشتند هر حکومتی در زمان غیبت محقق بشود، این حکومت باطل و برخلاف اسلام است. از نظر حضرت امام این دسته نیز دو گروه بودند برخی از آنها منحرف بوده و با اغراض خاصی این مسئله را مطرح میکردند. برخی دیگر نیز این مطلب را براساس روایاتی که در آنها آمده بود که هر علمی قبل از ظهور حضرت(عج) برپا شود، علم باطل است، مطرح میکردند.
حضرت امام ضمن اشکال به نظریات فوق و ارائه پاسخ به آنها، نظر خودشان را در مورد وظیفه منتظر و معنای انتظار فرج به ویژه ناظر به مباحث حکومت و سیاست بیان میکنند. ایشان معتقدند کسانی که براساس روایات «علم مهدی(عج)» خیال کرده بودند که هر نوع تشکیل حکومت در دوران غیبت باطل و ممنوع است، باید بدانند که اولاً مراد از این روایات و برپا کردن «علم مهدی(عج)» برپایی علم و حکومت به عنوان مهدویت و با ادعای مهدویت است.
ثانیاً به فرض که یک چنین روایاتی باشد حضرت امام معتقدند:
اینهایی که میگویند که هر علمی بلند بشود و [هر حکومتی] خیال کردند که هر حکومتی باشد این برخلاف انتظار فرج است، اینها نمیفهمند چی دارند میگویند. اینها تزریق کردند بهشان که این حرفها را بزنند، نمیدانند دارند چی میگویند. حکومت نبودن یعنی اینکه همه مردم به جان هم بریزند، بکشند هم را، بزنند هم را، از بین ببرند و برخلاف نص آیات الهی رفتار بکنند. ما اگر فرض میکردیم دویست تا روایت هم در این باب داشتند، همه را به دیوار میزدیم برای اینکه خلاف آیات قرآن است. اگر هر روایتی بیاید که نهی از منکر را بگوید نباید کرد، این را باید به دیوار زد، اینگونه روایت قابل عمل نیست و این نفهمها نمیدانند دارند چی میگویند.
ایشان در مورد نظریههای معتقد به ترک امر به معروف و نهی از منکر و رواج و گسترش فساد نیز معتقدند که چنین امری نیز برخلاف آیات قرآن است. معنا ندارد که ما گسترش فساد بدهیم تا حضرت بیایند این فسادی را که گسترش دادهایم بردارند! هدف حضرت گسترش عدالت و تقویت حکومت است. در این صورت معنا ندارد که ما تکلیفی نداشته باشیم جز اینکه مردم را به فساد و جور دعوت کنیم.
حضرت امام در مورد لازمه چنین اعتقادی میفرمایند:
به حسب رأی این جمعیت که بعضیشان بازیگرند و بعضیشان نادان، این است که ما باید بنشینیم دعا کنیم به صدام، هر کسی نفرین به صدام کند خلاف امر کرده است، برای اینکه حضرت دیر آیند! و هر کسی دعا کند به صدام [این] برای اینکه این فساد زیاد میکند، ما باید دعاگوی امریکا باشیم و دعاگوی شوروی باشیم و دعاگوی اذنابشان از قبیل صدام باشیم و امثال اینها تا اینکه اینها عالم را پر کنند از جور و ظلم و حضرت تشریف بیاورند! بعد حضرت تشریف بیاورند چه کنند حضرت بیایند که ظلم و جور را بردارند، همان کاری که ما میکنیم و ما دعا میکنیم که ظلم و جور باشد، حضرت میخواهد همین را برش دارند.
حضرت امام با نقد نظریات فوق، نظریه خود را اینگونه تبیین مینمایند:
حضرت صاحب که تشریف میآورند... میآیند برای اینکه گسترش بدهند عدالت را، برای اینکه حکومت را تقویت کنند، برای اینکه فساد را از بین ببرند... ما اگر دستمان میرسید قدرت داشتیم باید برویم تمام ظلم و جورها را از عالم برداریم، تکلیف شرعی ماست... اینی که هست این است که حضرت عالم را پر میکند از عدالت، نه شما دست بردارید از این تکلیفتان، نه اینکه شما دیگر تکلیف ندارید.
