دکترین جهانیسازی غرب و دکترین مهدویت اسلام
سیدمحمّد ادیب آلعلی
مرجع : کمیته علمی همایش بین المللی دکترین مهدویت
مقدمه
ميتوان به حقيقت ابراز داشت که امروزه دو جريان بسيار مهم، دغدغه اصلي محافل علمي و سياسي و ديني است. از يک سو پروسه يا پروژهای به نام جهانیشدن يا جهانیسازی، که عمدتاً از ناحيه جهان غرب و کشورهاي صنعتي با سابقه استعمار و کشورگشايي و تجاوز و غارت کشورهاي ضعيف و مستضعف؛ و از سوي ديگر پروسه يا پروژهای به نام دکترين ظهور منجي موعود که از طرف اديان با اشکال و عناوين گوناگون مطرح شده، و وظيفه آن تاسيس حکومتي عالمگير و جهانشمول بر پايه حق و عدالت و امنيت و رفاه مقرر گرديده است. از اين دکترين در مسيحيت به نام ظهور مجدد مسيح، و در اسلام با عنوان قيام حضرت مهدي(عج) ياد میشود.
اين نوشتار در مقام معرفي و تبيين اجمالي دکترين جهانیسازی و دکترين مهدويت و مقايسه آنها با يکديگر است. آيا نسبتي ميان اين دو برقرار است؟ آيا جهانیشدن يا جهانیسازی با موفقيت همراه است و جوابگوي نياز تمامي ملل و ایدهآل آنها میتواند باشد؟ يا اینکه به بروز مشکلات عديده براي جهانيان مخصوصاً ملتهای فقير يا در حال توسعه میانجامد؟ و نهايتاً دکترين مهدويت است که نجاتبخش مستضعفان جهان و اقامه کننده قسط و عدل و آسايش براي آنان است؟
1. جهانیشدن
جهانیشدن چيست؟ مولفهها و شاخصههای آن کدام است؟ چه هدفي را دنبال میکند؟ سود و زيان آن براي ملتها چه بوده و چه خواهد بود؟ آيا میتوان براي ايجاد جهاني عاري از ظلم و بيعدالتي و فقر بدان اميد داشت؟ و آيا میتوان آن را موفق دانست يا چشم به موفقيت آن در آينده دوخت؟
واقعيت آن است که بسياري پرسشها در مورد جهانیشدن هنوز جوابهای روشني ندارند اين امر شايد بدين دليل باشد که اين جريان هنوز فعليت کامل نيافته و مراحل اوليه خود را طي میکند.
به هر حال شروع در بحث ايجاب میکند که ابتدا تعريفي از جهانیشدن ارائه دهيم و مولفههای آن را بررسي نمائيم و با ارائه نظريات و رویکردهاي صاحبنظران، با آگاهي بيشتري به اين مسئله نگاه کرده تا با شناخت کافي از آن در مقام قضاوت در مورد موفقيت آن و مقايسه آن با دکترين مهدويت برآئيم.
تعريف جهانیشدن
ارائه تعريفي جامع و مانع از جهانیشدن کار آساني نيست؛ زيرا، زوايا و ابعاد دقيق اين پديده به دليل نو بودن و در مرحله «شدن» قرار داشتن کاملاً روشن نشده است. با اين وصف کوششهایي در جهت ارائه تعريفي از آن صورت گرفته است که به آنها اشاره میشود:
جهانیشدن يعني يکسان شدن و مشابه کردن دنيا از طريق توسعه وسايل ارتباط جمعي همچون ماهواره، رايانه و رسانهها، به ويژه از راه افزايش کانالهای تلويزيوني.
جهانیشدن پديدهای چند بعدي است به گونهای که اقتصاد، سياست، فرهنگ و... را در بر میگيرد و با تحقق آن مرزها از بين رفته و يا شکننده میشود، نقش دولتها و کشورها کمرنگ شده و به جاي قوانين داخلي، قوانيني بینالمللی و جهاني بر کشورها حاکم میگردد.
جهانیشدن فرآيندي اجتماعي است که در آن، قيد و بندهاي جغرافيايي، فرهنگي، مذهبي و... که بر روابط انساني سايه افکنده از بين میرود. در اين روند تغييرات عمدهای در عرصه سياست، فرهنگ، اجتماع، و به ويژه اقتصاد، رخ میدهد.
به نظر میرسد که تعريف جهانیشدن بر اساس نگاه و رویکرد ما به مسئله متفاوت میگردد. اگر ما جهانیشدن را يک پروسه بدانيم که به مدد پيشرفتهای فني و تکنولوژي ارتباطات، حاصل شده است و طي آن مرزهاي جغرافيايي و فرهنگي داخلي و تمدنهای بومي از بين میرود. يا رنگ میبازند، میتواند به معناي «روند نزديکي فرهنگي ملتها و يکسان شدن تدريجي روشها و ارزشها» باشد. اما اگر جهانیشدن را يک پروژه بدانيم که از پيش طراحي و اجرا شده است عبارت میشود از: «فعاليت غرب در جهت يکسانسازي ارزشها، رفتارها و روشهای زيستي و نظام کما بيش يکسان اقتصادي در جوامع که به مدد ابزارهاي فرهنگي، سياسي، اقتصادي و حتي نظامي، در صدد گسترش ارزشها و معيارهاي جامعة خود میباشد».
طبق اين تعريف جهانیشدن در واقع محصول جهانیسازی است. يعني در پشت اين جريان که فرآيندي طبيعي و عادي مینمايد طراحيهای بسيار دقيق و پيچيده قدرتمندان و سياستبازان غربي قرار دارد، و طبق يک نقشه از پيش ترسيم شده سعي در کنترل و استعمار ملتها به شکل نوين و مدرن دارند.
آنچه که نگرانيهای ملل جهان سوم و در حال توسعه در مورد جهانیسازی را افزايش میدهد وجود چنين سياستهای خطرناکي است که مليت، هويت و ارزشهای بومي و قومي را تهديد میکند.
مؤلفههای جهانیشدن
با ملاحظه تعاريف و رویکردهايي که به جهانیشدن معطوف شده است میتوان مؤلفههای جهانیشدن را چنين برشمرد:
سرعت انتقال اطلاعات
از مهمترین مولفههای جهانیسازی رشد سريع انتقال اطلاعات و گسترش مبادله آن است. سرعتگيري اطلاعات از يک سو به شکلگيري امپراطوريهای خبري و اطلاعاتي انجاميده و از سوي ديگر، با توجه به رشد تکنولوژي، جهانيان را نسبت به يکديگر نزديکتر کرده و مبادله اطلاعات را توسعه بخشيده است.
برداشته شدن مرزها
در جهان امروز انسانها فارغ از مرزهاي سنتي خبر رساني در هر منطقه جغرافيايي که باشند میتوانند به اطلاعات و اخبار زيادي دسترسي داشته باشند. با تضعيف مرزهاي نامرئي دولتها، مانند مرزهاي اطلاعرساني، مرزهاي مرئي و ملي و جغرافيايي نيز، که معمولاً با تکيه بر موانع فيزيکي مورد محافظت قرار میگيرند، نقش و کارآيي خود را از دست داده و شکسته میشوند. براي نمونه میتوان به شکلگيري اتحاد اروپا اشاره کرد که در کنار ديگر الگوهاي همکاري منطقهای و بینالمللی، نشانهای روشن از امحاء نقش مرزها است. همچنان که شکلگیری نيروي کار بینالمللی نيز نشانهای ديگر از سير نزولي اهميت مرزها میباشد.
تعامل گسترده و پيچيده
تا پيش از جهانیشدن روابط بشري به ارتباط دول و سياستمداران محدود بود اما امروزه طيف گستردهای از روابط پيچيده و چندجانبه ميان گروههای بینالمللی و فراملّي، زير گروههای علمي، اقتصادي، فرهنگي گرفته تا طرفداران صلح و دوستي و... به چشم میآيد. با جهانیشدن روابط دولتها با کمپانيهای چند مليتي، به چالش کشيده شدن دولتها از سوي شهروندان کشورهاي ثالث، همکاريهای چند جانبه ميان دولتها و گروههای غيردولتي (NGOها)، امري عادي و بلکه ضروري تلقي میشود.
ديدگاههای صاحبنظران در مورد جهانیشدن
محمد عابد الجابري معتقد است:
جهانیشدن مرحله ي «بسا استعمار» است. البته منظور از اين تعبير، گذر از مرحله استعمار نيست، بلکه به معناي استمرار آن در قالبي جديد است.
طيب تيزيني متفکر سوري آن را نوعي امپرياليسم در مرحله سقوط قطبهای متکّثر موجود در ابعاد اقتصادي و اجتماعي عصر اطلاعات و پس از آن میداند. دکتر محسن عبدالحميد نيز جهانیشدن را ابزار سلطه کشورهای شمال بر کشورهاي جنوب به ويژه کشورهاي اسلامي میداند که تمام اهتمام خويش را مصروف نبرد با اسلام، نه تنها به عنوان عقيده، بلکه به لحاظ اقتصاد و سياست و فرهنگ کرده است.
ساموئل هانتينگتون در مقالهای با عنوان «غرب: منفرد و نه جهاني» ميان مفهوم نوسازي (Modernization) و غربيشدن (westernization) تفاوت قايل شده و مینويسد:
نوسازي و رشد اقتصادي در جوامع غيرغربي، غربيسازي فرهنگي را پديد نميآورد، بلکه بر عکس به تمسّک فزونتر اين ملل به فرهنگهای اصيل میانجامد. از اين رو زمان آن فرارسيده که غرب از توهم جهانیشدن دست کشيده، و قدرت تمدن خود و انسجام و سرزندگي آن را در رويارويي با تمدنهای جهاني به کار بگيرد و توسعه دهد. اين امر، وحدت غرب به رهبري ايالات متحده امريکا و ترسيم مرزهاي جهان غرب در چهارچوب تجانس فرهنگي را میطلبد.
