
مقایسه مهدویت وفرجام شناسی دراندیشه سیاسی اسلام وغرب(پایان تاریخ،برخوردتمدن هاو...)
حبیب الله خواص
کمیته علمی همایش بین المللی دکترین مهدویت , 4 شهريور 1387 ساعت 14:27
در مقاله سعي شده نگرش عامه مسلمين و صهيونيست جهاني (مسيحيت يهودي و يهود مسيحي) درباره ي موعِد آزمون های سخت و فتنه های آخرالزمانی، آشکار شدن منجی و باز شدن دریچة امید وغلبه حق بر باطل و هزیمت اهریمن از گیتی که به عصر طلایی موسوم است مطالبی ارائه گردد.درپایان براي مقابله بااهدف وبرنامه ها ي دشمن باآشنائی از آرا وافكار آنان، تدوین استراتژ ی مناسب جهت مقابله بابرنامه های حساب شده صهیونیستها برای سوء استفاده ازعقايد آخرالزمانی مردم وچپاول سرمايه ملت ها مباحث جمع بندی می گردد.
چکیده
در مقاله سعي شده نگرش عامه مسلمين و صهيونيست جهاني (مسيحيت يهودي و يهود مسيحي) درباره ي موعِد آزمون های سخت و فتنه های آخرالزمانی، آشکار شدن منجی و باز شدن دریچة امید وغلبه حق بر باطل و هزیمت اهریمن از گیتی که به عصر طلایی موسوم است مطالبی ارائه گردد.درپایان براي مقابله بااهدف وبرنامه ها ي دشمن باآشنائی از آرا وافكار آنان، تدوین استراتژ ی مناسب جهت مقابله بابرنامه های حساب شده صهیونیستها برای سوء استفاده ازعقايد آخرالزمانی مردم وچپاول سرمايه ملت ها مباحث جمع بندی می گردد.
مقدمه
از زمان خلقت انسان در عوالم قبل ازاین دنيا خداوند ابزار و وسايل هدايت بشر را تدبير وآن ها را براي ظهور در وقت مقتضي مهيا كرده است. هدايت انسان ها به وسیلة انبیا از زمان هبوط آدم (ع) شروع، و در سال دهم هجري، در غدير خم به برگزيدگان و عصاره خلقت تفويض شد.
غدير، روز انجام تعهد پيامبر (ص)نسبت به وديعه اي بودكه خداوند ازروز ازل تعهد آن را از بني آدم گرفته بود.پیامبر گرامی اسلام (ص)درروزغدیر سرسلسله هادیان، حضرت اميرالمومنين علي بن ابيطالب(ع) رااعلام کرد وهمچنین آخرین هادی این سلسله حضرت حجت (عج)رااعلام فرمود.زيرا حضرت محمد(ص)پيامبر خاتم بود پس كارهدايت ورسالت رابايد به آخر مي رساند.ايشان با صراحت وپياپي،تحقق تعهد خودرا ازتبعيت ائمه اثني عشري بيان می کرد و وزنه اصلي بيانات خودرا بعد ازوجود حضرت علي (ع) به حضرت مهدي (عج) اختصاص داد. محور اصلي بيانات ايشان شروع وتحقق عيني وجود امام درجامعه با غديروعلي (ع)، وسرانجام آن با حضرت حجت (عج) بود.
ايشان طي خطبه اي، رسالت 23 ساله خويش را يكبار ديگر در غدير،با محوريت امامت و ولايت بيان كرد. عينيت غدير در هر زمان و صاحب غدير امام حاضر آن عصر است. امروز هم صاحب غدير حضرت حجت(عج )است.
بعثت فرود آمدن نور است در طبعيت، غدير تداوم حكومت نور است در زمين، عاشورا ذبح عظيم است براي نجات حكومت نور و مهدي انفجار نور است در استغراق ظلمت، هر چه جهان ظلماني تر شود و تاريك تر شود، طلب روشنایی لازم تر و محسوس تر خواهد شد. هنگامي كه ظلمت آفاق را فرا گيرد، نور شناسان نور طلب، كه روزي پيامبر اعظم (ص) در روز غدير و ما قبل آن دنبال آن ها می گشت تا عهد خود را با كمك ايشان به ثمر رساند، به پاخيزند و به بيداري جامعه و آماده سازي ياران مهدي دست يازند، تا همه در جست وجوی خاور انوار برآيند و دست نياز به درگاه خداي بي نياز بر دارند و آن ذخيره الهي و منجي نهايي را بطلبند.
آري اين آرزويي است كه از روزگاران دیرین ، در این باره، سخن ها گفته اند و پيامبران و حكيمان آن را وعده داده اند. و پيامبراكرم ( ص) درباره آن، با صراحت نويد داده است. آري انعكاس اين آرزو در آفاق و اعصار پيچيده است و بانك دًراي اين كاروان در معبر بشريت، طنين افكنده است و روزي امواج اين واقعه بزرگ در جام خورشيد خواهد ريخت. آن روز قطرات نور از جام لحظه ها در قالب وجود انسان خواهد ريخت و انسان فطري با تزكيه و تعليم، پرورش و آموزش به سوی جاودانگی ها راه خواهد يافت. در آن روز، ميثاق و عهد آن سلطان كمال،به طور كامل تحقق خواهد يافت، ميثاقي كه 23 سال پيامبر اكرم (ص) براي ظهور و ثبوت آن سختيها و مرارتهاي زيادي كشيد.اانشاء الله ماشاهد تحقق عهدرسول صادق (ص)خواهیم بود
مهدویت و پرسش از آخر الزمان
باورمندی نسبت به مقولة آخرالزمان و شرایط آن،در میان همه ادیان و اقوام،به حدی عمیق و مشترک است که جز پذیرش فطری بودن این باور، راه دیگری باقی نمی ماند.یعنی همان پدیده ای که کارل گوستاويونگ آن رابه عنوان قسمتی از ضمیر ناخودآگاه مشترک آدمی به رسمیت می شناسد و از آن با عنوان کهن الگو یاد می کند. در حقیقت آخرالزمان یک کهن الگوی عام و مشترک بشری است که آدمیان را صرف نظر از سرزمین و رنگ ونژاد، حول محوریت یک باور مشترک در خصوص پایان عمر دنیا گرد هم می آورد. براساس این باور،آخرالزمان به عنوان آخرین فصل کتاب عالم،به نوبه خود به سه مقطع زمانی قابل تقسیم است.
بر اساس یک الگوی آخر الزمانی مشترک،در تمامی ادیان الهی و بسیاری از اساطیر کهن اقوام و ملل،تقریبا همین روایت سه مرحله ای را می توان یافت و در اکثر این روایات یک ضد منجی یا آنتاگو نیست[1] مهم ترین مانع پیش روی منجی و یاران اوست که تمام تار یکی ها و نیروهای اهریمنی در پشت سر او قرار گرفته اند.بر اساس اکثر روایات، نبردهای میان خیر وشر،نبردی سهمگین و خونبار[2] است که طی آن منجی و یارانش به امداد الهی بر لشگر اهریمن پیروز خواهند شد و بقیۀالسیف این نبرد،ظهور عصر طلایی یا آرمان شهر آخرالزمانی را شاهد خواهند بود
1- مرحله اول:موعِد آزمون های سخت و فتنه های آخرالزمانی است.
در این مرحله که به عصر سرعت موسوم است،فتنه های آخرالزمانی یکی از پس از دیگری آشکار می شوند و انسان را در ور طه ای از بلایای مافوق تصور غرق می کنند.