ایشان معتقدند که انتظار فرج به معنای نشستن در خانه و تسبیح دست گرفتن و گفتن ذکر «(عج)» نیست. بلکه باید با فعالیت و تلاش مسلمین در ظهور تعجیل شود و زمینه و مقدمات آن فراهم شود:
ما همه انتظار فرج داریم و باید در این انتظار خدمت کنیم. انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است و ما باید کوشش کنیم تا قدرت اسلام در عالم تحقق پیدا بکند و مقدمات ظهور انشاء الله تهیه بشود.
حضرت امام معتقدند که در دوران غیبت نیز به استناد به سنت و رویه رسول اکرم(ص) در تشکیل حکومت و تعیین حاکم بعد از خود، و به دلیل وجوب وظیفه امر به معروف و نهی از منکر و مقابله با ظلم و فساد، ضرورت استمرار اجرای احکام اسلامی، و ماهیت و کیفیت قوانین اسلامی که تشکیل دهنده یک نظام کلی اجتماعی است و اجرای آن مستلزم وجود یک دستگاه اجرایی عظیم و قوی است، باید برای تشکیل حکومت اسلامی اقدام شود.
ایشان معتقدند در زمان غیبت براساس دلایل مختلف نقلی و عقلی حکومت در دست فقیهان به عنوان نواب امام زمان(عج) است. در بیانات و آثار ایشان مطالب مختلفی در رابطه با ویژگیهای حکومت اسلامی دوران غیبت که برای زمینهسازی ظهور حضرت ولیعصر(عج) تشکیل شده، آمده است. در این مقاله به دنبال پاسخ به این سؤال هستیم که دولت زمینهساز ظهور چه اهدافی را باید دنبال کند و از چه اصولی باید پیروی نماید؟
الف) اهداف
در هر حکومت اهداف مورد نظر آن حکومت به دو دسته کلی تقسیم میشوند: اهداف غایی و اهداف متوسط.
اهداف غایی، اهداف نهایی و کلی یک حکومت هستند که حکومت در نهایت میخواهد به آنها برسد. اما اهداف متوسط یا میانی اهدافی هستند که قبل از رسیدن به اهداف غایی ابتدا اینگونه اهداف مورد توجه قرار میگیرند و حکومت و برنامههای آن به سمت آن حرکت میکند.
1. هدف غایی
امام خمینی ضمن تقسیم سیاست به حیوانی و انسانی به تعریف سیاست در اسلام پرداخته و هدف غایی سیاست در اسلام را اینگونه بیان مینمایند:این جزء سیاست (سیاست حیوانی) یک جزء ناقصی است از سیاستی که در اسلام برای انبیاء و اولیا ثابت است. آنها میخواهند ملت را هدایت کنند، راه ببرند در همه مصالحی که برای انسان متصور است، برای جامعه متصور است... سیاست این است که جامعه را هدایت کند و راه ببرد، تمام مصالح جامعه را در نظر بگیرد و تمام ابعاد انسان و جامعه را در نظر بگیرد و اینها را هدایت کند به طرف آن چیزی که صلاحشان است... آنها را از آن راه میبرد که صلاح مردم است که همان صراط مستقیم است.
ایشان همچنین در عبارت دیگری در مورد هدف حکومت اسلامی میفرمایند:هدف حکومت اسلامی تأمین سعادت بشر است.
بنابراین هدف غایی حکومت اسلامی و نظام سیاسی اسلام چه در دوران حضور امام(ع) و چه در دوران غیبت، هدایت جامعه به سوی صراط مستقیم و تأمین سعادت بشر است که همان رسیدن به قرب الهی است. از آنجا که هدف و فلسفه خلقت و ارسال رسل و انزل کتب و ظهور انبیاء و ائمه معصومین(ع) نیز همین مسئله بوده است، حرکت در چنین مسیری قطعاً زمینهساز ظهور حضرت ولیعصر(عج) خواهد بود.