فرانسيس فوکوياما نيز در مقاله «پايان تاريخ» مینگارد:
آنچه ما شاهد آن هستيم، تنها پايان «جنگ سرد» يا عبور از يک مرحله ويژه تاريخي نيست، بلکه ما شاهد پايان تاريخي هستيم که نقطه عطف آن، تکامل ايدئولوژيک و جهان شمول دموکراسي ليبرال غربي به عنوان آخرين دولت بشري است.
سود و زيانهای جهانیشدن
به نظر برخي از صاحبنظران، جهانیشدن تنها به سود کشورهاي داراي اقتصاد قدرتمند است و عملاً موجب فقر بيشتر و به انزوا کشيده شدن و حاشيهنشيني کشورهاي ضعيف است.
اين عده مشکلات اقتصادي بسياري را در پي جهانیشدن براي کشورهاي توسعه نيافته پيش بيني میکنند که به برخي از آنها اشاره میشود:
جهانیشدن موجب کاهش اهميت مواد اوليه، که عمدتاً تنها ثروت کشورهاي در حال توسعه يا توسعه نيافته است، میگردد.
جهانیشدن سبب کاهش نقش نيروي انساني غيرمتخصص خواهد شد. اين امر نيز به ضرر کشورهاي فوق است زيرا نيروي کار معمولاً از اينگونه کشورها به بازار جهاني کار صادر میشود.
جهانیشدن باعث نميگردد کشورهاي در حال توسعه بر اساس مقررات بازار جهاني عمل کنند. اين امر سياستهای توسعه ملي کشورهاي جهان سوم را تا حد زيادي مختل ساخته و از اثربخشي ساقط خواهد کرد.
عدهای از نظريهپردازان به ابعاد ديگري از جهانیشدن توجه نموده و نگرانيهایي را ابراز داشتهاند:
جهانیشدن باعث حاکميت فرهنگ غربي میگردد و اين نگراني را پديد میآورد که استعمار نو در قالب جديد بروز نمايد.
جهانیشدن موجب نابودي فرهنگ بومي میگردد و احساسات ملي و محلي را از بين میبرد.
جهانیشدن به افزايش فاصله و نابرابري ميان ملتها میانجامد.
در مقابل، عدهای نظر مثبت به جهانیشدن داشته و در مجموع آن را براي کشورها و ملتها مفيد میدانند. پيآمدهاي مثبت جهانیشدن به عقيده آنان عبارتند از:
شکوفايي باز شدن اقتصادها و فرهنگ ملي و ايجاد توانايي حضور و رقابت در عرصههای داخلي و خارجي.
رشد منطقهگرايي در پي تهديد بازارهاي ملي کشورها.
ايجاد محيطي کاملاً رقابتي که میتواند استعدادهاي نهفته ملتها را شکوفا سازد.
رونق يافتن بسياري از شهرها و مناطق و واحدهاي محلي به عنوان مراکز اقتصادي جهاني.
افزايش بهرهوري.
بهبود شرايط زندگي براي عموم مردم.
انتقال تکنولوژي به کشورهاي در حال توسعه.
مباني فکري و فلسفي جهانیشدن
اگر به جهانیشدن با عنوان يک پروژه بنگريم و دکتريني بدانيم که در حال توسعه و اجرا است بايد پشتوانه فکري و فلسفي آن را هم مورد مداقّه قرار دهيم، زيرا عدم توجه به مباني فکري و فلسفي جهانیسازی درک آن را با مشکل توجه میسازد.
برخي از اين مباني را به طور اجمال بررسي مینمائيم:
الف) اومانيسم: انسانمداري
اومانيسم، نگرش فلسفي ويژهای است که انسان را محور توجه قرار داده او را مقدم بر هر چيز داشته اصالت را تنها به رشد و شکوفايي او میدهد. گرچه اين نگرش کم و بيش از بدو تاريخ بشر وجود داشته است، ولي در دوره رنسانس و به ويژه پس از آن، تاثير عميق و پرنفوذي در نظريههای فلسفي، ديني، اخلاقي، فرهنگي، سياسي و اقتصادي بر جاي گذاشته و منشأ تحولات مثبت و منفي فراواني گرديده است.
عمده تاکيد اومانيسم بر موارد زير است:
محوريت انسان و پايبندي به خواستها و علايق انساني در زندگي اجتماعي؛
بر شمردن عقل و اختيار به عنوان ابعاد بنيادين انسان و زندگي جمعي؛
ايمان به بنا نهادن اخلاق و جامعه بر مبناي خود مختاري انسان؛
تأکيد بر دموکراسي به عنوان بهترين تضمين کننده حقوق انسانها؛
ارزشگذاري بر تمام ايدئولوژيها و مکاتب دين، سياسي و اجتماعي مطرح شده؛
ب) ليبراليسم
اين واژه به معناي آزادي خواهي است و شامل همه روشها، نگرشها، سياستها و ايدئولوژيهایي است که هدف عمده آنها فراهم آوردن آزادي بيشتر براي انسان است.
ليبراليسم در آغاز شورشي بود در مقابل استبداد کليسايي، پس از آن رسالت اصلياش کوشش براي محدود کردن دولتها به وسيله قانون معرفي گرديده است.
ليبراليسم ضد وحدت، انحصار، اقتدار، نخبهگرايي، اشرافيت و واپسگرايي است. به علاوه، جوابگو بودن دولت، حداقلي بودن آن (محدوديت دخالت دولت)، بيطرفي ايدئولوژيک آن و باور به تکثّر در منابع معرفت ديني، از ديگر ويژگيها و مولفههای ليبراليسم است.
ج) سکولاريسم
اين واژه اصطلاحاً به مفهوم دنيويگرايي، جدا انگاري دين و دنيا و عرفيگرايي است. میتوان گفت: سکولاريسم گرايشي است که به طرفداري و ترويج حذف يا بياعتنايي و به حاشيه راندن نقش دين در حيات سياسي ـ اجتماعي انسان میانجامد. چنانکه فرايند دينزدايي يا قداست زدايي را عرفي شدن و دنيوي شدن و يا سکولاريزاسيون مینامند.
در سکولاريسم سخن از آن است که حکومت خدا جاي خود را به حکومت مردم میدهد؛ رشد علوم تجربي به نفي لزوم تدبير و حاکميت خدا میانجامد؛ قلمرو دين به رابطه بين انسان و خدا، يا به امري خصوصي محدود میشود؛ تمام شئون زندگي انساني و اجتماعي تنها به روش علمي و آزمون تجربي قابل تجزيه، تحليل و درک است؛ تجددگرايي در ستيز با همة آنچه که بوي سنت دارد، ميسر است؛ و در يک کلام، سکولاريسم معتقد به حذف دين و بينيازي آدمي از وحي و شريعت است. به اين سان نگرش سکولاريسمي به حذف نقش دين در تمامي حوزههای اجتماعي میانديشد.
دکترين جهاني مهدويت
در بخش نخست مقاله پروژه جهانیسازی غربيان به طور خلاصه مورد توجه قرار گرفت با نگاهي اجمالي به وضعيت فعلي جهان و مشکلاتي که بروز کرده است ملاحظه میکنيم که جهانیسازی پيآمدهاي منفي بسياري را با خود همراه داشته است: آلودگي محيطزيست، پناهندگي در سطح وسيع، تجارت مواد مخدر، تروريسم، فحشاء، ايدز و ديگر بيماريهای خطرناک، فقر، گرسنگي، بحران بدهيهای کشورهاي جهان سوم و مشکلات بسيار زياد ديگري که در جهان امروز رو به افزايش بوده و آينده را در مقابل چشمان بشريت و مستضعفان تيره و تار نموده است.
اما در اسلام حکومت جهاني امام مهدي(عج) پاسخي اميدوارکننده به نگراني بشر از آينده خود میدهد. اميد به زندگي در قالب «انتظار فرج» به زندگي مؤمنان معناي ديگري میبخشد، به گونهای که راه روشني در مقابل خود میبينند: جهاني که سرشار از پاکي و عدالت و امنيت و رفاه و آسايش است.
ويژگيهای حکومت جهاني مهدي(عج)
در دکترين جهاني و عالمگير حضرت مهدي(عج) از جهات گوناگوني توسعه و ترقّي در سطح بسيار بالا و وسيعي ايجاد میشود. در ذيل به برخي از آن موارد اشاره میشود:
الف) عدالت بينظير
شايد مهمترين ويژگي حکومت جهاني حضرت مهدي(عج) عدالت عالمگير و بينظير آن باشد. از پيامبر اکرم(ص) نقل شده است که فرمودند:
ابشّر بالمهدي(عج) يبعث في امتي علي اختلاف من الناس و زلازل، يملأ الارض قسطاً و عدلاً کما ملئت ظلماً و جوراً. يرضي عنه ساکن السماء و ساکن الارض، يقسّم المال صحاحاً.
فقال رجل: ما صحاحاً؟
قال(ص): بالسويه بين الناس و يملأ الله قلوب محمّدٍ(ص) غني و يسعهم عدله؛
بشارت میدهم شما را به مهدي(عج) که در دوران اختلاف و لرزشها (و مشکلات) قيام میکند و زمين را پس از اینکه از ظلم و جور پرشده باشد لبريز از عدل و داد خواهد نمود. به گونهای ساکنان آسمان و زمين از او راضي باشند. او اموال و ثروتها را به درستي تقسيم میکند.