_فرماني دمشقي مي گويد:دانشمندان بر اين عقيده اتفاق دارند كه مهدي همان قيام كننده در آخر الزمان است و اخبار، ظهور وي را تاكيد مي كنند و بر پرتوافشاني نور او هماهنگي دارند.ظلمت و تاريكي روزگاران با ظهور او به روشنایی بدل خواهد شد و با ديدن رويش، ظلمت هاي شب تاريك جاي خود را به صبح راستين خواهد داد. و پرتو عدالتش سراسر جهان را تابناك تراز ماه تمام،نور افشاني خواهد کرد.
_اميرالمومنين (ع)می فرماید:به خدا سوگند،مثل اينكه اورا بين ركن ومقام ميبينم كه مردم بااوباكتابي نوين بيعت مي كنند،درحالي كه اين امر برعرب سخت ودشوار است واي براعراب ازشري كه بزودي به آن ها ميرسد[3].
_پيامبر(ص)فرمود: شمارا به مهدي (ع)مژده ميدهم آن گاه كه مردمان باهم اختلاف يبندوناامنيها ودل نگرانيها آنان را دربر گيرد،بپاخيزد،وعدل وداد رادردنيايي كه آكنده ازظلم وستم شده است،بگستراند.اهل آسمان وساكنان زمين ازاو خشنود می شوند.
_تأثير پذيري بنيان گذاران پروتستا نتيزم (نهضت اصلاح ديني قرن16 اروپا كه با هدايت مرداني چون مارتين لوتروكالوين موجب ويراني نظام تحت اقتدار كليساي كاتوليك شد) از معتقدات و لاهوت عهد قديم بني اسراییل و بسط آن آموزه ها در پيوريتانيسم در خود و با خود نطفه ي جرياني را داشت كه طي چهار صد سال، همپا با نضج سياسي و اجتماعي آمريكا پرورش يافت تا اين كه در هيأت جرياني سياسي و مذهبي با عنوان مسيحيت صهيونيستي نمودار شد[4].
مسيحيت صهيونيستي متأثر از عهد قديم و اخبار آخر الزماني، ساير منابع مرتبط به عهدين زمينه سازي ظهور دوم حضرت مسيح (ع) و حمايت از صهيونيسم را در وظيفه خويش وارد ساخت تا از همه توانايي ها جهت سركوب مخالفان، سلطه بر سرزمين هاي اسلامي و تسلط بر بيت المقدس به عنوان تختگاه حضرت عيسي (ع) استفاده کند. اين اثر به نحوي محققانه و همراه با مطالعه ژرف درباره ي جريان مغفول سابق الذكر گفت و گو مي كند. پروتستانتيزم در جهان بيني خود نگاهي كاملا" دنيايي دارد وبه شدت از منابع يهودي تأثير پذيرفته است.
_كشيش پروتستانی،ويليام هسلر (1931-1845) آفريقايي كه عهد قديم بر جان و روح و عقلش سايه افكنده بود و در ميان تمام اين پيشگويي ها، مقوله ي دوره ي هزاره ي خوشبختي،عقل او را ربوده بود، به ويژه آن كه روحانيون اصولگرا نشانه ها و دلايلي را عنوان مي كردند كه به آن نام ونشانه هاي دوران of the time) (Signs را گذاشته بودند و اعتقاد داشتند اين نشانه ها بيانگر نزديك شدن دوره ي هزاره خوشبختي است.ویلیام هسلر اعتقاد داشت كه ظهور مسيح موعود نزديك شده است و در ديداري با هرتزل نويسنده كتابچه دولت يهود گفت : تو همان كسي هستی كه من منتظرش بودم. تو مسيح موعودي[5].
تلاش وكوشش براي آينده بهتر
نگاه به آينده و تلاش براي آگاهي درباره ي آينده جزو لاينفك حيات انسان و به عبارتي،"ذاتي وجود او است". امري كه انسان را از ساير موجودات متمايز ساخته و انگيزه لازم براي تاب آوردن جهان وگذاراز فراز و نشيب هاي آن را دروي ايجاد كرده است.
عموم انسآن ها به خاطرتعلقات زيادي كه ازابتداي خلقت به امورمادي داشته اند هيچگاه آرام وقرار نداشته اند فقط در مقاطع زماني ومكاني كه وليي ازطرف خداونددربين آن ها بوده است ازارامش نسبي برخورداربوده اند.بنابراین،آرامش ساکنان مردم درروي زمين به طوركامل زماني محقق ميشود كه جهان درسيطره وفرمان ولي تام وكامل خداقرارگيرد.
اخیراكنفرانسي دررُم ايتاليا برگزار شدکه يك متفكر ايراني نيز به عنوان مدعو درآن شركت كرده بود.اومی گويد: استاد دانشگاه ايتاليا گفت يك رشته تحصيلي به نام اسكاتولژي (آينده شناسي) دردانشگاه رُم تدريس ميشود.دانشجویی سوال كرد مابه اين نتيجه رسيده ايم كه خدا جهان وانسان را خلق، واورا رهاكردوچون رها كرد بدین جهت تمام ظلمها وگناهان انسان، به عهده خداست.
مدعو ايراني می گوید : من براي ايشان مفهوم انتظاررا توضيح دادم وگفتم كه يكي ازامتيازات شيعه برديگر مذاهب واديان اينست كه ازآينده تصوير روشن واميدواركننده براي انسان ترسيم كرده است كه اولا باعث جلوگيري ازبيهود گي،پوچي وهيچي ميشود ،وثانيا انسان منتظر درجهت سازندگي براي آينده بهترتلاش واقدام ميکند.
نكته درمورد موضوع درقران وحديث:
-- قران می فرمايد “آيا گمان كرده ايد كه بيهوده خلق شده وبه سوي مابرنميگرديد”
-- حديث: درآخرالزمان مردم گناه ميكنندوبه گردن خدامياندازند.
انتظار مصلح كُل
ميشل فوكو (تئورسين صهيونيست درسال 62 19ميلادي )درمورد شيعه می گويدشيعه دونگاه دارد:
نگاه اول : نگاه سرخ وآن نگاه به عا شورا وكربلا است كه همواره باعث ميشود شيعه درمقابل ظلم وتجاوز مخالفت ومبارزه كند
نگاه دوم :نگاه سبز وآن انتظار به ظهور منجي ومصلح است
اخيرا، درسه سال پياپي، صهیونیست ها دركشورهاي اروپایی گردهماییهایی باهدف تحليل انقلاب اسلامي وجنگ عراق (به ظاهرتنها)برعليه ايران داشتند ودرمورد تحولات بعد ازانقلاب اسلامي درايران بحثهایی داشته اند كه ماحصل آن ها عبارت است از:
1- درجهان انقلاب ها ي زيادي بوقوع پيوسته است،اما زود منحرف ويا ازبين رفته ان.د
2- جنگهايي دردنيا اتفاق افتاده است ولي ماهيت دفاع ايران با همه آن ها فرق داشته است
نتايج گردهمایی:
1- رمز بقاي اينان (ايرانيها)اعتقاد به مهدويت است. مادام كه این اعتقاد راداشته باشند، زنده وپاينده هستند
2- دفاع،درس آموز از فرهنگ عاشورااست وموفقيت ايشان مرهون عاشورا است (هردو روي سكه،كشته شدن وكشتن، پيروزي است)
3- رهبر وامام دارند كه تمام سليقه ها وروشها با نظر ايشان همسویی دارد واين همان ولايت فقيه است كه قدرت نيروي شهادت طلبي را مضاعف می کند.