2. اهداف متوسط
در آثار مکتوب و شفاهی امام و برخی اقدامات عملی ایشان عناوین دیگری نیز به عنوان اهداف و وظایف دولت زمینهساز ظهور مطرح میشود که در حقیقت همان اهداف متوسط و میانی به حساب میآید. این اهداف عبارتند از:
1ـ2. تعلیم و تربیت
یکی از اموری که حضرت امام از جمله وظایف و اهداف دولت زمینهساز ظهور میدانند، تعلیم و تربیت، و تزکیه جامعه و فراهم کردن زمینه رشد و تعالی معنوی افراد جامعه است. حضرت امام برخلاف کسانی که معتقدند ما وظیفهای در قبال اعمال و رفتار و معاصی و مفاسد و اخلاقیات دیگران نداریم و حتی گاهی باید به معاصی و مفاسد دامن نیز بزنیم، معتقدند:ما موظفیم آثار شرک را از جامعه مسلمانان و از حیات آنان دور کنیم و از بین ببریم و باز به این دلیل موظفیم شرایط اجتماعی مساعدی را برای تربیت افراد مؤمن و با فضلیت فراهم سازیم.
یکی از اعتراضاتی که ایشان نسبت به حکومت پهلوی به عنوان یک حکومت نامطلوب که در راستای حکومت امام عصر(عج) نیست، دارند فقدان تعلیم و تربیت اسلامی و عدم وجود شرایط و زمینة رسیدن به تزکیه و صلاح است. ایشان در توصیف اوضاع و شرایط زمان پهلوی میفرمایند:
در این شرایط اجتماعی و سیاسی انسان مؤمن و متقی و عادل نمیتواند زندگی کند و به ایمان و رفتار صالحش باقی بماند.
اگر دانشگاهها و مراکز تعلیم و تربیت دیگر با برنامههای اسلامی و ملّی در راه منافع کشور به تعلیم و تهذیب و تربیت کودکان و نوجوانان و جوانان جریان داشتند، هرگز میهن ما در حلقوم انگلستان و پس از آن امریکا و شوروی فرو نمیرفت.
براساس نظر ایشان برای تعجیل در ظهور و آمادگی برای ظهور دولت موظف است در جهت رشد و تعالی معنوی جامعه گام بردارد و افرادی را برای سربازی و یاری امام عصر(عج) تربیت نماید.
2ـ2. آزادی
یکی از اهداف مهم و میانی دولت زمینهساز ظهور و نظام سیاسی اسلام که معمولاً در تمام نظامهای سیاسی و حرکتها و جنبشهای انقلابی بر آن بسیار تأکید میشود، بحث آزادی است. این هدف در شعارهای مردم در زمان نهضت اسلامی در دوران حکومت پهلوی کاملاً مشهود است. به گونهای که شعار اصلی و همیشگی راهپیماییها که بیانگر هدف و خواسته اصلی مردم بود، شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» بود که بر آزادی به عنوان یکی از اهداف اصلی انقلاب تأکید میکرد و این آزادی را در چارچوب اسلام و شرع مقدس میخواستند.
ایشان در اینباره میفرمایند:هدف ما برقراری جمهوری اسلامی است، و برنامه ما تحصیل آزادی و استقلال است.
ما اسلام را میخواهیم که اسلام، آزادی به ما بدهد نه آزادی منهای اسلام.
آزادی معنایش این نیست که بنشینید برخلاف اسلام صحبت کنید، آزادی در حدود قانون است، دین کشور ما اسلام است، آزادی در حدود این است که به اسلام ضرر نخورد، قانون اساسی ما دین را اسلام میداند.
یکی از مشکلات اصلی حکومت نامشروع و شاهنشاهی پهلوی که امام بر آن تأکید داشتند، مشکل فقدان آزادی بود. ایشان با اشاره به فضای حاکم در آن دوران فرمودند:زندگانی که در آن آزادی نباشد زندگانی نیست.
این چه وضعی است که در ایران است؟ این چه آزادی است که اعطا فرمودهاند آزادی را؟ مگر آزادی اعطاشدنی است؟!
... آزادی اعطایی این است که میبینیم، آزادی اعطایی که آزادی حقیقتاً نیست، این است که میبینید.