در اين هنگام شخص پرسيد: چگونه؟
پيامبر فرمود: به طور مساوي بين مردم تقسيم میکند.
سپس فرمود: او دلهای پيروان محمد(ص) را پر از غني و بي نيازي میگرداند و عدالتش همه را فرا میگيرد...
نکته بسيار مهم در اين روايت جمله اخير آن است که میفرمايد:
مهدي(عج) دلها را پر از بينيازي میکند.
ارتقاي سطح فرهنگي و بيداري در ميان مردم که به وسيله راهنمايي و ارشادات آن حضرت صورت میگيرد باعث میشود که حرص مردم نسبت به دنيا کم و يا از بين رفته، و زمينه تعدّي و تجاوز نسبت به حقوق ديگران زايل گردد. و اين زير بناي اقامه عدل و قسط است. زيرا تا وقتي اصلاحات اعتقادي و فرهنگي و اخلاقي صورت نگيرد، و شهروندان آمادگي پذيرش و اقامه عدالت را نداشته باشند، اجراي عدالت ناممکن بوده و با شکست مواجه خواهد شد.
در روايت ديگري از امام صادق(ع) نقل گرديده که میفرمايند:اذا قام القائم حکم بالعدل و ارتفع في ايامه الجور و آمنت به السبل و اخرجت الارض برکاتها و رُدّ کل حق الي اهله... و حکم بين الناس بحکم داوود(ع) و حکم محمّد(ص)، فحينئذٍ تظهر الارض کنوزها و تيدئ برکاتها فلا يجد الرجل منکم يومئذٍ موضعاً لصدقته و لبرّه لشمول الغني جميع المؤمنين؛
هنگامي که قائم قيام نمايد حکومت را بر اساس عدالت قرار میدهد. ظلم و جور در دوران او برچيده میشود. راهها به برکت او ايمن میگردند و زمين برکات خود را نمايان میسازد، هر حقي به صاحب خود میرسد. او همانند حضرت داوود(ع) و حضرت محمّد(ص) داوري میکند. در اين هنگام زمين گنجهای خود را ظاهر میکند و برکات خود را نثار میکند، به گونهای که کسي نيازمندي را پيدا نمي کند که احسان و صدقهای به او دهد، زيرا همة مؤمنان مشمول غني و بينيازي هستند.
ب) توسعه علمي و فرهنگي و ديني
يکي از برکات حضور مهدي موعود(عج) و در ميان مردم تکامل عقول و خرد آنان است. امام باقر(ع) میفرمايند:
اذا قام قائمنا وضع الله يده علي رؤوس العباد فجمع بها عقولهم و کملت به احلامهم؛
هنگامي که حضرت قائم قيام نمايد خداوند دست نوازش (محبت و برکت خود) را بر سرهاي مردم میکشد و بدين ترتيب عقلهای آنها را متمرکز و خرد آنان را به کمال میرساند.
اين حديث گوشهای از اسرار موفقيت دکترين مهدويت را بيان میدارد، آنچه که سبب گسترش و موفقيت قيام جهان شمول حضرت مهدي میگردد بالا رفتن سطح علمي، فرهنگي و معنوي مردم به عنوان شهروندان چنين حاکميتي هستند. زيرا تا زماني که مردم ارتقاي فرهنگي نيابند بساط ظلم و تجاوز بر چيده نشده و عدل و داد گسترش نمي يابد.
همين طور در روايت ديگري از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمودهاند:
ان قائمنا اذا قام مدّ الله عزوجل لشيعتنا في اسماعهم و ابصارهم حتي لايکون بينهم و بين القائم بريد، يکلمهم فيسمعون و ينظرون اليه و هو في مکانه؛
در زمان قيام حضرت قائم خداي عزوجل آن چنان برکتي در چشم و گوش شيعيان قرار میدهد که نيازي به فرستاده و پستچي نمي باشد. ايشان بدون واسطه او را میبيند و کلام او را میشنوند. با اين که آن حضرت در مکان خود قرار دارد (از راه دور) به او مینگرند.
نيز در مورد توسعه علمي زمان آن حضرت از امام صادق(ع) روايت شده است که فرمودند:العلم سبعه و عشرون حرفاً، مُجميع ما جائت به الرسل حرفان، فلم يعرف الناس حتي اليوم غير حرفين، فاذا قام القائم(عج) أخرج الخمسه و العشرين حرفاً فبثّها في الناس، و ضمّ اليها الحرفين، حتي يبثّها سبعه و عشرين حرفاً؛
علم و دانش بيست و هفت حرف (بخش) است و مجموعه آن چه پيامبران تاکنون آورده اند دو حرف است و مردم تا آن روز (ظهور حضرت مهدي(عج)) بيش از دو حرف را نمي دانند. اما چون قائم قيام کند بيست و پنج حرف بقيه را استخراج کرده و در ميان مردم منتشر میسازد و بدين سان مجموع بيست و هفت حرف دانش را نشر میدهد.
و روايات ديگري که در اين مورد وجود دارد.
ج) توسعه اقتصادي و معيشتي
يکي از ويژگيهای دولت مهدي(عج) آبادي تمامي زمين در زمان او است، به گونهای که هيچ نقطهای محروم و ناآباد نخواهد بود.
امام باقر(ع) در ضمن حديث طويلي درباره دولت مهدي(عج) میفرمايد: ... و تظهر له الکنوز و لايبقي في الارض خراب الايعمّره؛
گنجها بر او ظاهر میشوند و هيچ نقطه خراب و محرومي از زمين باقي نمي ماند مگر اینکه آن را آباد میسازد.
همين طور امام باقر(ع) در حديثي طولاني در مورد دولت با کرامت حضرت مهدي(عج) میفرمايند:... وليتنعم الناس في حياته نعمه لم يتنعموا مثلها قطّ ...
مردم در زمان حيات حضرت مهدي به گونهای که هرگز سابقه نداشته، متنعّم میگردند.
از پيامبر اکرم(ص) نيز جملات بسيار اميدوارکنندهای در وصف مهدي(عج) و دولت او روايت گرديده است:... يفرع به اهل السماء و اهل الارض و الطير و الوحوش و الحيان في البحر و تزيد المياه في دولته و تمدّ الانهار و تضّعف الارض اکلها و تستخرج الکنوز؛
اهل آسمان و زمين و حتي جانوران و مرغ هوا و ماهي دريا به وجود او شادمانند. آبها در زمان او فراوان و نهرها جارياند. زمين چند برابر ثمر میدهد و گنجها در اختيار او قرار میگيرند.
د) توسعه اخلاقي، اجتماعي و امنيتي
امام صادق(ع) در مورد زمان حکومت جهاني حضرت مهدي(عج) میفرمايند: ... ولو قد قام قائمنا لانزلت السماء قطرها و لاخرجت الارض نباتها، ولذهبت الشمناء من قلوب العباد، و اصطلحت السباع و البهائم، حتي تمشي المرئه بين العراق الي الشام لاتضع قدميها الاعلي البنات، و علي رأسها زينتها، لايهيحها سبع و لاتخافه...
زماني که قائم ما قيام نمايد آسمان چنان که بايد باران ببارد و زميني گياه بروياند، (مودت و دوستي بين مردم برقرار میگيرد) و کنيهها و دشمنيها از سينههای بندگان و خارج میشود. حتي حيوانات با يکديگر از سر آشتي و صلح در میآيند. (برکت و امنيت چنان عالمگير میشود که) زني با زيورهاي خويش از عراف به شام برود جزبر زمين سبزه زار قدم نگذارد و هيچ درندهای او را نترساند...
همين طور در روايتي آمده است:قيل لابي جعفر: اصحابنا بالکوفه جماعة کثيره، فلو امرتهم لاطاعوک و اتبعوک. فقال(ع): يجييء احدهم الي کيس اخيه فياخذ منه حاجته؟ فقال: لا. قال(ع): فهم بدمائهم أبخل، ثم قال: ان الناس في هدنه تناکحهم و توارثهم وتقيم عليهم الحدود و تؤدي اماناتهم، حتي اذا قام القائم(عج) جائت المزايله و ياتي الرجل الي کيس اخيه فياخذ حاجته لايمنعه؛
به امام باقر(ع) گزارش داده شد: اصحاب ما در کوفه بسيار زيادند اگر شما امر فرماييد اطاعت و تبعيت میکنند. (و آمادگي قيام در رکاب شما را دارند) امام فرمودند: (آيا رابطه بين آنها اينگونه هست) که هرگاه يکي از آنها حاجتي داشته باشد. از جيب برادر (مؤمن) خود بردارد؟ عرض کرد: خير. امام فرمودند: پس ايشان نسبت به خونهایشان بخيلترند. (چگونه میخواهند جان خود را فداي يکديگر نمايند) سپس افزودند: مردم در اين زمان آزادند ازدواج و ارثشان بر اين اساس باشد، چنانچه بايد امانات را ادا کنند و حدود بر آنها جاري میشود؛ اما زماني که قائم قيام نمايد اين قانون برداشته میشود (و واجب است که همديگر را ياري و کمک رسانند و مشکلات يکديگر را حل کنند به گونهای که) شخص نيازمند از جيب برادرش بدون هيچ مانعي حاجت خود را برميدارد.
امام صادق(ع) نيز در مورد امنيت در زمان مهدي(عج) میفرمايند:
اذا اقام القائم حاکم بالعدل و ... و آمنيت به السبل؛
هنگامي که قائم قيام کند حکومت را بر اساس عدالت قرار میدهد... و جادهها در پرتو وجودش امنيت میيابند.