فوكوياما (نظریه پردازدرغرب باگرایشهای صهیونیستی) درسخنراني خود دراسراییل :يك نبرد عمومي درپيش است كه برنده آن غرب نيست،بلکه برنده آن شيعیان هستند.
شيعه پرنده اي است كه افق پرواز آن فراتر ازتيرهاي مااست.داراي دوبال سرخ وسبز است،بال سرخ كربلا وسبز مهدويت است.
من معتقدم شيعه يك بعد سوم هم داردكه مهم است.بال سوم آن زره ولايت پذيري است كه با آن، نيروي شهادت طلبي دوچندان ميشود.مابايدكاري كنيم كه ولايت فقيه كم رنگ شود.براي پيروزي بري ملتي، بايد ميل هاوتمايلات آن ملت راتغيير دادوسعی کردکه آنانميل وتمايلات به دنياگرايش پيدا كنند.اگر ابتداشهادت طلبي وولايت پذيري كم رنگ شود،به دنبال آن مهدويت ازبين ميرود ومانبايدمستقيما وارد شويم.مابايدبافيلم ها شبيه سازي كنيم (درفيلمهاي هاليوودی شبيه روايت فتح درست كنيم).
_ در دوره ي جديدي كه اينك در آن به سر مي بريم،كساني مثل الوين تافلر، سامویل ها نتينگتون و فوكوياما، هر سه، مستقيم يا غير مستقيم بر غلبه و حاكميت اسلام بر غرب اعتراف دارند. آن ها كه به عنوان نظريه پرداز حوزه سياسي در غرب شناخته مي شوند، اعلام كرده اند : حوزه ي جنگ و تمدن غربي با حوزه فرهنگ و تمدن شرقي مواجه مي شود. چه تمدن چيني و چه تمدن اسلامي و اين تماس به برخورد مي انجامد. [6]
_در كنفرانس تل آويو افرادي چون برنارد لوییس، مايكل ام. جي فيشر، برونبرگ و مارتين كرامر روي اين بحث خيلي تكيه مي كنند كه اساسا" هويت سياسي شيعه به دليل اعتقاد به منجي است و جمله مشهوري دارند كه اين ها به اسم امام حسين(ع) قيام مي كنند و به اسم امام مهدي(ع) قيامشان را حفظ مي كنند.
مارتين كرامر مي گويد : ما اين كنفرانس را برگزار كرديم كه ريشه ها و مباني انقلاب ايران و آثار و نتايج آن را در جهان بررسي كنيم.
_جدعون آران از استادان دانشگاهي اسراییل كه از دنياي دروني گاش اميونيم مطلع است، مي گويد : رهبران اين جنبش سري اعتقاد دارند، تخريب اين رو بناي ناپاك (مسجد الصخره و مسجدالاقصي) صدها ميليون مسلمان را به جهاد فرا مي خواند... و اين آتش جنگي را بر خواهد افروخت كه تمام جهانيان در آن مشاركت دارند. آن ها اعتقاد دارند در اين جنگ ياجوج و ماجوج نيز حضور خواهند داشت و پيروزي اسراییل حتمي است و اين زمينه ساز ظهور مسيح است.[7]
_آقاي محمود النجيري درکتاب آرمگدون بعد از نقل و قول هاي مختلف تحت عنوان روز فرجام و روياهاي حاكميت يهود بر جهان، اختلافات دروني احزاب اسراییل و خاخام ها، آيه 14 سوره ي حشررا در انتهاي فصل بيان مي كند.
خداوند متعال در آيه 14 سوره حشر پيرامون يهود مي فرمايد: "آن ها هرگز با شما نمي جنگند، جز در دژهاي محكم يا از پشت ديوارها. در بين خودشان دچار خصومت و نفاق اند و در برابر مسلمانان نمي توانند مقاومت كنند، آن ها را متحد مي پنداري در حالي كه دلهايشان پراكنده است زيرا مردمان فاقد عقل و شعورند" [8].
- مسيحيت صهيونيستي آمريكا، تشكيل اسراییل در سال 1948 را تأكيدي بر پيشگويي هاي تورات پيرامون فرجام جهان و تشكيل دولتي جديد با ظهور مسيح پس از بازگشت يهود به سرزمين مقدس به شمار آورد.
2-مرحله دوم:مقطع آشکار شدن منجی و باز شدن دریچة امید است
در این مرحله،جدال میان حق و باطل به اوج می رسد.و نبرد نهایی آغاز می شود.
_حضرت رسول (ص) می فرماید: ياران آن حضرت بين ركن و مقام،به طرف او هجوم ميبرند.همان طورکه زنبوران عسل به يعسوب و بزرگ خود پناه ميبرند، عدل راگسترده می کند و آغاز حركت او ارشاد، نصيحت و اظهار معجزه است و هجوم و خون ريزي[9] نيست[10]
_ابوجعفر امام باقر(ع) می فرماید:"مهدي هنگام نماز عشا ظهورمی کند. درحاليكه پرچم رسول خدا(ص) وپيراهن وشمشير اوراباخود داردوداراي نشانه ها ونور بيان است.هنگامی نماز عشا را به جاي آورد،باصداي رساوبلندخود مي فرمايد: اي مردم، خدا را بياد شمامي آورم. شما اينك درپيشگاه خدا ايستاده ايد.اوحجت خود رابرگزيد وپيامبران رابرانگيخت... وكتاب آسماني فروفرستاد. شما راامركرد كه چيزي راشريك اوقرار ندهيد. ازخداورسول اطاعت وفرمانبرداري می کنیدوآنچه راكه قران زنده نگه داشته است زنده نگهداريدو آنچه راكه قران ميرانده است،بميرانيد (ترك كنيد آنچه راكه قران نهي كرده است)وطرفداران راستي وهدايت وپشتيبان تقوا باشيد.
زيرانابودي وزوال دنيا نزديك شده واعلان وداع کرده است...ومن شمارا به خدا ورسولش وعمل به كتاب خدا وترك باطل واحيای سنت اودعوت ميكنم.سپس اوبه همراه سيصدوسيزده مردبه شمار ياران بدر كه همچون ابرپاییزي پراكنده اند وزاهدان شب وشيران روزند،بدون قرار قبلي،ظهور می کندوخداوند سرزمين حجاز را براي مهدي مي گشايد.وي هركس ازبني هاشم راكه درزندان بسرميبرد آزاد می کند.آنگاه صاحبان درفش هاي سياه در كوفه فرود مي آيند وگروهي را برای بيعت به سوي مهدي(ع)گسيل ميدارندوآن حضرت لشكريان خودرابه سراسر جهان گسيل می دارد وستم پيشگان را ازميان برمي داردومردم همه سرزمينها بواسطه او،به عدالت وراستي ودرستكاري رومی آورند".
كيست،كسي را از مشرق برانگيخت،كه عدالت او را نزد يارهاي وي مي خواهند امتها را بر وي تسليم مي كند،و او را بر پادشاهان مسلط مي گرداند،و ايشان را مثل غبار به شمشير،وي،و مثل كاه كه پراكنده مي شود و به كمان وي تسليم خواهد کرد،ايشان را تعقيب کرده ،به راه هايي كه با پاهاي خود نرفته به سلامت خواهد گذاشت.[11]
_عدوي مصري دركتاب مشارق الانوار می گويد:"دربرخي ازروايات آمده است كه هنگام ظهور اوفرشته اي بالاي سرش ندا می کندكه :"اين مهدي خليفه خداست. ازاوپيروي كنيد"پس مردم به اوروي ميآورندوعشق ومحبت وي دردلها جايگزين ميشود.وي برشرق وغرب زمين فرمانروایی می کندوكساني كه نخستين باربين ركن ومقام بااوبيعت ميكنند به تعداد اهل بدر هستند،پس ازآن، مومنين واقعي ازشام وافراد شايسته اي ازمصر وگروهايي ازمشرق زمين ونظير آنان،نزد اوميآيند.