حضرت امام هنگامی که در پاریس بودند، در مصاحبههای مطبوعاتی خودشان در پاسخ به سؤالات خبرنگاران درباره آزادی در حکومت مورد نظر ایشان، به انواع آزادی مثل آزادی عقیده و ابراز عقیده، آزادی مطبوعات، آزادی زنان، آزادی اقلیتهای مذهبی و آزادی اصناف و احزاب اشاره میکنند و تأکید میکنند در حکومت اسلامی ایران تمام این آزادیها با رعایت قیود خاص خود وجود دارد. ایشان مهمترین قیود آزادی را قانون اسلام و رعایت مصالح عمومی ملت و عدم وابستگی به بیگانگان ذکر میکنند.
3ـ2. حاکمیت قانون اسلام
یکی دیگر از اهداف میانی حکومت که تقریباً مهمترین آنها نیز میباشد، حاکمیت قانون اسلام است. حضرت امام همواره بر این مسئله تأکید داشتند که اولاً باید در حکومت قانون حاکم باشد و همه چیز براساس قانون اجرا شود. بین حاکم و مردم در اجرای قانون هیچ فرقی نباشد و قانون بدون هیچ کم و کاستی و مصلحتاندیشیهای ظاهری در مورد همه اعمال شود. ثانیاً این قانون حاکم باید قانون اسلام باشد و حداقل منافاتی با اسلام نداشته باشد. البته چنین قانونی حتی بین مردم و پیامبر(ص) و ائمه(ع) از لحاظ اجرای حکم الهی هیچ فرقی قائل نیست.
ایشان در اینباره میفرمایند:حکومت اسلام حکومت قانون است... حاکم در حقیقت قانون است. همه در امان قانونند. در پناه قانون اسلامند... هیچ حاکمی حق ندارد برخلاف مقررات و قانون شرع مطهر قدمی بردارد. اسلام دین قانون است، قانون پیامبر هم خلاف نمیتوانست بکند، نمیکردند، البته نمیتوانستند بکنند... غیر از قانون الهی کسی حکومت ندارد. برای هیچ کس حکومت نیست نه فقیه و نه غیرفقیه، همه تحت قانون عمل میکنند، مجری قانون هستند.
از جمله اعتراضات ایشان به حکومت پادشاهی و غیراسلامی پهلوی، عدم حاکمیت و اجرای صحیح قانون و عدم تطبیق قانون موجود با موازین اسلامی بود:این مواد قانون اساسی و متمم آنکه مربوط به سلطنت و ولایتعهدی و امثال آن است کجا از اسلام است؟ اینها همه ضد اسلامی است... قوانین قضایی و سیاسی اسلام را تمام از اجرا خارج کردهاند و به جای آن مطالب اروپایی نشاندهاند تا اسلام را کوچک کنند.
4 ـ2. عدالت و مساوات
یکی از عناصر محوری و اهداف مهم حکومت اسلامی به طور کلی و دولت زمینهساز ظهور از نظر حضرت امام تحقق عدالت و اجرای عدل اسلامی و عدالت اجتماعی در جامعه است. ایشان با اشاره به حکومت پیامبر(ص) و جمهوری اسلامی به عنوان مصادیق حکومت اسلامی و دولت زمینهساز ظهور میفرمایند:پیغمبر اسلام تشکیل حکومت داد مثل سایر حکومتهای جهان لکن با انگیزه بسط عدالت اجتماعی. حکومت اسلامی، جمهوری اسلامی، عدل اسلامی را مستقر کنید.
ما که میگوییم حکومت اسلامی، میگوییم حکومت عدالت، ما میگوییم یک حاکمی باید باشد که به بیتالمال مسلمین خیانت نکند، دستش را دراز نکند. بیتالمال مسلمین را بر ندارد، ما این مطلب را میگوییم این یک مطلب مطبوعی است که در هر جامعه بشری که گفته میشود برای هر کس گفته بشود از ما میپذیرد.
ایشان همواره از بیعدالتیها و ظلم و ستم حاکم در ایران در دورانهای مختلف نظام شاهنشاهی به ویژه در دوران حکومت پهلوی شکایت داشتهاند.