سنجش ميان دو دکترين
طي دو بخش مقاله به طور اجمال با جهانیشدن يا دکترين جهانیسازی و برنامهای که غرب براي يکسانسازي ارزشها و الگوها ارائه میکند، و نيز دکترين مهدويت و برنامهای که خداوند متعال براي اقامه عدل و قسط در عالم دارد، آشنا شديم. اکنون هنگام آن است که نگاهي به عملکرد پروژه جهانیسازی داشته باشيم و مقدار موفقيت آن را بسنجيم.
بيگمان منظور غرب از جهانیسازی سلطه هر چه بيشتر بر کره خاکي و ملل مستعضف بوده است تا فرهنگ، قدرت، ثروت و بازار آنان را در دست داشته و تحت کنترل درآورد، و اگر هدف غرب را از جهانیسازی اقامه عدل و گسترش علم دانش و فرهنگ سالم و اصيل و انتشار ثروت و تکنولوژي در ميان ساير ملل بدانيم، بسيار سادهانگاري و خوشبيني نشان دادهایم. اما آيا در همان اهداف مورد نظر خويش موفق بوده است.
با نگاهي اجمالي میتوانيم پاسخ منفي به پرسش فوق بدهيم. زيرا در سالهای اخير بيداري ملل و جوامع در برابر استعمار نوين غرب بسيار چشمگير بوده است. و به نظر میرسد روزگار استعمار و استحمار و استبداد گذشته باشد، و سلاحهای علمي و نظامي و اقتصادي که بر عليه مستضعفان جهان ساخته و به کار گرفته شدهاند، سينه صاحبان خود را نشانه رفتهاند، و صداي شکستن استخوانهای کاپيتاليسم غرب به گوش میرسد؛ و همانطور که کمونيسم شرق به موزهها سپرده شد هنگام بايگاني کردن پرونده امپرياليسم غرب فرا رسيده است.
ديگر تحمل ملتهای زجر کشيده، فقير و بيمار، به سر رسيده و آنان راه رهايي را در فرياد و شکستن زنجيرهاي اسارت و وابستگي فکري و نظامي و اقتصادي و سياسي میبينند. کارنامه سياه استعمار غرب براي همگان آفتابي ديده و ادعاهاي دروغين نجات و سرابهای کاذب رسيدن به آزادي و ثروت و دانش بر ملاء شده و فريبندگي ندارد.
در عين حال توجه ملتهای مستضعف به معارف الهي و نجاتبخشي اديان و رهانندگي تعاليم آسماني هر روز بيشتر گرديده، و متوجه شدهاند که نجاتشان صرفاً در دست خداوند متعال و به برکت ظهور منجي عالم بشريت ممکن و مقدور است. اين آموزه در مسيحيت به نام ظهور مجدد مسيح شهرت بسياري يافته است، و هر چند خالي از آسيبها و راهزنيها نيست، اما نشاندهنده عمق نفوذ معنويت و ايمان در امت حضرت عيسي(ع) است.
چنانکه در ميان يهوديان نيز جنب و جوش زيادي ايجاد شده و بيصبرانه منتظر ماشيح شيخ موعود خود هستند و براي يوم ظهور روزشماري میکنند. در اين ميان بيداري خاصي در بين امت اسلام پديد آمده است و ايشان ظهور منجي موعود حضرت مهدي(عج) را بسيار نزديک میبينند و صبح ظهور وعده جهاني را قريب میدانند، و خود را آماده ايثار و جانفشاني در رکابش میکنند. همان کسي که پيامبر بشارت ظهورش را داد و فرمود حتي اگر يک روز از عمر دنيا باقي باشد خداوند آنقدر آن روز را طولاني خواهد کرد تا فرزندم مهدي بيايد و زمين را به يمن مقدمش پر از عدل و قسط و آبادي و آباداني نمايد.
به هر حال به نظر میرسد جهان آبستن حوادث عظيمي است و هنگام تحقق وعده الهي نزديک است.
راز موفقيت دکترين مهدويت
حال اين سوال بايد پاسخ داده شود که چرا جهانیسازی غربي با شکست مواجهه میشود ولي دکترين مهدويت با موفقيت همراه است؟
چگونه است که تلاش مثبت و منفي قدرتها نتيجه نمي دهد اما قيام جهاني مهدي به ثمر مینشيند و بر اقامه عدل و قسط و آسايش و رفاه موفق میگردد؟
با توجه به مباحث مطرح شده در بخش دوم مقاله میتوان تا اندازهای راز موفقيت دکترين مهدويت را دريافت. بر اساس رواياتي که در مورد حضرت مهدي(عج) و دولت کريمه آن حضرت به ما رسيده است موفقيت او در اقامه عالمگير قسط عدل و برپايي نظامي که رضايت خداوند و کارگزارانش و عموم شهروندان را به دنبال دارد، به جهت ارتقاي فرهنگي و علمي و اخلاقي است که در پرتو حضور امام و بينش و دانشي که به مردم میدهد، حاصل میگردد.
بيگمان اگر زمينههای برپايي جامعهای عادلانه و مقسطانه در ميان مردم و شهروندان نباشد هيچ دولتي بر اقامه قسط موفق نخواهد بود. اما نتيجهبخشي قيام حضرت مهدي(عج) دقيقاً به اين دليل است که مردم خود خواهان برپايي چنين جامعهای هستند و براي تحقق آن تلاش میکنند. چرا که بينش و فهم لازم را دريافت کردهاند. همان طور که در روايات آمده است با ظهور آن حضرت عقول و خردها کامل و متمرکز میگردند. و حرص و طمع و آز نسبت به مطامع قليل دنيوي از قلوب مردم خارج میشود. و حقيقت دنيا و پستي آن و حقيقت آخرت و اصالت آن براي مردم روشن میگردد. به برکت چنين ارتقاي فهم و بينش و دانش و معنويتي که حاصل میشود و راهنمائيهایي که آن حضرت ارائه میدهد اخلاق نيک در جوامع فراگير میشود و سيرت زيبا و فطرت پاک مردم خود را نشان میدهد و همين امر زمينه پديد آمدن برکات ديگر را فراهم میسازد.
آيا تاکنون از خود پرسيدهایم اين همه برکاتي که از زمين و آسمان در زمان ظهور براي مردم آشکار میشود و اين همه نعمتي که نثار آنان میشود چرا قبل از زمان ظهور پديد نمي آيد؟
پاسخ بسيار روشن است: سبزي زمين و خرمي آسمان و زمين در زمان ظهور امام مهدي(عج) به خاطر سبزي روح و جان مردم است و اگر آسمان میبارد و گياهان ثمر میدهند و زمين گنجهای خود را نثار میکند به خاطر چنين مردم پاکي است که روي زمين و زير آسمان زندگي سالم و پاکي را میگذرانند. اين وعدهای است که خداوند در هر اعصار و امصار داشته است که اگر مردم ايمان تقوي داشته باشند برکات آسمان و زمين را بر آنان میگشائيم.
و اين تجربه را همه داشتهایم که در طول تاريخ مردم مؤمن، پاک و با تقوا سبب برکت ولي نعمت بوده اند. بنابراين در جامعهای که عموم مردمش مومن و پاک و پرهيزگارند قاعدتاً بايد برکات ارضي و سمائي آنان را در بر گيرد و آسمان و زمين خيرات مبرات خود را نثار آن جامعه نمايند.
برآيند چنان دانش و فهم و بينشي که از طرف امام مهدي(عج) به مردم اعطاء میگردد و اين پاکي و طهارت و خرمي که در قلوب مردم حاصل میشود سبزي و طراوت زمين و زمان و برپايي عدل و قسط و آرامش و امنيت و نشاط، و در يک کلمه «دکترين مهدويت» خواهد بود.
منابع
1. قرآن مجيد.
2. زهرا پيشگاهي فرد، نگرش ژئوپليتيکي بر پديده جهانیشدن، تئوري نظامهای فضا ـ منطقهای، تهران، دوره عالي جنگ، 1380.
3. مجموعه مقالات جهانشمولي اسلام و جهانیسازی، مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي، تهران، 1382 ش، جلد سوم.
4. مجموعه مقالات گفتمان مهدويت، گفتمان پنجم، دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه، قم، 1385 ش.
5. کامسا آصفي، جهانیشدن، منطقهگرايي و تأثيرات آن بر کشورهاي در حال توسعه، ترجمه اسماعيل مدراني گيوي، اطلاعات سياسي ـ اقتصادي، ش 147 ـ 148.
6. اندروهی وود، درآمدي بر ايدئولوژيهای سياسي، ترجمه محمد رفيعي مهرآبادي، دفتر مطالعات سياسي و بینالمللی، تهران، 1379ش.
7. آندرو وين سنت، ايدئولوژيهای سياسي مدرن، ترجمه مرتضي ثاقبفر، ققنوس، تهران، 1378 ش.
8. علی رباني گلپايگاني، ريشهها و نشانههای سکولاريسم، کانون انديشه جوان، تهران، 1379 ش.
9. عبدالکریم سروش، معنا و مبناي سکولاريسم، مجله کيان، ش 26.
10. علیبن عیسی الاربلي، کشف الغمه في معرفه الأئمه، به اهتمام سيداحمد حسيني، منشورات الشريف الرضي، قم، 1379ش.
11. محمّد المفيد، الارشاد، ترجمه محمّدباقر ساعدي خراساني، انتشارات اسلاميه، تهران، 1380 ش.
12. محمّدبن یعقوب الکليني، الکافي، دارالکتب الاسلاميه، تهران، 1388 ق.