خداوندبراي ياري اوسپاهي با درفشهاي سياه ازخراسان برميانگيزد،سپس به شام ودرروايتي به كوفه روي مي آورند كه جمع بين هردو(روايت)ممكن است وخداوند اورا باسه هزار فرشته ياري می کند واصحاب كهف ازياران آن حضرت خواهند بود،استادسيوطي گويد:راز تاخير آنان (اصحاب كهف)تااين زمان بدين جهت است كه خداوند اين عزت وشرافت را به آنان اعطافرمود تادراين امت داخل شوندوخليفه خدا راياري کنند،طلايه دارسپاه وي جبرییل ودرانتهاي آن ميكاییل فرار دارد.[12]
__شهري رومي راباتكبير هفتاد هزارتن ازمسلمانان آزاد ميسازد[13]
__صهیونیست ها مي گويند: بعد ازجنگ آرمي گي دون كه مدت هفت سال درسرزمين فلسطين بين محورخير(يهوديان ومسيحيان صهيونيست)ومحور شر(جهان اسلام )به طول مي انجامد. هنگامي كه مسيحيان روبه شكست مي روند.حضرت مسيح (ع)با يك بشقاب پرنده نزول اجلال مي فرمايد وتمامي مسيحيان ازنو تولدمی یابند،سپس 144 هزار يهودي ايمان آورنده به حضرت مسيح (ع) را سوار می کند وبه بهشت مي بردکه از بالا نظاره گر معركه آرمي گي دون شوند .دوباره لحظه یي كه مسيحيان صهيونيست ويهوديان درمرز شكست هستند،حضرت مسيح(ع)مجددا به نفع فرزندان خدا (يهوديان)وارد معركه مي شود وموازين ومعادلات غلط را به نفع يهوديها برمي گرداند.سپس حضرت مسيح (ع)درمسجد الاقصي كه درآن زمان خراب شده است،معبد سليمان را روي آن می سازد.سپس مدت يك هزار سال با نام مملكت داودي (حكومت هزار ساله ) حكومت مي كند ودر نهايت،قيامت عظيمي برپامي شودودنيا به پايان مي رسد[14]
__هال ليندزي پيشگويي مي كند به محض آن كه نبرد آرماگدون به اوج خود رسيد و جهان در آستانه نابودي قرار گرفت، درست در همان لحظه عيسي مسيح رجعت مي كند و بشر را از مهلكه خود ساخته اش نجات مي بخشد.
پت رابرتسون (رییس سازمان ائتلاف مسيحي) : اسراییل از برخي اراضي عقب نشيني خواهد كرد، اما از اورشليم صرف نظر نمي كند و نتيجه آن جنگ، فرجام تاريخ است.
__در سال 1971 ريگان از بيلي گراهام (كشيش) خواست در مجلس قانونگذاري كاليفرنيا سخنراني كند. در اين سخنراني، گراهام گفت : از بين رفتن كمونيسم، نقشه و برنامه اي الهي است كه در كتاب مقدس آمده و نشان دهنده ي دومين ظهور مسيح است[15]
3-مرحله سوم:در پی غلبه حق بر باطل و هزیمت اهریمن از گیتی آغاز می شود و به عصر طلایی موسوم است(در این مرحله انسان به نهایت رشد و کمال نایل می شود و تمام ظرفیت های نهفته عالم هستی بروز می کنند).
__...من مامور هستم كه با شما اتمام حجت کنم و برابر قبول آنچه كه پروردگار عزوجل بر من نازل فرموده است از شما براي علي امير المومنين بيعت بگيرم و پيشوايان بعد از او را كه از فرزندان من ونسل او هستند،به شما معرفي کنم پيشوايانيكه قائم آن ها حضرت مهدي (عج)است و تاروز قيامت حجت خدا بر خلق خواهد بود و بحق حكومت مي فرمايد.[16]
__علي ا بن ابيطالب (ع) از پيامبر (ص) روايت كرده است كه فرمود:اگر از عالم جز روزي باقي نمانده باشد،خدا مردي از اهل بيت مرا خواهد برانگيخت تا دنيا را پر از عدل و داد كند همانطورکه از ستم پر شده است.[17]
__قيامت فرا نرسد تا اين كه كسی از عترم بپاخيزد و زمين راكه از ظلم و تجاوزهاي آشكارمالامال شده است، آكنده از عدل و داد كند.[18]
__خليفه اي از بني هاشم فرود مي آيد كه زمين را از عدل و داد پر مي كند و عمارت بيت المقدس را به گونه اي مي سازد كه همانندش ساخته نشده باشد.[19]
_-پيامبر(ص)فرمود:امت او چنان نزدش پناه جويد كه زنبور هاي عسل نزد ملكه ي خود.زمين را از عدل و داد مالا مال كند، همانگونه كه از جور وستم مالامال شده است،به طوريكه مردم همچون جامعه ي نخستين خود گرداند،وي خفته اي را پيدا نمي كند و خوني را نمي ريزد.
_جميز ميلز در مقاله اي در مجله سن دياگو در آگوست 1985،مي نويسد : ريگان در تصميم گيري هاي سياسي خود از ايمان و اعتقادش به پيشگويي هاي كتاب مقدس تأثير مي پذيرد و هميشه از التزام و پايبند بودن خويش نسبت به انجام وظايف و دستورات الهي به عنوان عمل به خواست خداوند يا عمل به آنچه كه باعث تحقق پيشگويي هاي خداوند و ظهور مسيح مي شود تا هزار سال بر جهان حكومت كند، ياد مي كند.
_پروتستان هاو پس از آن كاتوليكي ها پس از انعقاد دومين مجمع واتيكان در سال 1962، و عذرخواهي از يهود در سال 1998،حيثيت و اعتبار يهود را به ايشان بازگرداند و اعلام كردکه يهودیان در برنامه ي خداوند براي فرجام تاريخ و دومين ظهور مسيح،نقش مركزي و مهمي دارند و آن ها به آیین مسيحيت در خواهند آمد ؛ اگر اين حادثه پس از بازگشت آن ها به اورشليم به وقوع نپيوندد،با دومين ظهور مسيح به وقوع خواهد پيوست. بازگشت يهود به اورشليم برنامه ي ماقبل دومين ظهور مسيح به شمار مي آيد. تمام موارد فوق الذكر ارتباط احياي اصول گرايي در آمريكارا در پايان قرن نوزدهم، با ظهور مسيحيت صهيونيست آمريكايي نشان مي دهد.
در آن زمان حاكميت به يهود باز خواهد گشت و تمام ملل به خدمت آن مسيح يهودي درمی آیند. در آن ايام، هر يهودي 2800 بنده خواهد داشت كه به او خدمت مي كنند و 310 خانه خواهد داشت كه به آن ها حاكم خواهد بود. امت يهود در آن روز به اندازه یي ثروتمند و غني است كه از هداياي مسيحيان بي نياز است، زيرا جهان را از آن خود ساخته است... اين گنج ها خانه هاي بسياري را پر خواهند كرد به گونه اي كه حمل كليدهاي آن حتي به سيصد الاغ نیزامكان پذير نيست.