5 ـ2. امنیت و رفاه
یکی از نکات بسیار مهمی که از همان ابتدای حرکت امام مورد نظر ایشان بود برقراری امنیت و رفاه در جامعه بود. به عبارت دیگر میتوان گفت یکی از اهداف میانی دولت زمینهساز ظهور ایجاد امنیت و رفاه برای ملت است. لذا اشاره میکنند که باید عدل اسلامی اجرا شود تا همه به رفاه برسند:با عدل اسلامی همه و همه در آزادی، استقلال و رفاه خواهند بود.
6 ـ2. امنیت و رفاه
از نظر امام خمینی یکی از مهمترین اهداف میانی دولت زمینهساز ظهور، رسیدن به استقلال و خودکفایی در ابعاد مختلف است. حضرت امام مهمترین مشکل حکومت پهلوی را وابستگی به کشورهای بیگانه به ویژه امریکا میدانستند و به راستی معتقد بودند که بسیاری از اقدامات شاه در ایران، تحت فشار و براساس خواست امریکا صورت میگیرد؛ لذا بسیاری از این اقدامات را به جهت امریکایی بودن آن مورد انتقاد قرار میدادند. چرا که میدانستند امریکا و سایر کشورهای بیگانه فقط منابع و مصالح خود را مدنظر قرار میدهند و هیچ گاه به منفعت کشورهای تحت سلطه خود مثل ایران فکر نمیکنند. ایشان یکی از مهمترین برنامههای خود را رسیدن به استقلال میدانند:هدف ما برقراری جمهوری اسلامی است و برنامه ما تحصیل آزادی و استقلال است.
حضرت امام در نوشتهها و سخنرانیهای خود تأکید فراوانی بر دو امر استقلال و خودکفایی دارند و خودکفایی را مقدمه استقلال میدانند. ایشان معتقدند که وابستگی اقتصادی موجب وابستگی سیاسی و نظامی میشود؛ لذا باید به خودکفایی و استقلال اقتصادی رسید تا در سایر موارد فوق نیز از وابستگی رهایی پیدا کرد. البته تأکید دارند که در صورت کسب استقلال فکری هیچ قدرتی نمیتواند به ما ضربه بزند. در رابطه با رسیدن به خودکفایی میفرمایند:
وصیت من به همه آن است که با یاد خدای متعال به سوی خودشناسی و خودکفایی و استقلال با همه ابعادش به پیش [روید] و بیتردید دست خدا با شماست.
از هر امری که شایبه وابستگی با همه ابعادی که دارد به طور قاطع احتراز نمایید.
ب) اصول
مراد از این بخش، اصول فکری حاکم بر رفتار حاکمان است که این اصول کاملاً متأثر از جهانبینی و نظام ارزشی حاکم بر جامعه است. از نظر امام خمینی اصولی که در نظام سیاسی اسلام باید حاکم باشد عبارتست از:
1. مشروعیت
از جمله اصولی که باید مدنظر سران دولت زمینهساز ظهور باشد اصل مشروعیت است. حاکمان باید توجه داشته باشند که مشروعیت حکومت آنها از چه ناحیهای تأمین شده است و بر همین اساس بر حفظ و تداوم این مشروعیت مراقبت نمایند. در جای خود ثابت شده است که از میان ملاکهای حقانیت و مشروعیت، ملاک حقانیت و مشروعیت الهی پذیرفتنی است و هیچ یک از ملاکهای زور و غلبه، وراثت، توافق جمعی، اکثریت و... نمیتواند ملاک مشروعیت واقعی باشد.