13. لطفالله الصافي، منتخب الاثر في الامام الثاني عشر، مکتب المؤلف، المطبعه الاولي (3 مجلدات)، قم، 1422 ق.
ميتوان به حقيقت ابراز داشت که امروزه دو جريان بسيار مهم، دغدغه اصلي محافل علمي و سياسي و ديني است. از يک سو پروسه يا پروژهای به نام جهانیشدن يا جهانیسازی، که عمدتاً از ناحيه جهان غرب و کشورهاي صنعتي با سابقه استعمار و کشورگشايي و تجاوز و غارت کشورهاي ضعيف و مستضعف؛ و از سوي ديگر پروسه يا پروژهای به نام دکترين ظهور منجي موعود که از طرف اديان با اشکال و عناوين گوناگون مطرح شده، و وظيفه آن تاسيس حکومتي عالمگير و جهانشمول بر پايه حق و عدالت و امنيت و رفاه مقرر گرديده است. از اين دکترين در مسيحيت به نام ظهور مجدد مسيح، و در اسلام با عنوان قيام حضرت مهدي(عج) ياد میشود.
اين نوشتار در مقام معرفي و تبيين اجمالي دکترين جهانیسازی و دکترين مهدويت و مقايسه آنها با يکديگر است. آيا نسبتي ميان اين دو برقرار است؟ آيا جهانیشدن يا جهانیسازی با موفقيت همراه است و جوابگوي نياز تمامي ملل و ایدهآل آنها میتواند باشد؟ يا اینکه به بروز مشکلات عديده براي جهانيان مخصوصاً ملتهای فقير يا در حال توسعه میانجامد؟ و نهايتاً دکترين مهدويت است که نجاتبخش مستضعفان جهان و اقامه کننده قسط و عدل و آسايش براي آنان است؟
1. جهانیشدن
جهانیشدن چيست؟ مولفهها و شاخصههای آن کدام است؟ چه هدفي را دنبال میکند؟ سود و زيان آن براي ملتها چه بوده و چه خواهد بود؟ آيا میتوان براي ايجاد جهاني عاري از ظلم و بيعدالتي و فقر بدان اميد داشت؟ و آيا میتوان آن را موفق دانست يا چشم به موفقيت آن در آينده دوخت؟
واقعيت آن است که بسياري پرسشها در مورد جهانیشدن هنوز جوابهای روشني ندارند اين امر شايد بدين دليل باشد که اين جريان هنوز فعليت کامل نيافته و مراحل اوليه خود را طي میکند.
به هر حال شروع در بحث ايجاب میکند که ابتدا تعريفي از جهانیشدن ارائه دهيم و مولفههای آن را بررسي نمائيم و با ارائه نظريات و رویکردهاي صاحبنظران، با آگاهي بيشتري به اين مسئله نگاه کرده تا با شناخت کافي از آن در مقام قضاوت در مورد موفقيت آن و مقايسه آن با دکترين مهدويت برآئيم.
تعريف جهانیشدن
ارائه تعريفي جامع و مانع از جهانیشدن کار آساني نيست؛ زيرا، زوايا و ابعاد دقيق اين پديده به دليل نو بودن و در مرحله «شدن» قرار داشتن کاملاً روشن نشده است. با اين وصف کوششهایي در جهت ارائه تعريفي از آن صورت گرفته است که به آنها اشاره میشود:
جهانیشدن يعني يکسان شدن و مشابه کردن دنيا از طريق توسعه وسايل ارتباط جمعي همچون ماهواره، رايانه و رسانهها، به ويژه از راه افزايش کانالهای تلويزيوني.
جهانیشدن پديدهای چند بعدي است به گونهای که اقتصاد، سياست، فرهنگ و... را در بر میگيرد و با تحقق آن مرزها از بين رفته و يا شکننده میشود، نقش دولتها و کشورها کمرنگ شده و به جاي قوانين داخلي، قوانيني بینالمللی و جهاني بر کشورها حاکم میگردد.
جهانیشدن فرآيندي اجتماعي است که در آن، قيد و بندهاي جغرافيايي، فرهنگي، مذهبي و... که بر روابط انساني سايه افکنده از بين میرود. در اين روند تغييرات عمدهای در عرصه سياست، فرهنگ، اجتماع، و به ويژه اقتصاد، رخ میدهد.
به نظر میرسد که تعريف جهانیشدن بر اساس نگاه و رویکرد ما به مسئله متفاوت میگردد. اگر ما جهانیشدن را يک پروسه بدانيم که به مدد پيشرفتهای فني و تکنولوژي ارتباطات، حاصل شده است و طي آن مرزهاي جغرافيايي و فرهنگي داخلي و تمدنهای بومي از بين میرود. يا رنگ میبازند، میتواند به معناي «روند نزديکي فرهنگي ملتها و يکسان شدن تدريجي روشها و ارزشها» باشد. اما اگر جهانیشدن را يک پروژه بدانيم که از پيش طراحي و اجرا شده است عبارت میشود از: «فعاليت غرب در جهت يکسانسازي ارزشها، رفتارها و روشهای زيستي و نظام کما بيش يکسان اقتصادي در جوامع که به مدد ابزارهاي فرهنگي، سياسي، اقتصادي و حتي نظامي، در صدد گسترش ارزشها و معيارهاي جامعة خود میباشد».
طبق اين تعريف جهانیشدن در واقع محصول جهانیسازی است. يعني در پشت اين جريان که فرآيندي طبيعي و عادي مینمايد طراحيهای بسيار دقيق و پيچيده قدرتمندان و سياستبازان غربي قرار دارد، و طبق يک نقشه از پيش ترسيم شده سعي در کنترل و استعمار ملتها به شکل نوين و مدرن دارند.
آنچه که نگرانيهای ملل جهان سوم و در حال توسعه در مورد جهانیسازی را افزايش میدهد وجود چنين سياستهای خطرناکي است که مليت، هويت و ارزشهای بومي و قومي را تهديد میکند.
مؤلفههای جهانیشدن
با ملاحظه تعاريف و رویکردهايي که به جهانیشدن معطوف شده است میتوان مؤلفههای جهانیشدن را چنين برشمرد:
سرعت انتقال اطلاعات
از مهمترین مولفههای جهانیسازی رشد سريع انتقال اطلاعات و گسترش مبادله آن است. سرعتگيري اطلاعات از يک سو به شکلگيري امپراطوريهای خبري و اطلاعاتي انجاميده و از سوي ديگر، با توجه به رشد تکنولوژي، جهانيان را نسبت به يکديگر نزديکتر کرده و مبادله اطلاعات را توسعه بخشيده است.
برداشته شدن مرزها
در جهان امروز انسانها فارغ از مرزهاي سنتي خبر رساني در هر منطقه جغرافيايي که باشند میتوانند به اطلاعات و اخبار زيادي دسترسي داشته باشند. با تضعيف مرزهاي نامرئي دولتها، مانند مرزهاي اطلاعرساني، مرزهاي مرئي و ملي و جغرافيايي نيز، که معمولاً با تکيه بر موانع فيزيکي مورد محافظت قرار میگيرند، نقش و کارآيي خود را از دست داده و شکسته میشوند. براي نمونه میتوان به شکلگيري اتحاد اروپا اشاره کرد که در کنار ديگر الگوهاي همکاري منطقهای و بینالمللی، نشانهای روشن از امحاء نقش مرزها است. همچنان که شکلگیری نيروي کار بینالمللی نيز نشانهای ديگر از سير نزولي اهميت مرزها میباشد.
تعامل گسترده و پيچيده
تا پيش از جهانیشدن روابط بشري به ارتباط دول و سياستمداران محدود بود اما امروزه طيف گستردهای از روابط پيچيده و چندجانبه ميان گروههای بینالمللی و فراملّي، زير گروههای علمي، اقتصادي، فرهنگي گرفته تا طرفداران صلح و دوستي و... به چشم میآيد. با جهانیشدن روابط دولتها با کمپانيهای چند مليتي، به چالش کشيده شدن دولتها از سوي شهروندان کشورهاي ثالث، همکاريهای چند جانبه ميان دولتها و گروههای غيردولتي (NGOها)، امري عادي و بلکه ضروري تلقي میشود.
ديدگاههای صاحبنظران در مورد جهانیشدن
محمد عابد الجابري معتقد است:
جهانیشدن مرحله ي «بسا استعمار» است. البته منظور از اين تعبير، گذر از مرحله استعمار نيست، بلکه به معناي استمرار آن در قالبي جديد است.
طيب تيزيني متفکر سوري آن را نوعي امپرياليسم در مرحله سقوط قطبهای متکّثر موجود در ابعاد اقتصادي و اجتماعي عصر اطلاعات و پس از آن میداند. دکتر محسن عبدالحميد نيز جهانیشدن را ابزار سلطه کشورهای شمال بر کشورهاي جنوب به ويژه کشورهاي اسلامي میداند که تمام اهتمام خويش را مصروف نبرد با اسلام، نه تنها به عنوان عقيده، بلکه به لحاظ اقتصاد و سياست و فرهنگ کرده است.
ساموئل هانتينگتون در مقالهای با عنوان «غرب: منفرد و نه جهاني» ميان مفهوم نوسازي (Modernization) و غربيشدن (westernization) تفاوت قايل شده و مینويسد:
نوسازي و رشد اقتصادي در جوامع غيرغربي، غربيسازي فرهنگي را پديد نميآورد، بلکه بر عکس به تمسّک فزونتر اين ملل به فرهنگهای اصيل میانجامد. از اين رو زمان آن فرارسيده که غرب از توهم جهانیشدن دست کشيده، و قدرت تمدن خود و انسجام و سرزندگي آن را در رويارويي با تمدنهای جهاني به کار بگيرد و توسعه دهد. اين امر، وحدت غرب به رهبري ايالات متحده امريکا و ترسيم مرزهاي جهان غرب در چهارچوب تجانس فرهنگي را میطلبد.