گفت و گودربارة مهدویت و پرسش از آخر الزمان، گفت و گوي عصر ماست. عوامل بسياري در شروع و بسط و گسترش آن دخالت دارند كه در رأس همه آن ها عنايت خداوندی است. پيوند اين مباحث با مسایل سياسي، اجتماعي و حتي روابط بين المللي به ويژه مواضع غرب در برابر شرق اسلامي، پيش ازهر زمان ذهن و زبان جوانان مستعد و فرهيخته مسلمان را به خود مشغول داشته است.
در روزگاري كه صد ها كانال ماهواره اي فراگير، با استفاده از جديدترين روش ها و قالب هاي تبليغاتي، آخرين آموزه هاي مبلغان كليساي پروتستان آمريكايي و انگليسي را بوسیله زبده ترين و شيك پوش ترين مبلغان،مانند خانم جويس ماير و آقاي بني هين ابلاغ مي كنند، كه بدون بستن زنار، پوشيدن ردا و...، با بياني شيوا و با نقل كلمات كتاب مقدس از ظهور دوباره مسيح سخن مي گويند و مژده قريب الوقوع بودن ظهور حضرت مسيح مي دهند.
ارائه تفسير و تحليلي جامع از آنچه در پيرامون ما مي گذرد، بدون مدد جستن از اخبار آخرالزمان ممكن نيست. چنان كه بدون اتخاذ يك استراتژي مناسب و جامع نمي توان اين دوره حساس و مهم از تاريخ بشر را پشت سر گذاشت. درك اين همه از سوي عموم مسلمين و به ويژه نخبگان، اولين گام براي ورود به اين جريان و اخذ تصميم بخردانه در برابر آن است.
موعود منجي
در تمام اديان و در كتب متفاوت اديان گذشته،بشارت از منجي عالم بشريت حقيقتي غير قابل انكار است و صغراي قضيه محتوم و كبراي قضيه نيز احتياج به تخصص و بحث تخصصي دارد كه شناخت به زبان از الزمات آن است و آنچه براي مااهميت دارد،اين است كه همه قایل به منجي هستند،اما اختلاف در مصداق الهي است و اختلاف از نظر اسم، اصل و موضوع (منجي عالم بشريت ) را عوض نمی کند و همه معتقدان بالفعل اصل و موضوع راپذيرفته اند واعتقاد به مهدي موعود (مصلح موعود) مساله یي است كه در تمام اديان و مذاهب مختلف جهان چون: ثنٌيت، كليميت،مسيحيت، مجوسيت، اسلام و غيره مطرح بوده و هست، بدين معني كه در آخر الزمان، مصلحي ظهور خواهد كرد و به جنايات، خيانت ها و تبعيض هاي بشر خاتمه خواهد داد. لازم به ذكراست كه اعتقاد به مهدويت (مصلح) تنها يك باور اسلامي نيست، بلكه عنواني براي خواسته ها و آرزوهاي همه ي انسان هاي دردمند و ستم ديده، با كيش و مذاهب گوناگون و همچنين بازده ي الهام فطري مردم با همه ي اختلافات عقيدتي و مذهبي است. مهدويت با سابقه اي ديرنيه، ريشه درفطرت دارد.
در کتب عهد قديم وجديد( تورات و انجیل) با آن که تحریف شده اند و مغرضین تلاش کرده اند که نام پیامبر اسلام ( ص) را از آن ها محو کنند، مطالبی درباره خاتمی ت دین محمد (ص) و جهانی بودن آن بعد از موسی (ع)و عیسی(ع) تصریح شده است. طالبان راه حقیقت،بایدمطالب را با انصاف و دور از تعصب دنبال کنند تا این که خداوند دلهای آن ها را به همان راهی که مطلوب است، راهنمایی کند.
در ميان همه ملل، دین یهود به دليل قدمت تاريخي از يك سو و تذكر دوباره ظهور مسيح موعود، بيشترين مطلب رادرمورد پيشگویی ازآينده را دارد. علقة ويژه اقوام يهود به كاهنان نيز بر دامنه ي اين آثار افزوده است. تاريخ حيات اين قوم هيچ گاه منفك از حضور و رأي كاهنان نبوده است. از سوي ديگر مكاشفات قدسيان و رهبانان مسيحي نيز از جايگاه قابل توجهي بر خورد دارند. آنان نيز به آخرين گفت و گوي مسيح (ع) و قديسين پس از وي را شناسايي، تفسير و اعلام كنند و علي رغم وقوع تحريف دردوكتاب مقدس تورات و انجيل، بخش هاي قابل توجهی از اين دو كتاب را پيشگويي هاي مربوط به آخر الزمان و ظهور دوباره ي موعود منجي تشكيل مي دهد.
البته در ميان عموم اقوام،پیروان دو قوم بيشتر از ساير اقوام درباره ي آينده سخن گفته اندو پيشگويي ها را بررسي كرده اند. يكي يهوديان و ديگري مسلمانان هستند پیروان دیگر دین ها در اقوام در حد اين دو گروه نيستند. در ميان اين دو، بسياري از پيشگويي هاي يهوديان مخلوط با سحر و جادو، طالع بيني و نجوم و رويا است. اما در ميان مسلمانان كم تر اين گونه بوده است. در يك مسأله هيچ ترديدي نيست كه همه ي ملل و همه اديان در آثار خود از آخرالزمان سخن گفته اند. يعني همه ي اديان در موعود گرايي مشترك اند و تنها صورت و مصداق موعود آخرالزمان در ميان آن ها متفاوت است. جملگي در اين باور كه آخر الزماني هست و در آخر الزمان اتفاقاتي مي افتد و موعودي مي آيد با هم متفق و يك نظرند.
__يهود مي گويندكه حق است ومهدي آخرالزمان خروج خواهد كرد امّا مسلمانان مي گوينداو از فرزندان اسماعيل است،این اشتباه است. او از فرزندان اسحاق است ودرکتا ب های ما استدلال کرده اندكه حضرت داود اشيا دوازده پسر داشت كه يكي از آن ها سليمان بود كه پادشاه جن وانس بود دراوّل دنيا،اوبرادري داشت به نام ماشع كه به لغت عربي مهدي مي با شد ودرآخركار دنيااوپادشاه خواهدشد.اودرزمان حضرت داود(ع)غايب شدودرآخرالزمان ظهورخواهدكردومهدي همين ماشع مذكور است وحق تعالي اين اخبار را درتورات به حضرت موسي خبر دادوساير مناديان نيز خبرداده اند.[20]
__يهوديان اعتقاد دارند مسيح قبلا" نيامده است و در نماز خود مي خوانند : من ايمان كامل دارم، مسيح خواهد آمد حتي اگر آمدنش به تأخير افتاده باشد، باز در آغاز هر يك از روزهاي زندگيم به انتظار او خواهم ماند.
نتیجه
صهيونيست ها زودتر از همه مسلمانان دريافته اند كه نمي توان از انرژي نهفته و پتانسيل «منجي گرايي» (مهدويت) غافل شد و پيش از رها شدن اين انرژي در ميان مسلمانان، در صدد بر آمده اند كه آن را در خدمت اهداف خود در آورند، در حالي كه مسلمانان همچنان درچهاروهشت گفت و گو از امام زمان (عج) سردرپي خواب و مكاشفه گذارده اند.