مشروعیت الهی؛ حسن رضایتمندی، اطمینان، فداکاری و مسئولیت در حاکمان و مردم را بالا میبرد و از این طریق بر کارآمدی نظام نیز میافزاید. امام خمینی در کتاب ولایت فقیه با اشاره به نیابت فقها از ائمه معصومین(ع) به همین نکته اشاره دارند که ولی فقیه مشروعیتی الهی در حق حاکمیت دارد. ایشان ذیل روایت مقبوله عمربن حنظله میفرمایند:[امام(ع)] میفرماید: فإنی قد جعلته علیکم حاکما؛ «من کسی را که دارای چنین شرایطی باشد، حاکم [فرمانروا] بر شما قرار دادم.» و کسی که این شرایط را دارا باشد، از طرف من برای امور حکومتی و قضایی مسلمین تعیین شده و مسلمانها حق ندارند به غیر او رجوع کنند.
بنابراین ایشان مشروعیت براساس وراثت، غلبه، رضایت عمومی و رأی اکثریت را نمیپذیرند. تنها مبنای مشروعیتی که میتوان در نظر و عمل ایشان دید، مشروعیت الهی است.
2. نظارت و کنترل همگانی
یکی از اصولی که باید بر رفتار حاکمان در حکومت اسلامی و دولت زمینهساز ظهور حاکم باشد، اصل نظارت و کنترل است. خصوصاً نظارت و کنترل عمومی که از ناحیه مردم در قالب امر به معروف و نهی از منکر اعمال میشود، عامل بسیار قوی و مهمی برای کنترل تمام افراد موجود در حاکمیت و حرکت به سوی کارآمدی است.
در این رابطه حضرت امام میفرمایند:هر فردی از افراد ملت حق دارد که مستقیماً در برابر سایرین، زمامدار مسلمین را استیضاح کند و از او انتقاد نماید و او باید جواب قانعکننده بدهد و در غیر اینصورت اگر به خلاف وظایف اسلامی خود عمل کرده باشد خود به خود از مقام زمامداری معزول است.
همه ملت موظفند که نظارت کنند. بر این امور نظارت کنند. اگر من یک پایم را کج گذاشتم ملت موظف است که بگویند پایت را کج گذاشتی خودت را حفظ کن، مسئله، مسئله مهمی است.
آگاهی مردم و مشارکت و نظارت و همگانی آنها با حکومت منتخب خودشان خود بزرگترین ضمانت حفظ امنیت در جامعه میباشد.
با این نوع از کنترل و نظارت، سلامت جامعه اعم از دولت و حاکمان و عموم مردم، از انحرافات مختلف اخلاقی، سیاسی و اجتماعی کنترل و تضمین میشود. این تضمین سلامت اخلاقی و اجتماعی خود عامل مهمی در زمینهسازی شرایط ظهور است.
3. رعایت مصلحت عمومی
یکی از مهمترین اصول حاکم بر نظام سیاسی اسلام که همان نظام سیاسی مطلوب امام خمینی در دوران غیبت میباشد، بحث رعایت مصلحت عمومی و منافع عامه است. حضرت امام بسیار تأکید دارند در مسائل حکومتی باید منافع عامه مردم لحاظ شود. تأکید حضرت امام بر این مسئله تا حدی است که معتقدند حکومت میتواند از امور عبادی مادامی که جریان آن مخالف مصالح اسلام باشد جلوگیری نماید و یا قراردادهایی که حکومت با دیگران دارد در صورتی که مخالف مصالح کشور و اسلام باشد، میتواند به طور یکجانبه لغو شود:
کسی که بر جامعه بشری حکومت دارد همیشه باید جهات عمومی و منافع عامه را در نظر بگیرد و از جهات خصوصی و عواطف شخصی چشم بپوشد، لهذا اسلام بسیاری از افراد را در مقابل مصالح جامعه فانی کرده است، بسیاری از اشخاص را در مقابل مصالح بشر از بین برده است.
حکومت میتواند قراردادهای شرعی را خود با مردم بسته است، در موقعی که آن قرارداد مخالف مصالح کشور و اسلام باشد یکجانبه لغو کند و میتواند هر امری را چه عبادی و یا غیرعبادی است که جریان آن مخالف مصالح اسلام است، از آن مادامی که چنین است جلوگیری کند. حکومت میتواند از حج که از فرایض مهم الهی است در مواقعی که مخالف صلاح کشور اسلامی دانست موقتاً جلوگیری کند.