فرانسيس فوکوياما نيز در مقاله «پايان تاريخ» مینگارد:
آنچه ما شاهد آن هستيم، تنها پايان «جنگ سرد» يا عبور از يک مرحله ويژه تاريخي نيست، بلکه ما شاهد پايان تاريخي هستيم که نقطه عطف آن، تکامل ايدئولوژيک و جهان شمول دموکراسي ليبرال غربي به عنوان آخرين دولت بشري است.
سود و زيانهای جهانیشدن
به نظر برخي از صاحبنظران، جهانیشدن تنها به سود کشورهاي داراي اقتصاد قدرتمند است و عملاً موجب فقر بيشتر و به انزوا کشيده شدن و حاشيهنشيني کشورهاي ضعيف است.
اين عده مشکلات اقتصادي بسياري را در پي جهانیشدن براي کشورهاي توسعه نيافته پيش بيني میکنند که به برخي از آنها اشاره میشود:
جهانیشدن موجب کاهش اهميت مواد اوليه، که عمدتاً تنها ثروت کشورهاي در حال توسعه يا توسعه نيافته است، میگردد.
جهانیشدن سبب کاهش نقش نيروي انساني غيرمتخصص خواهد شد. اين امر نيز به ضرر کشورهاي فوق است زيرا نيروي کار معمولاً از اينگونه کشورها به بازار جهاني کار صادر میشود.
جهانیشدن باعث نميگردد کشورهاي در حال توسعه بر اساس مقررات بازار جهاني عمل کنند. اين امر سياستهای توسعه ملي کشورهاي جهان سوم را تا حد زيادي مختل ساخته و از اثربخشي ساقط خواهد کرد.
عدهای از نظريهپردازان به ابعاد ديگري از جهانیشدن توجه نموده و نگرانيهایي را ابراز داشتهاند:
جهانیشدن باعث حاکميت فرهنگ غربي میگردد و اين نگراني را پديد میآورد که استعمار نو در قالب جديد بروز نمايد.
جهانیشدن موجب نابودي فرهنگ بومي میگردد و احساسات ملي و محلي را از بين میبرد.
جهانیشدن به افزايش فاصله و نابرابري ميان ملتها میانجامد.
در مقابل، عدهای نظر مثبت به جهانیشدن داشته و در مجموع آن را براي کشورها و ملتها مفيد میدانند. پيآمدهاي مثبت جهانیشدن به عقيده آنان عبارتند از:
شکوفايي باز شدن اقتصادها و فرهنگ ملي و ايجاد توانايي حضور و رقابت در عرصههای داخلي و خارجي.
رشد منطقهگرايي در پي تهديد بازارهاي ملي کشورها.
ايجاد محيطي کاملاً رقابتي که میتواند استعدادهاي نهفته ملتها را شکوفا سازد.
رونق يافتن بسياري از شهرها و مناطق و واحدهاي محلي به عنوان مراکز اقتصادي جهاني.
افزايش بهرهوري.
بهبود شرايط زندگي براي عموم مردم.
انتقال تکنولوژي به کشورهاي در حال توسعه.
مباني فکري و فلسفي جهانیشدن
اگر به جهانیشدن با عنوان يک پروژه بنگريم و دکتريني بدانيم که در حال توسعه و اجرا است بايد پشتوانه فکري و فلسفي آن را هم مورد مداقّه قرار دهيم، زيرا عدم توجه به مباني فکري و فلسفي جهانیسازی درک آن را با مشکل توجه میسازد.
برخي از اين مباني را به طور اجمال بررسي مینمائيم:
الف) اومانيسم: انسانمداري
اومانيسم، نگرش فلسفي ويژهای است که انسان را محور توجه قرار داده او را مقدم بر هر چيز داشته اصالت را تنها به رشد و شکوفايي او میدهد. گرچه اين نگرش کم و بيش از بدو تاريخ بشر وجود داشته است، ولي در دوره رنسانس و به ويژه پس از آن، تاثير عميق و پرنفوذي در نظريههای فلسفي، ديني، اخلاقي، فرهنگي، سياسي و اقتصادي بر جاي گذاشته و منشأ تحولات مثبت و منفي فراواني گرديده است.
عمده تاکيد اومانيسم بر موارد زير است:
محوريت انسان و پايبندي به خواستها و علايق انساني در زندگي اجتماعي؛
بر شمردن عقل و اختيار به عنوان ابعاد بنيادين انسان و زندگي جمعي؛
ايمان به بنا نهادن اخلاق و جامعه بر مبناي خود مختاري انسان؛
تأکيد بر دموکراسي به عنوان بهترين تضمين کننده حقوق انسانها؛
ارزشگذاري بر تمام ايدئولوژيها و مکاتب دين، سياسي و اجتماعي مطرح شده؛
ب) ليبراليسم
اين واژه به معناي آزادي خواهي است و شامل همه روشها، نگرشها، سياستها و ايدئولوژيهایي است که هدف عمده آنها فراهم آوردن آزادي بيشتر براي انسان است.
ليبراليسم در آغاز شورشي بود در مقابل استبداد کليسايي، پس از آن رسالت اصلياش کوشش براي محدود کردن دولتها به وسيله قانون معرفي گرديده است.
ليبراليسم ضد وحدت، انحصار، اقتدار، نخبهگرايي، اشرافيت و واپسگرايي است. به علاوه، جوابگو بودن دولت، حداقلي بودن آن (محدوديت دخالت دولت)، بيطرفي ايدئولوژيک آن و باور به تکثّر در منابع معرفت ديني، از ديگر ويژگيها و مولفههای ليبراليسم است.
ج) سکولاريسم
اين واژه اصطلاحاً به مفهوم دنيويگرايي، جدا انگاري دين و دنيا و عرفيگرايي است. میتوان گفت: سکولاريسم گرايشي است که به طرفداري و ترويج حذف يا بياعتنايي و به حاشيه راندن نقش دين در حيات سياسي ـ اجتماعي انسان میانجامد. چنانکه فرايند دينزدايي يا قداست زدايي را عرفي شدن و دنيوي شدن و يا سکولاريزاسيون مینامند.
در سکولاريسم سخن از آن است که حکومت خدا جاي خود را به حکومت مردم میدهد؛ رشد علوم تجربي به نفي لزوم تدبير و حاکميت خدا میانجامد؛ قلمرو دين به رابطه بين انسان و خدا، يا به امري خصوصي محدود میشود؛ تمام شئون زندگي انساني و اجتماعي تنها به روش علمي و آزمون تجربي قابل تجزيه، تحليل و درک است؛ تجددگرايي در ستيز با همة آنچه که بوي سنت دارد، ميسر است؛ و در يک کلام، سکولاريسم معتقد به حذف دين و بينيازي آدمي از وحي و شريعت است. به اين سان نگرش سکولاريسمي به حذف نقش دين در تمامي حوزههای اجتماعي میانديشد.
دکترين جهاني مهدويت
در بخش نخست مقاله پروژه جهانیسازی غربيان به طور خلاصه مورد توجه قرار گرفت با نگاهي اجمالي به وضعيت فعلي جهان و مشکلاتي که بروز کرده است ملاحظه میکنيم که جهانیسازی پيآمدهاي منفي بسياري را با خود همراه داشته است: آلودگي محيطزيست، پناهندگي در سطح وسيع، تجارت مواد مخدر، تروريسم، فحشاء، ايدز و ديگر بيماريهای خطرناک، فقر، گرسنگي، بحران بدهيهای کشورهاي جهان سوم و مشکلات بسيار زياد ديگري که در جهان امروز رو به افزايش بوده و آينده را در مقابل چشمان بشريت و مستضعفان تيره و تار نموده است.
اما در اسلام حکومت جهاني امام مهدي(عج) پاسخي اميدوارکننده به نگراني بشر از آينده خود میدهد. اميد به زندگي در قالب «انتظار فرج» به زندگي مؤمنان معناي ديگري میبخشد، به گونهای که راه روشني در مقابل خود میبينند: جهاني که سرشار از پاکي و عدالت و امنيت و رفاه و آسايش است.
ويژگيهای حکومت جهاني مهدي(عج)
در دکترين جهاني و عالمگير حضرت مهدي(عج) از جهات گوناگوني توسعه و ترقّي در سطح بسيار بالا و وسيعي ايجاد میشود. در ذيل به برخي از آن موارد اشاره میشود:
الف) عدالت بينظير
شايد مهمترين ويژگي حکومت جهاني حضرت مهدي(عج) عدالت عالمگير و بينظير آن باشد. از پيامبر اکرم(ص) نقل شده است که فرمودند:
ابشّر بالمهدي(عج) يبعث في امتي علي اختلاف من الناس و زلازل، يملأ الارض قسطاً و عدلاً کما ملئت ظلماً و جوراً. يرضي عنه ساکن السماء و ساکن الارض، يقسّم المال صحاحاً.
فقال رجل: ما صحاحاً؟
قال(ص): بالسويه بين الناس و يملأ الله قلوب محمّدٍ(ص) غني و يسعهم عدله؛
بشارت میدهم شما را به مهدي(عج) که در دوران اختلاف و لرزشها (و مشکلات) قيام میکند و زمين را پس از اینکه از ظلم و جور پرشده باشد لبريز از عدل و داد خواهد نمود. به گونهای ساکنان آسمان و زمين از او راضي باشند. او اموال و ثروتها را به درستي تقسيم میکند.