اين جماعت گستاخ دريافته اند كه براي مبارزه با مسلمانان،سلاحي كاراتر از روي آوردن به معنويت و شكستن سنت هاي كليساي پر زرق و برق و گسترده ساختن وعظ و تبليغ با شيوه هاي مدرن براي جماعت گرفتار در شبكه ليبراليسم اخلاقي و تجربه گرايي علمي نيست. چنان كه بني هين مقابل چشم هزاران تماشاگر، بيماران را شفا مي دهد ! آن هم درست در هنگامه اي كه بسياري از چهره هاي انقلابي شيعه، از ترس متهم شدن به خرافه پرستي و عوام زدگي از معنا، معنويت، اخلاق و همه ي سنت هاي ممدوح گذشته دست شسته اندو چون روشن فكران دهه هاي آخر قرن بيستم، پژوهش هاي علمي،تجربه گرايي و بهره برداري از فنون روان شناسي و جامعه شناسي را باعث و باني توفيق و رواج اسلام در بلاد كفر مي شناسند.
اين جماعت گستاخ دريافته اند كه جهاد سرخ، سلاح برنده اي است كه هنگامی از غلاف خارج شود، هيچ سلاحي در برابرش كارگر نخواهد بود. از اين رو، سلاح كند و زنگ زده ي توسعه اقتصادي و رفاه و مدرنيسم را به مسلمانان سپردند و با خلع سلاح آن ها خود با نام سربازان مسيح يا صليبي هاي ديگري كه خود را مأمور تحقق اراده ي خداوند مي شناسند، به ميدان آمدند.
بيداري جوامع مسلمانان وا پس از دوقرن رخوت و سكون،در حالي كه غرب پايان تاريخ خود را به تجربه نشسته است و سير نزولي را تا مغاك انحطاط و تباهي و بحران آغاز كرده است. شكل گيري نهضت هاي اسلامي در اقصي نقاط جهان، در كنار بروز نوعي احساس نياز و آمادگي در بشر غربي براي رجوع به حيثيت معنوي و ديني،گردانندگان غرب را كه عموما" متأثر از ادب و ادبيات عهد عتيق و آموزه هاي صهيونيستي هستند، به آن واداشته تا قبل از شكل گيري كامل نهضت هاي اسلامي و گسترش آن در اقصي نقاط عالم كه ناگزير غرب را به انفعال و قبول شكست مي سازد در اقدامي باز دارنده، كليه ي توان خود را وارد ميدان كنند تا شايد با هجمه اي وسيع (در ابعاد نظامي، سياسي و فرهنگي) جلوي اين جريان را سد كنند. در اين راستا طرح مباحثي مجهول از طرف صهيونيست ها چون ضرورت آمادگي براي ظهور حضرت عيسي، تأسيس تختگاه آن حضرت در معبدي كه به جاي مسجد الاقصي ساخته مي شود و... خود حكايت از احساس خطري بزرگ و فراگير از ناحيه شرق اسلامی مي كنند. تمسك غرب به آموزه هاي ديني (يهودي) و القاي آن ميان مسيحيان نيز حكايت از تلاشی فرگیر براي ايجاد انگيزه و آمادگي براي مبارزه ی مستمر با مسلمانان دارد.
غرب به مدد مراكز مطالعاتي و استراتژيك خود، همه آنچه را كه درباره ي آينده جهان و جهان آينده بيان شده گرد آوري و بررسي كرده است و حسب خوي ذاتي (استكبار ورزي) خود نيز سر در پي ترسيم نقشه اي براي "آينده جهان و جهان آينده" گذارده است. چيزي كه از آن به عنوان نظم نوين جهاني ياد مي شود. سياست مداران امروزه دو كشور مدعي، يعني آمريكا و انگليس عموما" همپا با سازمان هاي جهاني، مجري طرح ها و خواست سرمايه داري يهودي و محافل صهيونيستي هستند. جرياني كه بيش و پيش از ساير اقوام دست دركار پيشگويي و طراحي توطئه دارند. شايد بتوان پيشگويي هاي طالع بيناني چون نوس تر اداموس را ناديده انگاشت و با لبخندي از كنار اخبار علماي مستقل يهودي گذشت.اما آيا مي توان پذيرفت كه گردانندگان پشت پرده سياست جهان هم چون ما به اين منابع و اخبار، مي نگرند ؟!
مطالعه آنچه در اين باره در ميان شبكه هاي جهاني اينترنت، مقالات منتشره در ميان مطبوعات غربي و آثار ارائه شده بوسیله مبلغان كليساي انجيلي و همچنين فيلم هاي سينمايي فراواني كه بوسیله كمپاني هاي غربي ساخته شده دو فرض را فرا روي ما قرار داده است:
فرض اول:
مستقل از سياستمداران، جماعتي با پيگيري اخبار و مطالعات جدي و مستمر حاصل تأمل و خلوت خود را فرا روي پيروان خود قرار داده اند. چنان كه امروزه كليساي كاتوليك به نحوي سازمان يافته به كمك ابزار دقيق نجومي، اخبار و مكاشفات پيشينيان درباره آخرالزمان را بررسي مي كند و سعي در كشف موارد قابل تطبيق در وضع كنوني سيارات و كواكب با آنچه كه در منابع آمده است دارد و اين وقايع به طور مستقل بروز و ظهور همان چيزي است كه قبلا" پيشگویي شده است.
فرض دوم:
مراكز عمده مطالعاتي و گردانندگان پشت پرده سياست در آمريكا و انگليس،با آگاهي از اين اخبار و با مشاهده ی قراين نزديك شدن ايام سقوط و ركود خود،سعي در سوار شدن بر موج حوادث دارند. در واقع غربي كه امروزه فاقد عنصر قوي نظري و مراقبت عالي فرهنگي است، بسط قدرت و سلطه جويي از طريق نظامي گري صرف را راه خلاص خويش فرض مي كند و با درك مجموعه عوامل و شواهدي كه سقوط غرب و ظهور تاريخي جديد به نام دين و معنويت را در حوزه ي جغرافياي سرزمين هاي اسلامي ممكن مي سازد، سعي در تدوين استراتژي و برنامه ريزي براي اجراي آن در كوتاهترين زمان كرده است.
حركت سريع و در عين حال مزورانه حكايت از اين دارد كه غرب مقاصد زير را دردستور كار خود قرار داده است.
1- تخدير افكار ساكنان ساده لوح سرزمين هاي غربي به ويژه آمريكا از طريق جنگ رسانه ها و متأثر ساختن احساسات و اهوای آنان براي محقق ساختن اغراض سياسي، نظامي و اقتصادي ويژه. لازم به ذكر است که دول آمريكا و انگليس، با سرمايه هاي كلان ملت خود، دو بازوي قوي مجامع صهيونيستي و فراماسونري جهاني اند.
2- ايجاد انحراف ذهني در تحليل و برداشت ساكنان و حاكمان ملل غير غربي – به ويژه مسلمانان -از عملكرد صهيونيسم و بازوان اجرايي آن ها، بازگرفتن امكان هر نوع تصميم گيري منطقي و واقعي از آن ها، از طريق القاي استراتژي هاي مجعول و غير مستقل در اداره جوامع اسلامي.
3- به دست آوردن ابتكار عمل در جريان حوادث، مقابله با انواع موانع، سوار شدن بر جريان رخدادها به قصد كسب امكان سلطه گري بلا منازع و حذف همه ي جريانات مزاحم به ويژه در ميان سرزمين هاي اسلامي.