4. قواعد و مقررات مناسب
یکی از مهمترین عوامل کارآمدی یک نظام سیاسی، وجود قواعد و مقررات مناسب در آن نظام است. به همین جهت یکی از اصولی که باید در دولت زمینهساز ظهور مدنظر باشد، قواعد و مقررات مطلوب و مناسب است. حضرت امام همواره بر دین اسلام به عنوان یک دین جامع، کامل و جاودانی تأکید داشتند و اعتقاد داشتند که دستورات و قواعد و احکام اسلامی اموری کهنهشدنی نیست، بلکه به دلیل انعطافپذیری نوع احکام اسلام و قابلیت تطابق با شرایط زمان و مکان بهترین و کاملترین قواعد و مقررات را دارد.
قطعاً قوانین و مقررات حکومتی اسلام که بسیار هم در این زمینه احکام وجود دارد، از این شرط مستثنی نیست. حضرت امام همواره بر این مسئله تأکید داشتند که با رعایت و اجرای قوانین و احکام اسلامی در سطح جامعه میتوان به اهداف حکومت مطلوب و کارآمد دست پیدا کرد:اسلام اگر آن طور که هست، موفق بشویم که احکام آن را اجرا بکنیم، برای همه شما سعادت ایجاد میشود، برای همه ملت سعادت ایجاد میشود. اسلام دین آزادی و استقلال است، اسلام دینی است که همه کس به حقوق خودش میرسد و مراعات همه حقوق را میکند.
شما بدانید که با اسلام میتوانید مستقل باشید و با اسلام میتوانید آزاد باشید. قرآن شما را آزاد قرار داده است و قرآن استقلال شما را بیمه کرده است.
5. حسن تدبیر و مدیریت
همچنین یکی از شرایط و شاخصهای مهم برای وصول به یک حکومت شایسته، تدبیر نیک و مدیریت صحیح و مطلوب است که گاه از آن تحت عنوان حسنالتدبیر، حسنالسیاسه و یا حسن مدیریت یاد شده است و امام خمینی نیز بر این اصل تأکید دارند. گاه نیز این خصلت را ذیل عقل یا علم مطرح ساختهاند. حسن تدبیر و مدیریت حاکمان و مسئولین در دولت زمینهساز ظهور، اصل مهمی برای گام برداشتن صحیح در راستای منویات و اهداف امام زمان(عج) است.
6. جلب اعتماد مردم
از نظر امام یکی از ابزارهای لازم برای رسیدن به حکومت مطلوب استفاده از حمایتهای مادی و معنوی مردمی است. به همین جهت یکی از اصول مهم در بحث حکومتداری اصل جلب اعتماد مردم نسبت به حکومت است. به ویژه در بعد اقتصادی، جلب اعتماد مردم جهت سرمایهگذاری در داخل کشور و به کار انداختن سرمایههای داخلی گام بزرگی در راه رسیدن به خودکفایی خواهد بود. ایشان در رابطه با جلب اعتماد و اطمینان مردم، خطاب به مسئولین دولتی میفرمایند:به مالکیت و سرمایههای مشروع با حدود اسلامی احترام گزارید و به ملت اطمینان دهید تا سرمایهها و فعالیتهای سازنده به کار افتد و دولت و کشور را به خودکفایی و صنایع سبک و سنگین برساند.
جلب اعتماد مردم به حکومت موجب تقویت حکومت و دولت و زمینه بیشتر اجرای صحیح و بیعیب و نقص احکام و قوانین اسلامی خواهد شد.
7. خدمتگزاری
یکی از اصول مهم در نظام سیاسی مطلوب حضرت امام اعتقاد به خدمتگزاری مسئولین نسبت به مردم است. واضح است که در حکومتی که مسئولین خود را خدمتگزار مردم بدانند قطعاً در جهت منافع و مصالح آنها قدم برخواهند داشت و این خود ضریب کارآمدی حکومت را به شدت افزایش میبخشد. حضرت امام در موارد بسیاری بر این اصل تأکید داشتند:ائمه و فقهای عادل موظفند که از نظام و تشکیلات حکومتی برای اجرای احکام الهی و برقراری نظام عادلانه اسلام و خدمت به مردم استفاده کنند.