در اين هنگام شخص پرسيد: چگونه؟
پيامبر فرمود: به طور مساوي بين مردم تقسيم میکند.
سپس فرمود: او دلهای پيروان محمد(ص) را پر از غني و بي نيازي میگرداند و عدالتش همه را فرا میگيرد...
نکته بسيار مهم در اين روايت جمله اخير آن است که میفرمايد:
مهدي(عج) دلها را پر از بينيازي میکند.
ارتقاي سطح فرهنگي و بيداري در ميان مردم که به وسيله راهنمايي و ارشادات آن حضرت صورت میگيرد باعث میشود که حرص مردم نسبت به دنيا کم و يا از بين رفته، و زمينه تعدّي و تجاوز نسبت به حقوق ديگران زايل گردد. و اين زير بناي اقامه عدل و قسط است. زيرا تا وقتي اصلاحات اعتقادي و فرهنگي و اخلاقي صورت نگيرد، و شهروندان آمادگي پذيرش و اقامه عدالت را نداشته باشند، اجراي عدالت ناممکن بوده و با شکست مواجه خواهد شد.
در روايت ديگري از امام صادق(ع) نقل گرديده که میفرمايند:اذا قام القائم حکم بالعدل و ارتفع في ايامه الجور و آمنت به السبل و اخرجت الارض برکاتها و رُدّ کل حق الي اهله... و حکم بين الناس بحکم داوود(ع) و حکم محمّد(ص)، فحينئذٍ تظهر الارض کنوزها و تيدئ برکاتها فلا يجد الرجل منکم يومئذٍ موضعاً لصدقته و لبرّه لشمول الغني جميع المؤمنين؛
هنگامي که قائم قيام نمايد حکومت را بر اساس عدالت قرار میدهد. ظلم و جور در دوران او برچيده میشود. راهها به برکت او ايمن میگردند و زمين برکات خود را نمايان میسازد، هر حقي به صاحب خود میرسد. او همانند حضرت داوود(ع) و حضرت محمّد(ص) داوري میکند. در اين هنگام زمين گنجهای خود را ظاهر میکند و برکات خود را نثار میکند، به گونهای که کسي نيازمندي را پيدا نمي کند که احسان و صدقهای به او دهد، زيرا همة مؤمنان مشمول غني و بينيازي هستند.
ب) توسعه علمي و فرهنگي و ديني
يکي از برکات حضور مهدي موعود(عج) و در ميان مردم تکامل عقول و خرد آنان است. امام باقر(ع) میفرمايند:
اذا قام قائمنا وضع الله يده علي رؤوس العباد فجمع بها عقولهم و کملت به احلامهم؛
هنگامي که حضرت قائم قيام نمايد خداوند دست نوازش (محبت و برکت خود) را بر سرهاي مردم میکشد و بدين ترتيب عقلهای آنها را متمرکز و خرد آنان را به کمال میرساند.
اين حديث گوشهای از اسرار موفقيت دکترين مهدويت را بيان میدارد، آنچه که سبب گسترش و موفقيت قيام جهان شمول حضرت مهدي میگردد بالا رفتن سطح علمي، فرهنگي و معنوي مردم به عنوان شهروندان چنين حاکميتي هستند. زيرا تا زماني که مردم ارتقاي فرهنگي نيابند بساط ظلم و تجاوز بر چيده نشده و عدل و داد گسترش نمي يابد.
همين طور در روايت ديگري از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمودهاند:
ان قائمنا اذا قام مدّ الله عزوجل لشيعتنا في اسماعهم و ابصارهم حتي لايکون بينهم و بين القائم بريد، يکلمهم فيسمعون و ينظرون اليه و هو في مکانه؛
در زمان قيام حضرت قائم خداي عزوجل آن چنان برکتي در چشم و گوش شيعيان قرار میدهد که نيازي به فرستاده و پستچي نمي باشد. ايشان بدون واسطه او را میبيند و کلام او را میشنوند. با اين که آن حضرت در مکان خود قرار دارد (از راه دور) به او مینگرند.
نيز در مورد توسعه علمي زمان آن حضرت از امام صادق(ع) روايت شده است که فرمودند:العلم سبعه و عشرون حرفاً، مُجميع ما جائت به الرسل حرفان، فلم يعرف الناس حتي اليوم غير حرفين، فاذا قام القائم(عج) أخرج الخمسه و العشرين حرفاً فبثّها في الناس، و ضمّ اليها الحرفين، حتي يبثّها سبعه و عشرين حرفاً؛
علم و دانش بيست و هفت حرف (بخش) است و مجموعه آن چه پيامبران تاکنون آورده اند دو حرف است و مردم تا آن روز (ظهور حضرت مهدي(عج)) بيش از دو حرف را نمي دانند. اما چون قائم قيام کند بيست و پنج حرف بقيه را استخراج کرده و در ميان مردم منتشر میسازد و بدين سان مجموع بيست و هفت حرف دانش را نشر میدهد.
و روايات ديگري که در اين مورد وجود دارد.
ج) توسعه اقتصادي و معيشتي
يکي از ويژگيهای دولت مهدي(عج) آبادي تمامي زمين در زمان او است، به گونهای که هيچ نقطهای محروم و ناآباد نخواهد بود.
امام باقر(ع) در ضمن حديث طويلي درباره دولت مهدي(عج) میفرمايد: ... و تظهر له الکنوز و لايبقي في الارض خراب الايعمّره؛
گنجها بر او ظاهر میشوند و هيچ نقطه خراب و محرومي از زمين باقي نمي ماند مگر اینکه آن را آباد میسازد.
همين طور امام باقر(ع) در حديثي طولاني در مورد دولت با کرامت حضرت مهدي(عج) میفرمايند:... وليتنعم الناس في حياته نعمه لم يتنعموا مثلها قطّ ...
مردم در زمان حيات حضرت مهدي به گونهای که هرگز سابقه نداشته، متنعّم میگردند.
از پيامبر اکرم(ص) نيز جملات بسيار اميدوارکنندهای در وصف مهدي(عج) و دولت او روايت گرديده است:... يفرع به اهل السماء و اهل الارض و الطير و الوحوش و الحيان في البحر و تزيد المياه في دولته و تمدّ الانهار و تضّعف الارض اکلها و تستخرج الکنوز؛
اهل آسمان و زمين و حتي جانوران و مرغ هوا و ماهي دريا به وجود او شادمانند. آبها در زمان او فراوان و نهرها جارياند. زمين چند برابر ثمر میدهد و گنجها در اختيار او قرار میگيرند.
د) توسعه اخلاقي، اجتماعي و امنيتي
امام صادق(ع) در مورد زمان حکومت جهاني حضرت مهدي(عج) میفرمايند: ... ولو قد قام قائمنا لانزلت السماء قطرها و لاخرجت الارض نباتها، ولذهبت الشمناء من قلوب العباد، و اصطلحت السباع و البهائم، حتي تمشي المرئه بين العراق الي الشام لاتضع قدميها الاعلي البنات، و علي رأسها زينتها، لايهيحها سبع و لاتخافه...
زماني که قائم ما قيام نمايد آسمان چنان که بايد باران ببارد و زميني گياه بروياند، (مودت و دوستي بين مردم برقرار میگيرد) و کنيهها و دشمنيها از سينههای بندگان و خارج میشود. حتي حيوانات با يکديگر از سر آشتي و صلح در میآيند. (برکت و امنيت چنان عالمگير میشود که) زني با زيورهاي خويش از عراف به شام برود جزبر زمين سبزه زار قدم نگذارد و هيچ درندهای او را نترساند...
همين طور در روايتي آمده است:قيل لابي جعفر: اصحابنا بالکوفه جماعة کثيره، فلو امرتهم لاطاعوک و اتبعوک. فقال(ع): يجييء احدهم الي کيس اخيه فياخذ منه حاجته؟ فقال: لا. قال(ع): فهم بدمائهم أبخل، ثم قال: ان الناس في هدنه تناکحهم و توارثهم وتقيم عليهم الحدود و تؤدي اماناتهم، حتي اذا قام القائم(عج) جائت المزايله و ياتي الرجل الي کيس اخيه فياخذ حاجته لايمنعه؛
به امام باقر(ع) گزارش داده شد: اصحاب ما در کوفه بسيار زيادند اگر شما امر فرماييد اطاعت و تبعيت میکنند. (و آمادگي قيام در رکاب شما را دارند) امام فرمودند: (آيا رابطه بين آنها اينگونه هست) که هرگاه يکي از آنها حاجتي داشته باشد. از جيب برادر (مؤمن) خود بردارد؟ عرض کرد: خير. امام فرمودند: پس ايشان نسبت به خونهایشان بخيلترند. (چگونه میخواهند جان خود را فداي يکديگر نمايند) سپس افزودند: مردم در اين زمان آزادند ازدواج و ارثشان بر اين اساس باشد، چنانچه بايد امانات را ادا کنند و حدود بر آنها جاري میشود؛ اما زماني که قائم قيام نمايد اين قانون برداشته میشود (و واجب است که همديگر را ياري و کمک رسانند و مشکلات يکديگر را حل کنند به گونهای که) شخص نيازمند از جيب برادرش بدون هيچ مانعي حاجت خود را برميدارد.
امام صادق(ع) نيز در مورد امنيت در زمان مهدي(عج) میفرمايند:
اذا اقام القائم حاکم بالعدل و ... و آمنيت به السبل؛
هنگامي که قائم قيام کند حکومت را بر اساس عدالت قرار میدهد... و جادهها در پرتو وجودش امنيت میيابند.