غرب، اسلام و نهضت هاي اسلامي را مهم ترين مانع و مزاحم فرا روي خود مي شناسد. در عصر حاضر، هيچ يك از سياستمداران جهان به اندازه ي مردان سياسي آمريكا و اروپاي غربي به مطالعه آثار پيشگويان و اخبار پشت پرده درباره ي آينده جهان، علاقه نشان نمي دهند.
در تمامي فيلم هاي سينمايي ساخته شده بر اساس اخبار آخرالزمان، آمريكا به عنوان تمدن جهاني معرفي مي شود. چنان كه در فيلم "روز استقلال" هنگامی سفينه اي بزرگ جهان را تهديد مي كند، اولين بار اين سفينه در عراق ديده مي شود و پس از آن آمريكا به مدد تكنولوژي فوق مدرن خود، جهان را از مهلكه اي بزرگ نجات مي دهد. همين مضمون در شكلي ديگر در فيلم آرمگدون تكرار مي شود، اما اين بار مهندسان و كارگران نفتي آمريكايي هستند كه با همراهي رییس جمهوری آمريكا، جهان را از بلايي بزرگ مي رهانند و عالم را دعاگوي خود مي سازند.
انتشار كتاب ها و مقالاتي با مضامين ياد شده و ساخت ده ها فيلم سينمايي چون آرمگدون، روز استقلال، طالع نحس، نوس تر آداموس، ترميناتور و... ايجاد صدها پايگاه اطلاع رساني مستقل و وابسته، طرح مباحثي چون عدالت بي پايان، جنگ صليبي دوم از زبان رئیس جمهوری آمريكا، ارائه نظرياتي مشخص درباره «پايان تاريخ، جنگ تمدن ها» و مرتبط داشتن هر واقعه كوچك و بزرگي در جهان با مسلمين و به ويژه شيعيان ايران، حكايت از آگاهي و اطلاع كامل مراكز اصلي تدبيرگر غربي از اين اخبار مي كند. در واقع غرب متذكر اين نكته است كه تاريخ غرب به سر آمده و دير يا زود ناگزير به قبول مرگ فرهنگ و تمدن استكباري خود است.
واقعيت اين است كه بحث آينده گرايي در غرب بسيار جدي است و به عبارتي جدي تر از جامعه ما، علتش هم اين است كه ما به مسأله انتظار و ظهور امام زمان(عج) فقط از بعد مذهبي و ديني خودمان نگاه مي كنيم و به ابعاد سياسي و اجتماعي اين مسأله كم تر توجه داريم. اما در غرب،آينده نگري در تمام ابعاد، فوق العاده جدي است، به همين دليل متفكران غربی، بخش مهمي از افكارشان را صرف اين مسأله مي كنند. زيرا قلمرو علمي غرب شده است. البته مسأله انتظار در همه ي تمدن هاهست، بوداییان و هنديان (گوتمه يا بوداي پنجم را) منتظرند و زرتشتيان (سوشيانت) را و مسيحيان معتقدند كه عيسي(ع) مجددا" بر مي شود و يهوديان مي گويند : عيساي واقعي هنوز نيامده است. انتظار در تمدن شيعه بسيار عيني است به طوري كه تمدن هويتش با آن نفس مي كشد. تمدن هاي ديگر منجي شان را قاب كرده اند و بر سينه ي آسمان زده اند. يعني يك موجود ذهني است. اعتقاد هست اما عيني نيست و در زندگي تجلي ندارد. اما موعود و منجي شيعه كاملا" عيني است. منتهي ما نياز به م ترجماني داريم كه اين تجلي باطني مذهب شيعه را بياورد و وارد جامعه كند. اين مشكل ما در اين قلمرو و اين فضاست.
دليل حجيت اجماع در خاصه، بر خلاف عامه، حضور معصوم شان است. اين را اگر از لحاظ روانشناسي مذهب با ديدگاه "ميرچاالياده" و اصول دين شناسي معاصر نگاه كنيم، مي شود حضورزنده، يعني معتقد است كه اين موجود زنده در اين قلمرو كمكش مي كند.
اين مسأله از لحاظ روانشناسي خيلي مهم است. در فقه احاديثي داريم كه حضرت، مسأله فقهي را بيان كرده اند.
در مسأله سياست هم همين طور. نقش امام زمان(عج) در پيروزي انقلاب اسلامي ايران قابل مشاهده است. در بحثهایی كه امثال ميشل فوكو و كلر برير و ديگران دارند، نقش امام حسين(ع) و امام زمان(عج) را در اانقلاب اسلامي مطرح مي كنند.
به سيستمي نياز است تا آن چه در بطن شيعه جريان دارد، به گونه اي طرح شود كه شخص عامي هم بداند امام زمان(عج) در سياست چه قدر حضور دارد. غرب اين را فهميده است. كنفرانس تل آويو در سال 1984 ميلادي در دانشكده تاريخ دانشگاه تل اويو، با همكاري مؤسسه مطالعاتي شيلوهه متصل به صهيونيسم و با حضور 300 شيعه شناس درجه يك جهان را همان طور كه مارتين كرامر مي گويد، برای بررسي ريشه ها و مباني انقلاب ايران و آثار و نتايج آن در جهان برگزار كردند.
نگاه سرخ شيعيان به عاشورا و نگاه سبز به انتظار، برخلاف غربي ها، به زبان و برهان عامه ترجمه نشده است. در جامعه ي شيعي خلاء واسطه اي كه هم حامل و جامع معنا شد و هم قدرت تبيين معنا را براي عامه داشته باشد، مشهود است. شيعه بایدروي مسأله عرضه ي معاني و مباني خود خيلي كار كند. قدرت غرب به محتواي آن نیست بلكه ناشي از بيا نشان است كه در سطح وسيع از طريق فيلم هاي سينمايي، شبكه هاي تلويزيوني و ماهواره یي صهيونيستي بيان مي شود. بيان قوي باعث جبران خلاءمحتواي آن ها شده است. شيعه محتواي بسيار قوی و ژرفی دارد. باید كساني تربيت شوند كه قدرت بيان و ترجمه آن ها را داشته باشند. شيعه خيلي چيزها را هميشه ديده است، اما چون به ديدن آن ها عادت كرده، دنبال كشف رمز و راز آن نبوده است.
غربي ها قبل از انقلاب اسلامي ايران و ساخته شدن فيلم نوس تراداموس هم فعاليت هايي در اين زمينه انجام داده بودند. منتها پس از انقلاب، مسأله مهدويت مطرح شد، غربي ها هنگامی با انقلاب اسلامي مواجه شدند، به تصريح خود غافلگير شدند. فيلم نوس تراداموس در سال هاي 80 و 81 ميلادي بوسیله اورسون ولز يهودي كه در جهان سينما فوق العاده اعتبار داشت،ساخته شد. او خيلي ساده برخورد كرد و گفت حدود سيصد ميليون مسلمان در خاورميانه با ثروت عظيمي كه دارند، براي صلح جهاني خطرناكند. از نظر آن ها هر كس كه ارزش خود را فهميد و ثروت هم داشت، براي صلح جهاني خطرناك است. آن ها براي اين كه امواج انقلاب اسلامي را تخريب كنند و تصوير و تفسير بدي از آن ارائه دهند، سراغ مسأله مهدويت آمدند.چون به اين نتيجه رسيده اند كه باید روي اين نظريه كار كرد.