در وصیتنامه نیز ایشان نسبت به ضرورت خدمت به ملت به ویژه مستضعفین تأکید فراوان دارند و از آنها به عنوان نور چشمان و ولینعمتان مسئولین یاد میکنند. ایشان همواره خود را خدمتگزار ملت میدانست و تأکید داشت که مردم نیز چنین دیدی نسبت به ایشان داشته باشند:به مجلس و دولت و دستاندرکاران توصیه مینمایم که قدر این ملت را بدانید؛ و در خدمتگزاری به آنان خصوصاً مستضعفان و محرومان و ستمدیدگان که نور چشمان ما و اولیای نعم همه هستند... فروگذار نکنید.
اگر به من بگویید خدمتگزار بهتر از این است که بگویید رهبر، رهبری مطرح نیست، خدمتگزاری مطرح است، اسلام ما را موظف کرده است که خدمت کنیم.
دولت در حکومت اسلامی در خدمت ملت است، باید خدمتگزار ملت باشد.
8. شورا، مشارکت و همکاری
امروزه مشارکت و همیاری در زمینههای گوناگون اجتماعی از ملاکهای توسعه و پیشرفت نظام به حساب میآید. هر اندازه مردم در تصمیمسازیها و به عهده گرفتن مسئولیتها سهم بیشتری داشته باشند، احساس تعلق بیشتری به حکومت دارند و چون حکومت در پی حل مسائل و معضلات همین مردم است آنها خود به مشکلات خود بیشتر واقف هستند و میتوانند راهکارهای بهتری ارائه نمایند.
حضرت امام نیز همواره بر مشارکت و همکاری مردم با حکومت تأکید داشتند:آگاهی مردم و مشارکت و نظارت و همگامی آنها با حکومت منتخب خودشان خود بزرگترین ضمانت حفظ امنیت در جامعه میباشد.
موافق میل مردم باشد، رای مردم و موافق حکم خدا، آن چیزی که موافق با اراده خداست موافق میل مردم هم هست مردم مسلمانند، الهی هستند.
نتیجه
از کلیت مباحث گذشته به این نتیجه میرسیم که از نظر حضرت امام براساس دلایل عقلی و نقلی متعدد، تشکیل حکومت در دوران غیبت حضرت ولیعصر(عج) ضرورت دارد. این حکومت به عنوان دولت زمینهساز ظهور باید تمام تلاش خود را برای تأمین سعادت بشر و هدایت او در مسیر صراط مستقیم داشته باشد. برای رسیدن به این هدف باید برای تعلیم و تزکیه و اصلاح افراد جامعه برنامهریزی بنماید و تمام همّ خود را برای اجرا و حاکمیت قوانین اسلام به کار بندد. همچنین در کنار این مسائل، برای تداوم این دولت لازم است در همان حدود شرعی آزادیهای افراد به رسمیت شناخته شده و تا حدودی امنیت و رفاه نسبی جامعه فراهم آید. چنین جامعه و دولتی برای دوام و بقاء خود نیازمند استقلال از سایر کشورها و رسیدن به خودکفایی در ابعاد مختلف است.
دولتی که در این فضا و در این زمان تشکیل میشود و به دنبال زمینهسازی ظهور حضرت ولیعصر(عج) میباشد برای رسیدن به اهداف متوسط و غایی خود باید به اصولی پایبند باشد که از جمله این اصول بحث مشروعیت الهی حکومت، رعایت مصلحت عمومی مسلمین، حسن تدبیر و مدیریت، نگاه خدمتگزارانه و وظیفه محور به مردم، جلب اعتماد آنها، استفاده از نظارت و کنترل همگانی، شورا و مشورت عمومی و قواعد و مقررات مناسب است.
اگر اهداف فوق با توجه به اصول مطرح شده توسط دولت و حکومت اسلامی در عصر غیبت در نظر گرفته شود گامهای اساسی و جدی در زمینهسازی و تأمین شرایط ظهور امام عصر(عج) برداشته خواهد شد و انشاء الله در این امر خیر و با برکت تعجیل خواهد شد.