سنجش ميان دو دکترين
طي دو بخش مقاله به طور اجمال با جهانیشدن يا دکترين جهانیسازی و برنامهای که غرب براي يکسانسازي ارزشها و الگوها ارائه میکند، و نيز دکترين مهدويت و برنامهای که خداوند متعال براي اقامه عدل و قسط در عالم دارد، آشنا شديم. اکنون هنگام آن است که نگاهي به عملکرد پروژه جهانیسازی داشته باشيم و مقدار موفقيت آن را بسنجيم.
بيگمان منظور غرب از جهانیسازی سلطه هر چه بيشتر بر کره خاکي و ملل مستعضف بوده است تا فرهنگ، قدرت، ثروت و بازار آنان را در دست داشته و تحت کنترل درآورد، و اگر هدف غرب را از جهانیسازی اقامه عدل و گسترش علم دانش و فرهنگ سالم و اصيل و انتشار ثروت و تکنولوژي در ميان ساير ملل بدانيم، بسيار سادهانگاري و خوشبيني نشان دادهایم. اما آيا در همان اهداف مورد نظر خويش موفق بوده است.
با نگاهي اجمالي میتوانيم پاسخ منفي به پرسش فوق بدهيم. زيرا در سالهای اخير بيداري ملل و جوامع در برابر استعمار نوين غرب بسيار چشمگير بوده است. و به نظر میرسد روزگار استعمار و استحمار و استبداد گذشته باشد، و سلاحهای علمي و نظامي و اقتصادي که بر عليه مستضعفان جهان ساخته و به کار گرفته شدهاند، سينه صاحبان خود را نشانه رفتهاند، و صداي شکستن استخوانهای کاپيتاليسم غرب به گوش میرسد؛ و همانطور که کمونيسم شرق به موزهها سپرده شد هنگام بايگاني کردن پرونده امپرياليسم غرب فرا رسيده است.
ديگر تحمل ملتهای زجر کشيده، فقير و بيمار، به سر رسيده و آنان راه رهايي را در فرياد و شکستن زنجيرهاي اسارت و وابستگي فکري و نظامي و اقتصادي و سياسي میبينند. کارنامه سياه استعمار غرب براي همگان آفتابي ديده و ادعاهاي دروغين نجات و سرابهای کاذب رسيدن به آزادي و ثروت و دانش بر ملاء شده و فريبندگي ندارد.
در عين حال توجه ملتهای مستضعف به معارف الهي و نجاتبخشي اديان و رهانندگي تعاليم آسماني هر روز بيشتر گرديده، و متوجه شدهاند که نجاتشان صرفاً در دست خداوند متعال و به برکت ظهور منجي عالم بشريت ممکن و مقدور است. اين آموزه در مسيحيت به نام ظهور مجدد مسيح شهرت بسياري يافته است، و هر چند خالي از آسيبها و راهزنيها نيست، اما نشاندهنده عمق نفوذ معنويت و ايمان در امت حضرت عيسي(ع) است.
چنانکه در ميان يهوديان نيز جنب و جوش زيادي ايجاد شده و بيصبرانه منتظر ماشيح شيخ موعود خود هستند و براي يوم ظهور روزشماري میکنند. در اين ميان بيداري خاصي در بين امت اسلام پديد آمده است و ايشان ظهور منجي موعود حضرت مهدي(عج) را بسيار نزديک میبينند و صبح ظهور وعده جهاني را قريب میدانند، و خود را آماده ايثار و جانفشاني در رکابش میکنند. همان کسي که پيامبر بشارت ظهورش را داد و فرمود حتي اگر يک روز از عمر دنيا باقي باشد خداوند آنقدر آن روز را طولاني خواهد کرد تا فرزندم مهدي بيايد و زمين را به يمن مقدمش پر از عدل و قسط و آبادي و آباداني نمايد.
به هر حال به نظر میرسد جهان آبستن حوادث عظيمي است و هنگام تحقق وعده الهي نزديک است.
راز موفقيت دکترين مهدويت
حال اين سوال بايد پاسخ داده شود که چرا جهانیسازی غربي با شکست مواجهه میشود ولي دکترين مهدويت با موفقيت همراه است؟
چگونه است که تلاش مثبت و منفي قدرتها نتيجه نمي دهد اما قيام جهاني مهدي به ثمر مینشيند و بر اقامه عدل و قسط و آسايش و رفاه موفق میگردد؟
با توجه به مباحث مطرح شده در بخش دوم مقاله میتوان تا اندازهای راز موفقيت دکترين مهدويت را دريافت. بر اساس رواياتي که در مورد حضرت مهدي(عج) و دولت کريمه آن حضرت به ما رسيده است موفقيت او در اقامه عالمگير قسط عدل و برپايي نظامي که رضايت خداوند و کارگزارانش و عموم شهروندان را به دنبال دارد، به جهت ارتقاي فرهنگي و علمي و اخلاقي است که در پرتو حضور امام و بينش و دانشي که به مردم میدهد، حاصل میگردد.
بيگمان اگر زمينههای برپايي جامعهای عادلانه و مقسطانه در ميان مردم و شهروندان نباشد هيچ دولتي بر اقامه قسط موفق نخواهد بود. اما نتيجهبخشي قيام حضرت مهدي(عج) دقيقاً به اين دليل است که مردم خود خواهان برپايي چنين جامعهای هستند و براي تحقق آن تلاش میکنند. چرا که بينش و فهم لازم را دريافت کردهاند. همان طور که در روايات آمده است با ظهور آن حضرت عقول و خردها کامل و متمرکز میگردند. و حرص و طمع و آز نسبت به مطامع قليل دنيوي از قلوب مردم خارج میشود. و حقيقت دنيا و پستي آن و حقيقت آخرت و اصالت آن براي مردم روشن میگردد. به برکت چنين ارتقاي فهم و بينش و دانش و معنويتي که حاصل میشود و راهنمائيهایي که آن حضرت ارائه میدهد اخلاق نيک در جوامع فراگير میشود و سيرت زيبا و فطرت پاک مردم خود را نشان میدهد و همين امر زمينه پديد آمدن برکات ديگر را فراهم میسازد.
آيا تاکنون از خود پرسيدهایم اين همه برکاتي که از زمين و آسمان در زمان ظهور براي مردم آشکار میشود و اين همه نعمتي که نثار آنان میشود چرا قبل از زمان ظهور پديد نمي آيد؟
پاسخ بسيار روشن است: سبزي زمين و خرمي آسمان و زمين در زمان ظهور امام مهدي(عج) به خاطر سبزي روح و جان مردم است و اگر آسمان میبارد و گياهان ثمر میدهند و زمين گنجهای خود را نثار میکند به خاطر چنين مردم پاکي است که روي زمين و زير آسمان زندگي سالم و پاکي را میگذرانند. اين وعدهای است که خداوند در هر اعصار و امصار داشته است که اگر مردم ايمان تقوي داشته باشند برکات آسمان و زمين را بر آنان میگشائيم.
و اين تجربه را همه داشتهایم که در طول تاريخ مردم مؤمن، پاک و با تقوا سبب برکت ولي نعمت بوده اند. بنابراين در جامعهای که عموم مردمش مومن و پاک و پرهيزگارند قاعدتاً بايد برکات ارضي و سمائي آنان را در بر گيرد و آسمان و زمين خيرات مبرات خود را نثار آن جامعه نمايند.
برآيند چنان دانش و فهم و بينشي که از طرف امام مهدي(عج) به مردم اعطاء میگردد و اين پاکي و طهارت و خرمي که در قلوب مردم حاصل میشود سبزي و طراوت زمين و زمان و برپايي عدل و قسط و آرامش و امنيت و نشاط، و در يک کلمه «دکترين مهدويت» خواهد بود.
منابع
1. قرآن مجيد.
2. زهرا پيشگاهي فرد، نگرش ژئوپليتيکي بر پديده جهانیشدن، تئوري نظامهای فضا ـ منطقهای، تهران، دوره عالي جنگ، 1380.
3. مجموعه مقالات جهانشمولي اسلام و جهانیسازی، مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي، تهران، 1382 ش، جلد سوم.
4. مجموعه مقالات گفتمان مهدويت، گفتمان پنجم، دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه، قم، 1385 ش.
5. کامسا آصفي، جهانیشدن، منطقهگرايي و تأثيرات آن بر کشورهاي در حال توسعه، ترجمه اسماعيل مدراني گيوي، اطلاعات سياسي ـ اقتصادي، ش 147 ـ 148.
6. اندروهی وود، درآمدي بر ايدئولوژيهای سياسي، ترجمه محمد رفيعي مهرآبادي، دفتر مطالعات سياسي و بینالمللی، تهران، 1379ش.
7. آندرو وين سنت، ايدئولوژيهای سياسي مدرن، ترجمه مرتضي ثاقبفر، ققنوس، تهران، 1378 ش.
8. علی رباني گلپايگاني، ريشهها و نشانههای سکولاريسم، کانون انديشه جوان، تهران، 1379 ش.
9. عبدالکریم سروش، معنا و مبناي سکولاريسم، مجله کيان، ش 26.
10. علیبن عیسی الاربلي، کشف الغمه في معرفه الأئمه، به اهتمام سيداحمد حسيني، منشورات الشريف الرضي، قم، 1379ش.
11. محمّد المفيد، الارشاد، ترجمه محمّدباقر ساعدي خراساني، انتشارات اسلاميه، تهران، 1380 ش.
12. محمّدبن یعقوب الکليني، الکافي، دارالکتب الاسلاميه، تهران، 1388 ق.
13. لطفالله الصافي، منتخب الاثر في الامام الثاني عشر، مکتب المؤلف، المطبعه الاولي (3 مجلدات)، قم، 1422 ق.