غربي ها از دهه ي 90 قرن بیستم سبك خود را عوض كردند و متوجه شدند كه اگر امام زمان شيعيان را نفي كنند، به نحوي در اثبات آن تلاش كرده اند. چون در جهان اين نگرش هم وجود دارد كه هر چيزي را كه غرب نفي كند، حتما" ارزشي دارد كه آن ها تلاش در نفي آن دارند. بنابراین قضيه عوض شد و در دهه ي 90 در فيلم هايي مثل صهيون،آرمگدون به جاي بُعد تخريبي اين طرف،يك بُعد اثباتي براي طرف ديگر مطرح شد.
غرب با تغيير رويه به جای تهاجم به دنبال تربيت است. همه اينها بيانگر آگاهي از نقش محوري مهدويت در دويست سال گذشته، در تكوين حركت هاي اجتماعي و سياسي در متن شيعه است. غرب هر جا پا گذاشت تأثير اعتقاد به مهدويت را ديد كه او ج آن انقلاب اسلامي بود. لذا در حال حاضر،روي تخريب مهدويت در جهان بسيار كار مي كند. از يك طرف مهدويت ما را مي كوبد و از طرف ديگر مهدويت تخيلي خود را ترويج مي كند.
نکته مهم در فيلم ماتريكس اين است كه هويت انسان آينده که به ماشين تبديل شده است زير سؤال مي رود، اما راه نجاتي كه براي فرار از اين بحران ذكر مي شود شهري به نام زايال (صهيون) است كه چند بار كلمه صهيون با چهره شهر منجي ديده و شنيده مي شود. آنچه كه فيلم القاء مي كند اين است كه فقط در يك جا چه در قلمرو ماده و چه معنا مي توان نجات يافت و آن هم در زايال است. از پتانسيل موجود كه در تمامي فِرق و مِلل درباره ي موعود يا منجي وجود دارد باید استفاده كرد و لازم هم نيست كه گفته شود شما به جاي مسيح، امام زمان ما را بشناسيد، بلكه باید امام زمان(عج) طوري مطرح شود كه مسيح زير مجموعه ايشان شود و بتواند به تمام نيازها پاسخ بدهد.
آخر الزمان بک باورمشترک بشری در خصوص فرجام کار عالم ناسوت است که عالم ماده را در نگاهی بُرداری و زمان مند،دارای نقاط و ابتدا و انتها می داند.طبق این تعریف، عالم ماده ازلی و ابدی نیست و همان گونه که در زمان معینی ایجاد شده،در وقت مشخصی نیز به پایان خواهد رسید.حال اگر عالم ماده را به یک کتاب قطور و سالهای عمر این عالم را به صفات آن کتاب تشبیه کنیم «آخر الزمان»آخرین فصل از کتاب ناسوت خواهد بود.از آنجا که خالق گیتی،کتاب خلقت عالم را بی غایت و بی هدف قلم نزده است،لاجرم چکیده عمر عالم و همه مقصود از آفرینش،در واپسین فصل این کتاب ظهور خواهد کرد و همه قصه های ناتمام این کتاب،در آخرین فصل آن،پایانی شایسته و مقبول خواهند یافت.آخرالزمان،برهه ای از تاریخ است که طی آن عالم ناسوت، هویت لاهوتی خویش را باز خواهد یافت و در واپسین چالش میان حق و باطل،شناسنامه توحیدی عالم ماده دوباره پیدا و پدیدار خواهد شد.
منابع
1- پيش گوئيهاوآخرالزمان موسسه موعود
2- سير تحول دين هاي مسيح ويهود دكتر فصائلي
3- مسيح يهودي وفرجام جهان (مسيحيت سياسي واصول گرا در آمريكا) رضاهلالي
4- دروغ هاي نهفته در تلمود آگست راهلنگ، تحقق و تدوين دكتر محمد الشرقاوي، انتشارات الواعي الاسلامي، قاهره
5- ، ميراث اسطوره ها(اصولگرايي مسيحي درنيمكره غربي ) جورجي كنعان
6- آرمگدون نبرد آخر الزمان به روايت مسيحيان صهيونيست محمود النجيري
7- جزيره خضرا ياتحريفي درتاريخ شيعه نظری
8- پروتستانتيزم،پيورتيانيسم و مسيحيت صهيونيستي نصير صاحب خلق
9-تكاپوي 2000 جان نسبيت،پاترشياابردين،ترجمه صهبا سعيدي
10- الامام المهدي عند اهل السنه
11- اليواقيت و الجواهر شعراني
12- بشارت عهدین
13-مهدي در13 قرن دارمستر
14- مسيح يهودي و مفهوم حاكميت اسرائيلي دكتر مني كاظم، الاتحاد للصحافه و النشر، ابوظبي
15- يوم ا...: جنبش هاي بنياد گرا در اديان سه گانه گيل كيپل ترجمه نصير مروة، دارقرطبه، قبرس
16- نسخه خطي ابن عماد
17- بشارةالاسلام ,ص297 به نقل از فتوحات مكيه ابن عربي
18 - Robert I.Fridman Zealots for Zion : In side Israel's west Bank settlement movement , pub. 1, New York : Random House. 1992, p.15
19- Religious Broadcasting Magazine , April, 1982
20- اسعاف الراغبين محمد الصبان.
21- الصواعق المحرقه ابن حجر
پی نوشت ها:
[1] آنتاگونسیت،شيطان،ضد مسیح،دجال
[2] البته حرکت خونبار که دربعضی ازروایات نقل شده با ماهیت رسالت درتناقض است
[3] حاکم،مستدرک،ج2،ص239
[4] نصیر صاحب خلق، پروتستا نتيزم،پیوریتانیسم ومسیحیت صهیونیستی،ص9
[5] جورجی کنعان،میراث اسطوره ها،ص97
[6] مثلث مقدس،ص82
[7] یوم ا... جنبش های بنیادگرا درادیان سه گانه،ص179
[8] آرمگدون،ص79
[9] لازم به توضیح است که بعضی ها خواسته اند علائمی را مطرح کنندکه باماهیت وفلسفه هدایتی موضوع مهدویت متضاد است.ازجمله ی آن ها کشتارهای دسته جمعی با ارائه آمارهای وحشت ناک واعداد نجومی ازکشتاراست که به نظر می رسد مطالب درطول تاریخ ازطرف معاندان ومخالفان دستکاری شده وبا اخبارصحیح درآمیخته است
[10] الحاوی للفتاوا،ج2،ص152
[11] نسخه خطی ابن حماد،ص95
[12] الامام مهدی عنداهل السنه،ج2،ص62
[13] شاره الاسلام،ص279 به نقل ازفتوحات مکیه ابن عربی
[14] سیرتحول دین های ی مسیح ویهود،دکترفضائلی
[15] رضاهلال،مسیح یهودی وفرجام جهان،ص127
[16] ازفیه خطبه النبی،یوم الغدیر فراهیدی
[17] صحیح ابن داود،ج2کتاب المهدی،ص207
[18] عقدالدرر،ص36
[19] ابن حماد،ص110
علامه مجلسي (ره)از توضيح قول مذكور يهوديان مي گويد :امّا يهوديان دروع مي گويند ,قصه تورات راخوانده ام اين چنين كه ايشان ميگويند نيست ,در سفر انبيا نوشته است كه ماشع از فرزندان موعود است محّمد (ص)واز اولاد شالون (اسماعيل)
مي باشد. به نقل از صفحه 35جزيره خضرا ياتحريفي درتاريخ شيعه
کد مطلب: 664
آدرس مطلب: http://www.intizar.org/vdcjfxemzuqem.sfu.html